|
نشریه الکترونیکی اندیشه سبز
|
||
|
نشریه فرهنگی، سیاسی، دانشجويي و صنفی |
کاربران عزیز؛ نشریه دانشجویی اندیشه سبز را از طریق کلیک کردن بر روی عکس شماره مربوطه ببینید:
اندیشه سبز شماره ۱۳: اندیشه سبز شماره ۱۲: اندیشه سبز شماره ۱۱:
پیکر سردار سرتیپ محمد حنیف درستی و سرهنگ پاسدار حسین زمانلو بر دوش هزاران تن از مردم شهید پرور شهرستان خوی تشییع شد و عصر امروز دوشنبه هفتم اسفندماه ۱۳۸۵ در مزار شهدای خود به خاک سپرده شد.
ایشان به همراه فرمانده لشکر ۳ نیروی زمینی سپاه سرلشکر سعید قهاری و چندین تن از یاران خود در منطقه جهنم دره شهرستان خوی و در خط مقدم عملیاتی مبارزه با اشرار و گروهکهای ضد انقلاب در این منطقه حضور داشتند که به علت شرایط نامساعد جوی بالگرد ایشان سقوط نموده و به شهادت رسیدند.
سردار رستگار پناه فرمانده قرارگاه حمزه سید الشهدا در جمع مردم خوی ضمن بزرگداشت مقام این شهیدان اعلام نمودند که سربازان ومریدان این شهیدان انتقام ایشان را از اشرار گرفتند و این مزدوران را سرکوب نمودند. ایشان اعلام نمودند که ما به پاس حرمت خون این شهیدان نه تنها توطئه های استکبار جهانی آمریکا را در مناطق مرزی بلکه توطئه ها وعملیات آنها در کشورهای همسایه را نیز خنثی خواهیم نمود.
برای دیدن بقیه عکسها روی لینکهای زیر کلیک کنید.
http://sabz78.persiangig.com/image/DSC00168.JPG
http://sabz78.persiangig.com/image/DSC00169.JPG

صاحب امتياز: بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي
مدير مسئول: علي بي غم
سردبیر: فرشیدیکانی
طراح روي جلد و پشت جلد: هادي حقيق
همكاران اين شماره :احد رحماني، فرشید یکانی، رضا کیانی،محمد علي اشرفي، فهیمه حقیق، الهام حسين لو، مينا اصغري، سريه تنها، معصومه خانمحمدی، لیلا طالبی، هاجر جعفر پور، معصومه هاشمی نژاد
با تشكراز همكاري استادان محترم؛ علي امين خاني و حسن حاجي حسينلو
آدرس نشريه:
خوي،بلوار وليعصر(عج) ،خيابان دانشگاه،دانشگاه پيام نورخوي، دفتر بسيج دانشجويي- تلفن2334557
*************************************************************
**********************************
مقام معظم رهبري :
وظيفه همه دانشگاهها ودانشجويان اين است كه براي پر كردن دره علمي موجود ميان كشورما وجهان پيشرفته علم، تلاش فوق العاده از خود نشان دهند. اقتدار علمي منشأ قدرت اقتصادي،سياسي وفرهنگي است.
*************************************************************
**********************************
از گوشه و کنار دانشگاه چه خبر؟
چند مورد از فعاليتهاي بسيج دانشجويي
در طي روزهاي اخير بيش از 250 نفر از دانشجويان بسيجي در اردوهاي مختلف علمي وتفريحي شركت كردند.
1- اردوي تفريحي دانشجويان برادر در مورخه 2/2/85 در كليسا وآسياب خرابه برگزار گرديد
2- خواهران نيزدر طي اردويي در همين تاريخ كه درمنطقه ماكو وپلدشت وباغچه جوق برگزار گرديد، از مكانهاي ديدني اين مناطق از جمله كاخ سردار ماكو وايوان فرهاد و... ديدن نمودند
3- بازديد علمي دانشجويان رشته زمين شناسي نيزدر روزهاي 30 فروردين و 6 اريبهشت، در دو مرحله از آسياب خرابه انجام گرديد.
4- همايش جوانان وامام زمان (عج) قبل از عيد، در سالن سينما ايثار سپاه برگزار گرديد و حجه لاسلام والمسلمين آقازاده بياناتي را در اين مورد ارائه نمودند . در اين مراسم قرائت شعر توسط دانشجويان بسيجي وهمچنين مداحي در مدح صاحب الزمان انجام پذيرفت.
5- دانشجويان دانشگاه ما هم به همراه اساتيد وكاركنان دانشگاه در تجمعي، حمايت خود را از فعاليتهاي هسته اي دانشمندان كشورمان اعلام داشتند.
و اما دانشگاه.......
آغاز ساخت سالن ورزشي در دانشگاه پيام نور خوي!!

قبل از تعطيلات عيد، شاهد خط كشي هايي در محوطه دانشگاه بوديم كه باعث مي شد هر كسي فكري در اين مورد بكند، يكي مي گفت : دارند وسعت ساختمان اداري را زياد مي كنند، ديگري مي گفت: مي خواهند جدول بزنند وچمنكاري كنندو... ولي نكته جالب اينجاست كه برخي از كاركنان دانشگاه كه هر كدام مسئوليت مهمي هم داشتند مي گفتند كه خط كشي ها براي ساخت سالن ورزشي است!!!. از زبان هركسي مي شنيديم اصلا باور نمي كرديم ، ولي... به هر حال زياد بحث نمي كنيم وهمانطور كه همه شاهد هستيد اين خط كشي ها محل عبور لوله هاي گاز شدند!!!


*********************************************************
پس از انتشار مطلب فوق مسئولین محترم دانشگاه در جلسه ای که با مدیر مسئول نشریه اندیشه سبز داشتند متذکر شدند که ساخت سوله ورزشی در برنامه کاری دانشگاه قرار دارد و آقای دکتر سقط فروش و برخی کارکنان محترم دانشگاه توانستند پس از دوندگی های فراوان، مجوز ساخت سوله ورزشی را نیز دریافت کنند و ساخت سوله ورزشی تنها یک شایعه نیست و حقیقت دارد وبزودی کارهای اجرایی آن نیز آغاز خواهد شد.
*********************************************************
نگفتن نگيد!!!
كيميا حق را گفته،ولي... حرف حق تلخ است
در روزهاي گذشته ودرست روز پس از انتشار نشريه كيميا، شنيديم كه يكي از اساتيد محترم از دست دست اندركاران اين نشريه به شدت عصباني شده واز كوره در رفته است، آنهم به خاطر مطلبي كه اين نشريه در مورد تضييع حق دانشجويان در بعضي از واحدهاي آزمايشگاهي توسط برخي!! از اساتيد نوشته بودند و از قول استاد مذكور هم نوشته بودند كه» نمره 16 براي دانشجو مفهومي ندارد«. استاد گرامي هم شديدا از چاپ اين نقل قول ناراحت شدند، حال آنكه استاد گرامي قولش هم واقعا در اين مورد خاص با عملش يكي است و نه تنها دست اندركاران نشريه كيميا بلكه ما واكثريت دانشجويان هم حقانيت مطلب كيميا را تأييد مي كنيم وبه اين ترتيب اين استاد بايد فكري به حال خود بكند نه اينكه با دانشجويان روشنفكر واهل قلم درگير شود.
اعتراض دسته جمعي دانشجويان به...
شنيديم كه جمعي بيش از 30 نفر از دانشجويان خانم و آقا بخاطر رفتارهاي ناشايست فروشنده بوفه دانشگاه و برخوردهاي ناپسند ايشان ، به طور دسته جمعي مراتب اعتراض خودشان را به رئيس دانشگاه اطلاع دادند ورياست محترم هم، به همراه دانشجويان به بوفه دانشگاه آمده وحقانيت دانشجويان را به عينه ديدند. اميدواريم كه رياست محترم ومسئولين مربوطه فكري براي حل اين معضل بنمايند.
...وچند روز بعد....
البته اعتراضهاي دانشجويان موجب اقدامات اساسي براي حل مشكل سلف نشده است، هر چند دانشجويان طوماري در اين باره نيزامضاء كردند كه در نهايت موجب اخراج فرد متخاطي از بوفه دانشگاه شده است.
*************************************************************
**********************************
بيان انديشه سبز،دل دانشجويان،گوش مسئولين
دانشجويان چه مي گويند؟...
اگر مسئولين محترم دانشگاه به اين نكته اذعان داشته باشند كه يكي از مهمترين رسالتهاي نشريه دانشجويي، بازتاب حرف دل دانشجويان مي باشد، ما هم حرف دل دانشجويان را در چند موردخاص اينگونه به اطلاع ايشان مي رسانيم.
مورد اول: وضعيت سلف سرويس
ما افتخار مي كنيم كه دانشگاه ما از جمله معدود دانشگاههاي پيام نور در كشور است كه داراي سلف سرويس مي باشد و از رياست وقت دانشگاه آقاي الوداري كه موجبات ايجاد اين سلف سرويس را فراهم نمودند تشكر فراوان مي كنيم، ولي وقتي ما دانشجويان بخاطر كيفيت واقعا بد غذاي سلف سرويس(البته منظور از كيفيت، نوع غذا نيست؛ منظور ما وضع بد غذا از نقطه نظر بهداشتي است)اعتراض مي كنيم ، منظورمان اين نيست كه درب سلف سرويس تخته شود، منظور اين است كه از نظر بهداشتي نظارت بر پخت غذا صورت گيرد تا ديگر از داخل غذا انواع واقسام حشرات ويا به قول دانشجويان افزودني هاي مجاز وغير مجاز و تخمه وپوست ميوه و... بيرون نيايد.
وجود سلف بسيار خوب است ولي غير بهداشتي بودن غذا بد است واگر بخاطر غير بهداشتي بودن ، سلف سرويس تعطيل شود كاري بسيار بدتر است و آنوقت مي گويند كه نتوانستند مشكل را حل كنند وصورت مسئله را پاك كردند!!!.
مورد دوم:تجليل از اساتيد،چه وقت؟
در روزهاي گذشته مراسمي براي تجليل از اساتيد وكارمندان نمونه توسط يكي از تشكلها در دانشگاه برگزار گرديد كه درجاي خود بسيار باعث شادماني است. در اين مراسم كه در آستانه روز معلم صورت گرفت چند تن از كارمندان دانشگاه به عنوان كارمند نمونه انتخاب شدند.
1- دكتر سقط فروش، رئيس دانشگاه
2- آقاي سليم زاده، رئيس آموزش
3- آقاي كريمي، مسئول حراست
4- آقاي بهنمون، مسئول امور مالي
5- آقاي برزگر، مسئول امور فرهنگي.
در اينكه ايشان واقعا از زحمتكشان دانشگاه هستند شكي نيست وما نيز از اقدامات اينچنيني تشكر وقدر داني مي نماييم.
اما...
چه خوب است در اين روزها كه به نام هفته معلم مزين گرديده ، يادي هم از اساتيد زحمتكش دانشگاه نماييم.آيا از اساتيدي مثل استاد گردشخواه در زيست شناسي، استاد عيسي زادگان در روانشناسي، استاد امين خاني در شيمي، يا استاد تاري ورديلو، خانم فروتني وبسياري ديگر از اساتيد كه اگر بين دانشجويان برويم وجوياي نام آنها شويم،خواهيم فهميد كه هر كدام از ايشان محبوبيت قابل توجهي در بين دانشجويان دارند نبايد در روز معلم تجليل به عمل بيايد؟
تقاضاي ما از مسئولين دانشگاه اين است كه مراسمي تدارك ديده و از اساتيد نمونه اي كه در دل دانشجويان جايي هم دارند تشكر وقدر داني كنند. چراكه دانشجو واستاد اركان اصلي دانشگاه هستند ودانشگاه با دانشجو واستاد معني پيدا مي كند.
ما در اينجا روز معلم را خدمت تمام اساتيد تبريك عرض مي نماييم و از زحمات بي دريغ آنها در دانشگاه تشكر وقدرداني مي كنيم واميدواريم سريعا شاهد تجليل رسمي از اين عزيزان دردانشگاه باشيم.
*********************************************************
پس از انتشار:
مورد اول: پس از انتشار مطلب(مورد اول: وضعيت سلف سرويس) مسئولین محترم دانشگاه در جلسه ای که با مدیر مسئول نشریه اندیشه سبز داشتند متذکر شدند که از دانشجویان عزیز تقاضا داریم تا مهر ماه 85 کمی تحمل کنند تا ما که در حال گسترش فضای سلف سرویس هستیم، این کار را به اتمام برسانیم وتا حدودی این وضعیت را بهبود ببخشیم.
مورد دوم: پس از انتشار مطلب(مورد دوم:تجليل از اساتيد،چه وقت؟) جنجال فراوانی در دانشگاه به راه افتاد و برخی از اعضای یک تشکل وهمچنین برخی از کارمندان محترم به این خبر اعتراض نمودند که اعتراض حاج آقا کریمی که به طور خصوصی با شخص بنده در میان گذاشت کاملا به جا بود چرا که نام ایشان در نشریه درج نگردیده بود وما در اینجا از ایشان معذرت خواهی می کنیم . ولی در مورد سایر اعتراضات بنده بالشخصه و به عنوان مدیر مسئول مانده ام که در کجای این خبر به تشکل یا شخص خاصی اهانت شده است؟ البته گفتنی است که هر چیزی را با دید منفی بخوانیم برایمان خوشایند نخواهد بود و بنده از این معترضان می خواهم که بدبینی را کنار گذاشته و با دیدی مثبت دوباره این خبر را بخوانند وببینند که کل نشریه ما بوی دوستی واتحاد می دهد.
*********************************************************
*************************************************************
**********************************
مكتب تاريخ واقعي وافسانه هولوكاست
در سالهاي اخير علاقه مردم غرب به پديده هولوكاست افزايشيافته است. تحقيقات نشان ميدهد كه حجم مطالب منتشر شده در رابطه با هولوكاست در دهه 1990 ده برابر دهههاي 1940 و 1950 ميلادي است. اين موج علاقه به كشف حقايق تاريخي و مقابله با تبليغاتهاليوودي و ژورناليستي و تاريخنگاري رسمي به ايجاد يك مكتب جديد تاريخنگاري انجاميده كه به تجديدنظرطلبي (رويزيونيسم) يا تاريخ واقعي معروف است. معمولاً از "پل رازينيه" فرانسوي بهعنوان بنيانگذار اين مكتب ياد ميكنند. رازينيه در زمان جنگ دوّم جهاني از اعضاي جنبش مقاومت فرانسه بود كه بهوسيله گشتاپو دستگير شد و به اردوگاه "بوخنوالد" اعزام گرديد و تا پايان جنگ در اردوگاههاي مختلف نازي زنداني بود. پس از جنگ وي عاليترين نشان مقاومت را از دولت فرانسه دريافت كرد و سپس به عرصه تحقيقات تاريخي روي آورد، در زمينه جنگ دوّم جهاني به تحقيق و انتشار كتاب پرداخت و از جمله به ترسيم وضع اسفناك اردوگاههاي جنگي نازي دست زد. ولي او بتدريج در جريان تحقيقش به نظراتي رسيد كه تصوير رسمي را كاملاً نفي ميكرد. رازينيه اعلام كرد كه اولاً، افسانه اتاقهاي گاز براي كشتار زندانيان - اعم از يهودي و غير يهودي - مطلقاً صحت ندارد. ثانياً، در دوران جنگ هيچ سياستي از سوي آلمان براي كشتار جمعي يهوديان اروپا وجود نداشته است. ثالثا، يهوديان كشته شده در دوران جنگ بين 900 هزار تا يك و نيم ميليون نفر هستند نه 6 ميليون نفر و اين افراد مانند ديگران در جريان جنگ يا در اثر بيماريهاي مسري، بهويژه تيفوس، از بين رفتند. امروزه دو مورخ صاحب نام بهعنوان مهمترين هواداران مكتب تاريخنگاري واقعي شناخته ميشوند: اولي، "ديويد ايروينگ" انگليسي است. ايروينگ مورخ بسيار معتبري است در حدي كه برخي نشريات سرشناس انگليس نوشتهاند هيچ كسنميتواند درباره جنگ دوّم جهاني كار كند و پروفسور ايروينگ را ناديده بگيرد. او اولين كسي است كه خاطرات 75000 صفحهاي گوبلز را بهدست آورد و روي آن كار كرد. اين خاطرات بهمدت 50 سال براي مورخين ناشناخته بود و در آرشيوهاي سري ارتش سرخ شوروي نگهداري ميشد. ايروينگ پس از يك كار شش ساله بر روي اسناد سري شوروي سابق اولين بيوگرافي كاملاً مستند هيتلر را منتشر كرد با نام جنگ هيتلر كه جنجال فراوان بهپا نمود و كار وي را به دادگاه كشانيد. ايروينگ در كتاب جنگ هيتلر مدعي است كه اصولاً در دوران جنگ هيچ نوعي از كشتار يهوديان (هولوكاست) در كار نبوده است. ايروينگ نشان داد كه مهمترين اسناد جنگ دوّم جهاني همه بهطور مرموزي مفقود شدهاند. بسياري از يادداشتهاي روزانه سران آلمان و ايتاليا كه تا مدتي پيش در آرشيوهاي شوروي سابق و آلمان و ساير كشورهاي اروپايي موجود بود به سرقت رفته و پنهان يا معدوم شده است. او از جمله اشاره ميكند به يادداشتهاي روزانه موسوليني كه زماني موجود بود و اكنون نيست. ايروينگ معتقد است كه اولاً، در آشويتس و ساير اردوگاههاي نازي اتاق گاز وجود نداشته است. ثانياً، هيتلر هيچ اطلاعي از وجود اتاقهاي مرگ و برنامه سازمانيافته براي كشتار يهوديان نداشته است. (ايروينگ براي كسي كه بتواند ثابت كند هيتلر از هولوكاست مطلع بوده جايزهاي به مبلغ 1000 پوند تعيين كرده است.) ثالثاً، يك توطئه جهاني وجود دارد كه به مورخين اجازه تحقيق بيطرفانه و بركنار از پيشداوري در زمينه هولوكاست را نميدهد. رابعاً، رقم شش ميليون كشته يهودي در جنگ دوّم صحت ندارد و تعداد مقتولين يهودي كمتر از يك ميليون نفر است كه در اثر بيماري يا در جريان جنگ، مانند ديگران، كشته شدهاند نه در اثر طرح سازمانيافته امحاء جمعي. دومين مورخ سرشناس هوادار مكتب تاريخنگاري واقعي، "رابرت فوريسون" فرانسوي است. پروفسور فوريسون و خانوادهاش نيز، مانند رازينيه، در زمان جنگ از آلمانيها آزار فراوان ديده بودند. او مؤلف كتابهاي متعددي است و ثابت ميكند كه اتاق گاز و سياست امحاء جمعي يهوديان صحت ندارد. فرد صاحب نام ديگر در ان عرصه فرد لوختر آمريكايي است. لوختر مورخ نيست بلكه مهندس متخصص ساختمان زندان است. او براي تحقيق به لهستان رفت و در بازگشت گزارش 196 صفحهاي خود را منتشر كرد كه به گزارش لوختر معروف است. او در اين گزارش وجود اتاقهاي گاز را منكر شد. او ثابت كرد كه اتاقهاي گاز در آشويتس و ساير اردوگاههاي لهستان پس از جنگ دوّم جهاني با هدف جلب توريسم بهوسيله حكومت كمونيستي لهستان احداث شده است. در اين زمينه افراد سرشناس ديگري نيز كار كردهاند: گرمار رودلف مؤلف كتابي در انكار اتاقهاي گاز آشويتس است. ارنست زوندل كانادايي كتابي نوشته با عنوان آيا واقعاً شش ميليون نفر كشته شدهاند؟ ديويد هوگان كتابي دارد با عنوان افسانه شش ميليون نفر. دكتر بروزات تحقيقي دارد درباره اتاقهاي گاز در داخائو و اثبات ميكند كه نه در داخائو، نه در بوخنوالد و نه در ساير اردوگاههاي آلماني اتاق گاز براي كشتار يهوديان و ساير زندانيان وجود نداشته است. و بالاخره رژه گارودي، عضو جنبش مقاومت فرانسه در زمان جنگ دوّم، كه او نيز، بر اساس تحقيقات محققين پيشگفته، نشان ميدهد كه هولوكاست صحت ندارد و يك افسانه ساختگي است.
*************************************************************
**********************************
گل عفاف
هيچ باغبانى را سرزنش نمی كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است، چون باغ بی ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولى براى باغبان نمی ماند.
هيچ كس هم با نام "آزادى" ديوار خانه خود را برنمى دارد و شبها در حياطش را باز نمى گذارد، چون خطر رخنه ى دزد، جدى است .
هيچ صاحب گنج و گوهرى هم جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران نمى گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر ربوده مى شود .
هر چيز كه قيمتى تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مى رود .هر چه كه نفيستر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت، لازمتر .
اگر در شيشه ى عطر را باز بگذاريد، عطرش مى پرد .
اگر رشته ى مرواريدت را در كمد و صندوق نگذارى و در آن را نبندى، گم مى شود .
اگر در مقابل پنجره ى خانه ات، تورى نزنى، از نيش پشه ها و مزاحمت مگسها در امان نخواهى بود وقتى راه ورود پشه ها را مى بندى، خود را "مصون" ساخته اى، نه "محدود" و زندانى.
وقتى در خانه را مى بندى، يا پشت پنجره ى اتاقت پرده مى آويزى، خانه خود را از ورود بيگانه و نگاههاى مزاحم در پناه قرار داده اى، نه كه خود را در قيد و بند و حصار افكنده باشی .
اگر براى ايمنى از خطرها و آسودگى از مزاحمان، خود را بپوشانى، نه كسى ايراد مى گيرد و نه اگر هم ايراد بگيرد، اعتنا مى كنى، چرا كه سخنش را بى منطق و ناآگاهانه مى دانى و مى بينی.
اينكه "دل بايد پاك باشد"، بهانه اى براى گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه ى "لاقيدى" وگرنه از دل پاك هم نبايد جز نگاه و رفتار پاك برخيزد.
ظاهر، آينه ى باطن است و . . . "از كوزه همان برون تراود كه در اوست" .
زن، به خاطر ارزش و كرامتى كه دارد، بايد محفوظ بماند و خود را حراج نكند و در بازار سوداگران شهوت، خود را به بهاى چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد .
زن به خاطر لطافتى كه دارد، نبايد در دستهاى خشن كامجويان ديو سيرت، كه نقاب مهربانى و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آن كه گل عصمتش را چيدند، او را دور اندازند، يا زير پاشان له كنند .
زن به خاطر عصمتى كه دارد و ميراثدار پاكى مريم است، نبايد بازيچه ى هوس و آلوده ى به ويروس گناه گردد.
گوهر عفاف و پاكى، كم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل خانه نيست .دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند .
سادگى و خامى است كه كسى خود را در معرض ديد و تماشاى نگاههاى مسموم و چشمهاى ناپاك قرار دهد و به دلبرى و جلوه گرى بپردازد و خيال كند بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمى اندازد و از زهر نگاهها و نيش پشه هاى شهوت در امان مى ماند!
خراب كردن همه ى ديوارها و برداشتن همه ى پرده ها و باز گذاشتن همه ى پنجره ها، نشانه ى تيره انديشى است، نه روشنفكرى! علامت جاهليت است نه تمدن!
مى گويى نه؟ به طومار كسانى نگاه كن كه پس از رسوايى و بى آبرويى، با دو دست پشيمانى بر سر غفلت خويش مى زنند و بر جهالت خود لعنت مى فرستند.
كسى كه از "جماعت رسوا" نگريزد "رسواى جماعت" مى شود!
آنكه ايمان را به لقمه اى نان مى فروشد،آنكه يوسف زيبايى را با چند سكه ى قلب عوض مى كند، آنكه "كودك عفاف" را جلوى صدها گرگ گرسنه مى برد و به تماشا مى گذارد، روزى هم "پشت ديوار ندامت" اشك حسرت بر دامن پشيمانى خواهد ريخت، در آخرت هم به آتش بى پروايى خود خواهد سوخت.
از اول كه جامه ى عفاف سفيد و شفاف است، نبايد گذاشت چركابه ى گناه بر آن بپاشد .
از اول بايد مواظب بود اين كاسه ى چينى نشكند و اين جام بلورين ترك بر ندارد .
از اول نبايد به پاى بيگانه، اجازه ى ورود به مزرعه نجابت داد، كه بوته هاى نورس عصمت را لگدمال كند .
ولى . . . گريه بى حاصل است و بى ثمر، وقتى كه شاخه شكست و گل چيده شد!!
تهیه از: الهام حسینلو
*************************************************************
**********************************
دغدغه هاي دانشجويان پيام نور
(همراه با جوابیه و راهنمایی های مسئولین دانشگاه)

در شماره هاي پيشين شما دانشجويان عزيز ملاحظه فرموديد كه ما ، درد دلها و مشكلات و همچنين دغدغه هاي فكري شما را از زبان خود شما، در اين صفحه مخصوص انعكاس مي دهيم و اميدواريم كه مسئولين مربوطه با خواندن و آشنا شدن با مشكلات دانشجويان اقدامات وراه حلهاي قابل قبولي ارائه فرمايند.
ما بر اساس وظيفه بار ديگر به ميان شما دانشجويان عزيز آمديم و مشكلات ودغدغه هاي شما را جويا شديم و بدون اينكه تحليلي در مورد اين سخنان شما عزيزان داشته باشيم آنها را در اين صفحه مي آوريم و از مسئولين محترم دانشگاه خواهشمنديم در صورت تمايل راهنمايي ها و يا پاسخهاي خودشان را در مورد سئوالات يا شبهه هايي كه احيانا در همين گزارش وجود دارد به ما ارائه فرمايند تا درشماره هاي بعدي با چاپ آنها، دانشجويان را از توجه شما مسئولين به مشكلات آنان آگاه سازيم.
دانشجويان عزيز نيز مي توانند درد دلها و دغدغه هايشان را جهت انعكاس در همين صفحه بصورت كتبي به دفاتر بسيج دانشجويي تحويل فرمايند.
سئوالي كه در اين گزارش مطرح گرديده اين بوده كه بفرماييد مشكلات ودغدغه هاي فكري يك دانشجو ومخصوصا دانشجوي پيام نوري چه مي تواند باشد؟
لازم به ذكر است كه گزارش ذيل در اوايل اسفند ماه 84 تهيه شده است
*********************************************************
پس از انتشار نشریه خوشبختانه مسئولین محترم دانشگاه در جلسه ای که با مدیر مسئول نشریه اندیشه سبز داشتند و همچنین در جلسه پرسش و پاسخی که مسئولین بسیج دانشجویی با حضور دانشجویان ومسئولین دانشگاه برگزار کردند به شبهه های دانشجویان و به سئوالات ایشان که هم در جلسه و هم در نشریه از مسئولین شده بود جواب دادند که در ذیل هر دغدغه دانشجویی که جواب مسئولین به آن داده شده ، این جوابها را البته به طور خلاصه درج می کنیم.
*********************************************************
* خانم حسيني- رشته شيمي
ـ راستش را بخواهيد نگراني و دغدغه هميشه هست و شايد هم مقطعي باشد يعني بعد يك مدتي اصلاً برات خنده دار باشد. ولي در حال حاضر شهريه ي دانشگاه، مشكلات خوابگاه و غربت توي شهر ديگه، طرز انتخاب واحدمون با اون صفهاي سياه، از همه مهمتر سطح سواد استادها و ... بدتر از همه اينكه نميدوني بعدِ اين همه مشكلات واقعاً يه كار به درد بخوري گيرت بياد يا نه. يا اصلاً تو چند سالگي مي توني از شر اين مشكلات خلاص بشي و واسه ي زندگي آينده ات كمي وقت بگذاري و فكر كني.
* آقاي د. ب- رشته زيست شناسي
ـ والّا سؤال خوبي كردي، ولي مشكل اين جاست كه الآن چون موقع انتخاب واحد ترمي است فكرمون به جز مشكلات دانشگاه در رابطه با نحوه ي پاسخگويي به در خواست دانشجوها به جايي قد نميده. يعني باور كن انتخاب واحد براي من از خود امتحانات سخت تره. جالب اينكه بدون اطلاع از تمام نمره هات داري درس انتخاب مي كني. از اون صفهاي بيست ميليوني هم كه خودتون بهتر اطلاع دارين. وضعيت شهريه ها هم كه قرار بود هزينه ها كم بشه ولي آب از آب تكون نخورد، يعني هيچيِ هيچي!!!
جوابیه و رفع شبهه از آقای سلیم زاده: انشا ا... از مهر ماه فکری به حال این صفهای بلند خواهیم کرد تا کار انتخاب واحد دانشجویان عزیز سریعتر انجام پذیرد هر چند که باید بانک هم با ما همکاری کند وافراد بیشتری را به دانشگاه اعزام کند.
*آقاي ف. ج
ـ شما خودتون وضعيت دانشگاه رو مي بينين كه هم از لحاظ سر و وضع دانشجويان و هم برخورد مسؤولين آقا. اگه خانمها خودشونو عرضه نكنند كدوم پسر جووني به خود جرأت مي ده كه مزاحمش بشه؛ از مسؤولين حراست دانشگاه خواهش مي كنم، در صدد حل ريشه اي مسأله برآيند، فكري براي پوشش نامناسب خانمها بكنند.
جوابیه و رفع شبهه از آقای کریمی: ما هر کاری می کنیم به خاط دانشجویان است و به نفع دانشجو، و فراتر از وظیفه حراست وظیفه شرعی ماست که تذکر بدهیم و امیدواریم دانشجویان عزیز به این طرز تفکر برسند که ما در ابتدا دوست دانشجویان هستیم و بعد کارمند دانشگاه.
* آقاي م. ب-رشته ي شيمي
ـ كاركنان دانشگاه با دانشجويان رفتار فوق العاده ناراحت كننده اي دارند و وقتي با دانشجويي صحبت مي كنند انگار با يك بچه ي كوچك دبستاني صحبت مي كنند.
*خانم ر. ح- رشته ي آمار
ـ بيشتر ناراحتي ام از اينه كه فكر مي كنم در طول اين ترم چيز به درد بخوري بدست نياوردم به جز نمره هاي قبولي واحدهاي پاس شده، به اين اميد كه ترم آخر هم برسه و به قول خودم فارغ التحصيل بشم و اونوقت برام فقط يك مدرك ميمونه با نمره هاي زوركي!! حالا خودت حساب كن با اين وضع دانشگاه ( در مورد سطح سواد استادها، تعداد و ساعات كلاسها، امكانات آموزشي براي همه ي رشته ها، شكل و حجم كلاسها، و نحوه ي گزينش يا همون امتحان تستي ) من حق دارم سرخورده باشم يا نه؟
* خانم ن. ع- رشته ي شيمي
ـ فعلاً فكر مي كنم دغدغه اي كه گريبانگير دانشجوهاي خوابگاهي است اينه كه واقعاً خيلي سخته بتونيم كنار مسايلي از قبيل دوري از خانواده و سختي هاي رفت و برگشت، غريبي توي اين شهر يا هر روز با يكي درگير بشي، چون مثلاً مهموني و غريب، انجام دادن كارهايي شبيه خونه داري و آشپزي و ... بتونيم با مسايلي ديگه از قبيل حجم بالاي كتابها، بي اعتمادي نسبت به سطح معلومات استادها، و وضعيت نامنظم دانشگاه موقع انتخاب واحد، وضعيت شهريه و ... كنار بيايي و جالب اينكه مطمئن هم نيستي آخرش چيزي گيرت بياد يا نه؟!
* سميرا كريمي- رشته مديريت
ـ راستش رو بخواي وقتي برمي گردي به گذشته ات و الآنت رو نگاه ميكني تازه ميفهمي كه اونقدرها هم از اين راهي كه انتخابش كردي زياد راضي و مطمئن نيستي، يا بهتر بگم وقتي زياد فكر مي كنم نمي دونم آيا اينقدر هزينه اي كه واسه ي دانشگاه و هزارجور مسأله ي ديگرخرج كردي آخرش به دردت مي خوره يا نه؟ يا چقدر مي توني ازش استفاده كني؟، واقعاً براي خودم متأسف مي شم.
* خانم محمد نژاد- رشته ي علوم تربيتي
ـ باور كنيد چيزي كه به نظر من باعث ميشه همه ي دانشجوها يه جوري سرخورده بشن، اينه كه وقتي دانشجوي بيچاره ميبينه كه استاد هم دست كمي از خودش نداره حالا فكر كن چه حالي ميشه! " پس مني كه ميخوام يك مطالبي بيشتر از توي كتاب دستم بياد يا يه خورده بيشتر بدونم،بايد منتظر بشم چند سال ديگه تو مقطع كارشناسي، حالا اگر اونم شانس داشتم، تو همون كتابِ سطح خودم پيداش كنم!!!"
*خانم پ. ر- رشته ي ادبيات
ـ باور كن يه موردي كه شايد همه ي دانشجوها با من راجع بهش هم عقيده اند، اينه كه واقعاً بعضي وقتها خجالت مي كشيم كه ادّعا كنيم دانشجوييم و يك خورده بيشتر سرمون تو حسابه. چون وقتي تو محيط دانشگاه بهت بي احترامي مي كنند و به چشم هر چي جز دانشجو نگاهت مي كنند، اونوقت چه انتظاري داري كه بيرون واست فرش پهن كنند. مخصوصاً همين مواقع انتخاب واحد و مخصوصاً نسبت به خانمها هم بي انصافي و هم بي احترامي ميشه، حتي از طرف مسؤولين ثبت نام.
جوابیه و رفع شبهه از آقای سلیم زاده: امیدواریم دانشجویان عزیز فکر نکنند که هدف کارکنان دانشگاه بی احترامی به دانشجویان است، شما خودتان را جای آنها بگذارید وببینید که با این حجم کاری فراوانی که دارند، ممکن است که به خاطر خستگی فراوان گاهی وقتها از کوره در بروند. ضمنا بر طبق قوانین برای هر 100 نفر دانشجو باید یک کارشناس باشد ولی ما می بینیم که در دانشگاه ما برای هر رشته وحتی دو رشته تحصیلی تنها یک کارشناس وجود دارد.
* آقاي محسن. الف- مديريت
ـ چرا مسئولين رده بالاي پيام نور، هيچگاه صحبت نمي كنند و به مشكلات دانشجويان رسيدگي نمي كنند؟ رييس دانشگاه ما هم چرا همه چيز را در علم مي داند؟ چرا فكري به حال فعاليتهاي فرهنگي نمي كند. آخه علم بدون تعهد به چه درد مي خورد؟
جوابیه و رفع شبهه ازدکتر سقط فروش: قسمتی از کارهای فرهنگی را به عهده تشکلهای دانشجویی سپردیم، مثلا به مسئول بسیج دانشجویی مبلغ 200 هزار تومان پول دادیم وگفتیم شما موظفید تا پایان خرداد85 این پول را خرج فعالیتهای فرهنگی کنید و برنامه های خود را ارائه نمایید. به بقیه تشکلها هم مبالغی جهت فعالیت پرداخت نمودیم.
* آقاي عليرضا. ج- شيمي
ـ ما كه نمي توانيم با حضور تمام وقت در كلاس رياضي2 و شيمي و فيزيك آلي و ... و حتي كلاسهاي اضافي و ... نمره ي قبولي در اين درسها بگيريم؛ روي چه حسابي اين درسها را خودخوان اعلام كرده اند؟ چرا مسؤولين و رييس دانشگاه جواب قانع كننده اي نمي دهند؟
جوابیه و رفع شبهه از آقای سلیم زاده: چون دانشجویان به خود خوان شدن بعضی از دروس اعتراض نمودند ما برای بعضی از دروس که تعداد شرکت کنندگان آن به حد نصاب می رسیدند از جمله ریاضی 2 کلاس گذاشتیم.
آقاي محسن -ن و خانم رؤيا-ز
نمي دونيم آيا تا حالا مسئولين محترم هيچ به اين نكته توجهي كرده اند كه بسياري از دانشجويان با اينكه در خيلي از درسهايشان نمره هاي بالايي گرفته اند ولي در يك يا دو درس كه مي توان گفت رياضي وخصوصا رياضي 2 يكي از آنهاست مكررا مردود مي شوند حتي دوستي دارم كه شش بار نمره 4 و5 در اين درس گرفته ويا يك نفر را مي شناسم كه در درس شيمي آلي 2 هفت بار افتاده وهنوز هم كه هنوزه نتوانسته نمره قبولي از اين درس بگيره . حالا حرف ما اينه كه ماشنيده ايم در دانشگاههاي سراسري وآزاد اگر كسي در يك درسي براي بار دوم نتواند نمره قبولي بگيرد آن درس خود به خود حذف مي شودودرسي ديگر معادل آن درس به او داده مي شود ولي دانشجويان پيام نور بايد درهمه درسها نمره 17 به بالا بگيرند ومعدل آنها بيشتر از 15 باشد ولي يك درس مثل دروس ذكر شده معدل آنها را تا حد مشروط شدن پايين بياورد حال آنكه در استخدامهاي دولتي نيز معدل اهدايي دانشگاههاي سراسري براي استخدامها بايد 13 باشد ومعدلي كه دانشجويان پيام نور از دل كوه وصخره بيرون مي آورند بايد بيشتر از پانزده باشد تا استخدام شوند.اين حرف كه ما گفتيم حرف خيلي هاست ولي كيه كه به حرف ما گوش كنه؟
*خانم اعظم-ن
من در ادامه دوستم رؤيا بايد عرض كنم كه با اين همه كم لطفي كه از طرف رؤساي ادارات وسازمانها و... در مورد استخدام دانشجويان پيام نوري مي شود بعضي از اين اساتيد ماهم بعضي وقتها دانشجو را فراموش مي كنند وبا اينكه مي دانند اگر دانشجويي بعد از اتمام تحصيلات در اداره يا كارخانه اي مشغول به كار شود واگر!! شغل او با رشته تحصيلي اش مرتبط باشد مطمئنا اگربا مشكلي برخورد كند مي رود مطالعه مي كند وراه حل مشكلش را پيدا مي كند حرف من اين است كه با اينكه اساتيد ما ازاين نكته آگاهي دارند ومي دانند كه بعضي از دروس پيام نور در آينده به هيچ درد آنها نمي خورند در مورد آن درس چنان سخت گيري مي كنند كه حتي ارفاق نمره 0/45 را دريغ مي كنند تا دانشجو در همان درس با نمره 9/65 مردود شود حال آنكه همه مي دانيم دانشجويان پيام نوري بايد چه حجم بالايي از كتابها را مطالعه كنند ودانشجويان سراسري ويا آزاد چه جزوه چند صفحه اي را!!!!
مشكلات رشته زيست شناسي از زبان دانشجويان
بعد از انتشار شماره قبلي نشريه انديشه سبز ، در طي تصميماتي كه در جلسات اين نشريه براي انتشار شماره فعلي صورت گرفت ، قرار براين شد كه در هر شماره اين نشريه به بررسي وانتقال مشكلات دانشجويان يكي از رشته هاي دانشگاه به مسئولين دانشگاه بنماييم كه قرعه كار به رشته زيست شناسي افتاد ولي خوشبختانه آقاي دكتر سقط فروش پيش دستي كرده وقبل از ما به درد دل دانشجويان زيست شناسي گوش داده اند، ولي اين نكته را بايد اشاره كرد كه با وجود اينكه دكتر عزيز سر سفره درد ودل دانشجويان نشسته اند ولي هنوز هم اين دانشجويان مشكلات فراواني دارند. اين رشته بيشترين متقاضي ودر عين حال مي شود گفت كه كمترين امكانات را دارد. دانشجويان اين رشته با عشق و علاقه به آموختن پا به اين عرصه گذاشته اند، غافل از اينكه بعد از ورود به اين دانشگاه متوجه مي شوند كه مشكلات بسياري براي اين رشته ي نوپا وجود دارد كه نياز به توجه بيشتر مسؤولين محترم دارد، ما ضمن تشكر از زحمات اخير رياست محترم دانشگاه و با كسب اجازه از ايشان، مي خواهيم بعضي از مشكلات عمده ي دانشجويان زيست شناسي را كه از طريق پرسش از دانشجويان اين رشته، جمع آوري كرده ايم را بيان كنيم.
مكان: دانشگاه پيام نور خوي
زمان: روز سه شنبه مورخه 2/12/84
* دانشجوي سال سوم زيست شناسي هستم، امروز كه براي انتخاب واحد مراجعه كردم و واحدهاي انتخابي را نوشتم و تحويل كارشناس رشته ام دادم اما دوباره مثل دفعات قبل روي يكي از دروس آزمايشگاهي كه انتخاب كرده بودم، خط كشيده و حذف كردند. و گفتند كه ظرفيت پر شده است و فقط براي 15 الي 20 نفر ارائه شد. دليل اين كار چيست؟ حالا كه ديگر بهانه اي براي كمبود فضا وجود ندارد. شما بگوييد شرح حال ما شده است مانند افرادي كه در صف نان ايستاده اند، هر كه زودتر آمد نان مي برد، و گرنه پخت نان تمام شد و ايشان بي بهره از نان.
* يكي از خانمها مي گفت: ترم قبل چهار واحد آزمايشگاهي انتخاب كرده بودم، كه سه واحد آن حذف شد و گفتند براي ورودي هاي 82 ارائه نمي شود، و با منزل تماس گرفتند كه بايد بيايد و فلان واحد آزمايشگاهي را حذف كند و گرنه خود به خود حذف، و ديگر انتظار پس گرفتن پولتان را نداشته باشيد؛ ولي بعداً موقع حذف و اضافه به بعضي از وروديهاي 82 اين واحد را ارائه دادند قبل از اينكه ما متوجه اين امر شويم.
جوابیه و رفع شبهه از آقای سلیم زاده: کارشناسان آموزش سعی می کنند واحدهای آزمایشگاهی را به دانشجویانی ارائه بدهند که قدیمی تر هستند و بالطبع هوای آنها را نگه می دارند، بخاطر این که آنها فرصت زیادی برای پاس کردن واحد آزمایشگاهی ندارند و بنابراین اگر ورودی جدیدتری درخواست واحد آزمایشگاهی کرده باشد و درصورت تکمیل ظرفیت به ایشان ارائه نمی شود ولی اگر این دانشجو ورودی قدیمی وبخصوص ترم آخر باشد کارشناسان همه تلاش خود را می کنند که جایی برای این دانشجو انتخاب کنند تا به مشکل برخورد نکند. ضمن این که به این نکته هم باید اشاره کرد که دانشجویان جدید هم روزی قدیمی خواهند شد.
* چرا رياضي2 را خودخوان اعلام كردند؟ من نمي دانم واحدي كه دانشجويان حتي با حضور استاد و جلسه هاي رفع اشكال باز دچار مشكل مي شوند و تعداد كمي نمره ي قبولي مي آورند چرا حالا خودخوان اعلام شده است، اگر ما در درس رياضي نابغه بوديم چرا رياضي نخوانديم؟ آيا اين بهانه ي خوبي است كه چون استادي براي اين درس وجود ندارد، پس خودخوان اعلام مي شود؟
جوابیه و رفع شبهه از آقای سلیم زاده: چون دانشجویان به خود خوان شدن بعضی از دروس اعتراض نمودند ما برای بعضی از دروس که تعداد شرکت کنندگان آن به حد نصاب می رسیدند از جمله ریاضی 2 کلاس گذاشتیم.
*تمامي امتحانات در روز 84/11/14 تمام شد؛ البته به جز بعضي از دروس پيش كه آنها نيز نهايتاًدر مورخه 84/11/18 تمام شده اند؛ ولي هنوز نمرات را اعلام نكردند و ما بدون دانستن نتيجه ي نمرات از اصول احتمال استفاده كرده و انتخاب واحد كرديم و مطمئناً ما در حذف و اضافه نيز دچار مشكل انتخاب واحد و تكميل ظرفيت دروس آزمايشگاهي مي شويم. چرا چنين مشكلي پيش مي آيد؟
* دانشجوي سال دوم زيست شناسي هستم، آيا براي اين سؤال من پاسخي وجود دارد؟ چرا برنامه هاي شروع كلاس را با تأخير اعلام مي كنيد.
جوابیه و رفع شبهه از مسئولین دانشگاه: سیستم پیام نور ما را موظف می کند که ابتدا دانشجویان ثبت نام کنند وسپس ما بر اساس تعداد دانشجویان و دروس انتخابی آنان برنامه کلاسی را تنظیم کنیم.
*************************************************************
**********************************
بهترين روش مطالعه

مطالعه چيز خوبى است. فقط وقت اش را بايد اندكى زياد كرد. مطالعه اشكال و روش هاى مختلفى دارد. رايج ترين نوع مطالعه، روش ساده و رو در رو است.برخى مطالعات نتايج خودش را در بلندمدت (مثلاً 7 تا 9 ماه) نشان مى دهد. نتايج ممكن است ناقص، كامل و يا مثبت و منفى باشد. همانطور كه گفته شد، با توجه به مشكلات عديده اقتصادى و توسعه مدرنيسم در ميان دانش پژوهان، آنان علاقه چندانى به سرمايه گذارى هاى مطالعاتى بلندمدت نشان نمى دهند و براى شب امتحان يا حداكثر كنكور مطالعه مى كنند كه همان لحظه به دردشان مى خورد.
البته مطالعه امر بسيار لذت بخش و شيرينى است ولى در اثر ممارست و تكرار موجب تضعيف قوه بينايى شده و شما را مجبور به تهيه عينك خواهد ساخت. براى همين توصيه مى شود پس از هر بار مطالعه، يك و نيم ليوان آب هويج (به معناى اخص كلمه) ميل بفرماييد. شيرموز نيز براى تقويت قوه بينايى و ضعف بنيه مفيد فايده است.
بهترين نوع مطالعه، مطالعه دو نفره است. از مطالعات يكنفره بيشتر به "خود درگيرى" تعبير مى شود. در مطالعات دو نفره، طرفين پس از انگيختن حس مطالعه در يكديگر، (به اين مرحله پيش مطالعه هم مى گويند) مطالعه جدى و اساسى شروع مى شود.
مطالعه نيز مثل هر كار ديگرى نيازمند يادگيرى و پس از آن تمرين است. بنابراين شما روش هاى علمى و درست و مؤثر مطالعه را فرا بگيريد و به كار بنديد.اين ضرورى ترين مسأله و ابتدايى ترين گام براى مطالعات نتيجه بخش و مؤثر است.اميدوارم هرگز با كسى كه چيزى از اين اصول علمى و مدرن نمى داند، وارد مطالعه نشويد، چرا كه او فارغ از هرگونه يادگيرى است و بى گمان به صورت غريزى با شما كار خواهد كرد كه در اغلب موارد حس خوبى به شما دست نمى دهد؛ هر چند شما به طور كامل روش هاى درست مطالعه را آموخته باشيد.
چند نكته:
پس از انتخاب كتاب مناسب با شكل و محتواى زيبا و اندازه و قيمت مناسب، يكبار روى جلد را به دقت نگاه كنيد، روى جلد كتاب، به مثابه صورت كتاب است و شما با نگاه خود به آن مى فهمانيد كه قصد مطالعه داريد. سپس كتاب را برمى داريد و دستى روى آن مى كشيد.يادتان باشد با تأنى و آرامش روى كتاب دست بكشيد.بعد صفحه اولش را باز كنيد. در آن لحظه نفسى عميق بكشيد. بعد، از همان اول، يكى يكى صفحاتش را باز كنيد و مطالعه اش كنيد.
ياد آوري
اطمينان از نتيجه:
- باتوجه به توانايى ذهنى كه داريد درك مطالب براى شما آسان است.
- گاهگاهى به كمك اطرافيان از ياد گرفته هاى خودتان امتحان كنيد.
- همواره نيم ساعت زودتر از موعد آماده رفتن به دانشگاه يا محل آزمون شويد.
- بيست دقيقه قبل از امتحان از مطالعه دست بكشيد.
- لحظات قبل از امتحان كتاب را با سرعت ورق نزنيد.
- كليه كتاب ها را موقع مطالعه دور خودتان نچينيد
توصيه يك نويسنده
توجه
آنتونى رابينز به عنوان يكى از سرشناس ترين نويسندگان در زمينه موفقيت مى گويد راحت ترين راه براى موفقيت در هر زمينه اى اين است كه حرف ها و تجربيات آدم هاى موفق را در همان زمينه بشنويم و تا آن جا كه مى توانيد استفاده كنيد.
*************************************************************
**********************************
آموزش مجازي ونگرشهاي توسعه آن در ايران
آموزش مجازي يكي از مسائلي است كه با ورود كامپيوتر به خانه ها مورد توجه قرار گرفت و حالا با گسترش عصر اطلاعات و ارتباطات ارزش اين آموزش بيشتر و بيشتر شده است. بشر امروز با تجربه هاي جديدي روبروست و از مفاهيم سنتي دورتر و دورتر مي شود.
همچنين لازمه بهره گيري مناسب از روش هاي جديد آموزشي در عصر اطلاعات، وجود نيروي انساني است كه از سواد اطلاعاتي و مهارت هاي رايانه اي برخوردار باشد. لذا ضروري است كه اساتيد، معلمان و كليه شهروندان جامعه اطلاعاتي براي استفاده از آموزش الكترونيكي با چنين مهارت هايي براي معلمان به دليل نقش آموزشي آنان دو چندان مي شود. اما بي شك بيشترين تأثير پديد آمدن فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي بر محيط هاي آموزشي بوده است . كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش سبب شده تا محيط آموزشي به سوي مجازي شدن سوق پيدا كند. در اين مقاله به بررسي آموزش مجازي و مشكلات كاربرد آن در ايران مي پردازيم.
بررسي نقش آموزش الكترونيك در حل مشكلات آموزش هاي سنتي و استفاده از آن براي همگاني كردن امر تعليم و تربيت در ايران تلاش انسان ها در قرن بيست و يكم براي كسب قابليت هاي لازم براي زندگي كه مملو از فناوري اطلاعاتي و ارتباطي است بايد در جهت افزايش روز افزون دانش كاري و فناوري نوين باشد. از شاخص هاي توسعه هر كشور، ميزان توليد، توزيع و مصرف اطلاعات در آن مي باشد. آموزش الكترونيكي وسيله اي است كه انسان ها را در رسيدن به اين هدف ياري مي رساند. بااستفاده از آموزش الكترونيكي مي توان خيلي سريع و راحت به خودآموزي پرداخت. در عرصه آموزش الكترونيكي مي توان فرصت هايي يافت كه ارائه مفاهيم و مطالب درسي را با استفاده از امكانات كمك آموزشي ديداري و شنيداري پيشرفته، بسيار غني و جذاب نمود.
انعطاف پذيري اين نوع آموزش، محيط آموزشي مناسبي را براي افرادي كه به دليل تعهدات شغلي يا شخصي قادر به شركت كردن در يك كلاس رسمي نيستند، فراهم مي آورد. در اين شيوه آموزش با استفاده از فناوري روز در امر تعليم و تربيت و بهره گيري از اساتيد مجرب مي توان گام هاي موثري در زمينه آموزش همگاني و ارتقاء سطح دانش جامعه برداشت. با بهره گيري از ابزارهاي فناوري نظير اينترنت و انواع نرم افزارهاي آموزشي، امكان برگزاري دوره هاي متنوع در سطوح مختلف به صورت مجازي و مطابق استانداردهاي آموزشي فراهم مي شود. با استفاده از امكانات شبكه، در هر زمان و هر مكان مي توان به مطالعه مي توان به مطالعه دروس پرداخت. با اين پيدايش آموزش الكترونيك، ديگر نيازي به امكانات فيزيكي با هزينه هاي بالا براي آموزش نيست و مشكل دسترسي به اساتيد مجرب نيز حل مي شود . همچنين دسترسي به اطلاعات و امكان يادگيري رشته هاي مختلف علمي در حداقل زمان ميسر است . در حين مطالعه نيز، امكان دستيابي به منابع اطلاعاتي بسياري از طريق كتابخانه هاي ديجيتالي و سايت هاي مختلف فراهم است. در اين نوع آموزش ، اساتيد و فراگيران در تمام دنيا، از طريق شبكه مي توانند با يكديگر ارتباط برقرار كنند و به بحث و گفتگو بپردازند. فراگيران با شركت در فعاليت هاي گروهي براي انجام تكاليف كلاسي و پروژه هاي داده شده، تشويق مي شوند تا از خود كنجكاوي و ابتكار بيشتري نشان دهند و خلاقيت هاي خود را به منصه برسانند. در كشور ما به دليل كثرت داوطلبان تحصيل در دانشگاه و بازماندگان از تحصيل در دوره هاي ابتدايي و متوسطه نياز به تربيت كادر آموزشي مدارس، ايجاد فرصت ادامه تحصيل براي كارمندان و تنگناهاي اقتصادي و وجود دانشگاههايي با سبك آموزشي غير حضوري مانند پيام نور، آموزش الكترونيكي مي تواندكمك شاياني در جهت آشنايي با علوم و مهارت هاي جديد، به وجود آوردن فرصت هاي آموزشي و تكميل برنامه هاي آموزشي مدرسه و دانشگاه باشد. اما قبل از هر عملي بايد به رفع مسائل و مشكلات درخصوص توسعه آموزش الكترونيكي پرداخت. از عواملي كه در ايران باعث محدوديت در توسعه و بهينه كردن آموزش الكترونيكي و ارائه اين نوع آموزش در شكل پيشرفته مي شود مي توان به محدوديت هاي مخابراتي، دسترسي نداشتن به اينترنت و تجهيزات رايانه اي در شهرهاي مختلف، تدوين نشدن محتواي آموزشي و زير ساخت هاي مناسب اين نوع آموزش اشاره كرد. همچنين مشكلاتي از قبيل شيوه ارزيابي فراگيران، آموزش دروس عملي، و يا نوع شكل گيري شخصيتي افراد تحت تعليم اين نوع آموزش از نظر ارتباطات اجتماعي و فنون همكاري وجود دارد كه با تدابير خاصي بايد به رفع آن ها پرداخت.
در سايه پيشرفت متخصصان برنامه ريزي و مديران آموزش و پرورش جهان در كليه سطوح بر آن شده اند كه به بازنگري عميقي در شيوه هاي انتقال دانش، فناوري و دستاوردهاي فرهنگي خود به نسل آينده باشند. اين رويكرد در ابعاد گوناگون صورت گرفته و نظام آموزشي قرن آينده براساس آن در حال شكل گيري است. در عصر اطلاعات و جامعه فرهنگ اطلاعات محور مباني نظري آموزشي در خال تغيير سريع و روش هاي آموزشي جديد توان خود را در توسعه يادگيري و ياددهي ارائه كرده اند. اين تحولات اجباراً تأثير قابل ملاحظه و پرسرعتي بر نظام آموزش و پرورش جهان گذاشته و ناقل بزرگترين انقلاب آموزشي هستند.
تهیه وگرد آوری: ح.آرمان
*************************************************************
**********************************
جنبش دانشجويي؛ آرمان هميشه پويا
دانشگاه ودانشجو مفاهيمي ارزشي اند كه در مقاطع حساس تاريخي تمام ملل دنيا،از بازيگران حذف نشدني صحنه تعاملات اجتماعي،سياسي،اقتصادي،فرهنگي و تمامي شئون جوامع انساني هستند.دانشگاه به عنوان كانون آموزش، پرورش و توسعه علوم در سطوح عالي رسالت هاي خطيري را بر دوش داردكه چگونگي تحقق اين رسالتها و كاركرد ها در هر برهه از زمان مي تواند موقعيت هاي شگرفي را رقم بزند كه تأثيرات آن گاهي تا سالها در تمامي شئونات زندگي در يك جامه متمدن و توسعه يافته بروز و ظهور مييابد. اما در اين فرايند پيش رونده، نقش دانشجويان امروز به عنوان نخبگان، فرهنگيان و مديران فرداي جامعه بر كسي پوشيده نيست. اين بحث بر سر سمت و سوي اين كار كرد هاست كه برايند عقلاني آنها تأمين منافع ملي و به ظهور رساندن مطالبات توده هاي اقشار اجتماع ، در جهت تحقق يك جامعه پيشرفته و سعادتمند است.حركتهاي دانشجويي چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن فرازو نشيبهايي به خود ديده استكه امروز هر دانشجوي صاحب انديشه لزوم باز نگري و آسيب شنا سي اين حركت را بيش از هر زمان ديگري احساس مي كند.( روحيه پرسشگري و چون و چرا در مقابل هر تحول و رويداد اجتماعي ويژگي بارز يك حركت معتدل و اصيل دانشجويي همراه با آرمان گرايي و اصولگرايي عدالت خواهي و آزاد انديشي به معناي واقعي كلمه است) .از وجوه اين حركت سازنده تقويت منطقي و واقع بينانه افكار عمومي و ترغيب آنها به حضور در عرصه هاي سياسي و اجتماعي و رشد و تقويت روحيه مشاركت همه جانبه در تصميماتي است كه به سرنوشت كل جامعه بستگي دارد.به دور از گرايشهاي مصلحت انديشانه و منفعت طلبانه و كنار نيامدن بااهداف حزب است كه در مصلحت انديشي هاي كار گزاران نظام ميتواند برايند نسبتاً قابل قبولي را براي كل جامعه به ارمغان آورد. اما خصوصيتي كه بيش از هر چيز جنبش دانشجويي را از حركتهاي ديگر متمايز مينمايد اثر گزاري و توليد انديشه متناسب با روند تحولات و پاسخ علمي و منطقي به نيازها در جهت تأمين منافع علمي در تمامي صحنه اجتماع فرهنگ و سياست است.اما اين يك واقعيت است كه رسالت يك دانشجوي صاحب انديشه و مسلمان در انتقال دادن، تجلي كردن مطالبات توده هاي مردم و اقشار اجتماع در برنامه ريزي هاي كلان كشور و كشمكش هاي عموماً سياسي و جناحي آن چنان دستخوش تحريف و تحليلهاي نا صواب شده كه لزوم رشد بودجه تحقيقات و ارتقاء كيفيت آموزشي، پس زدن سياست هاي نا كار آمد و كهنه فرهنگي،تحقق مديريت شايسته و مترقي در دانشگاه در سطوح مختلف ( كه تحقيقاً كلاسهاي تخصصي مديريت ذدر اين بخش بر مصلحت انديشي هاي نا معقول سنتي مبتني بر ملاحظات سياسي و جناحي و ...رجحان داشته باشد) و دهها پارامتر ديگر احساس مي شود اما نكته ظريفي كه در اين بحث نهفته است، آفتها و موانعي است كه جنبش دانشجويي را همانند هر حركت گروهي و آرمانگرايانه ديگر مورد هجوم و تهديد خود قرار مي دهد كه لازمه جلوگيري از انحطاط و انحراف آن، آسيب شناسي و نقد و بررسي كارشناسانه است.از مهمترين چالشهاي حركت دانشجويي در سالهاي پس از انقلاب نفوذ انديشه هاي بيگانه از اصالت دانشگاه، تحريف برخي آرمانهاي اصيل جنبش دانشجويي، خطر افراط و تفريط، گسستگي از هويت خودي و عدم گرايش شعائر ديني و اصيل در بين برخي از آنها نديدن افقهاي واقع بينانه و قابل دسترس آينده و جدا ديدن خود از توده هاي مردمي و دنباله روي از سيا ستهاي بدون توجيه جناحي كه از علل برجسته تحريف و انحراف در حركت دانشجويي است، ميباشد. امروزه ديگر دنباله روي سياست هاي فريب كارانه و مزورانه دولت هاي غربي مدعي دموكراسي كه به چيزي جز تأمين منافع نا مشروع خود اعمال سياست هاي سلطه جويانه ليبرال، سرمايه داري كه امروز به شكل نفوذ لابي صهيونيستي در تمام اركان كشور هاي جهان و توجيه سياست هاي ميليتاريستي در غالب مفاهيم فريبنده چون حقوق بشر، دموكراسي، نبرد پيشگيرانه، مقابله با تروريسم براي هيچ انسان آزاديخواهي مشروعيت ندارد. لكن فرهنگ سازي و بها دادن به علم و تحقيق هدفدار براي رسيدن به اهداف متعالي نظام اسلامي و رشد علم گرايي و توليد علم و جبران عقب ماندگي از كاروان بدون توقيف و پر شتاب علم در راه اهداف متعالي و انساني راهي ندارد، جز جنبش و جهش نرم افزاري كه متضمن يك جنبش و جهش علمي در طول چند دوره باشد، شايسته است كه تمام مسؤلين در چشم انداز 20 ساله كشور كه تحت عنوان ايران در سال 1400 شمسي به عنوان سر فصل سياستهاي قواي سه گانه توسط مقام معظم رهبري ارائه شده ، تمام تلاش و همت خود را در جهت تحقق كليه ابعاد اين حركت اصولي و دقيق و بخصوص بعد بالندگي علمي و توسعه همه جانبه به كار گيرند.
تهیه: فرشید یکانی
*************************************************************
**********************************
اقتصاد اسلامي و شهيد مطهري
متفكر شهيد استاد بزرگوار مرحوم مطهري را شايد بتوان اولين شخصيت روحاني دانست كه غرور آفرين و افتخار آميز در همه جبهه هاي فكري با فرهنگ غرب به مصاف پرداخت و پيروزمندانه به اوج قله افتخار رسيد. تنها كسي كه در پذيرفتن كلمه حق ولو از فرهنگ بيگانه كوچكترين تعصبي نداشت چرا كه چون درخت بي بن و ريشه نبود كه بجاي خود باختن، با ارايه دلايل عميق استحصا شده از فرهنگ غني اسلامي همچنان با شاهپر ايمان و تفكر به اوج رسيد. بهرحال از وصف آن روح ملكوتي و انديشه رباني بگذريم كه نه جا را و نه حقير را آن مقام نيست. اما هدف از اين نوشتار آشنايي مختصري است با ديدگاه استاد مطهري در زمينه اقتصاد و بويژه ايده اقتصاد اسلامي. متفكر شهيد در زمينه اقتصاد اسلامي نيز سالها همچون ساير رشته هاي علميش محققانه مشغول مطالعه و تحقيق بوده است و ايشان با وجود آنكه در زمينه علوم اسلامي خود فقيهي عاليقدر بود ولي اينرا كافي ندانست و چندين سال در معيت استاد فن به مطالعه اقتصاد غربي پرداخت. و مطالعاتي وسيع و عميق در اقتصاد غرب و بويژه درباره ماركسيسم انجام داد و حاصل اين مطالعات صدها ساعت نوار و بحث و درس و نوشته هاي فراواني است كه به همت شاگردان آن مرحوم امروز با كمترين تغيير در اختيار ماست. نظري به اقتصاد اسلامي كساني كه فكر مي كنند مسايل زندگي و بطور كلي مسايل اجتماعي از يكديگر جداست و هر چيزي يك مرز و يك قلمرو خاص دارد و هرگوشه اي و قسمتي از زندگي بشر به يك شئي بخصوص تعلق دارد تعجب و احيانا انكار مي كنند كه كسي نظريه اقتصاد اسلامي را طرح كند، زيرا به عقيده اين جماعت اسلام واقتصاد دو مقوله جداي از هم است و اسلام براي خودش به عنوان يك دين قلمرويي و اقتصاد به عنوان يك علم و يا يك فلسفه براي خودش قلمرويي ديگر دارد. اما از ديدگاه استاد مطهري اسلام با اقتصاد داراي دو نوع پيوند مستقيم و غير مستقيم است. پيوند مستقيم اسلام با اقصاد از آن جهت است كه مستقيما يك سلسله مقررات اقتصادي درباره مالكيت، مبادلات، مالياتها، ارث، مباهات و صدقات، وقف ، مجازاتهاي مالي يا مجازاتها در زمينه ثروت و غيره دارد چرا كه اسلام كتاب البيع، كتاب الاجاره، كتاب الوكاله، كتاب الرهن، كتاب الارث، و كتاب الوقف دارد. اما ارتباط غير مستقيم اسلام با اقتصاد از طريق اخلاق است و در اين بخش برخي مذاهب ديگر نيز كم و بيش چنين ارتباطي را دارند. اسلام مردم را به امانت داري، عفت، عدالت، احسان، ايثار، دزدي نكردن و احترام به حقوق ديگران گذاشتن توصيه مي كند كه البته همه اينها در زمينه ثروت است و تا وقتي كه حدود مسايل اقتصادي روشن نشود حدود عدالت، امانت، عفت و احسان روشن نمي شود. اما اگر بخواهيم نظري به نظام اقتصادي داشته باشيم اول بايد ببينيم نظر اسلام درباره ثروت و مال چيست؟ ممكن است كسي بپندارد كه اسلام اساسا ثروت را مطرود و بعنوان يك امر پليد مي شناسد ولي جواب اينست كه در اسلام مال و ثروت نه تنها تحقير نشده است بلكه برآن تاكيد و توصيه و براي آن شرايط و موازين ويژه اي مقرر شده است و آنچه كه پليد و دور انداختني است اسراف، تبذير و تضييع مال است كه حرام قطعي است. اسلام با هدف قرار دادن ثروت، و اينكه انسان فداي ثروت شود مخالف است و سخت با اين تفكر مبارزه كرده است. شهيد مطهري براي توضيح اين مطلب به شعر مولوي اشاره مي كند كه: مال را گر بهر دين باشي حمول نعم مال صالح خواندش رسول آب در كشتي هلاك كشتي است ور بود در زير كشتي پشتي است تشبيه ثروت و انسان به دريا و كشتي در اين شعر بدان مفهوم است كه از يك نظر ثروت در يك وضعيت انسان را غرق مي كند و در وضعيت ديگر نه تنها به شخصيت او ضربه نمي زند بلكه وسيله ايست براي رسيدن به مقصد. و همچنين آيه كريه ان الانسان ليطغي ان راه الستغني نيز نقش پول را درفاسد كردن شخصيت انساني بيان مي كند. اما اينكه تعريف خود "مال و ثروت" چيست و ملاك با ارزش شمردن برخي اشياء كدامست خود مساله بسيار مهمي است. اقتصاد سالم بر همگان واضح است كه اجتماع سالم اقتصاد سالم مي خواهد و اولين اصل براي سلامت اقتصاد يك جامعه اصل افزايش و رشد ثروت ملي و استراتژي توليد بر مبناي توزيع عادلانه ثروت است. يعني اقتصاد سالم آنست كه جريان توليد ثروت و منابع اوليه بنحوي باشد كه بر ثروت كه يگانه وسيله مادي و پايه اي است بيفزايد و قدرت مالي را در تحصيل و مسايل مادي و معنوي زندگي مضاعف كند و اصل توزيع عادلانه ثروت از ويژگيهاي اصلي آن باشد. به نظر استاد، اقتصاد سالم يعني اقتصاد قائم بذات و بي عيب ، و لازمه اش اينست كه ثروت ملي جامعه، حيات و قابليت رشد و نمو داشته باشد و به بيان ديگر اقتصادي كه داراي بنيه است و مبتلا به كم خوني اقتصادي نباشد. از نظر اسلام هدفهاي اسلامي بدون اقتصاد سالم غير قابل تامين است .اما اسلام مي خواهد كه غير مسلمان بر مسلمان تسلط و نفوذ نداشته باشد و اين هدف هنگامي ميسر است كه ملت مسلمان در اقتصاد نيازمند و وابسته نباشند و دستش بطرف غير مسلمان دراز نباشد والا نيازمندي ملازم است با اسارت و بندگي و بردگي. علي عليه السلام در اين باره مي فرمايد: اگر ملتي كمك خواست و ملتي ديگر كمك داد ، خواه ناخواه اولي برده و اسير دومي است. ويا به قول نهرو ملتي مستقل است كه جهش اقتصادي داشته باشد. بنابراين از شرايط اوليه يك سيستم صحيح اقتصادي انطباق آن با قوانين و اصول اقتصادي نظري است كه متضمن صحت و سلامت بنيه اقتصادي جامعه مي باشد. استاد مطهري اقتصاد را داراي دو بخش مي داند و آن را به دو گروه اقتصاد نظري و اقتصاد برنامه اي تقسيم مي كند. استاد معتقد است كه اقتصاد نظري براي خود هيچ حد و مرزي قايل نيست و فقط در محور موضوع خود كه افزايش ثروت است كار مي كند و اينجاست كه براي اقتصاد برنامه اي و دستوري نقشي ايجاد شده و پاي ارزشهاي خارج از مقوله اقتصاد به موضوع كشيده مي شود كه بر اساس آن همه خواسته هاي افراد و همه تمايلات جامعه ملاك و معيار افزايش ثروت و توليد درآمد نمي تواند باشد. شهيد مطهري مي افزايد: ما در سطح جامعه خواسته هاي ضد و غير انساني زيادي داريم، استثمار با كار شرافتمندانه فرق مي كند، برخي مالكيتها انساني نيست يا اصلا همه اش انساني نيست و … اگر معيارهاي اسلامي كنترل كننده در جامعه نباشد، اين اجتماع قابل دوام نخواهد بود. جامعه مي شود جنگل و اقتصاد مي شود فن شكاريابي و بهره كشي.
تهیه وگرد آوری: هادی حقیق(مدیریت بازرگانی)
*************************************************************
**********************************
فقط آقا پسرها بخوانند!
چون من يك پسرم!!!!!
مادرم نقل مي كند كه وقتي هنوز به دنيا نيامده بودي، مادر بزرگ هر روز به من نگاه مي كرد ومي گفت :«از قرائن پيداست كه پسره، حتما بايد پسر باشه». خب! از همان روزها بود كه فهميدم بايد يك پسر باشم؛ چطوري؟ تعريف مي كنم.
بچه كه بودم هر وقت از چيزي خوشم مي آمد، سر و صداي همه بلند مي شد كه «ندهيد بهش، اون يك پسره ، نبايد مثل دخترها بار بياد».تا زماني كه چهار پنج سالم بود وبا بقيه بچه ها بازي مي كردم . دخترهاي همسايه مادر وخواهرم مي شدند وسر بهانه هاي بي خودي تا آنجا كه مي خوردم، مرا مي زدند. مدرسه كه رفتم، هي توي گوشم خواندند كه «بايد مهندس يا دكتر بشي، تا زماني كه ازدواج كردي از عهده مخارج زندگي بر بيايي.»
در ايام نوجواني وقتي كه مي خواستيم برويم مهماني. همين كه چند لحظه مي خواستم، توي آينه، نگاهي بياندازم وشانه اي بر سرم بكشم، پدرم سر مي رسيد وبا خودش مي گفت: »پسره ، خجالت نمي كشه، جلوي بزرگترها داره موهاشو شونه مي كنه!« وبعد به من مي گفت :»براي تو كه پسري، خيلي زشته كه مثل دخترها چند ساعت جلوي آينه وايستي.« خجالت زده وبا موهايي آشفته مي رفتم مهماني، تازه اين هم بهانه اي مي شد كه بفرستنم سلماني تا موهامو از ته بتراشم. تا اشتباهي مرتكب مي شدم، پدرم مرا به خاطر آن تنبيه مي كرد. البته حق هم داشت كه تنبيهم كند. حرف در اين است كه وقتي مانند بقيه از درد گريه ام مي گرفت آن موقع مادرم سر مي رسيد وتو گوشم مي گفت:»تو پسري، نبايد مثل دخترها گريه كني«
بله من پسرم ! بايد بخندم واز اين نعمت خوشحال باشم.
دبيرستان كه رفتم درسها سخت تر شد و چون پسر بودم وفردا بايد چرخ يك زندگي را مي چرخاندم و شغل در آمد زايي براي خودم دست وپا مي كردم سخت گيري هاي خانه بيشتر وبيشتر مي شد.«كجا رفتي؟»«با كي رفتي؟»«چرا رفتي؟»«حواست باشه كه معتاد نشي»«اخلاقت به بيراهه نره»«با غريبه ها دوست نشي»و...
همه اينها بود وبود تا بالاخره، دانشگاه قبول شدم. شدم دانشجوي رشته رياضي، موهام كم كم شروع كرد به ريختن . جلوي سرم طاس شده بود و متاسفانه چون پسرم نمي شد با يك روسري آن را بپوشانم وپنهانش كنم . اگر سر يك كلاس يا در يك مهماني كلاهي هم سرم باشد مي گويند:»پسره بي ادب را ببين و...« توي دانشگاه هم بايد ثابت كنم كه پسرم، يادم هست روزي در دانشگاه باران شديدي مي آمد، اما خوشبختانه آقاي... راننده ميني بوس دانشگاه دلش به حالمان سوخت، البته با سوت وصداي ما پسرها، وآقاي راننده هم ميني بوس را نگه داشت وگفت بيايين بالا، تا من ويكي دو پسر ديگه اومديم سوار شويم، راننده گفت:»اول دخترها، اگر جايي ماند آنوقت پسرها سوار شوند«. بله من پسرم ! بايد خيس آب شوم.
بالاخره دانشگاه است ديگه وطبيعتا هم بعيد نيست كه ما هم مثل خيلي هاي ديگه به دختري علاقمند شويم و اين علاقه را يه جوري به او بفهمانيم. او هم گفت:»شما پسر خيلي .... وخوبي هستيد«. خب! من هم خوشحال شدم ديگه! ...مدتي گذشت و مراسم غير رسمي خواستگاري هم به جا آمد واو هم در كمال ادب! وبي خيالي گفت:»نه اصلا! امكان نداره.«
ومن فهميدم كه چون پسرم نبايد نارحت شوم.
مادرم مي گفت:»دل دخترها نازكه نبايد دل اونا رو بشكني« ولي چون من پسرم اهميتي ندارد كه دلم نازكتر از آنها باشد، اهميتي هم ندارد كه بشكند يانه!
يكي از دوستام از اين مرحله گذشته بود وكار رسيده بود به خواستگاري رسمي، بيچاره پسره ! هرچي شرط گذاشتند قبول كرد، از بورس بازي مهريه تا درد سرها وتشريفات خاص عروسي، ولي آنها يك شرط را قبول نكردند وهمه چيز تمام شد. بله! ما پسريم وتا سربازي نرويم وبرنگرديم! تكليفمان روشن نيست! اصلا مهم هم نيست كه كسي منتظر ما بماند ! وظيفه ماست كه سر حرفمان بمانيم ولي براي خانمها اصلا مهم نيست كه زير قولشان بزنند، آخه اونا كه پسر نيستند.
من كه سرباز ي راهم تمام كرده بودم بالاخره بله را از دختر مورد نظرم گرفتم ولي توي خواستگاري رسمي بهانه عوض شده بود .
كار آزاد قبول نيست، تجارت قبول نيست، نظامي گري قبول نيست، و....قبول نيست، وفقط وفقط بايد حقوق بگير دولت باشم تا پدر دختره راضي شود. خلاصه از من كه يك پسرم خيلي چيزها پرسيدند.»پول داري؟»«كار داري؟»«مدرك داري؟«... ولي نشنيدم كسي بپرسد»ادب داري؟»«انسانيت داري؟»«آيا تو انساني؟« ومن هم اگه انسانيت را روزي مي خريدند ، مي فروختم تا كمي هم پولدار شوم.
حالا كه كمي بزرگ شدم كم كم دارم ياد مي گيرم كه نبايد از درد گريه كنم، نبايد دلم نازك باشد تا با بي مهري ها بشكند، نبايد از اينكه آقاي استاد جواب سئوال دختر خانومها را با خوشرويي مي دهد وهنگام جواب دادن به ما پسرها ، اخم وتخم مي كند ناراحت شوم ومهمتر از اين همه ديگر فهميدم كه،
... من يك پسرم!!!
به قلم: ع - مهیار
*************************************************************
**********************************
طنز
افاضات 24 عيار
امتحان...
مراقب:
موجودي است دوپا كه متاسفانه چشم وگوش و باقي حواس را هم دارد. سيستمي كه نقش دزدگير منازل را سر جلسه ايفا ميكند. گالري ضدحال. موجودي كه روي سينه اش نوشته شده: من مراقبم،شما چطور؟
روزامتحان:
روزي كه درآن خورشيد طلوع نمي كند. زماني براي جفتك زدن اسب ها، لحظه اي كه درآن دانشجومي خواهد سر به تن عالم و آدم نباشد. روز شغال. روزي كه درآن نگاه ها عميق مي شوند. روزلبخندهاي استراتژيك. روزي كه در آن دوست ودشمن با هم و در كنار هم به قربانگاه مي روند.
نمره:
تبلور ميزان دانش، مهارت ودودره بازي دانشجو، بهانه اي هميشگي براي اعتراض.وسيله اي كه استاد با آن چه ها كه نمي كند! عاملي كه براي بدست آوردن آن دانشجو علاوه برخرزدن، اعمال شنيع ديگري رانيز بايد انجام دهد كه قلم دروصف آن قاصراست!
سؤال:
يك نوع شعورسنج استاد ودانشجو. كلمات نفرت انگيزي كه به نوبت وتك تك مثل نيزه درچشم دانشجوفرو ميروند و لحظه به لحظه او را به عمق ناداني اش واقف تر مي كنند.لورفتن آنها به حماسه سازي دانشجويان منتهي مي شود. انواع مختلف آن از تشريحي،سيانوري تا تستي گوگوري مگوري متغيراست.
استاد:
منبع علم، ژنراتوردانش، نيروگاه انسانيت، تبلوردانايي، كوه توانايي، مايه افتخارما، بابا تو ديگه كي هستي ترين موجود عالم، خود صفا، اند وفا، دارنده انواع واقسام شفا، ضدجفا،ياري گر ضعفا، معلم الخلفا......
تقلب:
يك سري اعمال ننگين كه در صورت با عرضه بودن واين كاره بودن شخص امتحان دهنده، آخر عاقبت خوش وخرمي دارد. بيراهه اي كه اتفاقا آخرش به هدف ختم مي شود.يك نوع وسيله درس پاس كن نا مشروع.
شب امتحان:
شب ملخ. شب ظلماني يلدا. شب سوانح وسوختگي دانشجو. شبي كه در آن نسكافه و قهوه از واليوم ده هم خواب آورتر مي شوند. در اين شب انسان تمام مصائب تاريخ بشر را به صورت كنسانتره نوش جان مي كند. يك نوع زلزله در ميان ايام سال.شب چشمهاي پف كرده ودهان هاي كف كرده. شب رقص و پايكوبي كلمات جزوه و كتاب بر روي سلسله اعصاب محيطي و مركزي دانشجو.
جزوه:
يك جور كاتاليزور كه در صورت همكاري ابر و باد ومه وخورشيد واينا دانشجو را به سمت پاس شدن درس هل مي دهد. تمام همه علم بشري. چكيده دانش تاريخ مصرف گذشته استاد و نيمچه استادهاي دانشجو!.وسيله اي كه معمولا دانشجو با آن سر كار گذاشته مي شود. تنها شاهد ماجراي سوخاري شدن دانشجو در شب امتحان. قوت قلبي كه عاقبت آفت قلب مي شود.
سخناني از بزرگان در مورد امتحان
فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند.
آلبرت انيشتين
امتحان مسخره ترين كار دنياست
جرج برنارد شاو
امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است
كي اس اليت
امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست.
پائولو كوئيلو
امتحان در صورت عدم حذف پزشكي ، اولين گام در جهت شروع چاپلوسي پيش استاد براي نمره ي ده گرفتن است.
ابوپيام نورستاني
چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اش را نمي دانم
جرج اورول
امتحان فقط يه بازيه ... يه بازيه مسخره
از ديالوگهاي فيلم نيش
هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن
يك ضرب المثل برمه اي
توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده ، اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود
ارنست همينگوي
دانشجوياني كه واحد مانده دارند نخوانند!!!!
اگر دانشجوي پيام نوري از امتحان قبول نشد ، هيچ تقصيرى متوجه او نيست چرا كه سال فقط 365 روز دارد، در حالى كه ...
1- در سال، 52 جمعه داريم و مى دانيد جمعه ها فقط براى استراحت است. به اين ترتيب 313 روز مى ماند.
2- حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستانى است و چون هوا گرم است مطالعه دقيق براى يك فرد نرمال مشكل است. بنابراين 263 روز ديگر باقى مى ماند.
3- در هر روز 8 ساعت خواب براى بدن لازم است كه جمعاً 122 روز مى شود. بنابراين 141 روز باقى مى ماند.
4- اما سلامتى جسم و روح، روزانه يك ساعت تفريح را مى طلبد كه جمعاً 15 روز مى شود، پس 126 روز باقى مى ماند.
5- طبيعتاً دو ساعت در روز براى خوردن غذا اعم از صبحانه، نهار و شام لازم است كه در كل 30 روز مى شود. پس 96 روز ديگر باقى است.
6-يك ساعت در روز براى گفت وگو و تبادل افكار به صورت تلفنى با ديگران ضرورى است. چرا كه انسان موجودى است اجتماعى، و اين خود 15 روز از كل سال است . بنابراين 81 روز از سال باقى مى ماند.
7- روزهاى امتحان دست كم 45 روز از سال را به خود اختصاص مى دهد و نظر به حجم بالاى درس ها و خستگى ناشى از امتحان، 36 روز ديگر باقى مى ماند.
8- تعطيلات نوروز و اعياد مختلف كه دست كم 30 روز در سال است. مگر مى توان در اين اعياد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقيست .
9- در سال حداقل سه روز به بيمارى طى مى شود و سه روز ديگر باقى مى ماند.
10- سينما رفتن و ساير امور شخصى هم لااقل دو روز از سال را در بر مى گيرد پس فقط يك روز ديگر باقيست. 11- يك روز باقيمانده همان روز تولد شماست، چگونه مى توان در آن روز بخصوص درس خواند!!!
12- اگه باز هم بگيم متوجه مي شين كه يك نصف سال ديگه هم بايد از يكي قرض كنيم تا به بقيه كارهايمون برسيم.
پس يك دانشجوي نرمال (!) نمى تواند اميدى براى قبولى در امتحانات داشته باشد!!!
ابو پيام نورستاني
زن چهل ساله = دوتا بيست ساله
داشت مردي زني چهل ساله
بود در استغاثه و ناله
كاي خداوند قادر بي چون
هست چل ساله بهر من افزون
به دگر گونه ام حواله بده
اين بگير و دو بيست ساله بده
استاد عبدالرحمن پارسا تويسركاني
برج ايفل و قوزك ركن الملك

حسين دودي ، شاعر مشهور اصفهاني در خانه »امين التجار« سروده اي را در مدح »ركن الملك« نايب الحكومه در زمان »ظل السلطان« انشا نمود؛ يك بيت آن اين است:
برج ايفل كه به پاريس زند سر به فلك
زوركي تا كمر قوزك ركن الملك است
گنجينه عبيد زاكاني
عبيد زاكاني به هنگام رحلت به فرزندان خود وصيت كرد كه در فلان مكان گنجينه نهاني او را بگشايند وآنچه در آن نهفته است تصرف نمايند.
فرزندان پس از آنكه پدر را به خاك سپردند و سر گنجينه را به زحمت گشودند اين بيت را بر كاغذي نوشته ديدند:
خداي داند ومن دانم وتو مي داني
كه يك فلوس ندارد عبيد زاكاني
تهيه: هاجر جعفر پور
*************************************************************
**********************************
صفحه داغ
مصاحبه با استاد حسن حاجي حسينلو

يكي از رسالتهايي كه انديشه سبز بر عهده دارد معرفي اساتيد متعهد وبسيجي مي باشد اساتيدي كه شنيدن حرفهاي آنها نيز مي تواند راهگشا براي ما دانشجويان باشد گفتگوي صميمانه با اين اساتيد در صفحه اي تحت عنوان صفحه داغ به چاپ خواهد رسيد، در شماره هاي پيشين با استاد متعهد وجوان علي امين خاني صحبتي صميمانه داشتيم واينبار نيز سراغ يكي از فعالين سابق بسيج دانشجويي و به كلام ساده تر بنيانگذار اولين نشريه دانشجويي پيام نور(انديشه سبز) ودر كل آشناگر دانشجويان با نشريه كه مي شود گفت عامل پيدايش اين همه نشريه در دانشگاه ما همين استاد گرانقدر بودند. حرفهاي ديگر وكامل تر را از زبان خود ايشان مي شنويم.
باعرض سلام و خسته نباشيد وتبريك سال جديد، استاد از سال جديد بگوييد،از سالي كه نام پيامبر اعظم برآن نهاده شده.
- ممنون، اينجانب به نوبه خود سال نو را بر تمامي دانشجويان واساتيد محترم تبريك گفته واميدوارم كه سالي پر از موفقيت وشادكامي پيش روداشته باشند وانتخاب اين نام براي سال 1385 سپري است در برابر توطئه هاي دشمنان اسلام.
استاد به عنوان سرآغاز، خلاصه اي از بيوگرافي خود را براي خوانندگان نشريه بگوييد.
-اينجانب حسن حاجي حسينلو متولد1353 شهرستان خوي، تحصيلات ابتدايي، راهنمايي ودبيرستان را در شهر خوي به اتمام رسانيده وتحصيلات كارشناسي را در دانشگاه پيام نور خوي در رشته زمين شناسي محض به پايان رسانيده ام، تحصيلات كارشناسي ارشد شاخه تكتونيك را در دانشگاه سراسري شيراز تمام كرده ام، در سال 1380 ازدواج كرده وثمره ازدواج دخترم فاطمه مي باشد، هم اكنون عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد خوي مي باشم.
استاد همانطور كه اشاره فرموديد تحصيلات كارشناسي ارشد را دردانشگاه شيراز به پايان برده ايد وعضو هيئت علمي دانشگاه آزاد هم هستيد، حالاكدام دانشگاه را بيشتر مي پسنديد پيام نور،آزاد يا دانشگاه شيراز؟
- به عقيده اينجانب هيچ دانشگاهي، چه آزاد، چه دولتي ويا پيام نور نسبت به هم برتري ندارند مهم سعي وتلاش است كه بايستي به نحو احسن انجام داد.
جنابعالي يكي از دانشجويان فعال بسيجي بوده ايد كه توانستيد به مقاطع تحصيلي بالاتر قدم بگذاريد. شرط موفقيت خود را در چه چيزي مي دانيد؟
-اول خدا، دوم خدا، سوم خدا...
حالا از انديشه سبز بگوييد، شما كه بنيانگذار اين نشريه بوده ايد؛ بگوييد چگونه تصميم گرفتيدكه اولين نشريه دانشجويي پيام نورخوي را در آن زمان راه اندازي كنيد؟
-درآن زمان كه بنده در بسيج دانشجويي فعاليت داشتم، نشريات دانشگاههاي مختلف به دست ما مي رسيد، لذا گفتيم كه چرا خود ما هم يك نشريه نداشته باشيم؟ بنابراين از دانشجويان درخواست مطالب و نام براي نشريه كرديم، بيش از 150 پيشنهاد براي نام نشريه به دست ما رسيد وماهم بالاخره با رأي گيري كلمه »انديشه سبز« را به عنوان نام نشريه انتخاب كرديم وچند مطلب از مطالب ارسالي دانشجويان را انتخاب كرده وبه چاپخانه فرستاديم . لازم است بگويم كه وقتي در آن زمان خبر چاپ نشريه رادادم هيچ كس باور نمي كرد وحتي قبل از آن هم مي گفتند كه نمي شود، مشكله و... كه بالاخره به تنهايي تصميم گرفتم خودم نشريه را آماده كنم، جهت چگونگي چاپ حتي به شهرستانهاي ديگر مسافرت كردم و رياست وقت دانشگاه(آقاي الوداري) هم كمكهاي زيادي كردند وگفتني است كه سردبيري نشريه را هم به عهده داشتند. هر كاري در ابتدا خالي از اشكال نيست اما با پيشرفت امروزه نشريه من هم خيلي خوشحال مي شوم.
شما كه اولين مدير مسئول نشريه انديشه سبز بوده ايد در مورد پيشرفت در نشريه چه توصيه اي به ما مي كنيد؟
- نشريه اي كه تخت عنوان علمي، سياسي، صنفي، دانشجويي نامگذاري شده، حتما بايد براي هر بخش مطالبي چاپ كند ودرخواست اين مطالب از دانشجويان وحتي اساتيد باعث پيشرفت نشريه مي شود.
به نظر شما نشريه از اولين شماره اي كه شما عهده دار مسئوليتش بوده ايد تاكنون چه پيشرفتهايي داشته وشما وقتي خبركسب مقام اول را براي نشريه در سال 83 ومقام سوم نشريات استاني را در سال گذشته شنيديد چه احساسي پيدا كرديد؟
- از خداوند مهربان كمال تشكر را دارم كه مي بينم زحماتم به هدر نرفته، چون نشريه تاكنون پيشرفت زيادي داشته و مطمئن هستم كه اين پيشرفت ادامه پيدا خواهد كرد و بينهايت خوشحال مي شوم كه مي بينم نشريه تا آن اندازه پيشرفت كرده كه مقام مي آورد
ملاك شما براي يك دانشجوي بسيجي موفق چيست؟
- ايمان و اعتقاد به خدا در مرحله اول ودر مرحله دوم سعي وتلاش.
به عنوان دانشجوي ديروز واستاد امروز، برايمان از تحصيل وتدريس در دانشگاه پيام نور بگوييد، كداميك سختتر است؛ تحصيل يا تدريس؟
- به نظر من فرقي ندارد وهر كي به كار خود علاقه داشته باشد هيچ يك سخت تر ومشكل تر نخواهد بود چون دانشجو بودن واستاد بودن هر دو شغل است.
شما كه مدت زيادي را دانشجو بوده ايد، فكر مي كنيد مهمترين دغدغه و مشكل دانشجويان در حين تحصيل چيست؟
- الان مهمترين دغدغه دانشجويان، پيدا كردن شغل مناسب با رشته تحصيلي آنها و نا اميد بودن به داشتن آينده مطمئن است.
نظرتان در مورد انرژي هسته اي چيست؟
- انرژي هسته اي حق مسلم ايرانيان است.
بزرگترين آرزوي كاريتان چيست؟
- بزرگترين آرزوي بنده موفقيت در شغل و ادامه تحصيل در مقاطع بالا است.
استاد فكر مي كنيد چقدر در نزد دانشجويان محبوبيت داريد؟
- دانشجويان بايد نظر بدهند، من نهايت سعي وتلاش خود را مي كنم.
توصيه شما به دانشجويان در مورد انتخاب دوست ومسير راست ودرست زندگي چيست؟
- به فرموده امام علي(ع): از دوستي با احمق، بخيل وبدكار ودروغگو بپرهيز چرا كه احمق مي خواهد به تو نفعي رساند اما دچار زيانت مي كند وبخيل آنچه را كه سخت به آن نياز داري از تو دريغ مي دارد، دوست بدكار تو را به اندك بهايي مي فروشد ودوست دروغگو مانند سراب مي ماند، دور را به تو نزديك و نزديك را دور مي نمايد.
آخرين كتابي كه خوانده ايد چه بود؟
- كتاب خلاصه معراج السعاده، تأليف حاج شيخ عباس قمي
يك جمله ادبي يا شعري كه به آن خيلي علاقه داريد؟
- به گفته شهيد مطهري: علم زيبايي عقل است وايمان زيبايي روح؛ علم انقلاب برون است وايمان انقلاب درون.
در بخش پاياني مصاحبه چند كلمه مي گوييم ودوست داريم اولين مفهوم يا احساسي كه به ذهنتان خطور مي كند بگوييد؟
زندگي؟
عشق؟
- زندگاني عبارت از عشق است
دل وجان استعارت از عشق است
در ره عشق پاي سر بايد
سر او را زجان سپر بايد
بهترين هديه؟ -سلامتي
آزمايشگاه؟ -ساختار زمين شناسي
كاني؟ -جواهر
كواترنري؟ -پيدايش انسان
بازالت؟ -سنگ سياه
دانشجوي بسيجي؟ -الگو
تواضع؟ -خاكي وزميني
جواني؟ -بهار
دانشگاه آزاد؟ - علاقه
ورزش؟ -تحرك
آموزش از راه دور؟ -دانشگاه پيام نور
آمريكا؟ -شيطان بزرگ
هولوكاست؟ -نقشه شوم صهيونيست
رياست؟ - خدمتگزار
زمين شناس؟-مهندس
دوست؟ -خوبش خير وبدش شر است.
سياست؟ -مغز متفكر
ژتون؟ -غذا
استاد اگر حرف يا مطلبي كه مي خواهيد با دانشجويان در ميان بگذاريد بيان كنيد؟
- آرزوي موفقيت وسلامتي براي شما ودانشجويان عزيز مي نمايم.
استاد ممنون كه ساعتي از وقتتان را به ما اختصاص داديد.
- من هم از تمامي دست اندركاران نشريه تقدير و تشكر مي كنم.
گزارش از : علی بی غم - هادی حقیق
*************************************************************
**********************************
دخترم مگر نمي بيني؟
اين نامه يك فرزند شهيد است به شما!
به نام خداوند شهيد،همانا ني كه با صداقت و خلوص نيت گام بر عرصه گيتي نهادند. و در راه اعتلاي كلمه طيبه با تمام وجود از جان مال وفرزندان خود گذشتند ، فرزنداني كه هنوز به دنيا نيامده بودند ويا هنوز گويش كلام آنها كامل نشده بود وبا لحن شيرين بچه گانه خود به سختي كلمه بابا را به زبان مي آوردند، آري من هم آن روز در آغوش سراسر عاطفه ومهر پدر همچون ساير كودكان از محبت پدري بهره مند مي شدم. پدري كه سرشار از مهر وعطوفت، برخاسته از علم حضوري بود وبا انتخاب لباس زيباي شهادت اين شهد شيرين را چشيد وما را به خدا سپرد. حضوري كه مرا تا انتهاي خط زندگي ام بيمه ساخت. اما اين رازي دارد كه آن راز تنها در اختيار همان اوليايي است كه به رسم امانت از اهل بيت عصمت وطهارت دريافت نموده اند.
گفت حافظ من وتو محرم اين راز ني ايم
از مي لعل حكايت كن وشيرين دهنان
راستي اين راز حضور چيست؟ قبل از آنكه بدانيم علم حضور چيست بهتر است كه بدانيم اصلا علم چيست؟ علم نوري است كه چون بر مجهولات مي تابد آن را معلوم مي كند وبر دوگونه است: علم حصولي وعلم حضوري.
علم حصولي همان است كه با درس وبحث به آن مي رسيم، هماني كه ما دانشگاهيان در پي آنيم. مي خواهي بداني فايده اش چيست؟ فايده آن خدمت به خلق است.
اما علم حضوري چيست؟ پدر فرمود: آن است كه آنچه در آفاق مي بيني در انفس آن را پياده كني. گفتم چه را؟ گفت اصول دين را. گفتم اصول دين، توحيد است وعدل است و نبوت وامامت و قيامت. گفت:آري. گفتم:چگونه ؟ گفت:با كسب علم وعمل به آن علم، همان علمي كه در پرتو فروع دين به حضور رسيده است ودر راه خدا تسليم محض شده است. از پدر پرسيدم كه تسليم چيست؟ گفت: فرزندم! انسان هميشه ودر همه حال تسليم است.يا تسليم فرمان خدا يا تسليم فرمان شيطان. اگر ولي خدا فرمان دهد انسان يا به فرمان او عمل مي كند ويا عمل نمي كند. در صورتي كه عمل كند تسليم فرمان ولي الهي است پس تسليم فرمان خداست و اگر تسليم فرمان خدا نبود بدون چون وچرا تحت فرمان هواي نفس است كه در حقيقت تسليم فرمان شيطان است. ولي شهيدان، تسليم فرمان خدا هستند. آري ميدان تسليم، عجيب ميداني است! ميدان تسليم ميداني است به وسعت بي نهايت، كه در آن ميدان، عشق از وجود شهيد به معراج مي رسد،در آن ميدان دلاوري ورشادت وايثار از وجود شهيد به معراج مي رسد. راحت تر بگويم همه چيز از وجود شهيد به معراج مي رسد.
يا اباعبدالله الحسين يا وجيها عند الله ويا اهل بيت النبوة(عليه السلام) آيا مي شود ما را هم به اين ميدان بياوريد تا ماهم راهي معراج دلاوري ورشادت وشجاعت وبندگي خدا بشويم. اي شهيدان: جاي شما خالي! كاش بوديد ودلاوري ها ورشادتهاي شما شيران روز وزاهدان شب را به نسل امروز، خود منتقل مي كرديد.
واي كاش حال وهواي لحظات حمله بر نفس اماره وحمله بر دشمن بعثي وحماسه هاي به ياد ماندني تان را بيشتر به تصوير مي كشيديد! شما كه رفتيد اين مسؤوليت خطير بر دوش چه كساني نهاديد؟ آيا غير از دانشجو و طلبه است؟ آيا غير از استاد واهل قلم است؟ آيا غير از هنرمند ورزمنده است؟ بهتر بگويم آيا اين تكليف خطير بر دوش غير استاد بسيجي ودانشجوي بسيجي وهنرمند بسيجي است؟ اصلا اين فقط در خور شان شماست، بياييد از خود شروع كنيم. ديگر كلاسور خود را با عكس غريبه نياراييم. ديگر اتاقمان را با نقش ونگار غريبه مزين نكنيم.
راستي! اين ظاهر است، بياييم خانه قلب و فكر ودل خودمان را مزين به نقش ونگار اولياي الهي وشهيدان سرافراز نماييم. كامل بگويم؛ بياييد خانه دل را فقط خانه خدا كنيم. چه باصفاست ان زمان كه اثار شهيداني همچون علم الهدي ها آويني ها ،كاوه ها ، برونسي ها ،رحيمي ها ،اقاسي زاده ها و همه شهدا را در زندگيمان به تصوير بكشانيم. بياييد شهيدفهميده را بفهميم. بياييد تا به رهبري معظم انقلاب جنبش نرم افزاري را جدي بگيريم.
بگذاريد در پايان، اين را بگويم شايد انشاءالله پيام را رسانده باشم شبي بر مظلوميت ولايت اشك مي ريختم و اشك در چشم خوابم برد . پدرم شهيد محمود كاوه رادرخواب ديدم كه بس اندوهگين است و مرا درآغوش كشيد و لب هاي بهشتي اش را بر رخسارم گذاشت . احساس ارامش تمام وجودم را فرا گرفت و از اندوه پدرسؤال كردم . جوابم داد ،دخترم مگر مني بيني از خون من و همرزمانم نردباني ساختند و حريم ولايت را پاس نداشتند!؟ از خواب پريدم و و شهيدان را در اين غصه شريك ديدم. گفتم: امروز با شما عزيزان اين را در ميان بگذارم شايد كه اين حضور نقطه اميدي باشد كه بيانديشيم كه چه بايد كرد و چه بايد گفت . قدم در جاي قدم شهيدان بگذاريم نه قدم بر روي خون شهيدان وسخن در راه شهيدان بگوييم نه سخن غير از راه شهيدان .
بار پروردگارا! بر شهيدان و امام شهيدان درود فرست و يادگار شهيدان،نايب برحق امام زمان (عج) رهبر فرزانه انقلاب را تا دولت كريمه ي حضرتش نگه دار.
زهرا کاوه، فرزند سردار شهید محمود کاوه
*************************************************************
**********************************
حرف آخر
درد دل يك منتظر
* بنام او كه تنها تكيه گاه منتظران است*
قاصدك! گويند خبرآور تويي، گويند تو شاهد راز پر سوزاندن پروانه ها به گرد شمعي.
قاصدك! گويند تو خبر وصال را براي عاشقان مژده مي دهي. پس اي خبرآور! تو را به نسيم باوفا، به ياد با ايمان، لحظه اي ميهمان سرزمينهاي قلب ما مستمندان باش، و برسان درد فراق ما را به گوش آن منجي. قاصدك برو و بگو كه ريشه ي قلبهايمان، براي تپش نيازمند عنايت جام اوست. قاصدك برو و بگو كه جاي آتش در اجاق كلبه ي قلبمان خودنمايي مي كند، و ديگر اين جهان، جاي زندگي كردن نيست. همه جا پر از تهمت شده و آب رودخانه گل آلود گشته، و همه تنها به فكر خود هستند. بگو كه بيايد و بزايد زردي فراق گل سرخ رااز روي شاپركهاي به سوگ نشسته، و با آب زمزمش ساحل درياي قلبهاي سياه را بشويد. آه قاصدك از چه بگويم!؟ از آرزوهاي نو شكفته در حال پرپر شدنم، يا از اشكهاي منتظران. حالا ديگر برو و راز نگهدار باش. اي كاش اگر هم راز فاش كردي فقط به بادهاي همسفر و باوفاي خويش بگويي تا شايد به خاطر بيگناهي آنان آن منجي ظهور كند. ظهوري در تاريكي مطلق. به اميد آن روز
اللهمّ عجِّل لِوليِّك الفَرج
زينب باقر پور- رشته رياضي
*************************************************************
**********************************
|
|
Copyright©2006- This Site Designed By Hadi.h