تبليغاتX
نشریه الکترونیکی اندیشه سبز
بسم الله الرّحمن الرّحيم «»«»«» به وبلاگ اولين نشريه دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي خوش آمديد «»«»«» اين نشريه از تمامي دانشجويان عزيز دعوت به همكاري مي نمايد «»«»«» انديشه سبز ؛ نشريه اي متفاوت
 
نشریه الکترونیکی اندیشه سبز
 
 
نشریه فرهنگی، سیاسی، دانشجويي و صنفی
 

انديشه سبز شماره 13

لوگو

صاحب امتياز: بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي

مدير مسئول: علي بي غم
زیر نظر شورای سردبیری

تايپ كامپيوتري: امير ابراهيم پور، احد رحماني،حجت پيربوداقي، حميده خوشبختلو
طراح روي جلد و پشت جلد: هادي حقيق

همكاران اين شماره : فهیمه حقیق، نگار بزاز زاده، مریم مرادعلیلو، الهام حسين لو، مينا اصغري، سريه تنها، معصومه كريمي، آسيه بختياري، مريم اصغر زاده
با تشكراز همكاري آقايان برزگر و سليم زاده

آدرس نشريه:
خوي،بلوار وليعصر(عج) ،خيابان دانشگاه،دانشگاه پيام نورخوي، دفتر بسيج دانشجويي- تلفن2334557

*************************************************************
**********************************

امام خميني(ره) :
بايد هشيار و بيدار و مراقب باشيد كه سياست بازان پيوسته به غرب وشرق با وسوسه هاي شيطاني شما را به سوي اين چپاولگران بين المللي نكشند وبا اراده مصمم و فعاليت وپشتكار خود به رفع وابستگي ها قيام كنيد.

(صحيفه امام-ج21-ص417)

*************************************************************
**********************************

سرمقاله:

همبستگي ملي و مشاركت عمومي ، اصلي نجاتبخش

پس ازگذشت 27سال از پيروزي انقلاب وبا وجود تحمل فشارها وسختيها ي گوناگون كه هركدام براي براندازي حكومت مقتدري كافي بود ،شكرخدا كه امروزه جمهوري اسلامي ايران دراوج اقتدار وبا شتاب مسير طولاني توسعه راطي مي كند، بطوري كه دشمنان ازاينهمه توسعه وحشت زده شده وبه لرزش افتاده اند وهرروز دنبال بهانه اي جديد مي گردند تاكشورمان را درمعرض تحريمهاي خود قراردهند. آنها مي دانند كه اگركشورمان درمهار انرژي هسته اي بيش ازاين پيشرفت كند، ديگركوچكترين نيازي به ساير كشورها وهمچنين به فروش ذخيره عظيم نفتي خود نخواهد داشت و اينگونه است كه اروپا وآمريكا به فكرافتاده اند تاملت وكشورمان راهميشه محتاج نفت نگه دارند ولي زهي خيال باطل ! چراكه موفقيتها وكاميابي ها باشتاب به سوي ما حركت مي كنند.
موفقيت دانشمندان جوان كشورمان در دستيابي به فناوري هسته اي وچرخه سوخت آن، تسلط بردانش تكثير وانجماد سلولهاي بنيادين جنين انساني ، خودكفايي درتوليد گندم ، پيشرفتهاي صنايع دفاعي ونظامي و...،تنها بخشي ازطوماربلند كارآمدي حكومت ديني است كه دشمنان كينه توز نيز ناگزير به اعتراف آن شده اند.
اما درآن سو ودرجبهه استكبار، برخلاف سالهاي آغازين جنگ ، امروزه دچارشكافهاي عميقي هستند كه تلاشهاي مذبوحانه رهبران نظام سلطه براي كتمان آن ، راه به جايي نبرده است. زمين گير شدن ارتش آمريكا وانگليس در باتلاق عراق وافغانستان وظهور قدرتهاي جديد منطقه اي ، فرار خفت بار اسرائيل ازنوار غزه و... گواه روشني بر استيصال اردوگاه شيطان بزرگ است چراكه ‌ «انَّ الباطلَ كانَ زَهوقاً».
رهبران استبداد واستكبار همه تلاش خود راكرده اند كه اتحاد ويكپارچگي ايران وايراني را ازهم بپاشند ، چراكه خوب مي دانند تمام موفقيتهاي ما بخاطر همبستگي ويكپارچگي ماست وبراي اينكه هيچگاه دربرابر دشمنان سرخم نكنيم بايد كه هميشه وتا ابد اين اتحاد راحفظ نماييم . ضرورت تداوم همبستگي ملي ومشاركت عمومي وپرهيز از هرگونه اقدام تفرقه انگيز درشرايط كنوني كشور وباشروع كار دولت جديد ، موضوعي است كه هرفرد عاقل غيرتمند ديني وسياسي به اثرات مثبت آن واقف است، اين نكته قابل تأمل مي باشد كه چرا رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيه ا... العظمي خامنه اي ، همبستگي ملي ومشاركت عمومي را شعار پيام خود درآغاز اين سال قرارداده است ؟ اگرما اين اصل حياتبخش رارعايت كنيم اثرات مثبتي راخواهيم ديد كه چند نمونه از آن به شرح ذيل است:
1- عمل به آن موجب تقويت وحدت ، اجماع اجتماعي وخلاء آن سبب تنش وچالش درمناسبات و اركان نظام اسلامي مي شود.
2- تأثير خود را درسه حيطه ملي ، بين المللي ومنطقه اي ، درعرصه هاي سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي واجتماعي نمايان خواهد كرد.
3- موجب اتخاذ تصميمات بهينه و صحيح وكاربردي درامر استراتژي ها، تاكتيك ها، سياستهاي راهبردي، بسيج سرمايه هاي انساني ومالي شده ودر رسانه هاي گروهي ونهادهاي مدني وتشكل هاي غيردولتي نيز مؤثر مي باشد.
4- موجب قطع طمع بيگانگان ، بيمه شدن انقلاب ازآسيبها ، مقتدر شدن تحركات ديپلماسي خارجي ، بويژه مذاكرات انرژي هسته اي مي گردد.
5- مستحكم شدن پايه هاي مشروعيت ومقبوليت نظام ازنظر جمهوريت واسلامي بودن ازآثار آن مي باشد.
6- عزت، غيرت، نشاط ملي، خلاقيت، شكوفايي استعدادهاي ملي ازبركات همبستگي ملت ايران بوده ونقش ممتاز خود را درنهادهاي تصميم گيري واجرايي دولت ايران درعرصه هاي بين المللي ومنطقه اي نشان خواهد داد.
به اميد آن روز كه همه ما چه ملت وچه دولت ودست اندركاران حكومت اين شعار نجاتبخش را بيش از پيش رعايت ودرنتيجه با اقتدار واستحكام مضاعف در برابر زورگويي ها وقدرت طلبي هاي اجانب بايستيم.

بقلم : مدير مسئول
E-mail: shimi_1357@yahoo.com

*************************************************************
**********************************

نگفتن نگيد.

شنيده ايم كه كاركنان ومسئولين جديد بعضي از پستهاي دانشگاه تلاش فراواني كردند تا بتوانند كارها وامورات عقب مانده از قبل را به نحو نسبتا مطلوبي انجام وبه نتيجه برسانند كه از جمله مي توان به حل مشكل دانشجوياني كه در سالهاي گذشته تغيير رشته داده بودند و متاسفانه پرونده آنان به مراجع ذيصلاح ارسال نشده بود اشاره كرد. شنيده ايم كه آقاي سليم زاده نيز فرموده اند كه با وجود ازدياد امورات وكارها، به كمك اساتيد ، 80 درصد اين امورات رو به راه شده اند و 20 درصد بقيه نيز به كمك كارمندان وبه مديريت رياست محترم دانشگاه در آينده نزديك رو به راه خواهد شد. در اينجا لازم است كه از تلاشهاي رياست جديد دانشگاه وآموزش تشكر وقدرداني به عمل بياوريم، كه مصرانه در پي حل مشكلات دانشجويان بوده و هستند .

*************************************************************
**********************************

معرفي دانشجويان ممتاز سال تحصيلي گذشته

در پايان هر ترم تحصيلي ، دانشجويان ممتاز هر رشته نيز با توجه به معدل درسي آنها مشخص مي شوند وما نيز براي عرض تبريك به ايشان، ممتازين سال تحصيلي گذشته را به ترتيب زير اعلام مي نماييم.
رشته زمين شناسي كاربردي: منيژه باقر زاده وصديقه كريم نژاد
رشته زمين شناسي محض: حوريه جعفر پور وعلي منافي كندلجي
رشته كتابداري: ساحله حسن زاده بهستاني ، سكينه حسنلو و عصمت محمدزاده
رشته زيست شناسي: ليلا ارتانلو
رشته آمار: علي محمدلو و رؤيا مقدم ديزج هريك
رشته مديريت دولتي: شهين كاظمي و سهيلا رحماني
رشته رياضي: وجيهه صياداني و اسرافيل رشدي ديزجيكان
رشته شيمي: سحر شگفتي

دانشجوياني از دانشگاه ما كه در آزمون كارشناسي ارشد 84-85 قبول شده اند.

رشته مديريت: فاطمه حاجي عليرضالو(دانشگاه آزاد قزوين) ، سميه حميدي مغانجوق (آزادقزوين )، محمد شريفي( آزاد خوراسگان اصفهان)، مرضيه آخوندي گوراند، ميرزا علي صبوري نيا، مرتضي عباس زاده و محمد نوروزي

رشته شيمي:راضيه اسدي(پيام نور تبريز)، محمد حسن زاده محله(الكتروشيمي خواجه نصيرالدين طوسي تهران) نسرين شادجو(شيمي آلي خواجه نصير الدين طوسي تهران)، بلال خليل زاده(شيمي فيزيك اراك)، بهزاد قرباني مهر(اروميه)، رباب هاشم زاده(پيام نور تبريز)، سحر كنگري(آزاد) و فاطمه قدكچي(آزاد)، ستار محمودي اصل، سيما رضالو، عاليه غمخواري، راحله بدلي

رشته علوم تربيتي: سهراب خيري دارابي (آزاد قزوين) و معصومه اليا
رشته روانشناسي: سجاد بشر پور
رشته رياضي: توحيد يوسف زاده مقدم (آزادقائم شهر)، فرقان خاكزاد(علوم تحقيقات تهران- آزاد)، سعيد خضرلو(علوم تحقيقات تهران- آزاد)، يوسف پركار بلخكانلو، اسرافيل رشدي ديزجيكان، ليلا شريف زادگان، ليلا مقدم ديزج هريك

رشته زمين شناسي: شاديه شعبان(تبريز)
رشته زبان وادبيات فارسي: ليلا واحدي (آزادخوي) و كاظم قاسمي


از طرف نشريه انديشه سبز براي اين دانشجويان آرزوي موفقيت مي كنيم.

*************************************************************
**********************************

 

يادداشت فصل

فرار تل آوبو از بحران هويت
غرب و صهيونيست ها به اظهارات احمدى نژاد واكنش نشان دادند

احمدي نژاد

اظهارات رييس جمهور ايران در همايش "جهان بدون صهيونيسم " واكنش رژيم صهيونيستى و غرب را برانگيخت؛ واكنشى كه همزمانى آن با روز جهانى قدس انعكاس تلاش تل آويو و غرب براى فرار از بحران هويتى است كه سال هاست گريبانگير رژيم صهيونيستى شده است.
تلاش صهيونيست ها
مگر مى شود بر سر سرزمين فلسطين معامله كرد؟ هر كس با اين رژيم سازش كند، در واقع سند تسليم و شكست امت اسلام را امضا كرده است. همانطور كه امام(ره) فرموده اند، اسراييل بايد از صحنه روزگار محو شود. اين اظهارات دكتر محمود احمدى نژاد درهمايش جهان بدون صهيونيسم، موج هدايت شده اى از واكنش ها واظهار نظرهاى مقامات رسمى امريكا، اروپا و حتى دبير كل سازمان ملل متحد را در پى داشت. رييس جمهور كشورمان باتاكيد بر مواضع قاطع و شفاف امام خمينى(ره) در مورد رژيم اشغالگر قدس، معتقد است كه موج بيدارى شكل گرفته در دنياى اسلام به زودى ننگ وجود رژيم صهيونيستى را، از دامن دنياى اسلام، پاك خواهد كرد و هشدار مى دهد، بايد مراقب باشيم، چرا كه بيش از 50 سال است كه سران استكبار به كشورهاى مسلمان فشار وارد مى كنند تا براى اين رژيم رسميت ايجاد كنند تا اين سنگر تثبيت شده و سراغ گام هاى بعدى بروند. وزير امور خارجه كشورمان نيز در مراسم ضيافت افطارى سفيران كشورهاى اسلامى در تهران، خاطر نشان كرد: از نظر جمهورى اسلامى ايران، رژيم غاصب صهيونيستى، رژيمى مشروع و متعادل در مناسبات بين المللى نيست. زير سوال رفتن هويت و اصل وجود رژيم صهيونيستى در اظهارات رييس جمهور ايران كه توسط وزير امور خارجه و دفاتر نمايندگى ايران در كشورهاى غربى مورد تاكيد قرار گرفت، در كنار به رسميت شناخته نشدن اين رژيم توسط تعداد قابل توجهى از كشورهاى جهان، آنها را با بحران هويت جدى روبه رو كرد. از اين رو لابى هاى صهيونيستى، تمام ابزارهاى رسانه اى وتبليغاتى خود را به كار گرفته اند تا با هجمه روانى عليه جمهورى اسلامى ايران ومخالفت با اظهارات اخير رييس جمهور نگاه جهانى را از هويت زير سوال رفته شان به سوى ديگرى متوجه كنند. راديو رژيم صهيونيستى گزارش داد: اسراييل تقاضاى رسمى خود را براى اخراج ايران از سازمان ملل متحد توسط نماينده خود، به شوراى امنيت سازمان ملل ارايه كرده است. به گزارش خبرگزارى فرانسه، دان گيلرمن، نماينده رژيم صهيونيستى در سازمان ملل ضمن طرح اين درخواست، اظهار داشته است هيچ كشور عضوى كه خواهان خشونت، مرگ و نابودى باشد، مستحق در اختيار داشتن كرسى اين سازمان متمدن نيست. اين واكنش پس از آن صورت گرفت كه دفتر آريل شارون در بيانيه اى در واكنش به اظهارات دكتر احمدى نژاد اعلام كرده بود: كشورى كه خواستار نابودى كشورى ديگر شود، نمى تواند عضوى از سازمان ملل باشد. اين ادعاى شارون درحالى است كه خود اسراييل به علت به رسميت شناخته نشدن از سوى بسيارى از كشورهاى جهان، با بحران هويت در سازمان ملل روبه روست. در عين حال، بى بى سى گزارش داد كه مقامات رژيم صهيونيستى در نظر دارند در واكنش به سخنان رييس جمهور ايران، از شوراى امنيت درخواست كنند تا نشست فوق العاده برگزار كند. كوفى عنان، دبير كل سازمان ملل متحد كه سابقه اظهار نظر و پس گرفتن نظرات خود تحت تاثير فشار لابى هاى صهيونيستى را دارد، از اظهارات دكتر احمدى نژاد ابراز نگرانى كرده و افزود: اسراييل عضو قديمى سازمان ملل، با همان حقوق و وظايفى است كه هر عضوى دارد. اما در اين بين، سخنگوى وزارت امور خارجه امريكا در اظهاراتى قابل توجه، از موضع رژيم صهيونيستى مبنى بر اخراج ايران حمايت نكرد. به گزارش خبرگزارى شين هوا، شون مك كورمك، سخنگوى وزارت امور خارجه امريكا، در نشست مطبوعاتى خود گفت: ايران، يكى از اعضاى سازمان ملل متحد است و ما معتقديم كه بايد ايران را تشويق كنيم تا به عنوان يكى از اعضاى سازمان ملل متحد، رفتار كردن مسووليت پذير را آغاز كند. وزارت امور خارجه روسيه، اظهارات اخير رييس جمهور ايران عليه اسراييل را به پرونده هسته اى ايران مرتبط كرده و اينگونه اظهارات را سبب افزايش احتمال ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت سازمان ملل دانست. به گزارش اينترفاكس، وزارت امور خارجه روسيه، با انتشار بيانيه اى اعلام كرد: ايران بايد خطرات سخنان تبليغاتى و شيوه هاى برخورد، با توجه به وضعيت خاورميانه را درك كند. ما اميدواريم كه تهران خطرات شيوه هاى برخورد را درك كند و مصلحت گرايى و پيش بينى هاى سياسى را در پيش گيرد. دعوت وزارت امور خارجه روسيه به مصلحت انديشى در حمايت از ملت مظلوم فلسطين، كه جزو سياست هاى اصلى نظام جمهورى اسلامى ايران محسوب مى شود، با اظهارات وزير امور خارجه روسيه، رنگ ديگرى به خود گرفت. به گزارش خبرگزارى نووستى، سرگئى لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، با غير قابل پذيرش دانستن اظهارات رييس جمهور ايران، در سخنان تهديد آميزى اظهار داشت: از گفتن اين مساله نمى توانم بگذرم، كسانى كه دنبال ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت هستند، اكنون بحث ديگرى را براى اين اقدام در اختيار دارند. به نظر مى رسد در شرايط اخير كه احتمال ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت سازمان ملل متحد وجود دارد و روسيه و چين، مى توانند معادلات بين المللى را به نفع ايران تغيير دهند، روسيه از هر فرصتى استفاده خواهد كرد تا نهايت بهره را از فشارهاى موجود عليه ايران ببرد. غافل از اينكه حمايت تلويحى روسيه از رژيم صهيونيستى به هيچ وجه نمى تواند به تغيير موضع ايران در قبال ملت مظلوم فلسطين بينجامد.

ع - رحمتي

*************************************************************
**********************************
 

علمي و گوناگون

علمي

بخوريد وخسته نشويد:
همه افراد گاهي احساس خستگي مي كنند و بعضي هر روز با آن درگيرند با شروع خستگي حتي آفتابي ترين خلق و خوها هم ابري مي شوند. خستگي از نوع روحي يا جسمي است. در بسياري موارد يك پديده طبيعي محسوب مي گردد كه طي آن فعاليت بدن در انتهاي روز كند شد و آماده خواب مي شود يا بدن عضلاتي كه احتمالا در اثر يك جراحت ، بيش از حد كار كرده اند را حفاظت مي كند. اما بسياري اوقات خستگي به صورت يك نيروي منفي در زندگي عمل مي كند ، به طوري كه در بهترين حالت نوعي ناراحتي و در بدترين شرايط كاملا ناتوان كننده است. خوشبختانه عليرغم عدم آگاهي كافي از آنچه پشت واژه خستگي پنهان است با تغيير برخي رژيم هاي غذايي مي توان از درگير شدن با اين احساس جلوگيري كرد.


زياد آب بنوشيد: دهيدراسيون يكي از عوامل رايج ايجاد خستگي است. از دست دادن آب ، حجم خون را كاهش داده جريان خون به اندام هاي بدن را تقليل مي دهد و اين امر موجب كند شدن عملكرد مغز مي شود و شما با آن كنار مي آييد بنابراين منتظر نمانيد تا تشنه شويد ، روزانه حدود 8 ليوان آب بنوشيد.


صبحانه بخوريد: مغز يك اندام گرسنه است ، به طوري كه تا 30 درصد كالري روزانه را استفاده مي كند. يك صبحانه خوب براي پر كردن ذخيره انرژي لازم است در حالي كه طي ساعات اوليه روز بهنگام صبح رخوت و بي حالي را از بدن دور مي نمايد.
خوردن صبحانه مخصوصا براي كودكان كه متابوليسم بيشتر و طبيعتا ذخاير انرژي كمتري دارند حائز اهميت است.حتما كربوهيدرات ها را در صبحانه بگنجانيد. تركيبي از پروتئين و كربوهيدرات ها را در غذاي خود بگنجانيد:به منظور جلوگيري از احساس سستي در ساعات بعدازظهر كربوهيدرات و پروتئين را با هم بهنگام ناهار صرف كنيد.
پروتئين حاوي اسيد آمينه تريتوفان است كه گيرنده سروتونين مي باشد و اين ماده نوروترنس ميتوري است كه آرامش ايجاد مي كند و در مقابله با خستگي روحي موثر است.كربوهيدرات ها نيز مصرف تريتوفان مغز را افزايش مي دهند. همچنين غذاهاي غني از پروتئين حاوي تيروزين هستند كه گيرنده نوروترنس ميتورهاي دوپامين و نوراپي نفرين است و اينها موجب بهبود آگاهي ، هشياري و توجه و انگيزش مي شوند.


از نوشيدني هاي حاوي كافئين استفاده كنيد: اين نوشيدني ها يكي از بهترين راههاي مقابله با خستگي هستند. كافئين نه تنها باعث مي شود احساس كنيد انرژي بيشتري به دست آورده ايد بلكه باعث افزايش هشياري ، زمان واكنش و توانايي فكر كردن دقيق تر به مدت سه ساعت مي شود.


كالري كافي دريافت كنيد اما بيش از حد غذا نخوريد: گرچه پرخوري خود يك مشكل جدي است و مي تواند باعث ايجاد خستگي شود ، اگر شخص فعالي هستيد يا رژيم غذايي سختي داريد ، ممكن است در طول روز كالري كافي دريافت نكنيد. نياز هر كس متفاوت است. مراقب باشيد نسبت به جنس ، تيپ بدني و سطح فعاليت تان كالري كافي دريافت كنيد. به خصوص ورزشكاران بايد مطمئن شوند كه به اندازه كافي پروتئين مصرف كنند اما دقت داشته باشيد همه كالري مورد نيازتان را در يك يا دو وعده دريافت نكنيد بلكه طي روز 5 يا 6 وعده غذاي كم داشته باشيد. براي كمك به هضم معده پر خون را به شكم كشانده و از مغز دور مي كند لذا احساس بي توجهي و كاهش هشياري را بجاي مي گذارد.
غذاهاي كمتر در وعده هاي بيشتر به ثبات سطح انسولين هم كمك مي كند و از نوسان انرژي و تغييرات خلقي مربوط به نوسانات انسولين جلوگيري مي نمايد.


غذاهاي غني از آهن مصرف كنيد: آهن به حمل اكسيژن توسط خون به اندام هاي بدن كمك مي كند. عدم بهره مندي از آهن كافي باعث مي شود مغز عملكرد مناسبي نداشته باشد و در نتيجه سبب كاهش هوش و احساس خستگي مي شود. مردان معمولا با كاهش آهن مواجه نيستند اما در زنان كاهش اين عنصر امري طبيعي است. در صورتي كه مطمئن هستيد آهن كافي دريافت نمي كنيد با غذاهايي مانند گوشت قرمز ، جگر ، اسفناج و زردآلو اين كمبود را جبران كنيد.

*************************************************************
**********************************

چند آمار جالب:

نگاه


 ـ66 درصد از كارت هاي دعوت عروسي در جهان توسط خود عروس ودامادها براي مهمان ها فرستاده مي شود و كمتر كسي پيدا مي شود كه پست را براي اين كار ترجيح دهد.
ـ70درصد تهيدستان جهان را زنان تشكيل مي دهند.
ـ80درصد افرادي كه قصد كم كردن وزن خود را دارند، حداقل هفته اي سه بار ورزش مي كنند.
ـ96 درصد شمع هايي كه در مغازه ها وجود دارد، توسط خانم ها خريداري مي شود.
ـ در حدود 25 درصد از تمام انرزي مصرف شده در ايالات متحده آمريكا از گاز طبيعي است.
ـ آمارها نشان مي دهد كه بيشتر تصادفات رانندگي به خصوص در كشورهاي غربي در بين ساعات 3-6 بعد از ظهر اتفاق مي افتد.
ـ هر خانم شاغل به طور متوسط هر روز صبح بيشتر از 55 دقيقه از وقتش را صرف حاضر شدن براي رفتن به سر كار مي كند.
ـ سالانه ميزان آشغالي كه داخل اقيانوس هاي جهان ريخته مي شود، سه برابر وزن ماهي هايي است كه از اين اقيانوس ها صيد مي شود.
ـ بزرگترين نقشه جهان در بلژيك است كه سطح آن به يك هكتار مي رسد
ـ بزرگترين گورستان جهان پر لاشز پاريس است كه دويست سال قبل به وجود آمده است صادق هدايت نويسنده ايراني نيز در اين گورستان مدفون است
ـ طولاني ترين دوره بيهوشي در تاريخ پزشكي به دختر 7 ساله اي امريكايي به نام الن اسپوريتو نسبت داده شده است كه وي پس از عمل آپانديس در سال 1320 به حالت اغماء افتاد و تا پانزده سال به هوش نيامد
ـ در همه جاي دنيا مگس وجود دارد بجز دو قطب شمال و جنوب
ـ تنها حيواني كه نمي تواند شناكند شتر است
ـ برابر مردمي كه دارند روي زمين زندگي مي كنند به زير خاك مدفون است
ـ اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم 97 كيلومتر مي شود.

*************************************************************
**********************************

 

طرحي براي فردا

قدرت براي خدمت واجراي عدالت

استاد رحيم پور

شايد كمتر واژه‏اي را بتوان يافت كه كاربردي جهاني و فراتر از مرزهاي مشخص داشته باشد. عدالت يكي از آن واژه‏هاي نادر و جهاني شده‏اي است كه جهان را درنورديده و نقاب مرزها را بر چهره خود دريده و چنگ اعتراض بر تارهاي محدوديت افكنده و تمام قرون و اعصار زمانه را معطل خود ساخته است. از همين رو است كه مي‏بينيم تمامي انقلاب‏ها اگر نه صرفا براي عدالت و عدالت‏خواهي، حداقل به بهانه عدالت فلسفه وجودي خود را تبيين و تفسير كرده‏اند. حديث گفتمان‏هاي عدالت‏طلبانه هم خارج از اين مدار نيست. اما آيا سرداران، نجبا، كارگزاران، اقويا، ضعفا، فرادستان، فرودستان، نخبگان و توده‏ها همه به يك مفهوم عدالت را طلبيده‏اند؟ كدام عدالت؟ عدالت در خدمت دولت، قدرت، ثروت يا عدالتي كه در خدمت اين جناح و آن جناح؟ عدالتي كه با حيات عدالت‏خواه مي‏زيد و با ممات او مي‏ميرد؟ عدالتي كه برابري را مي‏جويد يا عدالتي كه آزادي را فرياد مي‏كند و يا عدالتي كه در ناكجاآباد جغرافياي زمين يكجانبه‏گرايي و فزون‏خواهي را توجيه مي‏كند؟ به هر حال عدالت را همه خواسته‏اند. ايرانيان يك قرن پيش از شر استبداد به تأسيس عدالتخانه پناه بردند، چند قرن پيش از ميلاد هم افلاطون عدالت را امّ‏الفضائل دانست. و پيش از همه كلام وحي نظام هستي را بر محور عدالت و توازن تفسير كرد و علوم اسلامي در شقوق خود از اين واژه و مفهوم متأثر شدند و عدالت در فقه، كلام، سياست و فلسفه علمي و اجتماعي راه يافت و عدل و عدالت به تكويني و تشريعي و اخلاقي و اجتماعي منقسم شد. نهضت‏هاي فكري و علمي هم در برابر نابرابري‏هاي اقتصادي و اجتماعي عدالت را چاره يافتند. دو دهه پيش نيز معمار انقلاب اسلامي آرمان عدالت‏طلبانه را مطرح كرد و مردم چشم اميد بر تحقق آن دوختند و اكنون كه سال‏ها از آن فريادهاي عدالت‏خواهانه كه از جماران به گوش جهان مي‏رسيد، مي‏گذرد، دغدغه عدالت، آزمون دشواري را فراروي كارگزاران نظام نهاده تا كارآمدي خود را در آيينه عدالت بنگرند. نگاه‏هايي كه در ميان جمع دانشجويي و در آستانه ليالي قدر و شهادتِ صداي عدالت انساني فرصت بازتاب از همان كانون عدالت‏طلبي ـ جماران ـ يافت بر آن بود تا ميزاني از التزام نسل و نظام به عدالت را تحليل كند. و عدالت نه صرفا واژه، كه چه حقيقت تأمل‏برانگيزي است! حضرت امام خميني(ره) تز جديدي از اجراي عدالت را در برابر سرمايه داران و قدرتمندان ارائه داد و آن اينكه قدرت آري، ثروت آري، اما قدرت و ثروت براي خدمت! امام در اقتصاد اولويت را به طبقه محروم، يعني فراموش شدگان تاريخ مي‏داد و مكررا حكومتي‏ها را از خيانت به مردم و خدا پرهيز مي‏داد، زيرا فساد مالي يك ويروس هوشمندي است كه هدفش را ميان مسئولين انتخاب مي‏كند؛ يعني سراغ هر كس نمي‏رود و مي‏داند كه زمينه در چه كساني آماده شده است. امام در اخلاق به شدت با رياكاري، مقدس‏مآبي، زهدفروشي و در عين حال غربزدگي، فسق و فجور مخالف بود. ايشان با ترويج اخلاق سرمايه داري به نام ترويج اخلاق آزادي مخالفت مي‏كرد. در حوزه سياست داخلي با قشري‏گري و استبداد و نيز روشنفكري‏هاي التقاطي و دموكراسي به شدت مخالف بود. امام تئوري ولايت فقيه را در برابر استبداد و دموكراسي غربي مطرح كرد؛ يعني هم استبداد و هم دموكراسي غربي را به گورستان فرستاد و نظريه جديدي در فلسفه سياسي دنيا مطرح كرد كه بايد بيشتر در انديشه‏هاي ايشان تدبر كرد تا مسئله شفاف شود. امام به تكثر در ميان انقلابيون و تعصب و غيرت در برابر جبهه مخالفين انقلاب معتقد بود و با هيچ كس عقد اخوت دائمي نبست و براساس عقايد، نه بر اساس منافع حركت مي‏كرد. در حوزه سياست خارجي برخلاف نظر برخي كه معتقد بودند، سخنان امام تنش‏زا است، هرگز چنين نبود. امام در صحبت‏هاي خود هرگز به ترور، بمب‏گذاري و لشكركشي و... تشويق نمي‏كرد. امام به دنبال صدور انقلاب و ارزش‏هاي اسلامي و تشكيل اتحاد جماهير اسلامي در جهان بود. امام به دنبال نابودي اسرائيل و گسترش روح شهادت، و نه تنش و خشونت، بود و كساني را كه با استعمار اهل معامله بودند، طرد مي‏كرد. امام تز قدرت براي قدرت يا قدرت براي ثروت، يعني دو تز ليبراليسم و توتاليتاريسم را رد كرد و گفت قدرت آري. ثروت آري، اما قدرت و ثروت براي خدمت و اجراي عدالت كه هدف واقعي است. اين تز سوم توانست با هر دو تز شرق و غرب مقابله كند. امام مي‏فرموند: اگر مراقبت نكنيد بدترين دشمنان خودتان، خودتان هستيد. علي‏رقم همه اولتيماتوم‏ها حكم سلمان رشدي را تاييد كرد و بر آن مصمّم بود. امام اختلاف نظر در داخل حكومت را تا اندازه‏اي كه موجب تضعيف انقلاب و مردم نشود، تحمل مي‏كرد و در خط قرمزها كه مصالح نظام به خطر مي‏افتاد، حتي با نزديك‏ترين افرادش سازش و مدارا نمي‏كرد.

نويسنده : حسن رحيم پور ازغدي

*************************************************************
**********************************
 

حكومت از ديدگاه امام علي(ع)

امام علي

يادم مي آيد در ايام شبهاي قدر و در جلسه أي به همين مناسبت از زبان فردي شنيدم كه » كار بزرگ امام علي ( ع ) تشخيص اولويت ها بود «. شايد من در آن زمان به اندازه كافي مفهوم اين جمله را درك نكردم اما اين جمله را در گوشه اي از دفترم يادداشت كردم و هر روز بيشتر از گذشته عمق اين جمله و حقانيت آن را درك كردم . اگر نگاهي چند گذرا به به نهج البلاغه و سخنان امام بيندازيم خواهيم ديد كه اين تشخيص اولويت ها در تمام حركات افكار امام جاري است من در اول اين مقاله سعي مي كنم در حد فهم خود اين تشخيصها را در زمينه حكومت بيان كنم و در ادامه به بحث اصلي يعني حكومت و حكومت داري بپردازم .
تشخيص اولويت در زمينه حكومت را مي توان به دو قسمت قبل از خلافت و بعد از خلافت امام تقسيم كرد . در قبل از خلافت امام با اينكه خود ازهر كسي بيشتر استحقاق حكومت را داشت ( و خود اين موضوع را عنوان مي كرد ) اما بدليل اينكه به اسلام ضربه نخورد سكوت را پيشه مي كند : "همانا مي دانيد كه سزاوارتر از ديگران به خلافت من هستم . سوگند به خدا به آنچه انجام داده ايد گردن مي نهم تا اوضاع مسلمين روبراه باشد و از هم نپاشد و جز من به ديگري ستم نشود و پاداش اين گذشت و سكوت و فضيلت را از خدا انتظار دارم و از آن همه زر و زيوري كه به دنبال آن حركت مي كنيد پرهيز مي كنم " اين اولويت امام قبل از خلافت . قبل از هر چيز توضيح بدهم اينكه سكوت امام به اين معني نيست كه ايشان كلاً از كارهاي مردم كناره گرفتند بلكه به اين معني است كه ايشان سخني از حكومت خود بيان نمي كردند و در مسائلي تشخيص مي دادند نقش مشاور را در جهت حل مشكل مسلمين ايفا كنند چرا كه امام در سخني مي فرمايند : اگر مرا رها كنيد چون يكي از شما هستم كه شايد...و مطيع تر از شما نسبت به رئيس حكومت باشم در حاليكه من ... و مشاورتان هستم بهتر است كه امير و رهبر شما كردم . اما بعد از حكومت هم امام اولويت ها يي داشتند كه بيشتر آنها در جهت رفاه مسلمانان است امام در جايي و در جواب طرفداران حكميت مي فرمايند : » تا مومنان در سايه حكومت ، زندگي كنند بوسيله حكومت بيت المال جمع آوري ميگردد جاده ها امن و امان و حق ضعيفان از نيرومندان گرفته شود . نيكو كاران در رفاه و بدكاران در امان باشند . «اما درباره خود حكومت شايد بهترين تعريفي كه بتوان آورد اين باشد كه : امام حكومت را نه براي رياست بلكه براي آن مي خواست كه بتواند كاري را در جهت اصلاح جامعه و همچنين عملي در جهت بهتر شدن زندگي مسلمانان انجام دهد . امام در حكومت روش خاصي را ارائه كردند كه گوشه اي از آن را در نامه اي كه به مالك اشتر مينويسد به او گوشزد مي كنند : » در مشكلات از خدا ياري جوي ، و درشت خويي را با اندكي نرمي بياميز . در آنجا كه مدارا كردن بهتر است مدارا كن ، و در جايي كه با درشتي كار انجام گيرد درشتي كن ، پرو بالت را برابر رعيت بگستران ، با مردم گشاده روي و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم ، در سلام كردن و اشاره كردن با همگان يكسان باش تا زورمندان در ستم توطمع نكند و ناتوانان از عدالت تو مايوس نگردند.«
اگر به اهداف و اولويت ها و روشهاي حكومت امام كه به آنها هم در طول خلافت خود رسيد توجه كنيد خواهيد ديد كه بنظر مسائل ساده اي هستند اما حتي امروزه نيز حكومت هايي كه داعيه حكومت صالح و مردم پسند را دارند شايد فقط بتوانند از اين مسائل صحبت كنند ولي توان اجراي آنها را ندارند و در اينجاست كه كار بزرگ امام مشخص مي شود . نكته جالب ديگر اينكه درباره حكومت امام حقوقي است كه امام براي حاكم و رعيت تعيين كرده اند : » اي مردم مرا بر شما و شما را بر من حقي واجب شده است . حق شما بر من ، آنكه از خير خواهي شما دريغ نكنم و بيت المال را عادلانه بين شما تقسيم كنم و شما را آموزش دهم تا بيسواد و نادان نباشيد و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگي بدانيد و اما حق من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان برايم خير خواهي كنيد .« توجه مي كنيد كه امام با اينكه از اشتباه مبري است باز هم از مردم مي خواهد كه او را راهنمايي كنند و با اينكه بهترين روش حكومت را مي داند ولي باز هم از مشورت با ديگران ابايي ندارد» هنوز چيزي پيش نيامده كه حكم آن را ندانم ، و نياز به مشورت شما و ديگر برادران مسلمان داشته باشم ، اگر چنين بود از شما و ديگران روي گردان نبودم « اينها گوشه ي كوچكي از عظمت شخصيت امام و اعتبار حكومت اوست بلكه ما هم با بهره گيري از او راه حق را پيش گيريم و در پايان اندرزي از امام خطاب به حاكمان و روسا :
» بردباري و تحمل سختي ها ، ابزار رياست است«

حجت پير بوداقي
زيست شناسي - 83

*************************************************************
**********************************
 

تشكيك در مباني ولايت ومهدويت

مهدي

موضوع خاتميت ومهدويت از مهمترين مباني كلامي تشيع است پيامبران نيزبه اين دوامر بشارت داده اند يعني اينكه حضرت محمد (ص) واپسين پيامبران به گونه اي كه قرآن مي فرمايد: »هماناازاين فرستاده خداكه درس نخوانده وخدا نام اورانزدخود،تورات وانجيل نوشته مي يابند پيروي مي كنند «.
وديگراينكه دراخر الزمان سرنوشتي نيك براي بشربه دست يكي از فرزندان همين پيامبررقم خورده است همان كسي كه مسيح نيزدرفرودخوداز آسمان به او اقتدا مي كندكه قرآن مي فرمايد: » اهل كتاب كسي نيست مگر انكه پيش از مرگ خودحتمابه اوايمان مي آورد «عبدالكريم سروش طي سخناني درپاريس به تجربه جمهوري اسلامي درتاسيس يك دولت شيعي برپايه فقه شيعه و باور به جانشيني مرجع تقليدبراي امام معصوم(ع) پرداخته وبااشاره به دوعقيده مهم شيعه ولايت ومهدويت اين دوباور را مانع نگاه عملگرا وسكولار به دولت ودومانع مهم در راه تحقيق دموكراسي در جامعه ايران دانسته است سروش كه اكنون با انديشه هاي پلوراسيستي فرد عشق مي بازد پس ازيك دوره انفعال وروي گرداني عمومي حتي عقب گرد طيف دانشگاهي از ديدگاههاي وي قصد به چالش كشاندن مجدد بنيان هاي شيعي را دارد وي باذكر اين ادعا كه ديدگاه شيعه باخاتميت پيامبراكرم(ص) تعارضي اشكار دارد مدعي شد نخستين ويژگي ولايت است ، آن ويژگي كه درپيامبر بود ادامه پيدا مي كند وبا مرگ پيامبر اكرم خاتمه نمي پذيرد. آن هم درافرادي معين نه همه افراد در ميان شيعيان ، اين اولياي الهي همانها كه امام شيعه ناميده مي شوند ونيز شخصيتي كه به اين افراد داده شده تقريبا برابر با شخصيت پيامبر است كه مي توانيم بگوييم مفهوم خاتميت پيامبر را دچار تزلزل كرده است ، از اين رو اين نكته بسيار مهم است كه ما چه شيعه باشيم يا نباشيم بايد تكليفمان رابا آن مشخص كنيم ، زيرا در مذهب شيعه براي امامان حق تشريع قائلند در حالي كه اين حق وسيره پيامبر اكرم(ص) است، سروش پس از پيامبر اكرم(ص) سخن هيچ كس را در رتبه سخن ايشان وداراي حجت گفتار ايشان نمي داند غافل از انكه شيعه امامان راشارح كلام رسول خدا (ص) ومفسر وحي مي دانند سروش در ادامه گفت ويژگي دوم شيعيان باور به مهدويت است، به باور شيعه مهدويت ادامه ولايت و امامت است .شيعيان باور دارند يكي از امامانشان همچنان زنده است و به نحوي در كارها حضور دارد به ادعاي سروش،اين نگاه شيعه مبني بر باور داشت مهدويت،همه چيز را به آينده حوالت مي دهد و از پرداختن به مصالح عامه در شرايط كنوني فاصله مي گيرد اين ادعاي سروش در حالي مطرح مي شودكه به باور شيعه پويايي،تحرك و زمينه سازي حكومت جهاني حضرت مهدي چيزي جز پرداختن به مصالح عامه نيست و حتي تاسيس جمهوري اسلامي در راستاي همين مصالح و مقدمه اي براي ظهور حضرت حجت(عج) ميباشد و اگر حوالت به آينده بود شيعيان نمي بايد حكومت تشكيل مي دادند و بر ارزشهاي پويايي آن تاكيد مي ورزيدند. وي مهدويت را يك باور سياسي ميداند تا اعتقادي، به عبارتي ايفاي نقش اين باور را در سياست بيشتر از ديگر مساحت هاي زندگي شيعيان مي داند.

ليلا شفقت

*************************************************************
**********************************
 


اقتصاد ودانش هسته اي

هسته اي

  مساله هسته اي ايران به مانند بسياري ديگر از مسائل اخير نظام بين المللي، ماهيتي چند بعدي سياسي، امنيتي و اقتصادي به خود گرفته است. جداي از ابعاد سياسي و امنيتي، بعد اقتصادي قضيه اشكال و صورتهاي مختلفي را به خود گرفته است به گونه اي كه مي توان رد اين متغير را در مراحل مختلف ديد و از زواياي مختلف به بررسي و تحليل آن پرداخت. در نگاه اول، اين گونه مي توان برداشت كرد كه مساله هسته اي ايران به مانند بسياري از كشورها با هدف و نيت اقتصادي آغاز شده و در حال پي گيري است. به هر حال، امروزه تكنولوژي هسته اي در حوزه هاي مختلف اقتصادي نظير انرژي، كشاورزي، داروسازي و بخش هاي ديگر صنعتي در حال استفاده و توسعه است و قواعد و مقررات بين المللي نظير NPT استفاده و توسعه اين تكنولوژي را در بخش هاي مذكور كه زير مجموعه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي است، حق همه كشورها دانسته و حتي گسترش آن را تشويق كرده است. به اين ترتيب، بهره برداري از تكنولوژي هسته اي امروزه به روندي عادي در بين كشورهاي دنيا تبديل شده است به گونه اي كه بر اساس آخرين آمار ارائه شده در سال ،2005 در حدود 447 نيروگاه هسته اي با 383758 مگاوات در حال بهره برداري است. همچنين 28 نيروگاه جديد با 25087 مگاوات در حال ساخت است كه بايد به اين ميزان 38 نيروگاه جديد با 35382 مگاوات برق كه ساخت آنها قطعي شده را اضافه كرد. 26 نيروگاه نيز در مرحله مطالعه است. اين ميزان نيروگاه با توليد 16 درصد نيروي الكتريسيته جهان بيانگر اهميت و ارزش اقتصادي انرژي هسته اي در توليد انرژي جهاني است كه از مزيت هاي اقتصادي و زيست محيطي بالايي نيز برخوردار است. هر چند بخش قابل توجهي از انرژي هسته اي توليدي در جهان از آن كشورهاي صنعتي است ، با اين حال برخي كشورهاي در حال توسعه نيز در اين مسير فعال شده اند. ايران نيز به مانند بسياري از كشورها، توسعه تكنولوژي هسته اي را با هدف كسب انرژي هسته اي و ديگر بهره برداري هاي اقتصادي مورد توجه قرار داده است اما از جمله ايراداتي كه به ايران براي توسعه اين تكنولوژي گرفته مي شود، عدم وجود توجيه منطقي و اقتصادي با داشتن منابع قابل توجه نفت و گاز است. اما نگاهي واقع بينانه به مساله، توسعه تكنولوژي صلح آميز هسته اي با اهداف علمي و اقتصادي را براي كشورهايي همچون ايران توجيه پذير مي سازد. منابع نفت و گاز به عنوان منابع فناپذير نمي توانند دورنماي مطمئن انرژي ترسيم شوند. علاوه بر اين رشد مصرف داخلي نفت و تلاش در جهت كاهش آن از طريق فعال ساختن حاملهاي غيرفسيلي انرژي و بهره برداري از منابع فسيلي در جهت توليد مشتقات گوناگون و از همه مهمتر حفظ و تقويت ذخاير نفتي، الزامي است كه دولت را به ايجاد و توسعه نيروگاههاي هسته اي وادار مي سازد. بنابراين با در نظر داشتن دورنماي توسعه اقتصادي كشور و لزوم توجه به حفظ احياي منابع تجديدناپذير انرژي، توسعه انرژي هسته اي نه در مورد ايران بلكه براي هر كشوري توجيه پذير است. اما صورت ديگر درگير شدن متغير اقتصادي در مساله هسته اي ايران، قرار گرفتن آن در نقش ابزار چانه زني بود كه به طور جدي با آغاز مذاكرات هسته اي از سوي طرف اروپايي پي گيري شد. حمايت از آغاز مذاكرات ايران با سازمان تجارت جهاني تجارت و تقويت مذاكرات اتحاديه اروپا با ايران در قالب توافق نامه تجارت و همكاري در مقابل تعليق كليه فعاليتهاي هسته اي براساس موافقتنامه پاريس نمادهاي اوليه ورود متغيرهاي اقتصادي به بازي بود. بر اين اساس، در كنار دو كميته سياسي _ امنيتي و هسته اي كميته اقتصادي نيز با هدف پيشبرد مذاكرات اقتصادي تشكيل شد.اين مذاكرات كه به كندي و متأثر از مذاكرات هسته اي و سياسي پيش مي رفت، نتايج قابل توجه و مشخصي به همراه نداشت. تنها اثر تعهدات اقتصادي اروپا در پذيرش درخواست آغاز مذاكرات ايران با سازمان تجارت جهاني در سومين بار طرح (از زمان آغاز مذاكرات ايران و اروپا) در شوراي عمومي اين سازمان تجلي پيدا كرد. اين حادثه هر چند ماهيت سياسي داشت اما بازخورد اقتصادي براي ايران به همراه خواهد داشت. اما مرحله دوم برجسته شدن متغير اقتصادي در مساله هسته اي، تعهدات اروپا در طرح پيشنهادي آنها به ايران در آستانه آغاز به كار مجدد كارخانه ucf اصفهان بود كه از سوي ايران رد شد. تعهدات اقتصادي اروپا در اين طرح در بند 4 و در قالب همكاري هاي اقتصادي و تكنولوژيك نمودار شده است. براين اساس اروپا در مقابل تعليق كامل و دائمي فعاليت هاي هسته اي ايران، بر توسعه بلندمدت روابط اقتصادي با ايران تاكيد مي كند. اين روابط در شكل به رسميت شناختن همكاري بلندمدت در بخش انرژي با ايران، توسعه همكاري هاي علمي، تكنولوژيك و مديريت انرژي با ايران، ارتقاي تجارت، سرمايه گذاري و انتقال تكنولوژي به ايران، به نتيجه رساندن مذاكرات بر سر توافق همكاري و تجارت با ايران، حمايت سياسي اروپا از پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني و كمك فني به ايران براي اجراي اصلاحات عضويت، ايجاد يك كارگاه شركت كنترل صادرات، تعهد براي توسعه همكاري دوجانبه فني و علمي با ايران و تقويت همكاري در حوزه هايي چون حمل و نقل هوايي، ايستگاه هاي راه آهن، حمل و نقل دريايي، زلزله شناسي، كشاورزي، تغذيه و توريسم،ماهيت عملي به خود مي گرفت. باتوجه به پيش شرط اعلام شده اروپا كه معناي چون بازگشت به نقطه صفر، نبود، طرح مذبور از سوي ايران رد شد و در اولين گام ايران فعاليت كارخانه UCF اصفهان را آغاز كرد. تامل در تعهدات اقتصادي اروپا به ايران به ويژه در طرح پيشنهادي اخير دربردارنده چند نكته است: 1 _ اين تعهدات تكراري، نامشخص و بدون ضمانت اجرايي لازم بود. 2 _ با فرض پذيرش اين طرح از سوي ايران، امتيازات اقتصادي نمي توانست برگ برنده ايران باشد زيرا اولا: - همكاري هاي اقتصادي و تجاري با توجه به فضاي سياسي حاكم بر آن و اينكه اين همكاري ها در فرايند عادي طي شده، نمي توانست زمينه ساز همكاري ها نهادينه شده و موثر در روابط طرفين باشد. - اروپا در مراحل مختلف با هدف تحت فشار قراردادن ايران در زمينه هسته اي، همواره ايران را در حوزه اقتصادي و تجاري تشنه و ارضاء نشده قرار مي داد. - ايران اگر بروي اين همكاري ها كه نتيجه يك فرايند طبيعي و عادي نبود، حساب باز مي كرد، به نوعي امنيت اقتصادي خود را در مخاطره قرار مي داد و به اين ترتيب حصار امنيتي آن كاهش مي يافت. 3 _ به هرحال به نظر مي رسد گره زدن مسايل هسته اي بر ملاحظات اقتصادي چندان به صلاح نبوده است. در اين جهت هرچند اروپا حاضر به اعطاي امتيازات اقتصادي بي سابقه اي شده است، با لحن وجود نمي توان نسبت به تحقق آنها اميدوار بود. به هرحال شناخت و تحليل تنش و جايگاه متغيرهاي اقتصادي در قضيه هسته اي ايران، پيچيده و سخت به نظر مي رسد. شايد يكي از عوامل اين مهم، ماهيت سياسي و امنيتي صرف مساله است كه مسايل ديگر به ويژه متغير اقتصادي را در حاشيه قرارداده و مانع از ايفاي نقش واقعي و تاثيرگذار آن در فرايند قضيه شده است.


*********************************************
منابع : 1-همشهري ديپلماتيك - شماره 69(مقاله دكتر عليرضا سلطاني)
2- شبكه خبر دانشجو

تهيه وگرد آوري: ح - آرمان

*************************************************************
**********************************

جنبش دانشجويي در انقلاب اسلامي

اشاره: با تأسيس دانشگاه تهران، نخستين فرياد اعتراض ها در حوزه دانشجويي برخاست. شايد اين از ويژگي هاي ذاتي علم باشد كه پرسشگري و اعتراض را در دامان خود مي پروراند. آنان را از تقليد كوركورانه مي رهاند و استبداد و استعمار را به چالش مي طلبد. مقاله حاضر كه توسط يكي از كاربران براي ما ارسال شده است روايتي است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجويي با هم مي خوانيم:
تاريخ مبارزات دانشجويان از زمان تأسيس اولين دانشگاه يعني دانشگاه تهران در سال 1313 آغاز شد. به دنبال تأسيس دانشگاه به جريان اصلي در روند حركتهاي دانشجويي در دانشگاه به تدريج بوجود آمد كه عبارتند از: 1- جريان ماركسيستي 2- جريان ملي 3- حركت اسلامي. جنبش دانشجويي با اين سه جريان، حضور فعال و آگاه خود را در صحنه تحولات سياسي كشور نشان داد. توجه به حركت ها و اعتراض هاي دانشجويان از همان آغاز تا پيروزي انقلاب اسلامي از عمق آگاهي سياسي آنان حكايت دارد. دانشجويان در فاصله سالهاي 32-1320 واكنشهاي مختلفي نسبت به رويدادهاي كشور نشان دادند از جمله: زماني كه دكتر مصدق مجلس چهاردهم را در اعتراض به سهيلي نخست وزير وقت و تدين وزير كشور به جرم دخالت در انتخابات ترك كرد، "دانشجويان به منزل وي رفته و او را با احترام به مجلس آوردند. اين اقدام از سوي حكومت خوشايند نبود، به همين دليل بر روي دانشجويان آتش گشوده شد و در اين واقعه رضا خواجه نوري شهيد شد." در جريان ملي شدن صنعت نفت ايران دانشجويان به بسيج معلمان، دانش آموزان و كارگران پرداختند. بعد از كودتاي 28 مرداد، در 16 آذر سال 1332، دانشجويان در اعتراض به سفر نيكسون معاون رئيس جمهور وقت آمريكا دست به تظاهرات زدند ومردم را به مقاومت فراخواندند و در اين اثنا پليس در صحن دانشگاه به روي دانشجويان آتش گشود و سه دانشجو به نام هاي شريعت رضوي، مصطفي بزرگ نيا و احمد قندچي به شهادت رسيدند. اين امر موجب بروز واكنش مردم شد كه اين روز را به نام روز دانشجو نامگذاري كردند. با مسلط شدن حكومت نظامي بعد از كودتاي 28 مرداد توسط فرمانداري نظامي تهران دانشجويان دست به مبارزه نيمه مخفي زدند. در سال 1336 به هنگام حمله اسرائيل به كانال سوئز دانشجويان مخالفت خود را با سياستهاي تهاجمي آمريكا و دولتهاي حامي اسرائيل در صحنه مسائل سياسي بين المللي با اعتصاب و تظاهرات نشان دادند. با تأسيس ساواك در روزهاي پاياني سال 1335 كنترل دانشجويان زيرنظر اين سازمان با شدت بيشتري صورت گرفت. ولي با وجود كنترل شديد دستگاه امنيتي، دانشجويان در مسائل مختلف سياسي به صورتهاي گوناگون مخالفت خود را نشان مي دادند. ضرورت اصلاح و دگرگوني امري نبود كه با فشار مأموران ساواك حذف شود، بلكه شكل خود را تغيير داد و تا سال 1357 به سه طريق به شرح زير ظاهر شد: الف - در قالب اعتراضهاي صنفي كه گاه منجر به اعتصاب و تظاهرات مي شد. ب- تكاپوي متناسب با تحولات سياسي ج- مبارزه مسلحانه.
الف) اعتراضهاي صنفي: اعتراضهاي صنفي دانشجويان كه گاهي نيز به خشونت كشيده مي شدند عبارتند از: اعتراض به تدريس چند نفر از اساتيد، عدم ارائه برخي از دروس، كيفيت غذا، جمع آوري بعضي كتابها، دستگيري و اخراج بعضي اساتيد و دانشجويان، واگذار نكردن خوابگاه در ترم تابستاني و لغو بعضي شهريه ها... كه ضمن اعتصاب با راهپيمايي، شكستن شيشه ها، نوشتن شعارهايي بر روي ديوار دستشويي، تجمع در محوطه دانشگاه، عدم حضور سر كلاس و خودداري از امتحان نارضايتي خود را نشان مي دادند.
ب) تكاپوي متناسب با تحولات سياسي: با وجود كنترل و خفقان پليس امنيتي در دانشگاهها، نيروهاي فعال دانشجويي در مسائل سياسي جامعه حضور داشتند و به مناسبتهاي مختلف سياسي حضور فعال خود را به نمايش مي گذاشتند، به عنوان نمونه با نخست وزيري شريف امامي در شهريور 1339 دانشجويان دانشگاه تهران، سازمان دانشجويان را تشكيل دادند. اولين كنگره انجمنهاي اسلامي در شهريور 1340 با شركت 12 انجمن افتتاح شد و مبارزات داخلي در اثر ارتباط با حلقه مبارزان خارج از كشور استوارتر شده و تكيه گاهي مطمئن براي ملت مبارز ايران شد.
دانشگاه و قيام 15 خرداد در وقايع 15 خرداد 1342 يكي از گروههاي فعال و مهم در مبارزه، اقدام دانشجويان بود. دانشجويان دانشگاه تهران به سرعت نسبت به دستگير امام خميني (ره) واكنش نشان دادند. بعضي از دانشجويان با سخنراني و تشويق ساير دانشجويان اقدام به راهپيمايي و تظاهرات در محوطه دانشگاه كردند و ضمن حمل تراكت بزرگي كه خبر از دستگيري آيت الله خميني مي داد با دادن شعارهاي ضد حكومتي در صدد راهپيمايي به طرف بازار تهران و حمايت از بازاريان در مبارزه عليه حكومت شدند. بسياري از دانشجويان در خيابانهاي اطراف دانشگاه اجتماع كردند كه تعداد زيادي از آنها توسط پليس دستگير شدند. در ادامه تظاهرات، دانشجويان با قطع سيم هاي تلفن دانشگاه و با سر دادن شعارهايي پلاكاردهايي از پارچه تهيه و بر سر در دانشگاه نصب كردند. دانشجويان با تكثير و توزيع نوار سخنراني روز عاشوراي امام فعاليت خود را در كوي دانشگاه گسترش دادند كه منجر به دستگيري و زنداني شدن گروهي از دانشجويان شد و آنان با تجمع خود دانشكده هاي مختلف را به تعطيلي كشاندند به طوري كه پليس به سختي توانست تظاهرات را سركوب كند. دانشجويان دانشسراي عالي تهران و دانشگاه پلي تكنيك نيز ضمن تجمع و دادن شعارهايي عليه شاه مردم را به شركت در تظاهرات ترغيب كردند. پانزده خرداد موضوعي بود كه دانشجويان در سالهاي بعد به مناسبت بزرگداشت اين روز به تظاهرات، تجمعات، اعتصاب و ... اقدام مي كردند. آنان در سال 1346 به هنگام مرگ مشكوك غلامرضا تختي، در سال 1348، در مخالفت به افزايش قيمت بليت اتوبوس حضور خود را در صحنه به نمايش گذاشتند. از اواخر دهه 1340 فعاليت دانشجويان بيشتر سياسي بود و فعاليتهاي صنفي نيز رنگ سياسي به خود گرفت. درخواست هاي دانشجويان از امكانات آموزشي و رفاهي به مسائل سياسي تغيير كرد و شعارهاي ساده جاي خود را به شعارهاي آزادي زندانيان سياسي، مرگ بر شاه، اتحاد، مبارزه ..." بر روي ديوار دانشكده هاي ادبيات حقوق... داد.
ج) مبارزه مسلحانه با رشد كمي و كيفي مبارزات دانشجويي : از اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه با دو حركت همسو مواجه هستيم: "حركت اول جنبش مسلحانه كه از سال 50 علني شد و در معرض قضاوت افكار قرار گرفت. دانشگاهها محل جذب نيرو براي جنبشهاي مسلحانه بودند و يك تحول بسيار عميق كيفي در حركتهاي دانشجويي بوجود آمد. حركت دوم مربوط به انقلاب فرهنگي بود كه بسياري از انديشمندان اسلامي با تكيه بر امكانات بالقوه دانشجويي راهي نو پيش روي جوانان گشودند. از جمله دكتر شريعتي، آيت الله مطهري، آيت الله طالقاني و ... با تأسيس كانونهاي فكري مانند حسينيه ارشاد تلاشهاي گسترده اي را جهت پي ريزي بيداري اسلامي آغاز كردند. در مقابل حكومت نيز دست به اقداماتي نظير: ايجاد سرگرمي، تفريح، ترتيب دادن كلوپهاي رقص و موسيقي و ... زد. يكي از وقايع مهمي كه در تاريخ مبارزات دانشجويي تأثير بسزايي گذاشت واقعه 5 و 6 اسفند 1351 دانشگاه تبريز بود كه در خواست صنفي دانشجويان با دخالت پليس تبديل به اعتصاب شد و بسياري از دانشجويان زخمي شدند و دهها تن روانه زندان شدند. مهمترين عامل اين حركت مخالفت با رياست دانشكده فني قيد شده است.
گسترش فضاي باز سياسي و حركتهاي دانشجويي با تغيير سياستهاي محمدرضا شاه بعد از به روي كار آمدن كارتر از حزب دموكرات آمريكا، شدت سانسور كاهش يافت و در زندانها به روي هيأتهاي بين المللي گشوده و سركوب محدودتر شد. به دنبال اين تحولات به عمر 12 ساله دولت هويدا خاتمه داده و يك تكنوكرات تحصيلكرده آمريكا (جمشيد آموزگار) مأمور تشكيل كابينه شد. در چنين فضايي فعاليت دانشجويان نيز شكل تازه اي به خود گرفت و دانشجويان در مبارزه با هدف سرنگوني حكومت علاوه بر شعارنويسي، تجمع، اعتراض ، اعتصاب و حمله به مأموران گارد... تظاهرات را به خيابانهاي اطراف دانشگاه كشانده و شكل تازه اي به روند مبارزه دادند. سال تحصيلي 57-56 براي دانشجويان با بحث در مورد مرگ دكتر شريعتي آغاز شد و به همين دليل دانشگاهها محل برگزاري حادترين افشاگريها از طريق برپايي نمايشگاهها، سخنراني ها، كنفرانس ها و آموزشهاي سياسي بود. دانشجويان ضمن برگزاري مراسم شعرخواني، سخنراني توسط كانون نويسندگان ايران همسو با رخدادهاي سياسي روز به مبارزه خود ادامه دادند. مانند صدور بيانيه و تحصن به مناسبت سالگرد وقايع مختلف، گسترش مجالس يادبود، ختم براي درگذشت نابهنگام دكتر شريعتي، حاج آقا مصطفي خميني، عكس العمل به انتشار مقاله توهين آميز نسبت به امام(ره) در روزنامه اطلاعات به امضاي رشيدي مطلق، قيام 19 دي قم و 29 بهمن تبريز. در بين دانشگاههاي ايران، دانشگاه تبريز و جنبش دانشجويي آن از اهميت خاصي برخوردار است. نقش دانشگاه تبريز جداي از نقش تبريز و آذربايجان در تاريخ معاصر ايران نيست. دانشجويان مذهبي دانشگاه تبريز پيش از ساير دانشگاهها موفق شدند هويت اسلامي خود را منسجم كنند و مبارزات سياسي خود را از دانشجويان چپي جدا كنند. اين دانشجويان در سال 1356 و 1357 در دو حركت مهم حضور يافتند: ابتدا در قيام تاريخي 29 بهمن مردم تبريز كه در اعتراض به سركوب خونين مردم قم در 19 دي 1356 صورت گرفت و ديگر واقعه 18 ارديبهشت دانشگاه تبريز كه به لحاظ اهميت از واقعه 16 آذر سال 1332 مهم تر است. پس از اين واقعه دانشگاه تبريز تا پيروزي انقلاب فعاليت آموزشي نداشت. اهميت ديگر جنبش دانشجويي تبريز در كادرسازي نيروهايي است كه مديريت مسائل بعد از انقلاب را بر عهده گرفتند بويژه دفاع مقدس.

هادي حقيق- رشته مديريت
E-mail: hadi_h222@yahoo.com

**************************************************************
**********************************

آذربايجان:

22

معرفي مشاهير آذربايجان.

افضل الدين خاقاني شرواني‌(1199-‌1266م)از شاعران بزرگ معاصر با نظامي‌گنجوي بود سياحتنامهء منظوم وي به نام تحفه‌العراقين و»ديوان‌«وي از آثار بزرگ تاريخ ادبيات شرق به شمار مي‌آيد كه زينت دهنده كتابخانه‌هاو‌موزه هاي بزرگ دنيا مي‌باشد.ديوان وي شامل قصايد فلسفي و مدحيه و فخريه و تركيب‌بند، ترجيع‌بند، غزل قطعه و رباعي بوده و در نوع خود بي‌نظير مي‌باشد در بين نوشتهاي اين شاعر گرانقدر رباعي‌هايش جايگاه‌ بخصوصي دارند رباعي نويسي بيش از هزار سال سابقه دارد واز قرن90 ميلادي شروع شده وتا به امروز ادامه دارد ومي توان گفت كه تمامي شعراي شرق در اين زمينه قلم خودرا به عرصه امتحان كشيده‌اند و پايه‌گزار اين نوع شعر در زبان تركي مهسَتي گنجوي(قرن 11و12م) مي‌باشد.درست است كه خاقاني شرواني درقصيده نويسي استاد عصر خويش بود در ادبيات هميشه قصايد وي مطرح بوده و رباعي هاي وي در درجه دوم قرار داشته ولي رباعي‌هاي اين شاعر به علت بعضي خصوصيت‌هاي خاص از آثار شعراي ديگر جدا مي نمايد.لازم به ذكر مي باشد كه خاقاني بسياري از رباعي‌هاي خود را در اثر مشاهده مسايل واقعي زندگي نوشته ، شكايت‌هاي وي از انسان‌هاي زمان و حوادث و اشخاص معين و بد‌بيني اطرافيان و بي عدالتي حكومت وخيانت‌كاري دوستان و ظلم حاكم بر جامعه و جنايتهاي كه در جامعه اتفاق مي افتد ودل نبستن به ماديات كه در رباعيهاي وي مطرح شده بيانگر اين مساله مي باشد وشاعر مسكن دردهاي خود را اخلاص اطرافيان وعشق پاك ومحبت ميداند كه دراين رباعي كاملا بيان مي كند.
عشقدير كؤنولدن هر دردي سيلن
عشقدير دنيادا هر دردي بيلن
عشقديرايله ين وارليقي يوخلوق
غمدن قورتاراسان آنجاق عشقيلن


وي همچنين درآثارش به عصري كه درآن زندگي مي كرد ومناظرطبيعي وطن خود نگاهي فلسفي داشته وبه زندگي آزاد ومستقل تاكيد مي كند :
خاقاني خوشلوقلا حيات سور مدام
غم يمه دنيادان آلمادين سا كام
غملي اولاندا خوش اول هميشه


وحس ميهن پرستي شاعردراين رباعي كاملا به چشم مي خورد
اولسام دا عزيزيم لايقلي بنده ن
سوسم ده بو گوزل شهرينيزي من
شيرواني ئوزومه كعبه سانيرام
كافرم دوندرسم ئوز، بو كعبه دن


همچنين شاعر در رباعي هاي خود به مستقل بودن ورزق حلال وبدون منّت وزندگي پاك وگسترش عدالت و راستي وصداقت تاكيد ميكند وازحسادت ودشمني وريا وحرص وطمع وحيله وغيبت وحرام وتكبر وكينه دوري گزيدن راسفارش ميكند .وبا نصايحي از قبيل :
» "ئوزونه زيان دگسه ده خالقا فايدالي اول«"
"»تكبر ولوغليقلا هيچ كس مرادا چاتماز" "سوز وئردين عمل ايت« "
"» طمعكار اولوب نفسه اويما"«
" »پاخيل ، نامرد ونانجيب آداملاردان اوزاق اول"«
"»انسان دنيايه ياخشيليق اتمق اوچون گلميشدير"«

به جلب اعتماد وكسب اعتبار درميان خلق وتلاش درزمينه هاي علمي وصنعتي وصرفه جويي وقناعت سفارش مي كند .خاقاني دررباعيهاي با مضمون وپرمفهوم خود، لقب» سوز خاقاني «(منبع سخن ) را به خود داده است كه نشان دهنده قدرت عجيب شاعر در رباعي مي باشد .درپايان چند رباعي از اين شاعر بزرگ تقديم خواننده هاي محترم مي نمائيم :

خاقاني اولموشدور سوزون خاقاني
دولودور لعليله سوزونون جاني
سوزه بوگون ايله رونق ويردي كي
فتح ايتدي اونونلا بوتون دنياني

خاقاني همت له ياشاسان اگر
اولمازسان منصبه قيزيلا نوكر
يولو اگري گيدن وزيردن باشدير
يولونو دوز گئدن مرد پياده لر

قارشيمدا هميشه بير بولهب وار
هر مثبت ايشه بير منفي طلب وار
آغ گوندوز اؤنونده وارقا راگيجه
هر قدم باشيتدا بيربي ادب وار

جانيم غم يوكونو چگدي نيچه ايل
ئوز گويه باخماق دامنه خوش دگيل
آو چوم بلكه مني سوينديره جاق
قفس ده ساخلايير بئله متصل

جوانليق گيجه مين صباحينا باخ
ياريسي قاب قارا‏، ياريسي دوم آغ
چكديگيم بو سويوق نفس دييه سن
آخردا باشيما قارا ياغديراجاق

به كوشش: توحيد جعفرزاده

*************************************************************
**********************************

كاروانسراهاي معروف خوي


از آن جايي كه شهر خوي جزو قديمي ترين شهرهاي آذربايجان مي باشد به طوريكه بر طبق روابات مختلف و مستند چندين ابنيه تاريخي و كهن اين شهر به سالهاي خيلي دور برمي گردد به نحوي كه ابن حوقل در سال 346 هـ . ق از حصار آجري خوي نام مي برد به اين ترتيب كاروانسراهاي خوي نيز داراي شناسنامه اي كهن مي باشند و ما سعي خواهيم كرد تا شمه اي از تاريخ كاروانسراهاي شهرمان را جهت آگاهي بيشتر دوستان به رشته تحرير در آوريم . مع الوصف در اين شماره به مشروح تاريخي چندكاروانسرا مي پردازيم:


1-كاروانسراي خان:

از بناهاي كهن شهرستان خوي ،كه در درون شهر و در مجموعه بازار قديمي خوي قرار دارد، كاروانسراي خان است ، كه هم اكنون حجره هاي آن مورد استفاده بازاريان مي باشد.

بازار خوي
مشهور است كه بعد از اينكه به دستور احمد خان دنبلي بازار گسترده خوي به طرح بازار وكيل شيراز ساخته شد كاروانسراي بزرگي ، پيوسته به آن بنا گرديد كه محل استقرار مسافران باشد و امروز به نام وي،كاروانسراي خان ناميده مي شود و اين سراي زيبا و وسيع ،مخصوص بازرگانان بود كاروانسراي خان در ضلع غربي بازار قديمي و مشرف بر خيابان طالقاني است، در يكي از درهاي ورودي كه به سوي بازار باز مي شود از سنگ هاي بكار رفته در دروازه سنگي استفاده شده است ،اين كاروانسرا به فرم چهار ايواني ساخته شده بود كه فقط دو ايوان آن در شمال و شرق باقي مانده است كه داراي آجرهاي مشبك و بسيار زيبائي از آجر قرمز رنگ و در داخل طاق ها، تزئينات آجر كاري به شكل ستاره ديده مي شود.
حوضي نسبتا" بزرگ از سنگ در وسط كاروانسرا وجود دارد.

كاروانسراي خان
نام كاروانسراي خان ، در اسناد دولتي ، به نام سراي خان ذكر شده است و قسمتي از اين اثر بي نظير تاريخي در خيابان كشي سال هاي 1312 و 1313 ش تخريب شده است. دو درب بسيار زيبا كه از سنگ هاي سياه و كرمي رنگ ساخته شده، يكي به سوي بازار باز مي شود و در طرفين اين درها سنگ بري هاي زيبائي وجود دارد . ولي با كمال تاسف در تعميرات مغازه هاي جانبي قسمتي از ستوده هاي آن ها زير آجر و گچ مانده است .


2- كاروانسراي ميرزا هاشم:

در مجموعه بازار قديمي خوي و به فاصله اندكي از كاروانسراي خان، كاروانسراي ميرزاهاشم قرار دارد، درب ورودي آن از بازار بوده و درب ديگري از تيمچه ميرزاهاشم و سومين درب نيز مشرف به پاركينگ اختصاصي است ،كه در سمت غربي ورودي واقع شده است.
اين كاروانسرا منسوب است به ميرهاشم پدر بزرگ آيت الله هاشمي خويي صاحب ترجمه نهج البلاغه . ميرهاشم از بازرگانان معتبر و معمر خوي بود ، حياط كاروانسرا تقريبا" هشت ضلعي و داراي چهار ايوان بوده كه هم اكنون سه ايوان آن باقي مانده و داراي آجرچيني بسيار زيبا مي باشد.
اين كاروانسرا احتمالا" توسط ميرهاشم ( ميرزا هاشم) در اوايل سلطنت قاجار ساخته شده بود و هم اكنون به نمام كاروانسراي شجاعي نيز معروف شده است.


3- كاروانسراي چيت ساز:

عباس ميرزا نايب السلطنه، در اجراي برنامه هاي اصلاحي خود، يك كارگاه ماهوت بافي نيز در خوي ايجاد كرده و بعداز بستن پيمان گلستان، دستگاه هايي را براي اين كار از روسيه خريداري و به خوي آورد . محل كارگاه در جايي بود كه بعدها به كاروانسراي چيت ساز معروف گرديد.
اين كاروانسرا در 14 ربيع الاول 1336 هـ . ق مورد حمله بلشريك هاي روسيه گرديد كه همراه با بازار به آتش كشيده شد. آلات و ابزار كارخانه مزبور تا چند سال پيش در كاروانسراي چيت ساز موجود بود. كاروانسراهاي متعدد ديگري نيز در خوي وجود داشت كه هنوز هم آثار بعضي مانده است.
از جمله : حاجي سياح از كاروانسرايي به نام كاروانسراي سيدمحمد نام مي برد.
در دروازه محله ( ميدان بسيج) نيز كاروانسرايي به نام كاروانسراي حيدرخان اميرتومان وجود داشت و قوشا كاروانسراها كه در بازار و كاروانسرايي در مقابل حمام ايل ( ائل حامامي ) و قپان قرار گرفته بودند كه بعضي كاروانسراها در توسعه و گسترش شهر كاملا" از بين رفته و فقط نامي از آنها ميان عامه مانده است و جاي آنها پاساژهاي متعدد ساخته اند مانند: فخري ، ضيائي و... …

شبنم اصلان آبادي

*************************************************************
**********************************

شجاعت وشناخت

"امانوئل كانت" فيلسوف شهير و تأثيرگذار آلماني در مقاله اي كوتاه اما بس مهم با عنوان "روشنگري چيست؟" مهمترين پرسش روشنگري را "جرأت دانستن داشته باش" معرفي مي كند. به معناي ديگر، نزد كانت با وقوع و شيوع روشنگري، شاهد ترويج و بسط نوع بديعي از شناخت هستيم كه با جسارت و جرأت آدمي، نسبت نزديكي برقرار مي كند. علاوه بر اين در تاريخ انديشه بشري آن كه نامش بيش از بقيه با جسارت و شجاعت عجين شده، سقراط است. او كه خود را موجودي مي دانست كه خداوندگار، وي را براي بيداري و آگاهي يونانيان و آتنيان فرستاده است با اين عنوان شناخته مي شود: "سقراط؛ مردي كه جرأت پرسيدن داشت."
اين دو نكته مي توانند باب ورود ما به بحث مهم "شجاعت در شناخت" باشند. به نظر مي رسد براي باز كردن بيشتر بحث، در چندين رويه و جنبه بايد به بحث پرداخت:

1-شجاعت در نقد

اصل و اساس ساحت "شناخت" نقد و پرسشگري است. پرسشگري، پارسايي ذهن و انديشه است و از اين رو مي توانيم سقراط وار بر اين رأي باشيم كه مهمترين نماد جسارت فكري، در پرسشگريهاي ناب و نيكوست. انسان چيزي جز قضاوتها، جهان بيني ها، عقايد و تصاويري كه از خود و جهان دارد، نيست و اينها با هم و در يك منظومه، هويت آدمي را شكل مي دهند. نقادي و پرسشگري راستين از اين مؤلفه ها، حمله بردن بر خود و شالوده شكني، فعاليتهاي شگرفي هستند و چه كاري از اين نقدهاي اصيل و بنيادين، گستاخانه تر و جسورانه تر است؟ تاريخ انديشه پر است از كشمكشهاي فراوان و جدي كه انديشه ورزان، با حوزه سركش و پر هياهوي شناخت و نقد داشته اند. "تئودورف" بر اين نكته پافشاري مي كند كه براي شناخت بايد از خود مايه گذاشت و انيشتين دشوارترين كار انساني را انديشيدن مي داند كه معمولاً اكثريت از آن گريزانند. اينها البته شواهدي هستند كه شجاعت فراوان نقادان و انديشه ورزان را نشان مي دهند.


2-شجاعت در شناخت

ما همه در ساحت امكانها قرار داريم. با اين همه، ناگزير از اخذ تصميم هستيم و از آنجا كه از ماهيت فرايند تصميم گيري شده و نتايج آن اطلاع كافي نداريم، گزينش هايمان مقطعي و نامتقن هستند. در اين ميان، گزينش انديشه و مقيد بودن به سير و سلوكهاي طاقت فرساي آن، شايد بيش از هر امر ديگري ممكن بودن گزينش هايمان را نشان دهد. در ساحت انديشه، ادعاها كوچك و راه رسيدن به آنها طولاني است. علاوه بر اين، انديشه هيچ پيش شرطي نگذاشته كه حتماً جواب و مقصدي فراروي سالك انديشه موجود است. گزينش انديشه به معناي گزينش آزادانه محال است و جسارت و شجاعت بسياري لازم است تا آدمي پاي در وادي بس مشروط و نامتعين آن بگذارد. شايد سالك راه انديشه اين گزاره را هميشه پيش چشم خود دارد كه: "هر سهل و آساني قابل شك و ترديد فراوان است" و بدين گونه سير و سلوك بزرگ و پر دردسر خود را آغاز مي كند. بر اين نظريم كه در جهاني زيست مي كنيم كه سير و سلوك آن منحصر به عرفان و وادي هاي رازآلود وجود آدمي نيست. هنر و دين و انديشه همه گستره هايي هستند كه به جستارها و سلوك هاي هيجان انگيز دامن مي زنند. در ساحت انديشه اما پيام سير و سلوكهاي انديشه ورزان را در اين ابيات ملاي روم هويدا مي بينيم كه:
گرچه عاجز آمد اين عقل از بيان عاجزانه كوششي بايد در آن
رو بجو يار خدايي را تو زود گر چنان كردي خدا يار تو بود
يار خوشتر دارد اين آشفتگي كوشش بيهوده به از خفتگي
باري، در گزينشهاي مشروط و نامتقن زندگي، انديشه در صدر قرار دارد و در آن آشفتگيها و سرگشتگي هايي ژرف وجود دارند و همين شجاعت و جسارت انديشه ورزي را نشان مي دهد.


3-شجاعت در بيان شناخته ها

اگر انديشه ورزي به شجاعت نياز دارد، ابراز نتايج انديشه ورزي به ديگران شجاعت مضاعفي را داراست و پرسشهايي چون: چه مي توانم بدانم؟ چه مي توانم انجام دهم؟ چگونه شناخت مشروط و نامتعين قابل انتقال به ديگران است؟ و تبعات ناخواسته اين ارتباط چيستند؟ بجد مطرح مي شوند. واضح است كه اين پرسشها ضرورتاً به انزواي انديشه ورز نمي انجامند، چرا كه عمل اجتماعي وي همين ابراز نظرهايي است كه بسي از انديشه ورزان بدان تعلق خاطر دارند. حركت لرزان در مسيري بس صعب و خطرناك كه متفكر براي ابراز نظرهاي خود انجام مي دهد، البته به شجاعت و جسارت نيازمند است و به شجاعت نقد و شجاعت انتخاب مسير انديشه، وزنه فربه تري عطا مي كند.


4-شجاعت در "نمي دانم گويي"

گفتيم كه انديشه، ساحت ادعاهاي كوچك و كوششهاي فراوان براي ارايه دلايلي براي آن ادعاهاست. گستره انديشه فضاي تأملات بزرگ و تبعات ريز است و در آن بيش از جواب با سؤال و بيش از قطعيت با ابهام روبروييم. در ساحت انديشه، حس جهل بر حس علم مقدم است و اينها همه نقش "نمي دانم گوييها" را پر جلوه مي كنند. به قول انديشمندي "ما در حوزه انديشه هيچ چيز نمي دانيم و تنها نكات ريزي خوانده و شنيده ايم" و سالك انديشه به كم كردن بخش كوچكي از حجم بي منتهاي جهل خود بسي قانع و خشنود است. ما يكي از مظاهر شجاعت در "نمي دانم گويي" را در اين جمله بي تكلف و بي تعارف آلبرت انيشتين جستجو مي كنيم كه مي گويد: "نمي دانم كه در چشم خالق جهان چگونه ام. در چشم خودم اما كودكي را مي مانم كه در كنار دريا مشغول صدف بازي است."

*************************************************************
**********************************

تاثير دين در نوع نگاه ما به جنبش نرم افزاري وتوليد علم

اگر ما طرحي و ايده اي داشته باشيم كه با واقع هماهنگ نباشد اين طرح وايده ناموفق خواهد بود ما به لحاظ جهان بيني خداوند را مبدع و خلاق مي دانيم واين جهان ابداع اوست فعل ابداعي خداوند است و در كار خداوند تقليد نيست انسان هم كامل ترين مظهر خدا وند است و حظ وبهره اي از اين خلاقيت الهي در وجود او قرار دارد انسان فكور است . مختار است ،آزاد است ، چون جهان چنين است ، حاصل يك خلاقيت است وانسان موجودي است كه امكانات و توانايي براي خلاقيت و نوآوري در هر عرصه اي دارد و اين ها آن زير ساخت هاي فكري هستند كه به ما اجازه مي دهند اين كار را عملي كنيم اگر با اين كه فكر داريم ،اختيار داريم ،آزاد هستيم ، تكليف داريم، ولي از فكر و آزادي و اختيار و تكليفمان استفاده نكنيم و اين ها را راكد و ثابت بگذاريم، صرف داشتن قوه فكر و اختيار و تكليف ، الزام نمي كند كه اين ها عملي شوند ،مهم اين است كه اين امكانات و توانايي هايي را كه به ما داده شده به فعليت در آوريم و اين پتانسيل ها را محقق كنيم ،يعني طرح توليد علم طرحي است مطابق با ساختار عالم ومطابق با قابليت هاي انسان بنابراين انتظار بجايي است اگر ما براي بهتر شدنمان از اين امكانات الهي استفاده كنيم . شايد به يك تعبير بتوان گفت كه خود دين نوعي نگاه به عالم و آدم است و وقتي ما به عنوان يك انسان معتقد وملتزم به دين وارد قلمرو نظريه پردازي مي شويم بنابراين جهان بيني تا ثيري قطعي در زمينه نظريه پردازي دارد نگا ه و نوع تفسيري كه دين از عالم و روابط بين موجودات اين جهان به ما مي دهد تاثير تعيين كننده اي در نوع نظريه پردازي ديني دارد . وهمين است كه نظريه پردازي مبتني بر دين را از نظريه پردازي يك انسان غير متدين متمايز مي كند
گستره جنبش نرم افرازي: درباره جنبش نرم افزاري اولين پرسشي كه مطرح مي شود و در تعريف آن اثر مي گذارد اين است كه اين مقوله يا اين محور مربوطه به چه ساحتي است ساحت هاي علوم يا فرهنگ؟خوب است بدانيم كه آيا جنبش نرم افزاري به يكي ازشاخه هاي علوم ارتباط دارد يا يكي از مقولات عا م فرهنگي است؟ ديگر اين كه آيا خاستگاه طرح اين بحث يك خاستگاه ملي و درون كشوري است يا يك خاستگاه برون مرزي دارد؟ مثلا ،در غرب مطرح شده بعد به كشور ما كشيده يا نه يك مقوله اي است كه در كشور ما پيد ا شده است ؟ جنبش نرم افزاري مي تواند به ساحت هاي مختلفي وابسته باشد، مي تو اند تحليل جا معه شناختي يا مردم شناختي يا روان شناختي اجتماعي داشته باشد و مي تواند مربوطه به علوم ارتباطات باشد. چيزي كه امروز زير عنوان communication يا communications مطرح است.
در علوم ارتباطات هم جنبش نرم افزاري به قلمرو فناوري اطلاعات مربوطه است چون ارتباطات هم جنبه سخت افزاري دارد هم جنبه نرم افزاري ودر يك نگاه عام تري هم مي تواند يكي از مقوله هاي عا م فرهنگ باشد . زيرا بعضي از جامعه شناسان و مردم شناسان بحث مي كنند كه اصلا »فرهنگ « يعني چه و با »تمدن «چه فرقي دارد؟ آيا اين ها مترادف هستند يا رابطه عام و خاص دارند ؟ارتباطشان چگونه و در چيست ؟
زندگي در تفكيك فرهنگ و تمدن: چالش و درگيري شديدي بين نظريه پردازان جامعه شناسي و مردم شناسي وجود دارد ولي شايد با قدري تماسح بتوانيم بگوييم كه فرهنگ جنبه نرم افزاري زندگي بشر است و تمدن جنبه
سخت افزاري زندگي انسان است . خوب ، وقتي تمدن جنبه سخت افزاري باشد بيشتر به تكنولوژي ،صنعت و موارد عيني ، كه دستاورد تجربه ، دانش و توانش بشر است اشاره دارد اما فرهنگ به همه اين دستا ورد ها از جنبه نرم افزاري اطلاق مي شود . با اين نگاه، بحث جنبش نرم افزاري يا به هيچ يك از شاخه هاي علوم ارتباط ندارد يا همه را زير پوشش مي گيرد چون مقوله اي از مقوله هاي فرهنگ است . چرا كه خود فرهنگ بعد نرم افزاري زندگي بشر است كه دستاورد علم و تجرْبه و توانايي در ساحت هاي گوناگون است، پس با اين د و نگاه مي توان آن را وابسته به يك شاخه علمي خاص دانست و يا يك بحث فرهنگي فراگير تلقي كرد درپاسخ به اين سوال كه تعريف وتلقي ما از جنبش نرم افزاري چيست؟ خوب است بدانيم كه خاستگاه و بستر اصلي اين بحث كجا بوده است؟ آنچه ما اسمش را ‌‌» جنبش نرم افزاري « گذاشته ايم مقوله اي است كه در داخل كشور ما مطرح شده است ، شما چيزي به اين شكل در مغرب زمين نمي بينيد كه اسمش را جنبش نرم افزاري بگذارند آنچه امروزه در مغرب زمين مطرح است، اين است كه مي گو يند : كليت زندگي بشر را بر اساس يك قرداد و يك اعتبار وملاحظه خاص مي توان با برهه ها و نام هاي خاصي كه دارد تقسيم كرد :مثلا بگوييم، عصر فضا ، عصر اتم ، عصر هواپيما ،عصر نيروي بخار ، عصر الكتر يسته، عصرسنگ، عصر پارينه سنگي عصر...، اين تقسيم بندي ها اعتباري است و البته يك چيز واقعي نيست . بر اساس قرار داد و تعيين يك سلسله شاخص ها ، بر بر هه ي از زمان زندگي بشر اسم خاصي مي گذارند. مثلا مي گويند :آن وقت كه بشر دغدغه اصلي اش اين است كه چه طور مي شود از لاك زمين بيرون آمد ؟ عصرفضا ست .وقتي كه دنبال افزايش توانايي هاي خود بوده ،عصرالكتريسته است . زماني كه مي خواست از ابزار هاي طبيعي به ابزار هاي مصنوعي روي بياورد از سنگ به مفرغ يا قلع وارد شد تا اين كه به عصر كنوني رسيد. شايد يك اشتراك عمومي بين صاحب نظران و كساني كه در حوزه فرهنگ و انديشه قلم مي زنند وجود داشته باشد كه اين دوره را » عصرجامعه اطلا عات« گفته اند . البته اين قراردادي و اعتباري است و خا ستگا ه واقعي دارد. اصلي ترين دغد غه و دلهره بشر- هر چه با شد – خاستگاه واقعي آن عصر مي شود. چون چيزي كه دغدغه بشر كنوني را تشكيل مي د هد و چيزي كه بيش ترين سرمايه ها را به خود جذ ب مي كند و بيش ترين د گر گوني ها را در زندگي بشر ايجاد مي كند . » اطلا عات «و داد وستدآن است .»اطلا عات« به اين معناي عام و گسترده هم شامل علوم مي شود هم شامل فر هنگ . وقتي ما مي گوييم اطلاعات ، فقط به علوم ، فلسفه و يا جنبه هاي اكا د ميك تجربه هاي شناختي بشر توجه نداريم . منظورر مان از اطلا عات هر چيزي است كه بر زندگي بشر به عنوان رفتارهاي آگا هانه اثر دارد. بنا براين فرهنگ ، عرف، آداب و رسوم ، موسيقي ، تئاتر ، سينما ، فيلم ها، نوار ها ، د يسكت ها، لوح هاي فشرده ،لوح هاي سنگي و باستاني، اسناد و مدارك تاريخي ،كتاب ها و دانشنامه هاي رسمي، همه در دامنه وسيع اطلاعات قرار مي گيرند .

دين ودانشجو


پس آنچه امروز »جنبش نرم افزاري « ناميده مي شود . به اصلاح خاص . اصطلا حي است كه به د نبال بعضي از فرمايش هاي مقام معظم رهبري بيش تر بر جسته شده و منظور ازآن »سهيم بودن در اين جنبش وتلاش براي فعالانه و مسئولانه برخود كردن باآن است «.جنبش نرم افزاري اشاره به يك حركت فراگير ونافذ اطلا عاتي دارد كه گوشه گوشه زندگي ما را پوشش مي دهد و ما بايد به هوش باشيم كه نظا م ارزشي و مولفه هاي فرهنگ ديني خودمان را در اين تلا طم اطلا عاتي محافظت و پشتيباني كنيم . جالب است بدانيم كه وقتي واژه هاي انقلا ب نرم افزاري ونهضت نرم افزاري را در اينترنت
جست وجو كنيد.متوجه مي شويد كه دو ميليون و ششصد و پنجاه هزار سايت كه به گونه اي با اين واژه ها در ارتباط است ظاهر مي شود . اين آمار نشان مي دهد كه در فرهنگ غرب هم ،جنبش نرم افزاري با انگيزه هاي ديگر مطرح است . در همين راستا برخي از كارشنا سا ن فناوري اطلا عات بر اين باورند كه از اواخر دهه 1990ميلادي جهان شاهد يك انقلاب بزرگ و جهاني اطلا عات بوده است ولي در يك نگا ه گستر ده تر ، اين مسئله در مغرب زمين هم مطرح بوده كه عنوان كل قرن را به خود اختصاص داده است. اين هم به اين دليل است كه افراد بشر هر اندازه هم توسعه نيا فته يا در جوامع ابتدايي ساكن باشند، . ابزار هاي ريزش اطلاعات چنان فراگير وگسترده شده اند كه كسي نمي تواند
خود را از زير پوشش وبارش اطلاعات دور بدارد و هيچ كس نمي تواند ادعا كند حتي در ابتدايي ترين و دور افتا ده ترين جوامع،جلوه هايي از ريزش و تبا د ل اطلاعات مطرح نبوده است .يكي از دلايل مهم آن است كه مرزهاي جغرافيايي در هم نورديده شده است. يعني اكنون ديگر براي بشريت مرز مطرح نيست و جالب آن كه بر چيده شدن مرزها هم بيش تر به دليل جنبه اثر گذار فرهنگ است . امروزه كه بحث» فرهنگ جهاني« يا » جهاني سازي فرهنگ« مطرح شده به آن دليل است كه پس از برهه اي كه درآن اند يشه »تكثر گرايي« مطرح بوده و اهل اند يشه مي گفتند: اين برهه، هنگا مه تكثر فرهنگ ها است . خاطر نشان كردند كه تكثر فرهنگ ها قدمي بود ه براي فاصله گيري از آن برهه اي كه درآن روابط top(از بالا به پايين) بين انسان ها بر قرار بوده است. زماني مي گفتند : كره زمين به دو قسمت تقسيم مي شود كه ما مي گوييم : توسعه يافته و توسعه نيافته . از لحاظ فرهنگي هم مي گفتند : اين ها شهروند هاي فرهنگ برين و آن دسته شهروندان فرهنگ پايين هستند . بعد گفتند : اين ارتبا طا ت وامد ا ر طبقه بندي هاي دوران استعماراست وقتي بشر بخواهد به بلوغ فكري وفرهنگي برسد بايد به جا ي تقسيم فرهنگ به فراتر و فروتر . بحث فراواني فرهنگ هاي هم افق رامطرح كند. فرهنگ فراتر وفروتر از دستاورد هاي پست مدرنيست ها (فرانو گرا) بود كه به رغم خوبي هايي كه نو گرايي (مدرنيسم ) براي بشريت داشت ،آنچه معيار والگوي توسعه است ، سفيد پوست ها ي بالاي طبقه متوسط هستند كه شكل دهنده دانش و فرهنگ . توسعه ، تكنولوژي و همه چيز بوده اند . اين تقسيم بندي ابتكار فرانوگراهاست . بعد گفتند : چه كنيم كه از اين برهه بگذريم ؟ گفتند : به جاي فرهنگ فراتر و فروتر، از تكثر گرايي فرهنگي بحث كنيم : بگوييم : فرهنگ ها هر كدام در جايگاه خود شان باشند. ولي در تعامل وداد وستد قرار بگيرند . تكثر گرايي فرهنگي يكي از اولين دغدغه هاي اصلي فرانوگرا ها بوده است . وقتي اين ها كثرت گرايي فرهنگي را مطرح كردند، با چا لش جديدي مواجه شد ند، فرهنگ هايي كه مي خواهند با يكد يگر به صورت موزائيك (وهم افق ) هم زيستي داشته باشند – همان طور كه در يك موزائيك اجزاي تشكيل دهنده، سنگ ها ورنگ هاي مختلف هستند ، يك تركيب مختلفي است كه هر جزئي با قرارگرفتن در كنارجزء ديگر يك تركيب سوم را به وجود آورده است. اين جا گفتند : كثرت گرايي فرهنگي دو چهره مي تواند داشته باشد – اين بحث را بيشتر مردم شناس ها مطرح كرد ند .– گفتند : وقتي چند تا فرهنگ مي خواهند همزيستي داشته باشند . يا بايد بروند در يك ظرف سالاد قرار بگيرند يا بايد بروند در كوزه ذوب . كدام يك از اين ها را بر مي گزينيد؟ اين ها دو جور مي توانند همزيستي داشته باشند . اين دو اصطلاح را از عرف گرفته اند و خوب هم مي رساند كه چه طور دو جور همزيستي مي توانند داشته باشد . اين ها مي گويند : فرهنگ ها مي توانند مثل اجزاي مختلف يك سالاد كنار هم باشند كه هر چيزي خود ش باشد . ولي با تركيبش يك چيز خوش رنگ و خوش مزه درست مي شود به نام سالاد . خوب اين جا مي گويند :» كثرت گرايي فرهنگي مثل تركيب اجزا در يك ظرف سالاد است«. تكثر گرايي در يك ظرف سالاد به اين گونه است كه در آن گوجه،خيار ، هويج، قارچ، فلفل، سبزي و ديگر چيز ها هستند : هر يك از اين ها در كنار ديگري براي خود ش چيزي درست كرده اند به نام » سالاد«. اما ممكن است اين همزيستي به صورت» كثرت گرايي دريك كوزه ذوب الياژ ها« باشد_ ـ (پات) يعني كوزه يا پاتيل ـ مي گويند در » ميلتين پات« همه عناصر با يكد يگر ممزوج مي شوند . در نهايت، دستاورد ش مي شود آلياژ . در اين حالت، عناصر ذوب شونده هويت خود را از دست مي دهند . وقتي هويتشا ن را ا ز دست داد ند، آن سنتز چيز جد يدي است . مي گويند: اين در هر دو شكلش بي خود است . چون وقتي هيچ فرهنگي غا لب نبا شد، همه هويت ها از بين رفته است . پس اين چه فا يد ه اي دارد ؟ به هر حا ل زماني فراواني و تنوع فرهنگ ها مطرح است كه هر فرهنگي داد و ستد داشته با شد . وقتي مي خواهد چيزي بدهد بايد خود ش با شد تا هويت اصلي اش با قي بما ند و شاخص ها يي كه دارد باقي باشد . در عين حا ل تاثرداد وستدي هم دارد .بعد گفتند: همزيستي فرهنگي به صورت /»كوره ذوب « نمي شود . بايد به صورت»كاسه سالاد« باشد . »كاسه سالاد « اين روز ها در بحث جهاني سازي و دهكد ه جها ني مطرح است كه آ ن دهكد ه ،كد خدا دارد يا بي كد خدا است ؟ ظاهرا فرمايش مقام معظم رهبري در مسا له جنبش نرم افزاري به اين گسترد گي كه شامل داد و ستد فرهنگ ها باشد، نيست . علت طرح اين بحث اين است كه اولين تلقي و تداعي در ذ هن شنوند ه پس از شنيد ن واژه »نرم افزاري « فرهنگ است . فرهنگ جنبه نرم افزاري بشر در زند گي ، در كنا ر تمدن است . نرم افزاري كه منظور ايشان است ، احتمالا » فرهنگ « است با يك پسوندو آن بحث فرهنگ سازي است. » جنبش نرم افزاري« يعني آنچه مي تواند بعد نرم افزاري و يا فرهنگي و يا جهت دادن شنا ختي در جامعه ايجاد كند . يك بخشي از اين جنبش رايانه است و چيز هايي كه در قا لب نرم افزا رهاي رايا نه اي تو ليد مي شود . ما در اين زمينه خيلي كار هاي زمين مانده داريم . مناطق فراغ ما كم نيست و افسوس كه اين كاستي ها مورد توجه ما نيست. ما تمام تلاش هايي كه در حوزه – دست كم – كرده ايم اين بوده كه توانسته ايم سخت افزار ها يا منابع اوليه و دست اول ديني مان را نرم افزار كنيم و روي لوح هاي فشرده بيا وريم . ولي اين نرم افزارها همچنان به عنوان منابع خام دست اول مطر حند . ما با منابع كار بردي كه وارد بازار شوند و سطح عمومي جامعه را پوشش دهند . با آن جنبشي كه در مغرب زمين اتفاق افتاده كيلو متر ها فاصله داريم ،چون شاخص اصلي آن ها ، عصر اطلا عا ت است وتلاش مي كنند اطلاعا ت توليد شد ه خود شان را به هر قيمتي بفروشند . بنا برا ين در بازار مصرف گرايي يا در نظريه » مصرف گرايي « بر خلاف آنچه قبلا فقط در زمينه كالا هاي صنعتي و تكنولوژي مطرح بود، امروز بيشترين دغدغه ها بر كالا هاي فرهنگي و نرم افزاري هستند . امروزه از اقتصاد دانش و فروش دانش و فناوري در شكل نرم افزاري آن صحبت مي شود .

به كوشش : مريم مراد عليلو

*************************************************************
**********************************

گزارش دانشجويي

دغدغه هاي دانشجويي

دغدغه

 بدون شك دغدغه ، همزاد انسان است و هيچ فردي را در هيچ مقطعي از زندگي نمي توان يافت كه بدون دغدغه باشد . از كودكي گرفته تاهنگام كهنسالي، ولي دوره اي كه ما مي خواهيم به آن بپردازيم دوران دانشجويي است ، دوراني كه از نظر سني بهترين ايام زندگاني انسان در آن دوران طي مي شود . در ادامه از زبان تعدادي از دانشجويان ، دغدغه هاي آنان را ذكر مي كنيم اميدواريم كه شما نيز قلم به دست گرفته و براي درج در همين صفحه در شماره هاي آينده براي ما ارسال فرمائيد .

رمضاني __ـ مهيري(مديريت بازرگاني)
ترس ازبيكاري براي اكثر دانشجويان وجود دارد. چون يك مسأله عمومي است . من بدون آرامش خاطر ازآينده اي نه چندان معلوم به سرمي برم، شايد بيشترين دليل اين نگراني براي بيكارماندنمان، بي اعتباربودن دانشگاه پيام نورباشد، چون فارغ التحصيلان دانشگاههاي دولتي ـ علي رغم اينكه ازنظرعلمي دانشجويان دانشگاههاي پيام نور ازسطح سواد بالاتري نسبت به ساير دانشگاهها برخوردارندـ صدرنشين اند. درمورد ازدواج هم بايد بگوييم بدون داشتن آينده شغلي مناسب يك معزل است'". البته دوران خدمت سربازي هم فراموش نشود كه بدون داشتن كارت پايان خدمت هويت مان مشخص نيست، پس ازدواج فعلاً تا حداقل 30 سالگي منتفي است!


خانم الف.ب(آمار)

ترس ازبيكاري تاحدودي وجود دارد، شايد علتش تعداد زياد فارغ التحصيلان باشد درحاليكه ظرفيت گوياي چيز ديگري است. درمورد ازدواج نيز مزاحمتي نمي بينم چون شايد فقط تا كارشناسي ارشد ادامه دادم ولي درمورد آينده رشته ام وكارآيي اش اطلاع خاصي ندارم واطلاع دهي ازطرف دانشگاه هم صفر است.

صمد قرباني(مديريت بازرگاني)

در رشته ما بيكارماندن براي خانم ها كمتر است ، چون بنابه گفته اساتيد، بازار كار حتي براي منشي گري هم خانم ها راخيلي بهتر جذب مي كند. بنابراين به تحصيل فعلاً تاليسانس فكر مي كنم ، چون براي آينده ام رشته مديريت صنعتي را درنظر دارم كه به بيشتر به درد آقايان مي خورد. وضمناً به نظرمن تنها خدمت سربازي مشكلي در راه ازدواج است وازدواج ربطي به بيكاري ندارد(مسلماً خانمها همه شاغل خواهند بود وخرج زندگي بر دوش خانم ها خواهد بود!!!!).


خانم ز.د (زمين شناسي)

دغدغه ما آينده شغلي ماست ، چون چندان به چشم نديده ايم كه رشته هاي زمين شناسي دربازار كارچگونه اند، بلكه تنها برخوردمان با اساتيد خودمان است. علاوه برآن فكر مي كنم دراين رشته براي خانمها محدوديت بيشتري وجود داشته باشد. ازشاخه ها وگرايشات رشته مان هم بدليل اطلاع دهي ناقص ، نا آگاهيم . درمورد امكانات هم كمبود رابه شدت احساس مي كنيم. مسأله ديگر ازدواج است كه به شرط هم رشته بودن همسر شايد بتوان پيشرفت كرد ولي به هرحال براي ما محدوديتهاي زيادي وجود دارد.


خانمها »الف.الف«و»س.ح«(شيمي)

فعلاً به ادامه تحصيل تامقطع دكترا مي انديشيم وباديدن هم رشته هاي شاغلمان درخارج ازمحيط دانشگاه ، كمي ازنگراني مان رفع شده است. مسأله مهم اين است كه هيچ كس حتي خودما براي ايجاد گروههاي پژوهشي اقدامي نمي كنيم. ويك مسأله ديگر به محيط دانشگاه ما وبرخورد كاركنان آن با دانشجويان است كه دربسياري ازموارد درشأن دانشجو برخورد نمي كنند كه دراين مورد خاص اكثر دانشجويان اتفاق نظر دارند. چرابايد دردانشگاه افرادي مشغول به كارشوند كه سطح علمي شان حتي زير ديپلم است و بااين وجود داراي مسئوليتي هم هستند و راه ورسم و آداب معاشرت صحيح رااصلاً نمي دانند درحالي كه بسياري ازفارغ التحصيلان بيكار مانده اند؟؟؟


خانم »س.ف« (روانشناسي)

مشكل من اينست كه نمي دانم باخانواده ام بمانم ياازدواج كنم كه ريشه آن به خيلي چيزها برمي گردد ولي دوستم مي تواند اين دوراكنارهم ببيند. درضمن به علت كتابهاي پرحجم پيام نور دانشجو وقتي براي ايجاد گروههاي پژوهشي ندارد و تنها خيال است كه سطح علمي ماها بيشتر است چون تنها كتابهايمان تمام وقتمان را مي گيرند وماحافظان خوبي هستيم واطلاعاتمان درحد كتاب است نه درحد تجربه وپژوهش وفقط به درد موقع امتحان مي خورد وجالب است كه بگويم بازار كار رشته ما داغتر است، به دليل وجود مهد كودكها!!!!

تهيه:
 معصومه خان محمدي
ليلا طالبي

*************************************************************
**********************************
 

آفتاب كاغذي

اصول برنامه ريزي مديريتي رؤيايي از آب تا سراب

همانطور كه خوانندگان محترم نشريه انديشه سبز مستحضرند چندي است كه بخشي با عنوان آفتاب كاغذي در اين نشريه ايجاد شده كه با ديدي تيز بين در هر شماره يكي از معضلات اجتماعي و درد آور جامعه را مورد هدف قرار مي دهد و ظاهرا توانسته با اين رويكرد در بين خوانندگان خود جايي براي خود ايجاد نمايد. در اين شماره نيز سعي شده تا يكي از قديميترين و در عين حال حساسترين معظلات جامعه با عنوان اصول برنامه ريزي دقيق و مديريتي مورد كنكاش قرار گيرد و در فرصتي هر چند اندك و چند سطري اين مساله ريشه دار مورد بررسي قرار گيرد
همانگونه كه همه ميدانيم تا امروز و در طول 27 سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي شاهد اجراي سه طرح پنج ساله توسعه و عمراني در كشور بوده ايم و از آغاز امسال نيز اجراي چهارمين طرح از اين سري طرحها آغاز شده كه به گفته مسئولين امر اين طرحها داراي جامعيت خاصي در مورد امر توسعه و عمران كشور عزيزمان مي باشد و براي تنظيم و تدوين آنها ساعتها كار كارشناسي انجام شده و از نظرات و ديدگاههاي صاحبنظران مختلف در امور صنعتي و اقتصادي استفاده شده و با برنامه ريزي دقيق تمام جوانب عقب ماندگي و نيازمنديهاي ايران مورد توجه قرار گرفته و در هر پنج سال از اجراي اين طرحها كشور بسوي هدفي مشخص حركت مي كند . اما متاسفانه پس از شروع و اجراي هر يك از اين برنامه ها وقتي كه گزارش سازمان مديريت و برنامه ريزي در مورد درصد موفقيت و تحقق اهداف برنامه منتشر ميشود،اين گزارش حاكي از عدم موفقيت وزارتخانه هاي ذيربط و مسئولين اجراي طرحهادر رسيدن به هدفهاي تعيين شده مي باشد و اين نوع دلسردي و ياس و نااميدي در مردم از بابت وعده هاي داده شده و برنامه هاي محقق نشده ايجاد ميكند و اين در حالي است كه باز بنا به گفته همين آقايان و مجرييان طرحهاي ما داراي تمام امكانات و منابع لازم جهت پيشرفت و توسعه هستيم. وقتي ما در عصري زندگي ميكنيم كه به نوعي عصر رقابت و عصر استفاده بهينه از داشته ها جهت جهش سريع اقتصادي است چرا ما نبايد جايگاه خود را در اين دنياي پر تلاطم و پر جنب وجوش ندانيم و با خوش خيالي و خيره سريهاي بي مورد خودمان را در بين افكار باطل و تنگ نظريهاي برخي از مسئولين گم كنيم و حاصل آن نيز قرار گرفتن در ناكجا آبادي باشد كه داراي هيچ اصولي از توسعه انساني و اقتصادي نباشد.وقتي كه تقريباً يكسال قبل،رئيس جمهور وقت در سخنراني خودشان حرف از آمادگي ايران اسلامي جهت نوعي جهش و يا خيزش اقتصادي به ميان آوردند يك لحظه به فكر فرو رفتم و با خود گفتم كه طبق نظريه لوستو، توسعه اقتصادي داراي چند مرحله است كه جهش اقتصادي در مرحله سوم اين نظريه قرار دارد و اين مرحله بعد از مراحل جامعه سنتي و مرحله ما قبل خيزش مي باشد كه متاسفانه ما هنوز در مراحل اوليه آن قرار گرفته ايم و آمادگي لازم را جهت اين جهش نداريم. درست است كه در طي اين سالها كارهاي بزرگ و مهمي انجام شده و قدمهاي بلندي جهت ساختن زيربناهاي اساسي براي ساختن ايران نوين برداشته شده و نبايد منكر آنها شد،ولي بايستي دانست كه در زمره كشورهاي در حال توسعه،كشوري مانند چين نيز با آن همه توسعه و پيشرفت قرار دارد كه اكنون در عرصه توليدات صنعتي جايي را در دنيا براي خود باز كرده و ما نيز كه از نظر برنامه ريزي و زمان بندي اجراي طرحهاي توسعه اي دچار نوعي بي ساماني و سر در گمي هستيم در زمره اين كشورها قرار گرفته ايم و در اين مقايسه بايد گفت كه فرق جهش ما با چيني ها به مانند جهش يك شناگر از روي سكوي پرتاب شنا با جهش يك دونده ماهر در مسابقات قهرماني جهان هست كه ما مانند شناگر وقتي از روي سكو بالا مي پريم و ادعاي جهش مي كنيم پس از مدتي بالا رفتن با كله رو به پايين مي آييم و آنوقت بر خلاف شناگري كه درون آب مي افتد ما بر روي زمين سنگلاخي مي افتيم كه عاقبت آن بر همگان روشن است و چيني ها وقتي مانند دونده قبراق شروع به جهش مي كند با سرعت هرچه تمام تر به سوي هدف خود حركت مي كنند البته نبايد با اين تمثيل و مقايسه دچار نا اميدي شد و دست از پا درازتر از پيمودن راه بازماند .ما واقعاًمسير خوبي را اغاز كرده ايم و بايد با اميدواري به افق ايران 1400 كه افقي روشن است نگريست ولي بايد تكليفمان را خودمان روشن كنيم و نيز بايد اين نكته را هم باور داشت كه از چشم بادامي هاي چيني ،ژاپني وكره اي هيچ چيز كم نداريم و يا از پسران مو طلايي اروپايي نه تنها چيزي كم نداريم بلكه از نظر فكر انديشه و اراده از آنها هوشيارتر وبرتر هستيم كه موفقيتهاي كسب شده توسط فرزندان اين مرزوبوم در رقابتهاي علمي جهاني نظير المپيادهاي علمي فيزيك و شيمي و زيست شناسي و نيز مسابقات روباتهاي فوتباليست ويا مسابقات بتون و همچنين موفقيتهاي چشمگير علمي در عرصه نانو تكنولوژي و نيز علوم هسته اي خود بيانگر اين ادعا و نشانگر استعدادهاي فراوان اين جوانان غيور و برومندو آمادگي آنها جهت شركت در جهاد عظيم علمي براي بهتر ساختن ايران مي باشد ولي مهمترين عامل بازدارنده اين جوانان در عرصه هاي مختلف كه علي رغم داشتن اين همه نيروي مستعد، باز كار ما لنگ مي زند ،نداشتن برنامه ريزي مشخص و كارشناسانه و نيز نداشتن مديراني كار آمد و مجرب جهت هدايت اين امكانات بسوي افق روشن توسعه و پيشرفت كشور مي باشد كه اگر به اين عامل،عامل سرمايه هاي مادي و ذخاير عظيم زير زميني را هم اضافه كنيم بايد واقعاً به حال خودمان افسوس بخوريم. واقعاً اشاره اين نكته ضروري است كه برنامه ريزي موتور محركه نظم بخشيدن به نيروها و امكانات در جهت توسعه متعادل و موزون با آهنگي خوشايند است.كه متاسفانه عدم دقت و توجه به اين امرويا شايد نوعي كج انديشي اين توسعه متعادل را به توسعه اي ناموزون ويا حتي گاهي عقب ماندگي تبديل مي كند كه اموال وسرمايه هاي ملي بيهوده به هدر مي رود.در برنامه ريزي بايستي با تدبر،گذشته را ديد،مدبرانه حال را پيمودوآگاهانه به آينده نگريست وبايستي دانست كه تدبر حاصل انديشه است،انديشه اي ناب ،برگرفته از اصول اسلامي،چراكه مملكت ما يك مملكت اسلامي است كه اين دين نيز دين انديشه و تفكر است و در اثنا انديشه ناب ميسر و محقق نخواهد شد مگر اينكه درست و واقع بينانه ببينيم! ببينيم آنچه را كه داشته ايم، داريم وخواهيم داشت.ما بايد بدانيم كه در گذشته نفت را داشته ايم ولي امكانات استخراج آن را نداشته ايم،حالا امكانات و نفت را با هم يكجا داريم و در آينده حتما اين نفت را نخواهيم داشت وبايد چاره اي براي آن بيانديشيم.بايد بدانيم كه امكانات منطقه آذربايجان با خوزستان يكي نيست و نيز امكانات خراسان با مركز كشور يكي نيست.بايستي با برنامه ريزي صحيح و اصولي و بهره گيري كار آمد و منطقي از داشته هاي هر منطقه از كشور امكان اين توسعه موزون را در سراسر كشور يكجا و هماهنگ فراهم نماييم وطوري نباشد كه در دل دشت وسيع آذربايجان(به طور مثال همين خوي خودمان)سراغ چاه نفت رفته در حالي كه اين منطقه سرمايه گذاري در امر كشاورزي و صنايع تبديلي را مي طلبد و در خوزستان از كنار چاههاي نفت آن بسادگي گذشت و بي هدف دنبال امر ديگري بود و البته نبايد اين فكر به ذهن خواننده محترم خطور كند كه نويسنده اين متن از حاصلخيزي خاك خوزستان بيخبر است ،بلكه بايد اين امر را قبول كرد كه از ميان ارجح و ارجحتر بايد ارجحتر را انتخاب كرد .باذكر چند مورد مشخص از نداشتن برنامه ريزي دقيق توليدي و صادراتي در كشوري كه ساليانه باعث تحميل چندين ميليون دلار ضرر ارزي به بخشهاي مختلف ميشود مطلب را ادامه مي دهيم: 1. ايران از دير باز هم از نظر طرح ورنگ وهم از نظر كيفيت جايگاه جهاني را درامر توليدوعرضه فرش داشته كه با بي توجهي مسئولين درعرض چند سال كشور هاي مانند چين ،هندوتركيه با استفاده از ضعف ايران وبا تقلب ازطرحهاي ايراني فرشهايي با كيفيت پايين تر و با قيمت ارزانتر توليد و عرضه كرده اند كه به موقعيت جهاني ايران لطمه زيادي زده اند. 2 . در مورد توليد وعرضه زعفران باز ايران جايگاه اول جهاني را داشته كه رنگ و طعم اين محصول گران قيمت ايراني گوياي اين امر است ولي بدليل نداشتن بسته بندي زيبا ودلنشين اين فرصت از ما گرفته شده و كشوري مثل اسپانيا با استفاده از اين فرصت با خريد و بسته بندي اين محصول بازارهاي جهاني را بنام خود در دست گرفته است. 3 .موارد ديگري همچون عسل عالي سبلان و خوي و نيز محصولات كشاورزي با كيفيت عالي كه ميتوانند منبع درآمد خوبي براي كشور باشند . به دليل نداشتن برنامه مشخص صادراتي بدون كمترين بهره اي در دست توليدكنندگان آنان مي مانند. به هر حال بايستي مطلب را جايي خلاصه كرد چون تمام مطلب در اين مقال نمي گنجد ولي جاي اين اميدواري است كه با تغيير دولت و استقرار دولت جديد (آقاي احمدي نژاد)كه شعار اصلي خود را عدالت و توجه فرا گير به تمام مناطق كشور قرار داده است . فرصت سوزيهاي گذشته جاي خود را به فرصت سازي بدهند و به جاي شعارهاي خوشرنگ و فريبنده با ديدي باز عمل گرايي را اصل قراردهد.بايد دانست كه با تلفيق نيروي جواني با امكانات ناب داخلي و بومي ميتوان مسير توسعه را با سرعت پيمود و آنگاه انتظار جهش اقتصادي را داشت و البته باز هم بايد گفت كه نبايد كار دولتهاي قبلي را ناديده گرفت بلكه در جوي همراه باتفاهم و همكاري ملي گامهاي بلند توسعه را در بستر امن برداشت و با استفاده بهينه از امكانات تمام مناطق كشور كمبودهاي گذشته را جبران نمود. مثلاًدر مورد شهر خوي مي توان با تسريع در ساخت سد آغ چاي،احداث جاده خوي-وان، احداث كارخانجات تبديل دانه هاي روغني، ايجاد مسير راه آهن خوي،و يا احداث كارخانه ذوب آهن با استفاده از معادن غني اين شهر نوعي اميد به آينده را در دلهاي افسرده اين مردم رنج كشيده ايجاد كرد و نا اميدي هاي مردم اين خطه از كشور را برطرف كرد.

مهدي حاجي زاده

*************************************************************
**********************************
 

طنز:

چند خبر كوتاه از پيام نور برره:
شير فرهاد كوله بار عشقش را به دانشگاه آورده بيد تا با ليلون در دانشگاه عشق در وَكنند (اَ...) ولي... داستان عشقولانه اين دوعاشق ترمز بريده ازچشم حراست دانشگاه (اي كه گفتي يعني چه؟) دورنمانده بيده وهردو به كميته انظباطي دعوت وَشدن تا وفهمن كه دانشگاه جاي عشق در وكردن نبيده...

جان نثارهم جزء دانشجويان پيام نور برره بيده كه طبق معمول پاچه‌خواري اساتيد را وَكرده تا نمره اي از آنها وَگيره، ولي اساتيد ما خام اين پاچه خواري ها نَوَشن و وَگوين اعتراض وَده تا شايد روزي سبز وَشه...

جان نثار



عده اي دانشجويان كه همگي جزء نوابغ برره بيدن در كلاسهاي رفع اشكال! شركت نَوَكنن و ويگولنزج: وخواهيم آخر ترم همه را حفظ وكنيم ونمره قبولي از خودمان دروكنيم وعده اي ديگر ويگولنزج: محيط سالن هاو حياط دانشگاه بهتر بيده!! هواي آزاد باعث فعاليت سلول هاي ما وشه...

اونوقتا كه رئيس دانشگاه مشخص نبيده، سالارخان وسردارجون ورئيس پيام نور فسا ازخودشان مذاكره در وكردن تا تصميم وگيرن كدامشان اين مسئوليت خطير را برعهده وگيره...

كولي برره با آوردن اجناس فرنگي جوانان برره را تشويق به خريدن لباسهاي فرنگي وكرده كه دانسته ويا نودانسته لباسهايي كه همشان آب رفته بيدن را وپوشن وبه دانشگاه ويان. خاك وچوك اگه وبيني چه شكلي وشدن...

بوفه روزهاي پيام نور هم با چايي نخود والبته به جاي خولنجون ونوچوفسكو با غذاهاي اشرافي ازجمله خمير برنج و خورشت شن وماسه، با آب نخود اضافه به دانشجويان سرويس در وكنه...

البته بايد وگوييم كه ديروز هم در بوفه، مجلس نخودچي خورون وبلاگ نويساي پيام نور برره برگزار وشد.

سانلي

افاضات بيست و چهار عيار
در سنه 1410 هجري قمري مردمي ادب دوست، مدرسه اي بنا نهادندي وزين! آنان مغزهاي فراري اطراف و اكناف ايالات و ولايات را جمع كردندي و آنها را به تحصيل علوم گماشتندي و شهريه بگرفتندي!

اگر شهريه را دادي كه دادي
و الا همچو پشمك پيشِ بادي


از كرامات آن مردم علم دوست آن بودندي كه هر سال محصلين بيشتري جمع كردندي و شهريه بيشتري بگرفتندي. تا بدانجا كه ديگر جا براي راه رفتن نيز نبودندي!

الا اي قشر دانشجو بدانيد

اگر مات است با عينك بخوانيد
به سالن ها ترافيك است سنگين

درنگي، دنده سنگين تر برانيد

ولي آن مدرسه ي فضل پرور فعالتر از آن بودندي كه در مقابل سيل مشتاقان كم بياورد! آنچنانچه:

به وقت صبح تا واق واق كنِ سگ
 بجوشد علم چون خونابه از رگ


اوضاع به همين منوال بود تا اينكه يكي از همين زير پا ماندگان عرصه ترافيك مدرسه مختلط، جان به لب شده و افاضاتي اينچنين بر زبان راند، باشد كه رستگار شود!

قسم بر مكتب زرد و قشنگت
ژتون هاي غذاي هفت رنگت
قسم بر نرخ آن شهريه ثابت
كه برده آبرو از اسم ثـــابت
به پارك پر درخت و پر نمايه
به نيمكت هاي گرم زير سايه
قسم بر آن چمن هاي چو سبزي
 تمام رنگ و بوي قورمه سبزي
قسم بر فارغان از امر تحصيل
عديده مردم در رفته زين خيل
قسم بر اين ورودي هاي تــــازه
شماري مليوني، بي حد و بازه
قسم بر نون و مـاست و آب و ديزي
شنو اكنون كلامي زير مـيزي
عزيزان كــــرم خــاكي پا ندارد
به جان عمه اينجا جا نـدارد!

هادي حقيق

*************************************************************
**********************************
 

من يه همزبون مي خوام يكي از جنس خودم

يادم مي آد يه روزي توي روزنامه خوندم كه"اميد بين نسل سومي ها زياد شده". حتي توي تلويزيون هم شنيدم كه گفت:"اميد به زندگي درميان ايراني ها، 10سال افزايش پيداكرده است." من مي خواهم بگويم : بله، اميد به زندگي زياد شده، اما نه براي من وامثال من.بلكه براي بي غم ها. براي به قول ياروگفتني، اونايكه پولشون ازپارو بالا مي ره، براي اوناييكه به قول خودشون به زندگي لبخند زده اند تا زندگي هم به روي آنها بخندد.نه براي من كه هرچي بخوام به زندگي لبخند بزنم زندگي غمناك تر وبي محبت تر مي شود. نه براي من كه هرچي مي كوشم تا غم رابه زندگي راه ندهم ، اندوه ازروزنه اي كوچك وارد مي شود، مني كه هرچه بخوام به زندگي لبخند بزنم ، افسردگي بيشتر مي شود وشبيه هيولايي مي شود كه دندانهاي سياه وزشت بدتركيبش رانشانم مي دهد.مني كه هرچه بخوام به زندگي كردن علاقه نشان دهم ، مرگ مانند پارچه اي رنگارنگ، مرا به سوي خودش مي كشاند ودست آخر هم درخود فرو مي برد. زندگي اميدوارانه براي كي؟ براي چي؟ به چه اميدي؟ شايد تنها به اين اميد كه روزي خدا دست مراهم بگيرد وبه من هم كمكي بكند.
انگارخداهم بامن قهر كرده ، فراموشم كرده، به خداماهم آدميم، دل داريم، شعور داريم، احتياج به محبت داريم . خدايا لااقل تو اين محبتت را ازمن وامثال من دريغ نكن.
روانشناسها مي گويند:بهترين كساني كه مي توانند به درد دل آدم گوش كنند، پدرومادرها هستند.حتماً باآنها مشورت كنيد تا موفق شويد.آخر مشورت باكي؟ بامادري كه 35 سال باتو اختلاف نظر دارد يا با پدري كه نظرات وافكارش مربوط به 40 سال پيش است. مشورت باكدامشان؟ درست است، بايد ازتجربه هايشان استفاده كنيم ولي باور كنيد بعضي وقتها دربعضي مسايل آنقدر ماقبل تاريخ حرف مي زنند كه آدم ديوانه مي شود. من هم مجبورم تمام غصه هايم را بريزم توي دلم . دلي كه چند وقت ديگر براثر غصه ها منفجر مي شود، به نظر شما تاكي مي توانم جلوي اين انفجار رابگيرم؟ بابا! من يه همزبون مي خوام ، يكي ازنسل خودم ، يكي كه حرف همديگر رابفهميم. باهم همدرد باشيم. يكي ازجنس خودم. آخر چرانبايد توي اين محيط بزرگ به اسم دانشگاه جايي نباشد كه درد دل مارولااقل گوش كنند؟
مي گويند گريه التيام بخش است. آدم راسبك مي كند وآن دل پر ازغصه وغم راخالي مي كند. باور مي كنيد آخرين باري كه گريه كردم يادم نمي آد ؟ تا مي خوام گريه كنم يادم مي آد كه "مگرمرد گريه مي كند؟" آخر كدام مرد؟ مردي كه ذره اي به اواعتنا نمي شود ؟ مردي كه ازمرد بودن فقط اسم آن رايدك مي كشد؟ مي خواهم ازشما بپرسم : مگرمردها حق ندارند گريه كنند؟ شكايت كنند؟ از زندگي گله كنند؟ از اين همه بي حرمتي ناله كنند؟ ازاين همه تحقير، فرياد بكشند وازاين همه بي اعتمادي....؟ واقعاً حالم ازاين دنيا به هم مي خورد. دنياي زور، تزوير، دروغ، ريا، مكروحيله وتهمت. واقعاً براي ملتي كه اين همه از آزادي مي گويند متأسفم. ملتي كه هنوز مفهوم آزادي رانفهميده اند، هنوز نمي دانند اگر واقعاً آنطور كه مي خواهند آزاد باشند تا كي كارهاي دلخواهشان را خواهند كرد.
حالا بااين حرفها شما فكر مي كنيد من چه طور آدمي هستم؟ يك راه حلي به من نشان بدهيد كه ازاين همه افسردگي ، پرخاشگري وعصبانيت خلاصي يابم، شما رابه خدا كمكم كنيد.


ع - مهيار

*************************************************************
**********************************
 

جايگاه عدالت


سه چيز است كه همه مردمان به آن نياز دارند: امنيت، "عدالت" و فراوانى.امام صادق(ع)
عدالت جايگاه رفيعى در دايره آراء و عقايد مومنانه و اصلاح جامعه دارد به طورى كه امام على(ع) مى فرمايد:" جامعه را چيزى جز اجراى "عدالت" اصلاح نمى كند. اهميت عدالت به حدى است كه خداوند حكيم مى فرمايد: "ما پيامبران را با دليل هاى روشن فرستاديم و به آنان كتاب و ميزان داديم تا مردمان بر اساس عدالت زندگى كنند" و تاكيد مى كند:" اعدلوا هو اقرب للتقوى"؛، براى رسيدن به تقوا نزديك ترين راه اجراى عدالت است.
رسول گرامى اسلام يك ساعت اجراى عدالت را بهتر از هفتاد سال عبادت دانسته اند؛ "عدل ساعة خير من عبادة سبعين سنة". پس عدالت جايگاه رفيع و شايسته اى دارد و بدون اجراى عدالت، جامعه در مسير شايسته قرار نمى گيرد و انسان نيز به مرزهاى بلوغ فكرى و شخصيتى نزديك نمى گردد. ما بسيار شنيده ايم كه در وصف عدالت گفته و نوشته اند اما دايره اجراى عدالت در مفاهيم و كلام محبوس مانده و هرگز به مرحله فعليت و ميدان تجربه و آزمايش وارد نشده است. چه بسا اراده هاى محكمى نيز براى اجراى عدالت وجود داشته باشد اما در عمل ما نتوانيم از ثمره هاى حكومت عدل بهره مند گرديم، چرا؟ چون كه طبق روايت منقول از امام صادق(ع) مردمان به سه عامل امنيت، عدالت و فراوانى احتياج دارند و آنها در كنار هم هستند و نمى توان به صورت تك محورى بر اجراى هر كدام از آنها تاكيد كرد.
بنابراين اگر اجراى عدالت در جامعه اى كم رونق است حتما بايد به دو عامل ديگر نيز توجه داشت و دانست كه با وجود امنيت و فراوانى و بهره مندى مردم، اجراى عدالت پررونق مى گردد. در اينجا روى سخن نگارنده با انديشمندان و صاحبان قلم كه در خصوص عدالت به ايراد خطابه، سخن و نگارش مى پردازند مى باشد و ضرورت دارد توجه نمايند كه عدالت به تنهايى نمى تواند نياز آدميان را برطرف كند، بلكه حتما بايد در خصوص امنيت و فراوانى و تمتع مردمان نيز طرح ها و برنامه هاى قابل اجرا داشت.
وقتى در جامعه امنيت و احساس امنيت كم سو باشد و انواع و اقسام امنيت روانى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى در معرض مخاطره باشد، چراغ عدالت به تنهايى نمى تواند براى تن خستگان رنجور از آلام بى عدالتى آسايشى و فراغتى فراهم نمايد. وقتى كه هنوز رانت هاى سياسى و اقتصادى كه حاصل چندين سال مديريت تكنوكرات ها و مدعيان اصلاح طلبى است، امنيت سياسى و اقتصادى كانون هاى اقتصادهاى خرد و معيشتى را به خطر انداخته و سياست در خدمت اقتصاد و اقتصاد در خدمت سياست قرار گرفته است، خيلى نمى توان اميدوار بود كه بتوان بدون فراهم نمودن بسترهاى امنيت، عدالت را اجرايى كرد.
بنابراين، اين روايت از امام صادق(ع) را كه امنيت، عدالت و فراوانى را در كنار هم مى داند، نبايد از خاطر برد و ضرورت دارد در آينده هرگاه خواستيم از عدالت بگوييم از دو اصل ضرورى فوق نيز غافل نشويم ، اجرايى شدن عدالت را در افق گسترده ترى كه برآورده شدن نياز آدميان است ببينيم و آن امنيت، عدالت و فراوانى است. شايد يكى از امتيازات مكتب ما نسبت به ديگر مكاتبى كه شعار عدالت مى دهند در اين است كه عدالت را از نوع كيفى مى داند نه كمّى و عدالت را در كنار امنيت و فراوانى تعريف مى نمايد.
 

*************************************************************
**********************************

شعر دانشجويي

يامهدي

ماه بدريم آشكار اول ، گؤزلريم گريان اولوب
حسرت وصليندن اي گول، خانه لر ويران اولوب

بوغم هجراني چكماخ بيزلره ممكن دگول
گَل كي دونيا گوْزلريمده، گوشة زندان اولوب

وصف حسنون شعره گلمور، ناتوانم، نيليوم؟
جمله مافيها سنون توصيفيوه حيران اولوب

ميوة باغ نبي سن ، رمز اسرار علي
هجرتيندن اودلانوب مهدي، اوركلر قان اولوب

تئز يته اي كاش او گونكي، قصد ديدار ايتموسن
پس گؤره رسن مقدمينده ، جانيميز قربان اولوب

اي سعادت معدني ئوزدن حجابين تئز گوتور
امّتين ظلمتده دور، چوخداندي گول پنهان اولوب

بيت الاقصاني چكوب زنجيره بير ننگ اولدوزي
بارالها قوم موسي گورنه بي وجدان اولوب

چوخ مسلمانلار يِيوب سيلي اجانبدن بوگون
چوخلار ئوز كاشانه سيندن، ايندي سرگردان اولوب

پردة غيبتدن اي مهدي جمالون ظاهر ائت
گَل كي بولبوللرده گولسوز بي سروسامان اولوب

گَل قوتار بوخلقي ظلمتدن عزيز مصطفي
ظلم الينده امّت جدون بوگون نالان اولوب

بيزده يعقوبوخ ولي بيزلرده يوخدور كوينگين
مه جمالون گوزلريمده ، يوسف كنعان اولوب

عزتي يازميش تمناي ظهوريندن بوشعر
قائم آل محمد ، مادر ديوان اولوب

مصطفي عزتي - ورودي81

____________________________________

معماي سادگي

باز امشب سوز سردي درگرفت
جان مجنونم غمي ديگر گرفت

آه سردي بروجودم بارشد
ناله ازاين سينه ام بسيارشد

بي مروتها شبي جا مي زدند
روز ديگر حربه برما مي زدند

 دوستي ها را زباني كرده اند
دشمني رامهرباني كرده اند

عشق را ازخود تمنا مي كنند
سادگي را يك معما مي كنند

غرق عالمهاي متروك شبند
غافل از سرماي عالم در تبند

قلب عاشق را به پيكان مي زنند
روي منبر دم زانسان مي زنند

خود پرستي را مرامي كرده اند
مرد عاشق راحرامي كرده اند

توحيد جعفر زاده

____________________________________

تراژدي پوسيدن

طراوت شكسته شعر هايم
بمان

اينجا زمان بدون تو
شعور عاطفي واژه هايم را مي درد
وسايه هاي شوم عنكبوتيان بي رحم
بر روي شانه هاي سايه ام
عجيب سنگيني مي كند
بمان

لابه لاي هفته هايي كه خط زده ام
به خاطر شقايقي كه تنها
بدون تو
در دست هاي عرق كردة يك چوپان
تراژدي پوسيدن را
جاودانه مي نوازد
زينب ميرزا محمودي-علوم تربيتي

____________________________________

اشتياق

 فرشته ها دل من رابه آسمان ببريد
مرا به ديدن آن يار مهربان ببرييد

به شوره زاردلم يك جوانه روييده است
به زير بارش باران بي امان ببريد

شب است وثانيه ها ازسكوت لبريزند
هميشه باز بياييد وهر زمان ببريد

دلم بهانه گرفته است وروي رفتن نيست
مرا نه عارف سالك كه ميهمان ببريد

دراشتياق پريدن شبي كه خواهم مرد
دو بال خسته بگيريدو نيمه جان ببريد

دلم قرار نمي گيرد اين قفس تنگ است
مرا زشهر غريبم به آشيان ببريد

زينب عليزاده

____________________________________

غم تو

دوباره ابروان توكمان سينه مي شود
تمام عاشقي تو دوباره كينه مي شود

ازآن شرار چشم تو درون دست هاي من
تمام ردّ دست تو دوباره پينه مي شود

چه شد بگو عزيز دل كه سهم من دوباره از
تمام خنده هاي تو، غمي غمينه مي شود

دوباره اين حكايت هميشگي كه عاقبت
به پشت خنده هاي من غمت زمينه مي شود

همين كه پيش پاي تو به خاك بوسه مي زنم
وجود استخوان تو دوباره چينه مي شود

مسعود آقازاده

____________________________________

سن سيز

سن سيز قالان گئجه نين نه اؤلدوزي نه آيي
نه حياتين دادي وار نه گونلريمين سايي

سن سيز عومورگونلريم ورق ورق داغيليب
نه يازيندان ياز قاليب نه ده ياييندان يايي

سينمده كي نفس لر دوْيوْن اؤلور بوْغازدا
 آغلاييب بوْشالماقدان يوخ گوزلريمين پايي

بو ليل لي سو كي مني آپاريب بوغاجاقدي
قوي جوشقون اولسون سويي، قوي درين اولسون چايي

بيستون داغي اولوب بايقوشلارين يوواسي
گلمير داها فرهادين نه هارايي نه هايي

بير بويله سوز ايچينده بير سوزواردي كي گولوم
سن سن گئجه لريمين هم اولدوزي هم آيي

سن منيم هرنه گيم سن ،وارليغيم ،اؤمودومسان
اولا بيلمز گوزه ليم هئچ كيمسه سنين تايي

نِي ني ييرم دونياني سن سيز، كي سن سيزمنه
بيردي ايكي دونيانين شيرين ليگي نن زايي

بو فيكريله ياتيرام كي گله سن يوخوما
چيخادمارام ياديمدان سن سويله گن لاي لايي

مرتضي باقري - شيمي

____________________________________

تمام مي شود
به يك
محال است
ببخشيد
وتو هر روز در خيال من
از نو زاده مي شوي
مثل شيشه هاي بغض كرده .

ومن با انگشتانم
طرح قلبي به رويت مي كشم
بي آنكه بدانم خواهي باريد
سولماز حسن زاده - شيمي

*************************************************************
**********************************
 

زندگينامه محمد علي بهمني

بهمني

محمدعلي بهمني متولدسال1323 استان هرمزگان شهرستان بندرعباس مي باشد.وي ازقديمي ها وكهنه كاران غزل وترانه است وسروده هايش غالباًبه گونه اي است كه ازجانب اقشارمختلف مردم مورد استقبال قرار مي گيرد. اولين شعرسروده شده توسط بهمني»فتح طلسم ها« نام داردكه اين شعررا براي فرزندش سظي او به ادبيات انقلاب ، مرثيه به ياد ماندني اش درسوگ امام(ره)است كه درهمان ايام رحلت در كيهان فرهنگي سابق به چاب رسيد.
...ماكه باشيم كه درسوگ شما گريه كنيم...
ازديگركتابهاي او مي توان به: »درفصل عطسه هاي پياپي،فصلي ديگر،گاهي دلم براي خودم تنگ مي شودو شاعر شنيدني است« اشاره كرد .
براي ت%8ي او به ادبيات انقلاب ، مرثيه به ياد ماندني اش درسوگ امام(ره)است كه درهمان ايام رحلت در كيهان فرهنگي سابق به چاب رسيد.
...ماكه باشيم كه درسوگ شما گريه كنيم...
ازديگركتابهاي او مي توان به: »درفصل عطسه هاي پياپي،فصلي ديگر،گاهي دلم براي خودم تنگ مي شودو شاعر شنيدني است« اشاره كرد .
براي تجليل ازاين شاعر نامي در زمستان 1382 مراسم بزرگداشتي درزادگاه او بندر عباس برگزار شد. با آرزوي سلامتي براي اين شاعر ارجمند يكي ازآخرين سروده هاي وي را باهم زمزمه مي كنيم.

دريا شده است خواهرومن هم برادرش
 شاعر تراز هميشه نشستم برابرش

خواهرسلام! با غزلي نيمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نيم ديگرش

مي خواهم اعتراف كنم هرغزل كه ما...
باهم سروده ايم جهان كرده ازبرش

خواهر،زمان،زمانِ برادر كشي است
باز شايد به گوشها نرسد بيت آخرش

با خودمرا ببركه نپوسد دراين سكون
شعري كه دوست داشتي ازخودرهاترش

دريا سكوت كرده ومن حرف مي زنم
حس مي كنم كه راه نبردم به باورش

دريا! منم همو كه به تعداد مو جهات
با هر غروب خورده بر اين صخره هاسرش

هم اوكه دلزده است به اعماق و،كوسه ها
خون مي خورنداز رگ درخون شناورش

خواهر، برادر تو كم از ماهيان كه نيست
خرچنگها مخواه بريسند پيكرش

دريا سكوت كرده ومن بغض كرده ام
بغض برادرانه اي از قهر خواهرش

*************************************************************
**********************************
 


حرف آخر

بر ساحل انتظار

در دنياي بي كسي كه هر ظلمي بر چهره دردمندان خنجر مي زند، دل بي كسان تنها تورا صدا مي زند. درآه تاريك شقاوت ، اسيران سرگشته، شيداي تو هستند. در بزم خموش شب،آوارگان بي نشان اميد به كرامت تو دارند.در درياي پر تلاطم زندگي، سر نشينان قايق سعادت رو به سوي تو دارند. در روز جزا كه هركه از كرده خود گريزان است، من دست به دامن تو خواهم بود. آري تو، اي تكسوار لحظه ها ،اي درمان دل دردمندان و اي منجي بشريت از گرداب هلاكت . اي غائب از نظر ، چه زماني ديده ها را شيداي خود خواهي كرد وظلم را از پس پرده هاي تاريكي نابود خواهي كرد؟ بيا كه چشم براهت نشسته ايم. بيا تا خاك قدم هايت راسرمه چشمانمان كنيم و چشمان كم سويمان را با نور آسمانيت جلا دهيم. اي فرزند عدالت بيا وآيه » والعاقبه للمتقين« را تحقق بخش. روزها از پس يكديگر مي گذرند وداغ نيامدنت آنچنان گدازي به سينه افكنده كه هيچ آبي جز وصال تو آن را خاموش نمي كند. سينه هايمان چنان مالامال از زخمهاي عميق وكهنه است كه ديگر توان لبه هاي تيز طعنه هاي دشمنان تو را ندارند . به اميد روزي كه نقاب از چهره بي عدالتيها بر داري ودستان عدالت را سايبان گيتي كني ،با دستان نيازمند رو به درگاه خداوندگار آورده وجهت فرج هر چه زودتر تو دعا مي كنيم :
اللهم عجل لوليك الفرج

مريم قنبرلو

*************************************************************
**********************************

پشت جلد

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 8:17  توسط شوراي نويسندگان  | 
 

 

سال ششم ، شماره 11 ،آذر 83 13

صاحب امتياز: بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي

مدير مسئول: هادي حقيق
سردبير: علي بي غم

هيئت تحريريه وهمكاران اجرايي: نعمت محمدي ، مهدي حاجي زاده، رحمان حايري، اكبر كريمي، احد رحماني، سميه فرهنگ دوست ، زهرارضايي، مريم مراد عليلو، اكرم ساعد، الهام حسينلو، مينا امامويردي، فهيمه حقيق،  نگار بزاززاده، مهسا حسن زاده، سكينه نجفي

طراح روي جلد: معصومه علم قليلو
طراحي و گرافيك: بهزاد رزاقي

آدرس نشريه:
خوي،بلوار وليعصر،خيابان دانشگاه،دانشگاه پيام نورخوي، دفتر بسيج دانشجويي تلفن2334557

 

*************************************************************
**********************************

 

امام خميني(ره) :
راه اصلاح يك مملكت، فرهنگ آن مملكت است. اصلاح بايد از فرهنگ شروع شود... اگر فرهنگ درست بشود يك مملكت اصلاح مي شود.

مقام معظم رهبري:

خطاب من به جوانان عزيز اين است كه همت كنندو در ميدان هاي گوناگون خود را مهيا و آماده نمايند. ممكن است ما هرگز جنگ نظامي نداشته باشيم. اما جنگ سياسي و اقتصادي و به خصوص جنگ فرهنگي يقينا خواهيم داشت.

 

*************************************************************
**********************************

 

حرف اول

شاعرانه ترين سخن فلسفي

 گاهي اوقات اگر آسمان رابه زمين بدوزي نمي تواني آن چه در دلت هست بگويي يا بنويسي . چون كلمات ظرفيت آن ها را ندارند. ومگر ما جز كلمات چيزي داريم كه بتوانيم با آن بگوييم يا بنويسيم. شايد براي همين است كه خداوند به نيت انسانها بها مي دهد ونه به عمل آنها . چون نيت برآمده از دل است ودل نيز هديه ايست الهي به انسان با وسعتي بي منتها.
قصه سر مقاله نوشتن ما هم يك كمي تو همين مايه هاست.

داشتم فكرمي كردم چه مطلبي را به عنوان سر مقاله اين شماره بايد نوشت كه در بر گيرنده تمام جوانب يك سرمقاله دانشجويي باشد، ياد حرف اول شماره قبل نشريه افتادم كه در آن به نوعي هرچه دلم خواسته بود از خاطرات وخطرات نشريه گفته بودم.لذا سخن گفتن دوباره پيرامون اين موضوع را نوعي تكرار مكررات دانستم گرچه تكرارخود باعث كسب تجربه است.
اما از اين مسايل گذشته،آنچه براي من مهم است اين است كه ديگران بدانند در چه راه دشواري قدم نهاده ايم.و اينكه يك نشريه دانشجويي بايد مبنايش صداقت، مسيرش ديانت وهدفش هدايت بوده و حواسش فقط جمع زيباييهاي صداقت وروراستي باشد كه نيت ما هم همين بوده وهست.واينجاست كه گاهي حداقل براي دوري از تكرارمخرب لازم است از ميان سه گزينه قول وعمل وسكوت يا تقرير،»سكوت« را برگزيد، آن هم از نوع قلميش، چراكه سكوت هم براي خودش دنياي عميق پر از رمز ورازوزيبايي دارد.از اين روست كه من سكوت را شاعرانه ترين سخن فلسفي مي دانم.با اين اوصاف موضوعات ونقد هاي بسياري در اين چند شماره بوده كه توسط مقالات وواگويه هاي شما عزيزان به آنها پرداخته ايم وآنهايي هم كه صورت نگرفته اند،شما به حساب همان فلسفه وحكمت بايد ونبايد هاي سكوت بگذاريد ولا غير!
از سوي ديگر اولويت ديگري را نيز نبايد از ياد برد وآن اينكه الزام پرداختن به يك موضوع، مهم وحياتي بودن آن براي همه ما است نه براي من يا توي تنها.واما مسئله مهم ديگري كه»تنها بايد براي مامهم باشد،نه براي من«،ادامه مستمر وهمه جانبه اين راه است(البته بانيت قبلي كه بدان اشاره شد) وعملي كردن اين قصدو نيت همچون گذشته بدون حضور گرم شما ميسر نخواهد بودوچه زيباست كه همه با اعتقاد قلبي به يك »باور« برسيم...ما مي توانيم به باور برسيم وبخواهيم ،وخواسته مان را به توانستن تبديل كنيم ،اگر وتنها اگر براي»ما« مهم باشد،نه براي»من«! كه آنچه تنها براي من مهم است،چه اهميتي دارد؟

با اين همه فرضيات ومكنونات كه گفته شد، النهايت ديديم ما اين بار غلاف قلم را كشيده ونشسته ونگرنده باشيم بهتر است.
پس نامه ي نانموده بهتر يعني سر مقاله نانوشته بهتر!

تا شماره بعد در پناه حق باشيد.

مدير مسئول
E-mail:
hadi_hagig@yahoo.com

*************************************************************
**********************************

گزارشهاي كوتاه

مهريه سنگين عامل فرار جوانان از ازدواج

حدود 78 درصد جوانان معتقدند مهريه هاي سنگين باعث گريز جوانان از ازدواج شده است بر اساس تحقيق ملي صورت گرفته با موضوع (جوان و ازدواج ) از جوانان 15تا 29 سال كشور بيش از 71 درصد آنهامطرح كرده اند افرادي كه به صلاحديد پدر و مادر خود ازدواج مي كنند خوشبخت ترند و از سويي ديگر بيش از 72 درصد ديگرنيز معتقدند كه بهتر است مراسم خواستگاري به شيوه سنتي انجام شود هم چنين بيش از 90 درصد جوانان نداشتن شغل را مانع اصلي ازدواج مي دانند بر اساس اين تحقيق تنها 6/34 درصد جوانان ترجيح مي دهند همسرشان را از بين افراد فاميل و بستگان انتخاب كنند و بيش از 60 درصد ديگر نيز اختلاف سطح تحصيلات بين دختر و پسررا در ازدواج مهم نمي دانند هم چنين 1/65 درصد جوانان بر اين باورند دختراني كه زود ازدواج مي كنند فرصت تحصيل و اشتغال را از دست مي دهند و تنها 7/30 درصد اشتغال زنان را به مصلحت خانواده نمي دانند به گزارش خبر گزاري ايسنا داشتن شغل براي دختران به اعتقاد بيش از 70 درصد جوانان موقعيت بهتري را براي ازدواج آنها فراهم مي كنند هم چنين حدود 53 درصد جوانان اعتقاد دارند به دليل اينكه ازدواج در زندگي هر كس معمولا يكبار اتفاق مي افتد بهتر است مراسم آن تا حد امكان با شكوه برگزار شود

 نگراني از افزايش بيكاري فارغ التحصيلان دانشگاهي

 اگر چشمان ما هر روز به ديدن صف طويل كارگران فصلي عادت كرده است كه در كنار پرچين ديوار زير نور آفتاب كم نور پاييزي جا خوش كرده اند ، اينك فارغ التحصيلان مراكز آموزش عالي بايد مدرك ليسانس و فوق ليسانس و حتي دكتري در خانه هاي خويش نشسته و ناباورانه به قاب مدرك تحصيلي خود بر روي ديوار چشم دوخته اند به همين دليل است كه مسولان مي گويند تا پايان سال 83 شمار بيكاران جامعه به 6 ميليون نفر مي رسد بسياري از رفتار شناسان اجتماعي معتقدند بيكاري عامل اصلي افزايش جرم آسيب هاي اجتماعي . گرايش جوانان به بزه است نگاهي گذرا به آمار دستگير شدگان از سوي نيروي انتظامي بر اين واقعيت تلخ محر مي گذارد كه اغلب آنها به دليل بيكاري و ناتواني در تامين معيشت مرتكب جرم شده اند در اين ميان برخي آمارها نگراني در خصوص افزايش نرخ بيكاري در كشور را بيشتر مي كند بر اساس آمارهاي ارائه شده ميزان بيكاري فارغ التحصيلان آموزش عالي 5 درصد بيشتر از نرخ بيكاري كل كشور است اگر چه علت اصلي بيكاري را بايد در ركود فعاليت هاي اقتصادي كشور جست اما هم چنين بايد تصريح كرد بخش هاي اشتغال و بازار كار نيز متناسب با استانداردهاي جهاني از نيروي كار استفاده نمي كنند به اعتقاد كارشناسان بخش اقتصادي كشور بايد از تحرك و پويايي برخوردار شود تا بتوان از نيروي متخصص و آموزش ديده بهره برداري كرد به گزارش ايسنا با توجه به بيكاري 31 درصدي جوانان 15 تا 29 سال كشور به عنوان نيروي فعال اقتصادي كشور ميزان بيكاري در بين گروه سني 15 تا 29 سال و 20 تا 24 سال ، 34 درصد و در ميان 25 تا 29 ساله ها 16 درصد است بنابراين با توجه به نرخ رشد 2/13 درصدي بيكاري در سال پيش بيني مي شود كه در سال 1385 بيش از نيمي (52 درصد) از جمعيت 15 تا 29 سال بيكار باشند در اين راستا دكتر رحيم عبادي رئيس سازمان ملي جوانان نيز با بيان اين كه در سالهاي آينده بيكاري به سمت جوانان تحصيلكرده خواهد رفت كه در اين ميان نرخ بيكاري زنان بيشتر خواهد بود عبادي مي افزايد : اين امر در حالي است كه با وجود گرايش 90 درصد جوانان به سمت تحصيلات عالي به علت سنتي بودن آموزش ها قادر به پاسخگويي مهارتهاي مورد نياز بازار كار نيستيم.

*************************************************************
**********************************

 آن سالها و اين سالها

1.آن سالها:
يك روز كه در تاكسي بودم ديدم راننده با دو مسافرحسابي دم گرفته اند وعليه من و آقاي دكتر بهشتي و آقاي با هنر حرف مي زنند كه بله اينها همه سرمايه دارند و راننده هم كه از حرفهاي آن دو مسافر متاثر شده بود شروع كرد به ناسزا دادن به من، ايشان مي گفت و من ديدم ديگر اين خيلي ظلم است لذا رو به آن راننده كردم و( گفتم آن برادر كه داراي تو عليه او حرف مي زني كه يك سرمايه دار است و چه دارد خود من هستم) راننده كه باورش نمي شد كه وزير آموزش و پرورش به تاكسي او سوار شده باشد يك نگاهي از آينه به من كرد و گفت آخرچنين چيزي ممكن است كه شما وزير باشيد و ماشين نداشته باشيد و سوار تاكسي بشويد گفتم (بله وقتي پا برهنه هاي يك جامعه انقلاب بكنند آدم هايي هم مثل من وزير مي شوند و چون از خودشان ماشيني ندارند سوار تاكسي و اتوبوس مي شوند) يكي از اعضاي دفتر آقاي رجائي در نخست وزيري مي گفت( در يك ماه رمضان نيمه هاي شب كه رفتيم ايشان را براي سحري بيدار كنيم تا نزديك اطاقشان شديم) ديديم در نيمه باز است و ايشان زودتر از ما بيدار شده اند يك چراغ كوچك دراتاقش روشن كرده بود و در اتاق راه مي رفت و در حالي كه بلند بلند گريه ميكرد و با دست روي ميز ميزد مي گفت خدايا مرا به اين ميز وابسته نكن خدايا تو را قسم مي دهم كه مرا با اين ميزو مسوليت امتحان نكني.

2. اين سالها:

 يكي از وزرا مبلغي در حدود 2 ميليارد تومان از بودجه بيت المال را صرف تغيير دكوراسيون دفتر كار خود كرد . هم چنين بر پيشاني يكي از رونامه ها با تيتري درشت نوشته شده بود :((خانواده 10 استانداردر تهران زندگي ميكنند.))

*************************************************************
**********************************

صفحه داغ

استاد علي امين خاني

اشاره:در آخرين روزهاي بستن صفحات نشريه بود كه دنبال سوژه اي براي يك مصاحبه مي گشتيم وبالا خره بعد از تماس هاي مكرر سراغ يكي از اساتيد شيمي رفتيم .
شايد باور نكنيد اما ما استاد مربوطه را شب عيدفطر در سالن شمس ودر حين داوري بازي فينال جام رمضان بسيج دانشجويي يافتيم. آنچه در ذيل مي آيد حاصل گفتگوي ما با ايشان است:

باعرض سلام و خسته نباشيد وتبريك عيد ، استاد خيلي خوب داوري كرديد، بالاخره كدام تيم برد؟
- ممنون، تيم سهند (كاميونداران) از دانشگاه آزاد اسلامي

استاد به عنوان سرآغاز، خلاصه اي از بيوگرافي خود را براي خوانندگان نشريه بگوييد.
-اينجانب علي امين خاني، متولد شهرستان خوي هستم.تحصيلات ابتدايي وراهنمايي ودبيرستان رادر خوي به پايان رسانده ودر سال 75 از دانشگاه پيام نورخوي قبول شدم در سال 79 تحصيلاتم را به پايان رسانده ودر همان سال رتبه اول جشنواره علمي دانشجويان شيمي را كسب كردم ودر سال 80 از دانشگاه صنعتي امير كبير در مقطع كارشناسي ارشد شيمي آلي قبول شده ودر سال 82 بارتبه عالي فارغ التحصيل شدم وحدود سه ماه است كه خدمت سربازي را تمام نموده و الان هم در خدمت دانشجويان عزيز در پيام نور مي باشم وبراي آزمون دكتري آماده مي شوم .

پس با اين حساب يكي از جوانترين اساتيد دانشگاه به حساب مي آييد، اين طور نيست؟
- بله ميشه گفت يكي از جوانترينها هستم.

استاد همانطور كه اشاره فرموديد تحصيلات كارشناسي ارشد شيمي را دردانشگاه امير كبير تهران به پايان برده ايد، كداميك را بيشتر مي پسنديد ؛ پيام نور يا امير كبير؟
- ببينيد هر كدام شرايط خاص خودش را دارد. واين طبيعي است كه دانشگاهي مثل امير كبير اصلا قابل قياس با پيام نور نيست. ولي چون بنده از محضر اساتيدبزرگي چون آقاي دكتر سقط فروش و آقاي دكتر معصومي بهره برده ام فكر مي كنم پيام نور را ترجيح مي دهم.

جنابعالي يكي از دانشجويان فعال بسيجي بوده ايد كه توانستيد به مقاطع تحصيلي بالاتر قدم بگذاريد. شرط موفقيت خود را در چه چيزي مي دانيد؟
-فكر مي كنم اولين شرط موفقيت ، برنامه ريزي دقيق، پشتكار وسخت كوشي وتداوم در اين راه است ودوم حمايت خانواده . هركس ايمان قوي داشته باشد ويك هدف مشخص را دنبال كند حتما موفق خواهد شد.

ملاك شما براي يك دانشجوي بسيجي موفق چيست؟

- ايمان، اعتقاد ، باور قلبي وپشتكاراز ويژگي هاي بارز دانشجوي بسيجي موفق است.

برايمان از تحصيل وتدريس در دانشگاه پيام نور بگوييد، كداميك سختتر است؛ تحصيل يا تدريس؟

- تدريس سختتر است. چون استاد هميشه سعي دارد كليه مطالب را بازگو كند و بايد بر كليه مطالب مسلط باشد. اين را هم بگويم كه درس خواندن درپيام نور سختتر از دانشگاه دولتي است. اما دانشگاه دولتي بيشتر متكي به تحقيق و فعاليت است ولي در پيام نور فقط جنبه نظري اهميت بيشتري دارد. مشكلات پيام نور زياد است ولي دانشجو نبايد ميدان را خالي كند. ما هم پشت همين ميزها درس خوانده ايم.

شما كه مدت زيادي را دانشجو بوده ايد، فكر مي كنيد مهمترين دغدغه و مشكل دانشجويان در حين تحصيل چيست؟

- الان مهمترين دغدغه دانشجويان به نظر من پيدا كردن شغل مناسب با رشته تحصيلي آنهاست. وديگر اينكه اعتماد به نفس كمي دارند و اين اصلا خوب نيست.

براي آينده خودتان چه فكري كرده ايد؛آيا در دانشگاه ومحيط درس و كلاس مي مانيد ويا سراغ صنعت شيمي خواهيد رفت؟
- بيشتر علاقه به تدريس دارم و سعي مي كنم در پيام نور بمانم اگر نشد در جاي ديگر، مهم خدمت به ميهن عزيزمان و هم ميهنان است نه چيز ديگر.

بزرگترين آرزوي كاريتان چيست؟
- بزرگترين آرزوي بنده ادامه تحصيل در مقاطع بالا و رساندن دانشجويان شيمي به درجات بالاي علمي است واينكه يكي از پيشرفته ترين كشور هاي دنياشويم.

استاد فكر مي كنيد چقدر در نزد دانشجويان محبوبيت داريد؟
- اين را بايد از خود دانشجويان بپرسيد. من نمي توانم نظر بدم.

نظرتان در مورد نشريه انديشه سبز چيست؟
- فقط اين را بگويم كه نشريه پر محتوايي است، واميدوارم سبزتر از گذشته شود.

آخرين كتابي كه خوانده ايد؟
- از كتابهاي علمي،» شيمي آلي پيشرفته« و از كتب غيرعلمي، »آرزوي جبرئيل«.

يك جمله ادبي يا شعري كه به آن خيلي علاقه داريد؟
- »دردم از يار است ودرمان نيز هم
دل فداي اوشد وجان نيز هم«
»خدايامارا آن ده كه آن به«

در بخش پاياني مصاحبه چند كلمه مي گوييم ودوست داريم اولين مفهوم يا احساسي كه به ذهنتان خطور مي كند بگوييد؟
زندگي؟
-جاري شدن

عشق؟
-ذوب شدن
بهترين هديه؟
-لبخند
آزمايشگاه؟
-اين دنيا
NACL?
-غذاي پر نمك كدبانوي خانه!
دانشجوي بسيجي؟
-اخلاص
تواضع؟
-سجده در برابر ذات اقدس الهي
جواني؟
-خامي

دانشگاه آزاد؟
- مخارج
فوتبال؟
-گل
آموزش از راه دور؟
-پيام نور
آمريكا؟
-شيطان بزرگ
رياست؟
- طبق ضوابط و مقررات اقدام گردد!
اسيد؟
-باز
دوست؟
-خدا
سياست؟
-لازمه
روپوش آزمايشگاه؟
- پرستار
ژتون؟
-كوپن
داوري؟
- مشكله

استاد اگر حرف يا مطلبي كه مي خواهيد با دانشجويان در ميان بگذاريد بيان كنيد؟

- در انتها با دانشجويان عرض كوچكي دارم . اميد وارم بعنوان يك برادر كوچك قبول كنند. دانشجويان عزيز شما كه مرحله دبيرستان را پشت سر گذاشته ووارد دانشگاه شده ايد بايد احساس مسئوليت بيشتري داشته باشيد چرا كه اكنون علاوه بر هويت علمي ودرسي صاحب هويت وشخصيت اجتماعي شده ايد لذا احترام محيط دانشگاه وهمديگر را داشته باشيد واز تهمت وافترا به يكديگر بپرهيزيد كه منشا تمام اختلافات است.خوب درس بخوانيد تا شما هم در جنبش عظيم توليد علم ونهضت نرم افزاري سهيم باشيد تا بدينوسيله كشور اسلاميمان را از بيگانگان بخصوص آمريكاي خونخوار واجانب بي نياز كنيم. بايد متكي به خودمان باشيم ونبايد در برابر بيگانگان سر تسليم فرود آوريم .كساني هستند كه در گوش ما زمزمه مي كنند ما نمي توانيم ولي بايد ثابت كنيم كه ما مي توانيم همانطور كه دردست يابي به انرژي اتمي اين را به جهانيان اعلام كرديم . ما بايد به خود باوري برسيم.

استاد ممنون كه ساعتي از وقتتان را به ما اختصاص داديد.
- من هم از تمامي دست اندركاران نشريه تقدير و تشكر مي كنم.

گزارش از: علي بي غم
E-mail: shimi_1357@yahoo.com

*************************************************************
**********************************

 

زندگينامه شهيد سيد مرتضي آويني از زبان خودش

شقايق فكه

 نام : سيد مرتضي
نام خانوادگي : آويني
شهرت : سيد شهيدان اهل قلم
تحصيلات : فوق ليسانس معماري
ولادت : 1326 شهر ري
شهادت : 20 فروردين 1372 فكه
نحوه شهادت : انفجار مين
مزار ياد بود : بهشت زهرا قطعه 29

من بچه شاه عبدالعظيم هستم و در خانه اي به دنيا آمده و بزرگ شده ام كه در هر سوراخش كه سر مي كردي به يك خانواده ديگر نيز بر مي خوردي .اينجانب اكنون چهل و شش سال تمام دارم . درست سي و چهار سال پيش يعني ، در سال 1336 شمسي مطابق با 1956 ميلادي در كلاس ششم ابتدائي نظام قديم مشغول درس خواندن بودم . در آن سال انگليس و فرانسه به كمك اسرائيل شتافته و به مصر حمله كردند و بنده هم به عنوان يك پسر بچه 13-12 ساله تحت تاثير تبليغات آن روز كشورهاي عربي يك روزي روي تخته سياه نوشتم : خليج عقبه از آن ملت عرب است . وقتي زنگ كلاس را زدند و همه ما بچه ها سر جايمان نشستيم اتفاقا آقاي مديرمان آمد تا سري هم به كلاس ما بزند . وقتي اين جمله را روي تخته سياه ديد پرسيد : اين را كه نوشته ؟ صدا از كسي در نيامد من هم ساكت ، اما با حالتي پريشان سر جايم نشسته بودم . ناگهان يكي از بچه ها بلند شد و گفت : آقا اجازه ؟ آقا بگيم ؟ اين جمله را فلاني نوشته و اسم مرا به آقاي مدير گفت . آقاي مدير هم كلي سر و صدا كرد و خلاصه اينكه (چرا وارد معقولات شدي؟) و در آخر گفت : دم بيا دفتر تا پرونده ات را بزنم زير بغلت و بفرستمت خانه . البته وساطت يكي از معلمين ، كار را درست كرد و من فهميدم كه نبايد وارد معقولات شد .
بعد ها هم كه در عالم نوجواني و جواني ، گهگاه حرفهاي گنده گنده و سؤالات قلمبه سلمبه مي كرديم معمولا به زبانهاي مختلف حاليمان مي كردند كه وارد معقولات نبايد بشويم . مثلا يادم است كه در حدود سالهاي 50-45 با يكي از دوستان به منزل يك نقاش كه همه اش از انار نقاشي مي كشيد ، رفتيم . مي گفتند از مريد هاي عنقا است و درويش است . وقتي درباره‎ي عنقا و نقش انار سؤال مي كرديم با يك حالت خاصي به ما مي فهماند كه به اين زودي و راحتي نمي شود وارد معقولات شد. تصور نكنيد كه من با زندگي به سبك و سياق متظاهران به روشنفكري نا آشنا هستم ، خير من از يك راه طي شده با شما حرف مي‎زنم . من هم سالهاي سال در يكي از دانشكده هاي هنري درس خوانده ام ، به شبهاي شعر و گالري هاي نقاشي رفته ام و موسيقي كلاسيك گوش داده ام . ساعتها از وقتم را به مباحثات بيهوده درباره چيزهايي كه نمي دانستم گذرانده ام . من هم سالها با جلوه فروشي و تظاهر به دانائي بسيار زيسته ام . ريش پروفسوري و سبيل نيچه اي گذاشته ام و كتاب (( انسان تك ساختي )) هربورت ماركوز را بي آنكه آن زمان خوانده باشم طوري دست گرفته ام كه ديگران جلد آن را ببينند وپيش خودشان بگويند : عجب چه كتابهايي مي خواند و معلوم است كه خيلي مي فهمد . اما بعد خوشبختانه زندگي مرا به راهي كشانده است كه ناچار شده ام رو دربايستي را نخست با خودم و سپس با ديگران كنار بگذارم و عميقا بپذيرم كه (( تظاهر به دانايي )) هرگز جايگزين (( دانايي )) نمي شود ، و حتي از اين بالاتر دانائي نيز با (( تحصيل فلسفه )) حاصل نمي آيد . بايد در جست و جوي حقيقت بود و اين متاعي است كه هر كس براستي طالبش باشد ، آن را خواهد يافت ، و در نزد خويش نيز خواهد يافت . و حالا از يك راه طي شده با شما حرف مي زنم . داراي فوق ليسانس معماري از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران هستم . اما كاري را كه اكنون انجام مي دهم نبايد با تحصيلاتم مربوط دانست . حقير هر چه آموخته ام از خارج دانشگاه است . بنده با يقين كامل مي گويم كه تخصص حقيقي در سايه تعهد اسلامي به دست مي آيد و لاغير . قبل از انقلاب بنده فيلم نمي ساخته ام اگر چه با سينما آشنايي داشتم . اشتغال اساسي حقير قيل از انقلاب در ادبيات بوده است . اگر چه چيزي اعم از كتاب يا مقاله به چاپ نرسانده ام . با شروع انقلاب حقير تمام نوشته هاي خويش را اعم از تراوشات فلسفي ، داستان هاي كوتاه ، اشعار و … در چند گوني ريختم و سوزاندم و تصميم گرفتم كه ديگر چيزي كه (( حديث نفس )) باشد ننويسم و ديگر از خودم سخني به ميان نياورم . هنر امروز متاسفانه حديث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند . به فرموده خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي (( رحمه الله عليه )) تو خود حجاب خودي حافظ از ميان خيز سعي كردم كه خودمرا از ميان بر دارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شكر بر اين تصميم وفادار مانده ام . البته آنچه كه انسان مي نويسد هميشه تراوشات دروني خود اوست - همه هنرها اينچنين اند كسي هم كه فيلم مي سازد اثر تراوشات دروني خود اوست - اما اگر انسان خود را در خدا فاني كند آنگاه اين خداست كه در آثار ما جلوه گر مي شود . حقير اينچنين ادعائي ندارم اما سعي ام بر اين بوده است . با شروع كار جهاد سازندگي در سال 58 به روستاها رفتيم كه براي خدا بيل بزنيم . بعدها ضرورت هاي موجود رفته رفته ما را به فيلمسازي براي جهادسازندگي كشاند . در سال 59 به عنوان نمايندگي جهاد سازندگي به تلويزيون آمديم و در گروه جهاد سازندگي كه پيش از ما بوسيله كاركنان خود سازمان صدا و سيما تاسيس شده بود ، مشغول به كار شديم . يكي از دوستان ما در آن زمان (( حسين هاشمي )) بود كه فوق ليسانس سينما داشت و همان روزها از كانادا امده بود . او نيز به همراه ما به روستاها آمده بود تا بيل بزند . تقدير اين بود كه بيل را كنار بگذاريم و دوربين برداريم . بعد ها (( حسين هاشمي )) با آغاز تجاوزات مرزي رژيم بعث به جبهه رفت و در روز اول جنگ در قصر شيرين اسير شد - به همراه يكي از برادران جهاد بنام (( محمد رضا صراطي )) ما با چند تن از برادران ديگر ، كار را تا امروز ادامه داديم . حقير هيچ كاري را مستقلا انجام نداده ام كه بتوانم نام ببرم . در همه فيلم هايي كه در گروه جهاد سازندگي ساخته شده است سهم كوچكي نيز - اگر خدا قبول كند - به اين حقير مي رسد و اگر خدا قبول نكند كه هيچ .
به هر تقدير ، من فعاليت تجاري نداشته ام . آرشيتكت هستم ! از سال 58 و 59 تاكنون بيش از يكصد فيلم ساخته ام كه بعضي عناوين آنها را ذكر مي كنم : مجموعه خان گزيده ها ، مجموعه شش روز در تركمن صحرا ، فتح خون ، مجموعه حقيقت ، گمگشتگان ديار فراموشي ( بشاگرد) ، مجموعه روايت فتح نزديك به هفتاد قسمت، و در چهارده قسمت اول از مجموعه سراب نيز مشاور هنري و سرپرست مونتاژ بوده ام. يك ترم نيز در دانشكده سينما تدريس كرده ام كه چون مفاد مورد نظر براي تدريس با طرح درس‎هاي دانشگاهي همخودني نداشت از ادامه تدريس در دانشگاه صرف نظر كردم . مجموعه مباحثي را كه براي تدريس فراهم كرده بودم با بسط و شرح و تفسير بيشتر در كتابي به‎نام (( آينه جادو )) بالخصوص در مقاله اي به‎عنوان تاملاتي درباره سينما كه نخستين بار در فصلنامه سينمايي فارابي به چاپ رسيد - در انتشارات برگ به چاپ رسانده ام.

(پرسمان)

*************************************************************
**********************************

 

طنز

مناجات نامه دانشجويي

 استادا ! سينه اي دارم از ديدن نمرات ، چاك چاك و از غم شهريه دردناك استادا ! تنها به تو اميد وارم كه در بوستان زندگي چو خارم و از هرچه نامش هزينه و شهريه است ، بيزار .
استادا ! وضع نمرات خراب ، ديدن سرويس هاي خالي سراب ، نشستن در تاكسي نقش بر آب ، آه از اين كرايه هاي بي حساب .
استادا ! ما را همه شب نمي برد خواب ، حالي دارم خراب ، پا درد ، دست درد ، در سر صداي دونگ دنگ ، از پي گرفتن يك نمره از شما دو پايم لنگ .
هزينه دانشگاه بالا ، به درگاه مسؤولان پول ز جان اولي ، پشت دانشجويان خم ، غذاي سلف كم ، اعلام نتايج امتحان و ارزاق دانشجويي دير ، دل هاي ما جوانان پير ، آب قاطي شير ، شكم مرفهين بي درد سير ، شكم دانشجوي آسيب پذير نالان چو آژير استادا ! از وحشت وقت امتحان افتادنش ، موجب مشروط شدنش و همچنين خالي شدن جيبش به تو پناه مي آورم ، چرا كه هر دانشجو كه وارد دانشگاه شود ، در آستانه سكته است و اگر از آنجا در آيد در حسرت به دست آوردن شهريه بدون دغدغه ، آماده ممات. پس بر هر رفتن و بر گشتن خطري موجود است و بر هر خطري نذري و نيازي واجب.

تقويم تاريخ (با كمي پياز داغ)

سيصدويازده سال پيش در چنين روزهايي يكي از مربيان فوتبال جام رمضان دانشگاه پيام نور شماره 10 را از زمين بيرون مياره جاش دو تا5 مي فرسته تو.
صد سال پيش وقتي نگهبان دانشگاه به يكي ميگه آقا كارتت طرف ميگه من كارتي نيستم سكه اي ام
سي سال پيش در چنين روزي به يكي ميگن خيلي آقايي ميگه ما بيشتر پنجاه سال پيش يك نفر را بردند اتاق عمل بهش گفتند همراه داري گفت :آره خاموشش كردم
دوازده سال پيش يك نفر مي خوره به جدول مي نشيند و حل مي كند
پانصدو يازده سال پيش يك قومي يازده را اينطور مي نوشتند
ا ّ
 هزار و سيصد سال پيش در فرداي چنين روزي يكي مهم مي شه زيرش خط مي كشن تو امتحانات ميدنش
 ـ هشتصد و يكسال پيش به يكي ميگن اگه يك روز از زندگيت مونده باشه چه مي كني گفت مي رم پناهگاه
ده سال پيش در چنين روزي يكي اعصابش خط خطي مي شه با پاك كن پاكش مي كنن
نود سال پيش در چنين روزي يكي بي هوا مي آد توي خيا بون خفه مي شه
-سي و سه سال پيش در چنين روزي يكي از خيابون رد مي شه مي زارن توي تبصره قبول مي شه
همين پارسال در چنين روزي يكي رو مي زنن از حال مي ره از پذيرايي در مي آد
دو ماه پيش در چنين روزي يكي زنگ مي زنه وزارت كشور و مسوليت زلزله تهران رو قبول مي كنه
سيصدو پنجاه سال پيش يك نفر يه سكه از زير خاك پيدامي كنه ، روش نوشته بوده تاريخ ضرب : 200 سال قبل از ميلاد
 ششصد سال پيش يك نفر مي خواسته زير دريايي آمريكاييها رو غرق كنه ، در ميزنه فرار مي كنه
 دو سال پيش يكي مي خواسته گردو بشكنه ، گردو رو ميگذاره پاش ، با آجر ميزنه تو سرش

 توصيه هايي براي برو وبچه هاي دانشگاه

 1. دفعات اول كه مي خواهيد غذاي دانشگاه را بخوريد زياد به اونايي كه با اشتياق و حرص و ولع غذا مي خورند با تعجب نگاه نكنيد چون اولا انسان همه چيز خواره ثانيا شما هم عادت مي كنيد دفعات اولش سخته.
2. داداش، آبجي، جر بحث نداره كه كباب غذا از دستت افتاد موزاييك سلف شكست خب خسارتش رو بده آدم مسول اعمالي است كه انجام ميده.

 ابو پيام نورستاني

*************************************************************
**********************************

چندآمارجالب

بزرگترين زبان دان جهان كاردينال جيوزپ كاسپار موز كتابدار كتابخانه واتيكان بود كه 60 زبان را به رواني و سهولت تكلم مي كرد قادر بود 114 زبان 72 لهجه مطالب مورد نظر را به دقت ترجمه كند .

بزرگترين نقشه جهان در بلژيك است كه سطح آن به يك هكتار مي رسد

بزرگترين گورستان جهان پر لاشز پاريس است كه دويست سال قبل به وجود آمده است صادق هدايت نويسنده ايراني نيز در اين گورستان مدفون است .

طولاني ترين دوره بيهوشي
در تاريخ پزشكي به دختر 7 ساله اي امريكايي به نام الن اسپوريتو نسبت داده شده است كه وي پس از عمل آپانديس در سال 1320 به حالت اغماء افتاد و تا پانزده سال به هوش نيامد .

در همه جاي دنيا مگس وجود دارد بجز دو قطب شمال و جنوب
تنها حيواني كه نمي تواند شناكند شتر است
برابر مردمي كه دارند روي زمين زندگي مي كنند به زير خاك مدفون است
اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم 97 كيلومتر مي شود.

*************************************************************
**********************************

گزارش دانشجويي

دغدغه هاي دانشجويي

 بدون شك دغدغه ، همزاد انسان است و هيچ فردي را در هيچ مقطعي از زندگي نمي توان يافت كه بدون دغدغه باشد . از كودكي گرفته تاهنگام كهنسالي، ولي دوره اي كه ما مي خواهيم به آن بپردازيم دوران دانشجويي است ، دوراني كه از نظر سني بهترين ايام زندگاني انسان در آن دوران طي مي شود . در ادامه از زبان تعدادي از دانشجويان ، دغدغه هاي آنان را ذكر مي كنيم اميدواريم كه شما نيز قلم به دست گرفته و براي درج در همين صفحه در شماره هاي آينده براي ما ارسال فرمائيد .


كار براي پسران ، ازدواج براي دختران

در ( رياضي)
 اطرافيان فكر مي كنند كه يك عده آدم بي خيال كه فقط دغدغه هاي آنان وارد شدن به دانشگاه بوده است دور هم جمع شده اند و جماعت دانشجو را تشكيل داده اند . اما اصلا اين گونه نيست . دغدغه هاي فكري ما دانشجوها زياد است كه مهمترين آنها براي پسر ها اين است كه اگر درسشان پايان يابد و كار پيدا نكنند با اين سالهايي كه از جواني پشت سر گذاشته اند چگونه برخورد كنند و براي خانمها اينكه با اتمام درسشان ديگر هيچ بهانه اي براي ازدواج كردن ندارند و بايد به اصرار خانواده تن به ازدواج دهند . پايان تحصيل ، آغاز دغدغه فاطمه امير زاده ، ادبيات همه چيز از ورود به دانشگاه آغاز مي شود ، اضطراب امتحان ، نمره ي قبولي ، مشروط شدن ، ازدواج دانشجويي ، كار دانشگاهي و در آخر بيكار ماندن ، اينها دغدغه ي يك دانشجو است . او هميشه مي ترسد كه وقتي از اين چار ديواري ، يعني دانشگاه بيرون برود چه كند ! آيا زنده بماند تا زندگي كند يا زندگي كند تازنده بماند ؟


بيكاري
 ج . ت (شيمي)
دغدغه ي همه ي مردم و بخصوص دانشجويان مسئله بيكاري است و اين باعث مي شود كه يك دانشجو بيشتر از آن كه به تحصيل بپردازد به مشكلاتي كه به سر راه خود مي بيند بيانديشد و همه ي اين مشكلات باعث مي شود كه يك دانشجو به همه چيز فكر كند . غير از امر مقدس ازدواج كه اين هم فسادهايي را در جامعه بوجود مي آورد . تازه اگر به اين هم فكر كند خانواده ها او را مجبور مي كنند كه منصرف شده و به فكر كاريابي بيافتد .

 هيچكس اهل عمل كردن نيست .
 م س . مديريت

 چرا هيچ كس به فكر اينده ي دانشجويان نيست ؟ چرا جواني كه شانزده ، هفده سال از بهترين دوران عمرش را به تحصيل مي پردازد پس از اين مدت هيچ كس به فكر اين قشر از جوانان نيست ؟ چرا مسئولان كشور فقط ياد گرفته اند كه شعار بدهند و هيچكس اهل عمل كردن نيست ؟ آينده ي شغلي ما جوانان تحصيل كرده به هيچ عنوان تامين نيست و از آينده شغلي خود بي خبر هستيم و از امنيت شغلي بعد از فارغ التحصيلي برخوردار نيستيم .

 دوري از اصل خويشتن
 سيد هادي نژاد حسيني
 در اين زمان متفكران ، كارشناسان ، كسبه ي بازار و خلاصه همه از مشكلات جوانان سخن مي رانند و ازدواج ، شغل ، مسكن ، ميدان دادن به جوان ، آرمان گرايي و … را دغدغه هاي جوانان مي دانند و براي حل آن ها به گفته ي خودشان هزار جور برنامه بلند مدت ، كوتاه مدت و ميان مدت ارائه مي دهند . اما اگر كمي دقت كنيم عامل اساسي كه در همه ي دغدغه هاي جوانان وجود دارد ، همان ارتباط جوان با خدا و اميد به او و توكل به اوست . اگر اين مسئله حل شود ديگر مشكلات خود به خود حل مي شوند .


شكوفايي همه ي استعدادها

و ب ( مديريت)
مهمترين دغدغه ي يك دانشجوي آرمانخواه ، فراتر از مسكن و شغل است و آن اين است كه آيا او مي تواند براي جامعه ، مردم كشور و دين خود مفيد باشد و آيا مي تواند همه ي استعدادها و توانايي هاي خود را شكوفا سازد و آن را نثار مردم ، جامعه و ارزش هاي والاي اسلامي نمايد و در آخر آيا همسر خوبي كه او را در اين راه كمك كند ، پيدا مي كند.

*************************************************************
**********************************

مُجَرّدها حَتماً بِخوانيد

غريزه جنسي يكي از غرايزي است كه خداوند در وجود انسان قرارداده است و بايد در زمان مناسب و از طريق صحيح و مشروع به ان پاسخ داد و به ارضاي آن پرداخت تا انسان دچار فشارهاي روحي و رواني و جسمي ناشي از عدم تامين آن نشود و نبايد آن را كاملا سركوب كرد و يا كاملا رهايش كرد . ازدواج راه طبيعي و مشروع ارضاي غريزه جنسي است و با فراهم كردن امكانات و شرايط لازم بايد سعي كرد به آن پاسخي صحيح داد . گرچه مشكلات گوناگون جامعه مانع ازدواج به موقع جوانان مي شود ، در عين حال با كاهش سطح توقعات و انتظارات ، به تاخير انداختن مراسم عروسي در دوران نامزدي و عقد و بعضي تدابير ديگر ، مي توان از مشكلات مالي و اقتصادي كه فراروي بسياري از جوانان مي باشد ، نجات يافت . خداوند در قرآن مي فرمايد : كساني كه تنگ دست مي باشند ، دلهره ي فقر و عدم امكانات مادي نداشته باشند كه از ناحيه فضل و رحمت خاص خداوندي در امر ازدواج كمك خواهد شد . وعده ي خداوند قطعي است و كسي نبايد به آن بدبين باشد .

پيامبر اكرم ( ص ) مي فرمايد : اگر كسي به اين مطلب اعتقاد نداشته باشد ، به خداوند سو ء ظن دارد و اين ظلم و گناه بزرگي است .

 براي ازدواج از خداوند كمك بخواهيد و دعا كنيد هم اسباب مادي ازدواجتان فراهم شود و هم همسري قانع و شايسته كه بتواند در مشكلات مادي نيز شما را ياري كند ، به شما عطا نمايد و اين از فضل و رحمت خداوند به دور نيست ، بلكه بسيار سهل و آسان است .

كسي كه به عللي نمي تواند ازدواج كند يا بايد از طريق مشروعي نياز خود را موقتا بر طرف كند و يا مانند همه جوانان پاك ديگر ، از راههاي ممكن ، آتش شهوت و جوشش غريزه ي جنسي را در خود كم كند و با نفس خويش مبارزه كند و تا آنجا كه ممكن است كاري كند كه قواي شهواني در او تحريك نشود .

براي اين كار از راههاي زير كمك بگيريد :

 1- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد .
2- افكار جنسي را به ذهن خود راه ندهيد و از ترسيم صحنه هاي محرك در ذهن و فكر كردن درباره ي آن پرهيز كنيد .

3- هر روز براي تخليه انرژي جسماني ، مقداري ورزش كنيد .

4- در خوردن غذاهاي تحريك كننده و انرژي زا ، مثل فلفل ، خرما ، پياز ، تخم مرغ و … به حداقل لازم اكتفا كنيد . 5- لباسهاي جسبيده به بدن و تحريك كننده نپوشيد .

6- از اشتغال به اموري كه مستلزم برخورد با نامحرم است دوري كنيد .

7- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد نه صميمانه .

8- به هنگام خواب سعي كنيد شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد .

9- قبل از خواب ، مثانه خود را تخليه كنيد .

10- از نوشيدن افراطي آب و مايعات بخصوص در شبها پرهيز نماييد .

11- هرگز وقت خالي براي خود باقي نگذاريد تا افكار جنسي به ذهنتان هجوم نياورد ، زيرا شيطان براي اوقات بيكاري و برنامه ريزي نشده ، برنامه ريزي مي كند .

12- در انتخاب دوستان و هم اتاقي هاي خود دقت كافي به عمل آوريد ، دوستاني را انتخاب كنيد كه قابل اعتماد ، دلسوز ، متدين ، پاي بند به احكام و اخلاق اسلامي ، اهل نماز ، مسجد و جماعت ، مطالعه و با اراده باشند .

13- روزه مستحبي بگيريد و اگر ميسر نشد روزه اخلاقي بگيريد يعني تعداد وعده ها و مقدار غذاي خود را بتدريج كاهش دهيد تا به ميزان ضرورت متوقف شود .

14- از تماشاي رفتار تحريك كننده ديگران و نگاه كردن به اندام ديگران و جنس مخالف خود داري كنيد .


امام صادق ( ع ) فرموده اند : نگاه تيري از تير هاي شيطان است و چه بسا نگاهي ، اندوه هاي زيادي در برداشته باشد .

دوست عزيز ! مسلما حفظ ايمان و ارزشهاي آن در محيط نامساعد ، بسي دشوار است ولي در مقابل ، ارزش افزونتري دارد . حفظ ارزش ها در محيط مناسب ، آرام و بدون مشكل هنر نيست ، هنر آن است كه در تند باد ضد ارزش ها و در تنگناها و سختي ها ، ارزش ها را حفظ كرده ، پاي بند آن بود و هرگز به بي بند و باري و افسار گسيختگي و آلودگي به گناه رضايت نداد كه زيان آن به مراتب خسارت بارتر و ويران گرتر از كنترل غريزه است.

*************************************************************
**********************************



آفتاب كاغذي

نگاهي به معضل رشوه و رشوه گيري در موسسات دولتي

 حتما تا به حال به يكي از موسسات دولتي براي برطرف كردن مشكلات خود مراجعه نموده ايد و با افراد و مسولين مختلفي نيز روبرو شده ايد آيا تا به حال به رفتار وحالات اين افراد يا به عبارت بهتر كاركنان و كارمندان اين نهادها و موسسات توجه نموده ايد به راستي نحوه آنها با شما چگونه بوده است محترمانه و با ادب و در حد يك فرد محترم و يا نه به طور بي توجه و بي ادبانه شما مراجعه كننده محترم كه به عنوان يك ارباب رجوع باشيد چه برداشتي در اين حالت داشته ايد امروزه با وجود تلاشهاي فراوان براي تسريع در انجام كارها واجراي طرحهاي مختلف از سوي دولت درجهت تكريم ارباب رجوع متاسفانه برخي از بدعتها و عادات زشت و نكوهيده هنوز به قوت خود باقي هستند و گوئي قصد رخت بر بستن از ميان ادارات دولتي كشورمان را ندارند وقتي كه ما با اظهارنظرهاي مكرروممتدمراجعه كنندگان به اين مراكزدر مورد رفتارهاي نسنجيده مسولين بخشهاي مختلف ادارات مواجه ميشويم و يا وقتي كه درصندوقهاي انتقادات و پيشنهادات و شكايات مردمي با خيل عظيمي از اعترافات برخورد مي كنيم به خوبي متوجه اين امر مي شويم كه جايي از كار ما ايراددارد وبايستي براي برطرف نمودن اين مشكل حركتي كارشناسانه راآغاز كنيم يكي از معظلات و مشكلات عمل رشوه گيري يا به عبارت ديگردريافت پول يا هر شي اضافه براي انجام امورقانوني مي باشد

اگربخواهيم به اصل و ريشه اين عمل كه به اعتقاد اكثرافرادجامعه چه افراد جامعه چه افراد صاحب نظرو چه مردم عادي عمل غير قانوني ميباشد توجه كنيم به چند نكته قابل توجه خواهيم رسيد

 1.اين عمل در اثر عدم نظارت كافي از سوي مديران عالي يا مياني انجام ميگيرد عمل نظارت و كنترل يكي از وظايف مديران درهرنهادي مي باشد در اثرضعف در اجراي اين وظيفه كاركنان اين موسسات با اطمينان از نبرد اهرمهاي فشاربراي اجراي دقيق و صحيح وظايف خود به فكرسوءاستفاده از فرصت به وجود آمده مي باشند و با اتلاف وقت و هزينه كارهاي معمولي را به شكل يك محبت از سوي خود جلوه ي مي دهند و ارباب رجوع بيچاره را مجبوربه پرداخت هزينه هاي اضافي مي نمايند

 2. در برخي ازسازمانها محدوده فعاليت براي كاركنان تعريف نشده و اين عمل باعث مي شود كه افراد با آگاهي به اين امر هر عملي را از سوي خود به عنوان عملي بالاتر از حد وظايف خود نشان دهند و به قولي از اين آشفته بازار نهايت استفاده را بنمايند

 3.دراكثر موارد فرد مراجعه كننده يا همان ارباب رجوع از مراحل قانوني كارها بي خبر است ووقتي كه مشكلش در زمان كوتاهي حل مي شود بي از خبر از موضوع در دام كارمند طمعكار افتاده و ...

4.دربرخي از موارد نيز وجود روابط غير رسمي و دوستانه در داخل ادارات كار دست مديران و افراد مراجعه كننده مي دهد در ميان بسياري از كارمندان آنقدر روابط قوي و پايداري برقراراست كه اگريكي از آنها اقدام به عمل رشوه گيري نمايند اين روابط صميمي باعث مي شود كه فرد دومي با تعصبي شديداقدام به پنهانكاري و عدم گزارش اين عمل كند

 5. عامل مهم ديگري نيز كه باعث رواج و شيوع اين بيماري مهلك مي شود وضع رفاهي نامناسب كارمندان و حقوق بگيران اكثر ادارات در جامعه ما مي باشد اگر به هرم نيازهاي پنجگانه آبراهام م مازلو نگاه دقيقي بكنيم به اولين نيازي كه با آن مواجه ميشويم نيازهاي اوليه يا زيستي هستند كه به عبارت ديگر به نيازهاي رفاهي و انساني نيز معروف هستند كه اگر افراد در بر آورده نمودن آنها موفق نشوند در بر آورده كردن ديگر نيازها نيز عاجز مانده و اقدام به تامين آنها از راههاي غير قانوني خواهند كرد كه يكي از آنهادريافت رشوه مي باشد

 براي رشوه نامهاي ديگري نيز انتخاب كرده اند كه از آن جمله مي باشند هديه حلال مشكلات پول زيرميزي چترنجات بندپ و....

 اميد است كه با بهبود وضع معيشتي كارمندان وهم چنين وضع قوانين سخت گيرانه تر شاهد حل اين معظل ديرينه و واقعا دردناك در جامعه اسلامي مان باشيم.

*************************************************************
**********************************

حجاب

يكي از امتيازات بشر نسبت به حيوانات داشتن پوشش است تمام كساني كه تصورات زندگي بشر را مورد ارزيابي قرار داده اند اعتراف كرده اند كه برهنگي يا نيمه برهنگي از مختصات انسانهاي وحشي و غير متمدن بوده و آنها خاطر نشان ساخته اند كه سير تكاملي تمدن بشري با تكامل پوشش همراه بوده براستي اگر برهنگي نشانه تمدن است پس بايد گفت كه حيوانات و اقوام وحشي از زنان قرن بيست و يكم متمدن ترند؟ مي بايست فرهنگ برهنگي عصر حاضر را كه بازگشت به زندگي حيوانات و اقوام بدوي وحشي مي باشد جاهليت دوباره بشر و ارتجاع دوباره او ناميد علاوه بر ثبت وجود فرهنگ حجاب در ميان ملل مختلف جهان لباس ملي كشو كشورها بهترين نشانه بر رعايت حجاب در ملل جهان دارد حتي اگر اين مطلب در كتب تاريخي ثبت نگرديده بود دقت در لباس ملي كشورهاي جهان به نحوي اثبات مي كرد كه حجاب در ميان ملل جهان وجود داشته و از ابتكارات اسلام يا مختص به كشورها بهترين نشانه بر رعايت حجاب در ملل جهان دارد حتي اگر اين مطلب در كتب تاريخي ثبت نگرديده بود دقت در لباس ملي كشورهاي جهان بنحوي اثبات مي كردكه حجاب در ميان ملل جهان وجود داشته و از ابتكارات اسلام يا مختص به چند كشورهاي خاص نيست بطور كلي اشيائي كه در همه جا يافت مي شود و دسترسي به آن آسانتر صورت مي گيرد از ارزش كمتري برخوردار است از طرفي بشر همواره اشياء وتميميت خود را از دسترس ديگران دور نگاهداشته و به شيوه اي خاص از آن مراقبت نموده است به طور مثال براي طلا و جواهرات گاو صندوق هاي مستحكمي به وجود آوردند كه بدين وسيله آن حفاظت مينمايد اسلام كه زن را گوهر گرانبهايي هستي و داراي شخصيت كامل انساني ميداند و داراي شخصيت كامل انساني ميداند حجاب را همچون صدف بهترين وسيله براي حفظ و ثبات آن شخصيت معرفي كرده است آنان كه زن را تشويق به آرايش و تزيين و نمايش زيبا ئيهاي جسمي خود مي نمايد در حقيقت زن را فاقد شخصيت و روح انساني مي شمارند كه مي بايست با تزيين و نمايش زيبايهاي جسمي قرلت اجتماعي مناسب خويش را بدست آورد تجربه نيز اين مطلب را ثابت كرده است قبل از ظهور اسلام نه تنها زنان ارزشي نداشته اند بلكه داشتن يك دختر ننگ به حساب مي آمد در چنين جامعه اي بي حجابي كه علامت آن بي ارزشي بود روج داشت اسلام تمام زن را بالا برد و شخصيت او را مورد تكريم قرار داد و با آوردن قانون حجاب حفظ و دوام اين شخصيت را براي هميشه بيمه كرد اسلام نه تنها زن را يك انسان كامل مي داند بلكه احترام به او را ملاك كرامت انساني معرفي مي كند (ما اكرم النساء انما الكريم و ما اها نهن انما الئيم ) هرگز زنان را گرامي نمي دارند مگر كريمان با كرامت و به آنان اهانت نمي كنند ئيمان بي ارزش امروزه با رواج بي حجابي شخصيت انساني زن به فراموشي سپرده شده و تنها به زيباييهاي جسمي او توجه مي شود در استخدام او بيشتر از صلاحيتهاي تخصصي زيبائي جسمش مورد دقت قرار مي گيرد چاپ تصوير برهنه او به منظور تبليغ بر روي بي ارزشترين اجناس امري عادي شده زن از نظر آنان موجودي است با هويت جنسي نه داراي شخصيت انساني بدين صورت ارزش زن را تا حد يك كالاي لوكس نظير اجناس ديگر تنزل داده اند و با اين نگرش توهين آميز به زن است كه هر ساله با جاروجنجال فراواني انتخاب (ملكه زيبائي) صورت مي پذيرد اگر زن داراي حجاب باشد همه مثل هم مي شوند امتيازات ظاهري و زيبايي هاي جسمي ذيور و مقام محو مي گردد آنگاه ذهن ها متوجه ارزش هاي واقغي نظير علم ادب هنر و اخلاق ميشود و در تحصيل آنها كوشا مي گردد و در نتيجه استعدادها شكوفا و جامعه راه ترقي و پيشرفت را سرعت طي خواهد نمود آري از آن جهت كه حجاب احيا گر ارزش هاي معنوي است اسلام پوشش از بيگانه را ملاك برتري زن معرفي كرده است پيامبر (ص) مي فرمايد بهترين زنان شما زنان با عفت هستند كه تنها براي شوهر انشان خود را مي آرايند و در مقابل بيگانه كاملا پوشيده اند و در حديث ديگر مي فرمايد آيابدترين زنان را به شما معرفي كنم ؟ بدترين زنان شما زناني هستند كه در برابر بيگانه آراسته اند ولي ترد شوهر پوشيده اند اصولاارتباط كمتر و دوري از شيء مطلوب جذابيت آن را بيشتر مي كند مثلي معروف كه مي گويد دوري و دوستي بنابراين پوشش زن جذابيت او را در نظر جنس مخالف بيشتر كرده و تلاش و پي گيريش را براي وصال فزوني خواهد بخشيد شكوفائي ذوق هاي ادبي نگارش داستانهائي نظير ليلي و مجنون و فرهاد و شيرين و .... همه در سايه حجاب زن و مهجوري مرد تحقق يافته است پس حتي اگر زنان خواهان تحكيم موقعيت و افزايش محبوبيت خويشند بايد آن را در پناه حجاب بدست آورند زن امروزي با بي حجابي از جذابيت خود كاسته هيچگاه در عصر حاضر چنين اثرات ادبي به وجود نخواهد آورد و چنين كشتن و جاذبه هائي تحقق نخواهد يافت امام صادق مي فرمايد حجاب براي طراوت و زيبائي زن مفيدتر مي باشد خانم ليدي دانشمند انگليسي مي گويد اگر بگويم زن هاي اسلامي از زن هاي اروپا بيشتر آزادند گزاف نگفته ايم زيرا زن مسلمان فهميده يگانه زني است كه به معني حقيقي آزادي پي برده و مي داند آزادي يعني چه ولي امروزه اروپائيان با افراط در اين آزادي دچار سيه روزي شده اند همان طور كه حرص و آز براي تحصيل ثروت بيماري زاست حرص و آز در بهره برداريهاي جنسي نيز بيماري محسوب مي گردد و بيماري زاست بي ترديد اگر زنان متين و موتر باشند و با پوشش مناسب ظاهر شوند و تحريكي صورت نگيرد همرانشان و ديگر افراد جامعه از آرامش رواني برخوردار خواهند بود زيرا مردان نيز دائما با نگاههاي هوس آلود ديگران به زن و دختران خود مواجه هستند كه مانند نيشي زهر آگين آنان را مورد آزار و اذيت قرار مي دهند ومتاسفانه در بسياري از موارد نمي توانند به آن اعترض كنند در برخي از موارد مجبورند علي رغم فطرت انساني و اعتقادات مذهبي خود و يا سكوت كرده و بدين وسيله آن تائيد كندو يا خود نسبت به تهيه آن لباس ها و كفش هاي مبتذل كه توجه ديگران را جلب مي كند اقدام نمايند و با دست خود عامل بيماري رواني خود را فراهم سازند دست تدبير آفرينش عفت و حيا را در نهاد زن فطري ساخت بنابراين ايفاي همه مسوليت هاي زن متوقف بر حفظ اين امر فطري است به همين جهت خداوند حجاب را واجب نمود تا اين امر دروني با حفاظ بيروني محفوظ گردد و زن براي انجام وظايف طبيعي و اجتماعي خود مهيا شود آري خداوند مي خواهد اين موجود لطيف را با حجاب ببيند واو را با اين پوشش دوست دارد چه زيباست پيوند ميان خدا و بنده اش به همين حهت آنگاه كه زن در پيشگاه معبودش حاضر مي گردد و به نماز مي ايستد تا با خدايش سخن بگويد مي بايست حجاب را به طور كامل رعايت نمايد تا نماز و نيايشش صحيح و مقبول خداوند قرار گيرد حجاب پرچم اسلام است و زنان پرچمداران آن حجاب تعظيم شعائر اسلامي است و هر كس شعائر خداوند را تعظيم كند اين امر نشانه پاكي قلب و تقواي دروني است بنابراين حجاب بهترين و تنها لباس حضور نزد پروردگار است

به اميد يك جامعه سالم و آرام و به دور از تمامي مفاسد اخلاقي

*************************************************************
**********************************

.آيينه دوست عزيز

 كيست كه دوست نداشته باشد كه خواستني و محبوب ديگران باشد ؟ شايد برخي نمي خواهند محبوب همگان باشند . ولي همه دوست دارند كه محبوب برخي باشند ، اما چگونه ؟

با ده گام مي توان خواستني بود و با ده گام مي شود نا خواستني بود ، تا شما كدام را بپسنديد !

خواستني بودن :
مثبت نگر باش و عينك خوش بيني بزن .
خواستني نبودن : لباس تكبر و عجب بر تن كن و خود را از همه برتر دان !
 
خواستني بودن :
همدرد و همدل ديگران باش و به زبان و عمل آن را ابراز كن ولي صداقت فداي تظاهر و چاپلوسي نگردد .
خواستني نبودن : از عيب خود در گذر ، به عيب ديگران مشغول باش و خورده از اطرافيان را فراموش مكن !

خواستني بودن : گذشت ، ايثار و بخشش را زمينه ي تمام ارتباطهاي خود كن .
خواستني نبودن : بهداشت فردي را به كناري نه و بر خلاف آن عمل كن !

خواستني بودن : تواضع را فراموش نكن و خوبيهاي ديگران را هم ببين .
خواستني نبودن : در غيبت و حضور ، بد گويي ديگران را بزبان داشته باش !

خواستني بودن : پيش در آمد برخورد خويش را گشاده رويي و چهره ي خندان قرار بده .
خواستني نبودن : از شوخي هاي جسورانه و نامودبانه و مكرر كوتاهي مكن !

خواستني بودن : هر آنچه دوست داري ، در كيسه دوستان بريز .
خواستني نبودن : حيثيت و اعتبار ديگران را وقعي نگذار ، غيبت نماي و سخن چيني مه پاره ساز !

 خواستني بودن : براي همگان نافع باش و هميشه اين نفع رساني را بي منت استمرار بخش .
خواستني نبودن : پر توقع و شكوه گو باش و زبان به گلايه از ديگران بگشاي !

خواستني بودن : به آداب و رسوم و سنن پسنديده مردم پاينده باش .
خواستني نبودن : از حرف خود ولو به ناحق نگذر !

خواستني بودن :به عهده خود وفا كن و از بي وفايي ها در گذر .
خواستني نبودن : در همه چيز افراط كن و اگر نتوانستي تفريط كن !

خواستني بودن : به سلامت جسم و طهارت قلب و روشنائي فكر و انديشه ي خويش ارج بگذار .
خواستني نبودن : لذت فضولي در كار ديگران را از خود دريغ نكن !0

*************************************************************
**********************************

 

نهضت نرم افزاري و سه پرسش اساسي

توليد دانش ونظريه ،مقوله اي است كه بايد از بد نه نخبگان فرهنگي جامعه به ظهور برسد وتايع مقررات وقانون نيست .
در همه فرهنگ ها و تمدن ها آن گاه كه دانش توليد شده، نظريه ها پرورده و به نها دهاي اجتماعي تبديل شده، نقش نسل جوان و نخبگان نوپا و گرايش هاي جديد به يك فرهنگ، كاملا هويد است

در اين نوشتار به دو مساله مي پردازيم :

1. كاري كه بايد حوزه هاي علميه و دانشگاه در زمينه توليد نظريه داشته باشند ، كه اين فرايند جز با همت نسل جوان و نو پا و پر انگيزه حوزه و دا نشگاه ميسر نيست.

2. طرح جنبش نرم افزاري يا نهضت توليد دانش ، آن هم در اين زمان خاص.


نكته اول : نرم افزار چيست و چرا سخن از نهضت و جنبش در اين باب گفته مي شود واساسا چرا الان چنين بحثي مطرح مي شود ؟ در يك كلام، نرم افزار در اين تعريف از سنخ اطلاعات و داده ها ست. سخن از نهضت نرم افزاري يعني يك جنبش، يك خيزش در عرصه توليد مطبوعات . اما چه اطلاعاتي ؟

 سه ويژگي براي اطلاعات شمرده مي شود كه مشخص كننده نرم افزار در جنبش نرم افزاري است:

1.اطلاعاتي كه داراي هماهنگي دروني باشد.
 2.نرم افزار بايد داراي منطقي قابل تفاهم با نخبگان باشد.
3. داراي يك كاركرد مشخص باشد .

 منظور از كاركرد لزوما كاربرد عيني نيست ، يك نظريه ممكن است براي حل يك معضل فكري ، يا بازسازي يك جهان بيني باشد، ولي بايد دقيقا روشن باشد كه اين نظريه براي بازسازي چه فكري چه قشري و براي حل جه معضل فكري طراحي و توليد شده است . بنابراين اگر كسي در سطح حوزه و دانشگاه، نظريه اي را ارايه دهد بدون اينكه مبنايي داشته باشد، اصلا اطلاق نرم افزار بر آن درست نيست .

 نكته دوم : آيا توليد نرم افزار و دانش مقوله اي است جنبش پذير يا كار نخبگان در حوزه هاي آكادميك است و اساسا چرا الان مطرح مي شود؟ مگر شرايط اجتماعي و علمي ما چگو نه است كه امروز مي گوييم، جنبش نرم افزاري و ده سال پيش سخني از اين مقو له نبود؟

فرهنگ شناسان و تمدن نگاران مي گويند كه تمدن ها ، كالبد و شكل فيزيكي و عيني فرهنگ ها هستند ، عناصر تمدني نهادهاي سياسي، نهادهاي اقتصادي، آموزش، هنر، تكنولوژي، ادبيات و ... زاييده فرهنگ هستند. يعني اگر در جامعه اي فرهنگ شكل نگيرد ، تمدني ايجاد نمي شود و براي شكل گيري يك فرهنگ ، پيشاپيش به انديشه ، مكتب و ايد ئولوژي نياز است . ايدئولوژي ها و مكتب ها فرهنگ را مي سازد ، يعني در بستر اجتماعي، در لايه هاي گسترده اي از آداب و مناسبات اجتماعي ، خودشان را به صورت ارتكازي و عملي جا مي اندازد.

البته خيلي از فرهنگ ها هستند كه تمدن سازي نمي كنند، يعني اين ايدئولوژي و فرهنگ به علل گوناگون از جمله فرصت هاي تاريخي، قابليت ساختن نهاد اقتصادي، سياسي و آموزشي را ندارد. مورخان فرهنگ و تمدن جمله مشهوري دارند اينكه:(در پشت تمدن هاي بزرگ تاريخي،يك دين نهفته است) وما هر چه تمدن ها را جستجو كنيم، مي بينيم اين تمدن ها بدون ظهور يك دين تحقق پيدا نمي كنند

. اين نكته ريشه در ماهيت دين دارد . تفاوت اديان با مكاتب فلسفي وايدئولوژي هاي انتزاعي در اينست كه مكاتب فلسفي و ايدئولوژي هاي انتزاعي، قدرت فرهنگ سازي ندارند . نخبگان را به خو دشان جلب مي كنند اما در حوزه مناسبات احتماعي نفوذ نمي كنند . پس مكتبي كه نتواند فرهنگ ساز باشد ، نمي تواند فرهنگ را به تمدن تبديل كند و كالبد عيني و فيز يكي به آن بدهد ، اما ماهيت دين و پيام و حياني، اين است كه مي تواند از حوزه نظر به حوزه فرهنگ عمومي و از حوزه فرهنگ عمومي به نهادهاي تمدني سرايت پيدا كند . اسلام در طول دو دهه(به رغم غريبي و بيگانگي)، فرهنگ ساخت و اين فرهنگ را به مدينه تبديل كرد ، چرا كه ويژگي هاي فرهنگ و تمدن سازي را دارا است . پيام هاي اسلام با عقلا نيت بشر هماهنگ و همسوست، بين مؤلفه هاي مفهو مي آن سازگاري دروني وجود دارد و بسيار قابل فهم است. از طرفي ، فاصله ميان پيام هاي اسلام و محيط عمل ، فاصله بسيار كوتاهي است ، مثلا توحيد خودش را در بستر عيني عدالت و توحيد عملي تعر‎يف مي كند و مي تواند مناسبات اجتماعي را شكل دهد. ا نگاهي به تاريخ فرهنگ ها و به ويژه فرهنگ اسلام، جايگاه تاريخي ما مشخص تر مي شود.فرهنگ اسلامي در دوره هاي مختلف(دوران اموي ،عباسي، صفوي و...) تبديل به تمدن شده است ، اما چراجنبش و نهضت نرم افزاري آن الان مطرح ميشود. در دوران معاصر، ما با يك بحران فرهنگي و تمدني در جهان اسلام روبرو هستيم. اين بحران فرهنگي كه به بنيا دهاي هويت فرهنگي ما حمله مي كند ، (فرهنگ مد‎رن) است كه بر اساس سكولاريسم و انسانگرايي واومانيزم فرهنگ مي سازد و آن را تبديل به تمدن مي كند. جهان سازي و جهاني گرائي در بنيادهاي تفكر سكولار مد رن، وجود دارد و با ورود اين فرهنگ به جامعه اسلامي ، جامعه دچار چند پارگي فرهنگي و هويتي مي‎شود. فرهنگ مد‎رن، اقشار و نخبگان را به خودش جلب مي كند و مفهومي جديد از تو سعه اجتماعي ارايه مي دهد، نسبت جديدي ميان انسان و طبيعت، انسان و خدا تعريف مي كند و براي همه اركان حيات اسلامي برنامه مي دهد. فرهنگ مد‎رن غرب از حوزه عمومي به حوزه خصوصي مي آيد و مظاهر آن در خصوصي ترين لايه هاي حيات انساني دخالت مي كند و هيچ ساحتي را برون از فرهنگ سكولار نمي بيند. نتيجه اين بحران هويتي اين است كه نسل نخبگان حامعه اسلامي يا در فرهنگ مدرن استحاله ميشوند ويابه انزوا و ترديد مي افتند جنبش هاي معاصر نظير مشروطه ، نهضت ملي شدن نفت، انقلاب اسلامي وا كنش هايي در مقابل اين بحران هويتي است. انقلاب اسلامي ايران تنها نهضتي در دوران معاصر است كه از نخبگان به توده هاي مردم نفوذ مي كند، فرايند تبديل ايدئولوژي به فرهنگ در دو دهه اول انقلاب شكل مي گيرد و نتيجه آن يك ايدئولوژي و تعريف جد‎يد از اسلام و تفكر شيعي در بستر اجتماعي است لذا حكومت ديني و اينكه دين مي تواند در عر صه اجتماعي نهاد سازي كند و به فر هنگ منجر شود اتفاق افتاده است اما اين تبديل كافي نيست. انقلاب اسلامي زماني مي‎تواند هويت سازي كرده و در مقابل نفوذ فرهنگ مد‎رن مادي سد ايجاد كند و تعر يف جد يدي از اسلام و هويت اسلامي ارائه دهد كه اين فرهنگ تبديل به تمدن بشود. هدف انقلاب اسلامي از استقلال ، آزادي، جمهوري اسلامي در تفكر امام راحل ايجاد يك تمدن نوين است قرار است تمدني بر پايه هاي ارزش انساني و د يني شكل بگيرد كه بتواند در مقابل هويت سكولار تمدن غرب ايستادگي كند و حيات بشر سامان دهد
بنابراين پاسخ به سوال مذكور اين است كه ما در يك نقطه عطف تاريخي در انتقال به تمدن اسلامي هستيم و اينجاست كه ذهنيت نخبگان بايد به سمت ايجاد اين تمدن متوجه مي شود تمدني كه نقطه آغازش نظريه ها و دانشهاست؛ نقطه آغازش فلسفه هاي نظري و عملي است
جنبش نرم افزاري و توليد دانش و نظريه مدعي است كه بايد يك خيزش جديد، يك فرا خوان عمومي در نسل آماده و آشنا به فرهنگ انقلاب آغاز بشود رسالتـي كـه حوزه و دانشگاه بر عهده دارد تا اين خيزش اتفاق بيفتد ويژگي جنبش و خيزش اين است كه نبايد در لايه نخبگان و اساتيد حوزه و دانشگاه بماند بلكه بايد در سطح بدنه حوزه و دانشگاه مطرح شود و اين امر زماني رخ ميدهد كه به تعبير رهبر انقلاب انديشه ورزي عادت نخبگان شود. براي رسيدن به توليد اين دانش انتظاراتي وجود دارد كه بخشي از آن بر مي گردد به حوزه مد يريت فرهنگي در حوزه و دانشگاه . انصاف اينست كه ما در حوزه و دانشگاه با يك بحران مديريت پژوهش و دانش مواجهيم و بخش ديگر انتظا رات به متن نظريه پردازي باز ميگردد يعني ما براي توليد دانش در زمان حال چه كار بايد بكنيم؟

دانش هاي تمدن ساز داراي سه لايه عمده هستند يعني در هر يك از علوم و دانش ها با سه لايه معرفتي روبرو هستيم

 لايه اول كه روئي ترين لايه دانش است گزاره هاي علمي است.
لايه دوم، نظر يه ها قرار دارند، يعني هر گزاره اي در پشت خود يك يا چند نظريه دارد.
 لايه سوم، چارچوب ها و پاراد يم ها هستند

وقتي سخن از نرم افزار مي كنيم تو جه داريم كه اين علم از سه لايه مختلف تشكيل شده است.
وضعيت فرهنگي و توليد دانش در جامعه ايران محدود به گردش در حوزه گزاره هاست ‌. هم در حوزه و هم در دانشگاه، علوم انساني در طول سه چهار دهه گذشته در دانشگاه از ساحت گزاره ها به ساحت نظريه ها نفوذ نكرده آيا در حوزه علوم سياسي و جا معه شناسي ما يك نظريه توليد كرده ايم كه قابل رقابت با يك نظريه جامعه شناسي يا سياسي دانشمندان غربي باشد؟

در فقه و ديگر علوم نيز وضع بر همين منوال است . پس از مر حوم شيخ انصاري ( كه به نظر ميرسد در مكاتب نظر يه جد يدي را در باب معاملات طرح نموده)نظريه جديدي توليد نكرديم و متاسفانه گزاره ها و تطبيقات فراوان است اما در حوزه نظريه ها خبري نيست اولين چيزي كه پيشنهاد مي‎شود اين است كه ما در حوزه و دانشگاه گزاره ها و توليد گزاره اي را به توليد نظريه تبديل كنيم و اين ممكن نيست مگر اينكه در يك فضاي آزاد و در يك گفتگوي فعال، صاحبان اين تخصص ها به ميدان بيايند و يا كشانده شوند و با بحث روي گزاره هاي تكراري نظريه هايي كه در درون اين گزاره ها و پشت اين نظر يه ها ست را ظاهر كنند و آنها را به بحث بكشند تنها در اين صورت مي توان به مباحث توليد نظريه رسيد

گام اول : توجه نخبگان و جامعه علمي به ساحت نظريه ها يعني بررسي وضعيت نظريه ها از دريچه سازگاري دروني
گام دوم: وقتي سازگاري دروني پيش بيايد تحليل شود كه آيا اين نظريه قابليت تفاهم عقلاني با نخبگان ايراني و اسلامي اين سرزمين را دارد يا خير ؟ پس نظريه بايد بر بنيادهايي بنا شده باشد كه امكان تفاهم عقلاني را ايجاد كند.
گام سوم : سؤال از كارآمدي نظريه هاست مثلا از متخصص علوم سياست پرسيده ‎شود كه دهها نظريه سياسي كه در دانشگاه تدريس مي شود و روزنامه ها و مجلات را پر مي كند، از آنها ،وقتي در ساحت اجرا مي آيند آيا نسبتي با مردم اين جامعه دارند ؟ آيا ارتباطي با فرهنگ و آرمان هاي اين جامعه دارند؟

نتيجه:
بنابراين به نظر مي رسد اين سه پرسش اساسي مي تواند نخبگان دانشگاه و حوزه علميه ما را به يك تامل جديد و آغاز رو يكرد تازه به توليد اند يشه برساند و اگر سطح توليد انديشه باب شود گام بعدي اين است كه نشان دهيم اين نظريات پاراديم دارد و كارآمد هستند

*************************************************************
**********************************

 

آذربايجان

مسجد داش آغليان خوي

 اين مسجد از مساجد كهن و منحصر به فرد شهرستان خوي است ، كه در كوچه ي امين ديوان و در امتداد كوچه ي تلگراف قراردارد و از مساجد آباد و داير اين شهر به شمار مي رود . درب اصلي مسجد به حياط كه در قسمت شمال مسجد قرار دارد ، باز مي شود . حياط داراي دو درب مي باشد ، دربي تقريبا بزرگ كه به كوچه‎ي يامين ديوان و در امتداد كوچه ي تلگراف باز مي شود . معمار ساختمان مسجد ، كليه ذوق و هنر خود را در طاق نما و تزئين با آجرها ، در پايه ها و هلال درب بيروني انجام داده و در بالاي اين درب ، لوحه اي تقريبا در 60 در 90 سانتي متر مشاهده مي شود ، با نوشته هايي در چهار ستون ، كه به سبب زدگي سنگ خوانده نمي شود . دربي ، به بن بست داش آغليان كه در سمت شمالي مسجد وجود دارد ، باز مي شود ، در مورد بنا ي اوليه و نام اين مسجد آقاي حاج اسمعيل واعظي يكي از هيات امناي آن چنين مي گويد : طبق اظهار نظر ريش سفيدان آن زمان ، گويا محل فعلي مسجد ، حياط مسكوني سيدي بوده ، وي در شب عاشوراي يكي از سالها ، در خواب چند نفر خانم سيهپوش را در حياط و دور سنگ مي بيند ، كه در حال عزاداري هستند ، از خواب مي پرد ، به سوي حياط كشيده مي شود ، سنگ را مشاهده مي كند كه قطرات اشكش سرا زير است ، فرداي آن شب خوابش را با عالمي در ميان مي گذارد ، وي اظهار مي دارد كه خواب تو روياي صادقانه است ، سپس با موافقت سيد منزل وي مبدل به يك زاويه براي مسجد ، جهت زمستان و يك ايوان جهت تابستان مي شود و سنگ مزبور را به سبب گريه اش در روز عاشورا كه بعضي از ريش سفيدان نيز گريه كردن آن را حكايت مي كنند ، در مسجد مي گذراند و اسم مسجد نيز داش آغليان مي شود و در رواق ايوان مسجد دو بيت شعر در اين مورد نوشته شده

طرفه رواقيست به فضل كريم
گريه ي سنگش به حسين شهيد

سايه فكن بر سر عرش عظيم
آيت قرب است به عدل حكيم

زهرا رضايي

*************************************************************
**********************************


 

معرفي شعراي تركي زبان

حيران خانم

در ميان شاعران آذربايجان شاعره هاي ترك زبان زيادي داريم كه نام آنها را زياد نشنيده ايم در اين ميان »حيران« شاعرهءبزرگ آذربايجان كه در اواخر قرن 19 ميلادي مي زيسته درشهرهاي تبريز و خوي به خلق آثاري بديع و زيبا همت گماشته است كه به حق استاد سخن زنان آذربايجان است ودر مقام انصاف تا به امروز كمتر كسي به پاي او رسيده است.حيران خانم از تيرهءكنگرلو طايفه بزرگ دنبلي هاي آذربايجان است.طايفه او منشا خدمات بزرگي در اذر بايجان و به ويژه در خوي بوده اند.به طورري كه يكي از اجداد او به نام امير يحيي هزار و دويست خانقاه وتكيه در آذر بايجان و شام بنا نهاده و باز بنا به اسناد تاريخي در زمان فرمانروايي دنبلي ها در خوي اين شهر به اوج شكوفايي وپيشرفت خود رسيده بود .متاسفانه ما اطلاعات زيادي ازاين شاعره بزرگ در دست نداريم .دكتر محمد امين رياحي دراين باره مي نويسد:«سنت شرقي پرده نشيني زنان كه از ذكر وضع وحال آنان در كتابها پرهيز شده است ،سبب گرديده كه اطلاع صحيحي در باره او›حيران‹در دست نباشد و آنچه بعد ها نوشته اند باهم متناقض است.«حيران خانم خويي با تسلط عجيبي كه بر صناعات شعري داشت به استقبال بيشتر شعراي مشهور ايران رفته و اشعار آنها را جواب گفته است .تسلط عميق او به زبانهاي تركي و فارسي موجب به وجود آمدن غزلياتي شده كه گاهاً با غزليات حافظ و صائب برابري مي كند . در آخر نمونه اي از اشعار تر كي حيران:

اي ستمگر مني رسواي جهان ايله ميسن
گؤزومون ياشيني چون دجله روان ايله ميسن

همنشين ايله ميسن دوشمني اي مايةناز
رشكدن جانيم آليپ باغريمي قان ايله ميسن

گون كيمي عارضيوه زولف چليپاني ساليپ
گوني گؤرابر سيه آلتد انهان ايله ميسن

نازايله عشوه ايله سيرايله بير گولزاري
گؤستريب معجزه سن سرو روان ايله ميسن

بيرجانيم واريدي اي شوخي كي آلدين اوزامان
اوزگه جان داخي بوبيكسده گمان ايله ميسن

قاشلارين تيغ ستم آلميش اله كيپريگون اوخ
اولدور ورسن مني ناحق يئره قان ايله ميسن

نيچون اي شوخ نقابين گوتوروبسن اوزدن
روي خورشيد و شي خلقه عيان ايله ميسن

آلميسان عقليمي باشدان منيم اي آفت جان
قديمي محنت هجرنده كمان ايله ميسن

حسرت و صلووه اي ماه من »حيراني«
باشي يئرده ، گوزي يولدا نگران ايله ميسن

 

*************************************************************
**********************************

 

نشانه هاي نوروز موعود

شرايط و نشانه هاي ظهور امام مهدي

 نشانه هاي ظهور چيست و آيا هر نشانه اي دليل بر ظهور حتمي منجي عالم بشريت است ؟ (ظهور) در فرهنگ مهدويت به معناي فرجام پنهان زيستي و آغاز بزرگ ترين تحول تاريخ به دست موعود امت ها و ملت ها و آخرين ذخيره ي الهي ، حضرت مهدي عليه السلام است .
اين آشكار شدن بهار بشريت و نوروز حقيقي انسانها ، كه آرزوي تمامي صالحان تاريخ است ، تنها در علم و اراده ي خداوندي است.
چون آن حضرت از پس پرده ي پنهان زيستي ظاهر شود ، همه ي آفرينش به شوق چنان واله و شيدا شوند كه وصف ناپذير است.
اگر چه از پاره اي سخنان معصومين عليه السلام به دست مي آيد كه تمامي دوران زندگي حضرت مهدي عليه السلام پس از دوران غيبت ، عصر ظهور است ، ولي به نظر مي رسد برخي كلمات ديگر از ظهور ، به عنوان آغازين مرحله ي آن رويداد عظيم ياد نموده است و اين مرحله ، فقط به معناي آشكار شدن با ويژگي هاي خاص خود است و مراحل بعدي عبارت است از قيام و مبارزه ي آن حضرت با طاغيان و ستم گران و برپايي حكومت عدل و قسط بر تمامي گستره ي زمين.

بنابر اين عصر روشن ظهور را مي توان به مراحل ذيل تقسيم نمود .

1- نخست همان مرحله ي ظهور و آشكار شدن است كه به مجرد پاره شدن پرده غيبت حاصل مي شود و پس از آن ، حضرت به معرفي خويش،برنامه هاي الهي و جمع آوري ياران مي پردازد كه در اين فاصله،رخداد هايي به وقوع مي پيوندند . آنگاه كه همه ي اهل زمين نسبت به امام عليه السلام شناخت پيدا كردند و حجت بر همگان تمام گشت ، ياران او از سراسر گيتي گرد مي آيند و صف حق از باطل جدا مي شود .

2- در اين مرحله نوبت به قيام و مبارزه با دشمنان مي رسد . ايشان هرگز قطره ي خوني به ناحق بر زمين نخواهد ريخت و اوست كه زمين را پر از عدل و داد نمود.

3- پس از سپري شدن اين مراحل ، نوبت به مرحله پاياني مي رسد كه آن هم حاكميت انسان كامل بر جامعه ي انساني است كه اين مژده ي تمامي سفيران الهي بوده است.

 اكنون رواياتي را كه ناظر به هر يك از مراحل فوق است ، از نظر مي گذرانيم :

 1. امام باقر عليه السلام مي فرمايد : (همانا براي قائم غيبتي است قبل از ظهورش …)

2. امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
(پس چون خداوند اراده فرمود امر او ( حضرت مهدي عليه السلام ) را ، ظاهر سازد و به قلب او الهام نمايد ، پس ظاهر شود و آنگاه به امر الهي قيام مي نمايد.)

3. امام سجاد عليه السلام مي فرمايد:
(در آن هنگام كه قائم ما قيام كند ، خداوند ترس را از دل شيعيان ما بر مي دارد ….)

4. همچنين امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
( قائم در حالي قيام خواهد كرد كه بيعت احدي بر گردن او نيست .)

5. امام باقر عليه السلام مي فرمايد :
(هنگامي كه قائم ما قيام كند ، خداوند دستش را بر سر بندگان گذاشته ، انديشه هاي ايشان جمع و كامل مي گردد)

 6. و نيز مي فرمايد : (دنيا به پايان نرسد تا اين كه مردي از خاندان من خروج نمايد كه به حكومت آل داود حكم نمايد .)

شرايطي كه ظهور آن حضرت را ضروري مي نمايد ، عبارتند از :

 1- وجود برنامه و طرحي متعالي كه بتواند با ساختار درست ، عدل واقعي را در جهان بر پا سازد و سعادت و كمال آدميان را به ارمغان آورد .

2- وجود رهبر و هدايت گري بزرگ ، شايسته و معصوم كه از سوي خداوند منصوب شده باشد .

 3- وجود گروهي از انسانهاي پاك دل و فداكار كه در اوج پرهيزگاري به سر مي برند و براي دفاع همه جانبه از برنامه الهي و امام معصوم عليه السلام آمادگي دارند . شرط نخست با بعثت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و نزول قرآن مجيد محقق گرديد و شرط دوم نيز با تولد آخرين حجت الهي ، فرزند امام عسگري عليه السلام در سال 255 ق تحقق يافت . آنچه به نظر مي رسد تاكنون به وقوع نپيوسته ، شرط سوم است كه براي تحقق اين شرط ، بايد تلاش كرد و در جهت تربيت خويش و ديگران كوشيد .

7. امام جواد عليه السلام در اين باره مي فرمايد: (و از اصحابش سي صد و سيزده تن ، به اندازه ي اصحاب بدر از دور ترين نقاط زمين به گرد او فراهم آيند …. و چون اين تعداد از اهل اخلاص بر گرد او فراهم آيند ، خداي متعال امرش را ظاهر سازد و چون عقد كه عبارت از ده هزار نفر باشد ، كامل شد ، به اذن خداوند متعال قيام كند ….)

از اين بيان نوراني مي توان استفاده كرد كه جامعه ي انساني آنگاه كه توانست در درون خود ، 313 انسان با ويژگي هاي متعال تربيت نمايد ، لياقت حضور در آن حكومت واحد جهاني را خواهد يافت و آنگاه كه ده هزار انسان از خود گذشته نيز فراهم آمد ، آن قيام جهاني آغاز مي گردد .
افزون بر شرط هاي ياد شده ، احتمال وجود شرايط ديگري نيز هست كه پيشوايان ديني به آنها اشاره اي ننموده اند . نشانه هاي ظهور نشانه هاي ظهور عبارتند از آن دسته از رخداد هايي كه بر اساس پيش بيني معصومين عليه السلام پيش و يا در آستانه ي ظهور حضرت مهدي عليه السلام پديد آمد ، تحقق هر يك از آنها نويدي از نزديك شدن آن قيام جهاني است ، به گونه اي كه با تحقق مجموعه رخداد هاي پيش گويي شده و به دنبال آخرين نشانه ، حضرت مهدي عليه السلام قيام خواهد كرد . روشن است كه درجه اعتبار و درستي همه اين نشانه ها يكسان نيست ، ولي اين دليل رد همه آنها نخواهد شد ، همان گونه كه پذيرش همه ي آنها به دور از تعقل است . اگر چه تقسيمات متعددي از نشانه هاي ظهور شده ، ولي آن چه از همه مهم تر مي نمايد ، تقسيم اين نشانه هاي حتمي و غيره حتمي است . نشانه هاي حتمي آنهايي هستند كه پديدار شدن آنها بدون قيد و شرطي ، قطعي و الزامي خواهد بود ، بر خلاف نشانه هاي غير حتمي . از روايات فراواني كه در ميان آنها روايت صحيح نيز وجود دارد ،

حتمي بودن نشانه هاي پنج گانه ذيل استفاده مي شود :

1- خروج سفياني

 8. از سخنان معصومين عليهم السلام استفاده مي شود كه پيش از قيام حضرت مهدي عليه السلام ، مردي از نسل ابوسفيان در منطقه‎ي شام خروج مي‎كند و با تظاهر به دينداري، گروه زيادي از مسلمانان را فريب مي‎دهد و بخش گسترده اي از سرزمين هاي اسلامي را به تصرف خود در آورد و پس از اتفاقاتي ، در پايان به دست حضرت مهدي عليه السلام ، به قتل مي رسد .

2- خروج يماني

 9. يكي ديگر از نشانه هاي ظهور حضرت مهدي عليه السلام، خروج سرداري از اهل‎يمن است كه مردم را به حق‎و عدل دعوت مي‎كند.اين نشانه‎در منابع اهل‎سنت نيز مورد اشاره قرار گرفته است و از پرچم او به‎عنوان هدايت گرترين پرچم يادشده است

3-خسف به بيدا ء

10. خسف به بيدا ء ، به معناي فرو برده شدن در سرزمين بيداست . مقصود از اين نشانه آن است كه سفياني با لشكري عظيم به قصد جنگ با مهدي عليه السلام عازم مكه مي شود و در بين مكه و مدينه ، در محلي كه سرزمين بيدا ناميده مي شود ، به گونه اي معجزه آسا و به امر خداوند در زمين فرو مي روند .
نفس زكيه يعني فرد بي گناه ، پاك و كسي كه قتلي انجام نداده است . در آستانه ي قيام حضرت مهدي عليه السلام و در گير و دار مبارزات زمينه ساز انقلاب مهدي عليه السلام ، فردي پاك باخته ، مخلصانه در راه امام تلاش مي نمايد و مظلومانه به شهادت مي رسد

 4- نداي آسماني

11. يكي ديگر از نشانه هاي حتمي ظهور ، نداي آسماني است، صدايي كه در بين زمين و آسمان توليد مي‎شود. و به گوش‎تمامي انسانها‎ي روي زمين مي رسد . از پاره اي روايات فهميده مي شود كه اين صدا براي هر قوم و ملتي ، به زبان خود آنهاست و ندا دهنده نيز جبرئيل و فرشته وحي خواهد بود.

در پايان مناسب است به تفاوت هاي نشانه هاي ظهور ، با شرايط ظهور اشاره شود . اين تفاوت ها عبارتند از :

 1- توقف ظهور بر شرايط توقفي ، واقعي و از نوع توقف معلول بر علت است ، ولي علامات ، تنها نزديك شدن زمان ظهور را مي نماياند . از اين رو وقوع ظهور ، بدون تحقق اين نشانه ها ممكن است .

 2- تحقق همزمان همه ي نشانه ها ياد گرد آمدن آنها در يك زمان ، ضرورت ندارد . نشانه ها مي توانند با فاصله هاي بسياري اتفاق بيفتد و در زمان واحد گرد نيايند ، ولي شرايط چنين نيستند و بايد تمام شرايط با هم محقق شوند و در يك زمان اجتماع كنند تا ظهور پديد آيد .

 3- نشانه ها پيش از ظهور پديد مي آيند و از ميان مي روند ، ولي شرايط كمي پيش از ظهور رخ مي دهند و بعد از تحقق ظهور نيز باقي اند.

 

*************************************************************
**********************************

 

تقديم به آناني كه فهميده را فهميدند

ديوانگان عاقل نما

اگر بپذيريم كه تاريخ جز تكرار حوادث و رخدادهاي اجتماعي نيست بايد اين واقعيت را نيز پذيرفت كه تمسك به ابزارها و واژه ها هم در تقابل فرهنگ ها و تمدن ها چيزي جز نكرار نيست و در تقابل جبهه ي كفر و شرك ابزار ها و واژه هايي كه جبهه ي كفر بدان تمسك مي جويد همان واژه ها و ابزارها اما با شيوه هاي جديد است و بر اين اساس بايد اعتراف كرد كه تقابل جنود رحماني با جنود شيطاني تا پايان جهان ماهيت و معنا غير قابل تغيير و تنها تفاوت را بايد در قالب و زرورق جديد جستجو كرد. در تورق برگ برگ تاريخ تقابل حق و باطل و كالبد شكافي حركت ها شيوه ها و استخدام واژه ها به واژه هايي برخورد مي شود كه جبهه ي باطل بدون هيچ ساختار شكني حتي در كلمه با آن واژه به نبرد جبهه ي توحيد مي آيد. يكي از آن واژه‎ها واژه ي((خرد))و مشي ((خرد گرايي)) است واژه اي كه به خاطر كليدي بودن در معاملات سياسي فرهنگي و نيز تعاملات اجتماعي و فكري در مشي عوام فريبانه اي آن را واژه اي ازقاموس و فرهنگ خود تلقي و جبهه ي توحيد را به تقابل با آن متهم مي كند جبهه ي باطل در دفاع از موجوديت و مشروعيت خود در بين عامه مردم تا بدان جا پيش ميرود كه در فرافكني آشكار جبهه ي خود را به جبهه ي ((خردگرايان)) و جبهه ي حق را به جبهه ي ((سفيهان)) و((ديوانگان)) متهم مي كند خداوند سبحان در آغازين آيات سوره بقره وپس پرده برداشتن از ماهيت اصلي ((اصلاح طلبان))عصر رسول خدا (ص) و معرفي آنان به (مفسدين) و اذا قيل لهم لا تفسدوا في الارض قالوا نما نحن مصلحون الا انهم هم المفسدون و لكن لا يشعرون به سراغ فرافكني ديگر منافقين و مفسدين مي آيد و مومنان را ((خرد گرايان)) واقعي و مناديان و دزدان واژه هاي مقدس را به ((ديوانگاني)) معرفي مي كند كه نمي دانند كه خود ديوانه اند. و اذا قيل لهم امنوا كما امن الناس قالوا نومن كما امن السفها الا انهم هم السفها و لكن لا يعلمون از منظر قرآن كريم آناني كه صف خود را از مومنان جدا مي كنند و خود را تافته ي جدا بافته اي تلقي مي كنند كه هم گرايي با عامه ي مردمي كه معتبرانه در مقابل فرامين الهي سر تعظيم فرود مي آيند، نوعي منافات با فرهيختگي و نخبه گرايي مي دانند و در تلاش به ايجاد طبقه اي در جامعه ميپردازند كه براي خود پذيرش آيات الهي و نشستن در صف موحدان و مومنان را كسر شاني اجتماعي و فكري قلمداد مي كنند ديوانگي خود بي خبرند از منظر قرآن خرد گرايي واقعي كسي است كه سير حركت فردي و اجتماعي خود رابر پايه ي(بايدها) و (نبايدها)ي قرآني تنظيم مي كند نه اينكه خود را (محور)و همه چيز را بر طبق معادلات خاكي آن هم با (خرد خاكي) خود به تحليل و تفسير مي نشيند (تعبد) در بينش توحيدي چيزي جز (عقل) واقعي و (تمرد)از فرامين الهي و پيامبران و انبياء اولوالامر چيزي جز نابخردي و (ديوانگي)نيست در بينش قرآني آن كه با تمسك به (عقل ابزاري) و جرتكه ي (بهره وري)(معاش) را بر (معاد) بر مي گزيند و (ربا) را تجويز مي كند در روز حشر عاقل از خاك سر بر نمي آورد الذين يا كلون الربوالا يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس چنين فردي سر از خاك بر مي دارد نه در حوزه ي اقتصاد و بهره وري در همه حوزه هاي ديگر در حوزه سياست هم هر كس با شعار(هدف،وسيله را توجيه مي كند) بر كرسي قدرت نايل آيد هر چند در منظر (عقلانيت ابزاري) و نظام تبليغي و رسانه اي عاقلي است كه با شيوه هاي روان شناختي و جامعه شناختي حريف خود را از گردونه ي معادلات سياسي حذف كرده اما از منظر قرآن چنين فردي (ديوانه اي) است (عاقل نما)و روزي كه پرده ها كنار مي رود و خورشيد (تبلي السرائر)طلوع مي كند ديوانه سر از خاك بر مي دارد بر اساس چنين نگرشن تفسير و تحليل بر اساس داده هاي دنيوي و بر اساس فرهنگ نامه ها و مانيفست هاي بشري ناديده گرفتن (تكليف مداري) و پذيرش بي چون و چراي فرامين الهي است و اين سنجه و معيار (عقل) است و خلاف آن (ديوانگي) است اگر (عقلانيت) اين است نوح پيامبر در بياباني خشك و بي علف هيچ گاه (كشتي) نمي ساخت و عاقلان قوم اكثريت تمسخر كننده بودندديوانگان همان اقليت موحد كه ناخداي صحرايي را ياري مي كردند اگر عقلانيت و خرد گرايي اين است چگونه خدايي فرمان به قتل فرزند پيامبر را مي دهد كه هزاران درد و رنج را در مسير توحيدي به جان خريده است عقلانيت اقتضاء مي كند بين فقرا تقسيم شود عقل ابزاري اقتضاء مي كند كه عيساي پيامبري با انگشت اتهام نداشتن پدر مردم را به سوي خدا دعوت نكند عقل ابزاري اقتضاء مي كند كه به جاي تخريب (مسجد ضرار) پيامبر فردي از اصحاب خود را به امامت آن منصوتب مي كند و ثمره ي كار مردمي را در هم فرو مي ريزد و پس از شكست مشركان لات و هبل و عزي را به عنوان اثري باستاني در هم تشكند عقل ابزاري اقتضاء مي كند كه علي (ع) در نخستين روز خلافت خود با برخوردي تاكتيكي به پيش رود بر عزل معاويه انگشت ننهد بيت المال را از كابين خانه ها بيرون نكشد سخني دو پهلو با طلحه و زبير بر زبان آورد و مردم را به غربال شدن تهديد نكند عقل ابزاري اقتضاء مي كند .... مسلم در خانه ي هاني و از پشت پرده كار عبيدالله را تمام كند و حسين(ع) در صحراي كربلالشكر تشنه ي دشمن و حتي اسب هاي آنان را سيراب نكند..... عقل ابزاري اقتضاء مي كند كه امام در دوران تبعيد گروهك منافقين و گروهك نهضت آزادي و جريان هاي چپ گرا و راست گرا را به حضور بپذيرد از آنان استفاده كند نهضت ائتلاف كند و پس از پيروزي آنان را حذف كند عقل ابزاري به امام مي گويد در بدترين شرايط جنگي اقتصادي و فرمان قتل سلمان رشدي را صادر نكند عقل ابزاري به فهميده مي گويد نرو در منظر (خردگراياني) كه همه چيز را بر معادلات خاكي تفسير و تحليل مي كنند آنچه فهميده و فهميده ها و امام فهميده ها و پيامبر فهميده ها انجام مي دهند قابل درك نيست و چيزي كه با چرتكه ي خاكي قابل سنجش نيست (خرد) نيست (فرهيختگي) نيست مغاير با كنوانسيون مغاير با ديپلماسي ها مغاير با صلح جهاني مغاير با منشور بين المللي مغاير با يونسكو و مغاير با قواعد بازي سياسي است اما از نظر قرآن فهميده و امام فهميده و پيامبر فهميده (خرد گرايان) واقعي و مخالفان آنان ديوانگاني هستند عاقل نما از منظر قرآن اويس شتر چران ابوذز باديه نشين غلام سيه چرده ي حسين (ع) و ارباب عقلند و اتو كشيده هاي نالار نشيني كه با زبان و قلم خود و نشخوار واژه هاي غير الهي در صد د هضم و حذف قانون خدا در معاملات دنيوي هستند، »ديوانگاني هستند ،عاقل نما«.
 

 

*************************************************************
**********************************

جوان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

متغيرهاي آماري با لحن آشنا و شماتت بار خود از بالا رفتن سن ازدواج در ميان جوانان جامعه خبر مي دهند. كنايه هاي نيشدار اين ارقام هنگامي پررنگ مي شود كه افزايش سن ازدواج در كنار ديگر مشكلات جوانان قرار مي گيرد. عددي كه در اين كش و قوس به دست مي آيد، به مذاق ما چندان نمي سازد و در نتيجه درگذر هر روزه مورد بي توجهي قرار مي گيرد. اينجاست كه رقم 5/8 ميليوني جوانان مجرد در كنار رقم چند ميليوني جوانان بيكار به عنوان يك مساله جدي اجتماعي در تحليل هاي سطحي مان جاي نمي گيرد. براساس نظريات جامعه شناختي از نسل جوان امروز مي توان به عنوان نسلي پر مشكل ياد كرد، چه آن كه بي توجهي به نيازهاي اوليه اي چون كار و ازدواج تعارضات ، نابساماني و آسيبهاي جدي اجتماعي در پي خواهد داشت.

اين موضوع براي جامعه 60ميليوني كه 22ميليون جوان در آن زندگي مي كنند چندان خوشايند نيست. كارشناسان آگاه مسائل اجتماعي در پيگيري هاي جدي تر خود با تامل در اين موضوع ، از زاويه هاي مختلف به آن مي پردازند.آنها مي خواهند در بررسي هايشان به برداشتي واقعي تر از اين قشر دست پيدا كنند.

براساس اطلاعات به دست آمده از رقم 5/8 ميليوني مجردي در ميان اعضاي فعال اين قشر سهمي 5ميليون نفري نصيب دختران است و سهمي 5/3 ميليون نفري هم به پسران مي رسد.


آمارهاي موجود حكايت نگران كننده ديگري نيز در پي دارند.«در ايران آمار افراد 15 -29 ساله به بيش از 22/5 ميليون مي رسد. از اين تعداد، حدود دوسوم در شهرها زندگي مي كنند و پيش بيني مي شود در سال 85اين تعداد به 24ميليون نفر هم برسد».

رحيم عبادي ،رئيس سازمان ملي جوانان با اين پيش درآمد به سخنان خود ادامه مي دهد: «ما در دنيا بعد از كشور اردن به لحاظ درصد افراد 15 29ساله نسبت به جمعيت مقام دوم را داريم.


از اين 24ميليون نفر به لحاظ توزيعي ، 8ميليون نفر در دوره آموزش و پرورش قرار مي گيرند و يك ميليون و 700هزار نفر در دانشگاه مشغول به تحصيل اند كه از اين تعداد 750هزار نفر در دانشگاه آزاد و 750هزار نفر هم در دانشگاه دولتي تحصيل مي كنند. حدود 345هزار نفر هم در حوزه هاي علميه درس مي خوانند».

«در توزيع آمارهاي مورد نظر، يك ميليون و 200هزار نفر سرباز داريم. 5/5 ميليون نفر شاغل هستند. 2ميليون نفر بيكار هم در نظر گرفته ايم كه البته تعداد اين افراد رو به افزايش است
.

از اين تعداد 5ميليون نفر خانه دارند كه البته عمدتا شامل زنان مي شوند و بيش از يك ميليون نفر نيز در حوزه آسيب ديدگان اجتماعي قرار مي گيرند كه متاسفانه هيچ نهادي متولي آنان نيست».

اين تنوع جمعيتي در تقابل با آن ديدگاه سنتي و كليشه اي هميشگي قرار مي گيرد كه نيازهاي جوانان را يكسان مي انگاشت. آن ديدگاه بر اين نكته تاكيد مي كرد كه جمعيت جوان جامعه به سبب قرار داشتن در يك رده سني مشخص از نيازهاي مشتركي برخوردار است.

با نيم نگاهي به ارقامي كه عبادي بيان كرد مي توان به تنوع چشمگير نيازهاي روزمره پي برد. اين نيازهاي روزمره در صورت بي توجهي به صورت مشكلاتي متنوع در منظر ديد عموم قرار مي گيرند. اينجاست كه رحيم عبادي چاره اي جز اعتراف به اين مشكلات نمي يابد.

وي مي گويد: «جوانان در حال حاضر در 14حوزه با چالش هاي جدي مواجهند كه برخي از اين حوزه ها عبارتند از هويت ديني ، حقوق اشتغال ، اوقات فراغت ، آموزش ، مهاجرت ، مسكن ، رسانه ها، زنان و دختران ، گروه هاي ويژه ، نظام وظيفه و غيره».
اين در حالي است كه باز به گفته اين مقام مسوول به طور كلي در سطح جهان 16حوزه مشكلات براي جوانان در نظر گرفته شده است. بخشي از اين حوزه ها عبارتند از اوقات فراغت ، مشاركت ، آموزش بهداشت ، فقر و گرسنگي ، فناوري اطلاعات ، ايدز، پيشگيري از منازعات ، روابط بين نسلي و... به اعتقاد عبادي در ميان اين مشكلات روابط بين نسلي به صورت يك بحث كاملا جدي خودنمايي مي كند.
اعتماد عمومي به جوان را زنده كنيم با وجود چنين تنوع و عرصه گسترده اي از مشكلات در برابر آنان چگونه مي توان با مسائل و مشكلات مربوط به جوانان برخورد كرد؟ اين پرسشي است كه دكتر تقي آزاد ارمكي ، جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران به آن پاسخ مي گويد. وي با اين اعتقاد كه تا سالهاي آينده در فرداي جامعه جمعيت ما همچنان از ساختاري جوان برخوردار خواهد بود. نتيجه مي گيرد كه : «مسائل يك جامعه جوان به تبع مسائلي جوان خواهد بود. برنامه ريزي براي اين جمعيت جوان اما به گفته دكتر محمدجواد ناطق پور جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران آن گاه امكان پذير خواهد بود كه جوان را به عنوان يك جهان مسووليت پذير، درنظر بگيريم.
وي با اعتقاد به اين نكته پيشنهاد مي كند كه براي مشاركت هر چه بيشتر اين قشر بايد از رويكرد توسعه اي استفاده كرد. اين كارشناس الزام به استفاده از چنين رويكردي را در نگاه توسعه اي به جوان مي داند كه در آن از وي به عنوان يك هويت مستقل ياد مي شود كه در سرمايه اجتماعي نقشي محوري برعهده مي گيرد.
اينجاست كه به اعتقاد دكتر ناطق پور در اين حوزه بايد بحث اعتماد عمومي را در جوان زنده كرد. به گفته اين استاد دانشگاه در صورت بي توجهي به اين نكته نگاه كاركردي جوان ، نگاه ساختاري تلقي مي شود.
اين تلقي اشتباه در حالي به وجود مي آيد كه باز به نظر دكتر ناطق پور براي جوان اين نكته مهم است كه سيستم به كدام سوال او پاسخ مي دهد يا چگونه به هويتش پاسخ مي گويد: اين استاد دانشگاه مي گويد: ما مي گوييم جوان مشاركت كن اما در امري كه من تعيين مي كنم.
پس معلوم مي شود كه ما جوان را به عنوان يك مجموعه موردنظر قرار نداده ايم. به هر حال اين موضوع نيازمند يك باور است و تا اين باور عمومي به وجود نيايد، ما مشكل خواهيم داشت.
ضرورت توجه به جوانان آسيب ديده در اين باور عمومي ما نيازمند تفكيك جوانان به تناسب حوزه هاي متنوع فعاليت آنها هستيم ، برنامه اي كه براي يك جوان بيكار در نظر گرفته مي شود به تبع با برنامه اي كه براي يك جوان مجرد كارمند در نظر گرفته مي شود فرق مي كند.
اين برنامه براي يك جوان متاهل ، كارمند نيز تفاوت دارد. در اين وضعيت همواره به يك بخش از جوانان در برنامه ريزي هاي انجام شده بي توجهي مي شود. اين بخش از زيرگروه جوانان كه از آنها به عنوان بخشي آسيب ديده ياد مي شود، در برنامه ريزي هاي اجتماعي كمتر موردتوجه قرار مي گيرند.
اين عده تبعات آن مشكلاتي هستند كه جوانان هنگام دست و پنجه نرم كردن با آنها دچار شكست مي شوند. آن شكست عامل اين فراموشي مي شود. اين در حالي است كه به گفته دكتر سيدحسن حسيني جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران بيشتر آسيب ديدگان اجتماعي در جامعه ما زير 30سال دارند.
ارتباط جوان با گذشته نبايد قطع شود وي مي گويد: «بررسي هاي انجام گرفته نشان مي دهد كه از تعداد معتاداني كه ارقامشان به بالاي چندميليون مي رسد 70درصد در گروه سني زير 25سال قرار دارند.»
در چنين وضعيتي دكتر حسيني با ذكر اين كه جوان براساس يك نگرش متاثر از طبيعت در دوره نشاط و شادابي قرار دارد، موقعيت آن يك ميليون آسيب ديده را در منافات با اين دوره نشاط و شادابي مي بيند. در نتيجه پا پيش كشيدن اين سوال كه ما چقدر به آنها اجازه داده ايم بشاش باشند، مي گويد: «جوان در پروسه اجتماعي شدن هنگامي مي تواند ميراث دار خوبي باشد كه ارتباطش را با گذشته خودش قطع نكرده باشد. وقتي مي تواند تفاهم داشته باشد كه او را در فعاليت هاي اجتماعي شركت داده باشيم.
اگر اهميت داديم آنها هم به ما اهميت مي دهند. ما تا چه حدي توانسته ايم امكاناتي به وجود آوريم كه معمول جوانان است؟»

وي در پايان مي گويد: «وقتي سياست هاي خود را در 2دهه گذشته بررسي مي كنيم ، متوجه مي شويم همواره به دنبال بهترين ها بوده ايم ، در حالي كه قرار اين نبود. قرار بود اين مجموعه را به جايي برسانيم كه آنها يك انسان ايده آل باشند.»


بررسي متغيرهاي رفتاري جوان و ارتباط آن با جامعه در ميزان شناخت اين قشر از جمعيت اهميت فراواني دارد. اين در حالي است كه ما در گريز دايم از جهان پيرامون به فقدان بسياري از امكانات عادت كرده ايم.گريزي هر روزه از آنچه بي نصيبي اش برايمان هميشگي شده بر دلخوري هاي گاه و بيگاهمان مي افزايد.

 به گفته يك پژوهشگر مسائل اجتماعي تا وقتي راه حل مشكل را از جنس مشكل برنگزينيم ، مشكلات همچنان برما مي تازند.

 

*************************************************************
**********************************

 

جنبش دانشجويي ايران

الف) – قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران

1- در زمان ديكتاتوري رضاشاه
2- پس از ظهور محمد رضاشاه

ب) – پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران

1- از پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا آغاز جنگ تحميلي
2- مقطع جنگ تحميلي ركود يا اوج جنبش دانشجوئي
3- پس از جنگ تحميلي تا خرداد 76
4- پس از خرداد 76

بي شك در بررسي علل و عوامل اصلي تحولات اجتماعي، سياسي و فرهنگي يك جامعه عاملي به نام دانشگاه و دانشگاهيان در رده هاي نخستين قرار خواهند گرفت، به ويژه در جوامع سنتي و در حال توسعه دانشگاه به عنوان « مرجع تامين نيازهاي تئوريك يك جامعه براي پيشرفت » و «پنجره اي به سوي بيرون» اهميتي دو چندان دارد. اين نقش سرنوشت ساز دانشگاهها، بيش از هر چيز ديگر مرهون حضور پتانسيلهاي جوان دانشجو در اين مراكز است. به بيان ديگر نسل جوان دانشجو را مي توان يكي از موثرترين اقشار جامعه در جهت دهي به روند تحولات اجتماعي دانست. اين وقعيت غير قابل انكار پيش از هر چيز ديگر برخاسته از ويژگيهاي اين قشر اجتماعي است. «آرمان خواهي و حق جويي» و دوري از مصلحت طلبي دو ويژگي عمده نسل جوان دانشجو است كه در كنار بهره گيري از شور و نشاط جواني و نيز فراغت بال بيشتر نسبت به ساير آحاد جامعه نقش كارايي را به اين پتانسيل مهم اجتماعي داده است. نگاهي به پيوند سير تحولات اجتماعي ايران با فراز و نشيبهاي جنبش دانشجويي در دهه هاي گذشته بيش از هر چيز ديگر گواهي بر اين مدعاست. جنبش دانشجويي ايران را مي توان در دو مقطع زماني قبل و پس از پيروزي انقلاب اسلامي مورد بررسي قرار داد.

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي:
الف) در زمان ديكتاتوري رضا شاه :
هر چند تاسيس دانشگاه در ايران به دهه هاي ده و بيست باز مي گردد اما با توجه به حاكميت استبداد رضا خاني در اين برهه زماني و عدم امكان بروز و ظهور حركتهاي اجتماعي و نيز عدم امكان دستيابي طبقه هاي متوسط و پايين جامعه به تحصيلات عالي و انحصار اين حق به نخبگان و طبقه هاي وابسته به حاكميت عملا در اين دوره از تاريخ ايران، حركتهاي جدي دانشگاهي و دانشجويي در راستاي فعاليتهاي اجتماعي و سياسي به چشم نمي خورد و حركتهاي محدود صورت گرفته در اين دوره نيز سرانجامي جز سركوب نمي يابد.

ب) پس از ظهور محمد رضا شاه :

 شكل گيري جنبش دانشجويي در اين برهه از تاريخ را بايد با توجه به چند ويژگي مهم اين دوره مورد بررسي قرار داد.

1- راه يابي طبقات متوسط و پايين جامعه به دانشگاه: همانگونه كه اشاره شد انحصار حق تحصيلات عالي به نخبگان و وابستگان به حاكميت يكي از مهمترين عوامل ركود حركتهاي دانشجويي در دوران حكومت رضا خان بوده است. پس از ظهور محمدرضا پهلوي به ويژه در دهه هاي 40 و 50 با توجه به گسترش مراكز آموزش عالي و نيز سرازير شدن ثروت حاصل از افزايش قيمت نفت به جامعه راه براي ورود طبقات فرودست جامعه به دانشگاه هموارتر گشت. ورود به دانشگاه براي فرزندان اين قشر عظيم از ملت ايران به مثابه گشايش دريچه اي به سوي واقعيتهاي تلخ حاكم بر جامعه ايراني بود. مشاهده فقر، فساد، تبعيض و بي عدالتي، وجود فاصله هاي شگفت انگيز طبقاتي در جامعه و استبداد حاكم از سوي رژيم و سركوب هر گونه اعتراض به وضع موجود به ويژه پس از كودتاي 28 مرداد همه و همه در كنار خاستگاه اجتماعي اين قشر جوان دانشجو و وابستگي اكثريت آنان به محرومترين اقشار جامعه و نيز شرايط و مقتضيات جواني، مبارزه با رژيم را به عنوان اساسي ترين اصل در سرلوحه فعاليتهاي جنبش دانشجويي در اين دوره قرار دارد.

2- حاكميت ايدئولوژي چپ به عنوان ايدئولوژي غالب براي مبارزه : همزماني اين دوره از تاريخ ايران با اوج گرفتن مبارزات ضد امپرياليستي در جهان با تكيه بر ايدئولوژي ماركسيستي به ويژه در كشورهاي جهان سوم را مي توان از مهمترين عوامل تاثيرگذار در جهت دهي به جنبش دانشجويي دانست. اوج اين مبارزات به منظور رهايي از نظام ظالمانه سرمايه داري در حركت به سوي ايجاد جامعه بي طبقه و نيز استقرار عدالت در جامعه و شباهت آرمانهاي آن با خواسته هاي جنبش دانشجويي ايران، حركتهاي دانشجويي داخل را به سمت پذيرش ايدئولوژي ماركسيستي و چپگرا به عنوان ايدئولوژي غالب براي مبارزه سوق داد، به ويژه پس از به ثمر رسيدن بسياري از اين مبارزات و شباهت ظاهري بسياري از آن كشورها با وضعيت آن روز ايران، لزوم تكيه بر اين ادبيات و ايدئولوژي (ايدئولوژي ماركسيستي) را در مسير مبارزه در ميان نخبگان و دانشگاهيان تقويت نمود. حاكميت و مقبوليت ادبيات چپ به ويژه در دهه هاي 30و 40 و تاثير آن بر مبارزات داخلي به حدي بود كه در بسياري از مواقع جريانهاي راستگرا را نيز براي كسب مقبوليت در ميان اقشار مبارز و به ويژه دانشجويان و دانشگاهيان، ناچار به استفاده از اين ادبيات در بازيهاي سياسي مي كرد. تاكيد بر مبارزه مسلحانه و نيز طرح رهبراني چون «لنين»، «چگوارا»، «كاسترو» و … به عنوان نمادهاي مبارزه از مهمترين ويژگيهاي متاثر از اين خط فكري بود. البته غلبه اين ايدئولوژي و گفتمان، تنها به نخبگان اجتماعي و جوامع دانشگاهي معطوف بود و ساير اقشار جامعه ايران با توجه به خواستگاه ديني خود با آن همراه نگشتند، اين مساله يكي از مهمترين عوامل در عدم توفيق اين جريان فكري بود.

3- مطرح شدن ايدئولوژي ديني به عنوان راه كاري براي مبارزه : 15 خرداد سال 42 را مي توان نقطه عطفي در تاريخ مبارزات ملت ايران دانست كه بسياري از معادلات حاكم بر روند جريانهاي فكري را تحت الشعاع خود قرار داد. قيام 15 خرداد به عنوان جرياني كاملا برخاسته از تفكر ديني و نيز با غايت و هدفي ديني و از همه مهمتر برخورداري از رهبري يك مرجع ديني توانست اكثريت اقشار جامعه ايران آن روز را با خود همراه سازد، به ويژه كه اين حركت نه تنها حركتي عليه عوارض ظاهري جامعه بود بلكه به عنوان جنبشي بر ضد ريشه اصلي همه معضلات يعني نظام وابسته شاهنشاهي و در يك كلمه استبداد و استعمار به شمار مي رفت. فراگيري وسيع قيام 15 خرداد و همراهي ساير آحاد مردم با رهبران آن و نيز حوادث پس از آن و از سوي ديگر ناكامي ايدئولوژي چپ در به حركت درآوردن ساير اقشار جامعه باعث شد كه ايدئولوژي ديني به عنوان راهكار مناسب مبارزه در ميان جوامع جوان و دانشگاهي مطرح و مورد توجه قرار گيرد. خصلت انقلابيگري ايدئولوژي چپ در كنار قابليت ايدئولوژي ديني در بسيج توده هاي مردمي باعث شد كه شاخه اي از جريان دانشجويي و روشنفكري آن روز راه سومي را براي مبارزه بر گزينند : « اسلام ماركسيستي» ، ناگفته پيدا است كه به علت تضاد ريشه اي اين دو مكتب اين پيوند دوامي نمي يافت و التقاط فكري كمترين ثمره اين پيوند ناميمون بود. سركوب تمامي حركتهاي مسلحانه برخاسته از جريان چپ توسط رژيم به ويژه در اوايل دهه 50 گرايش به سوي تفكر ديني را در جوامع دانشگاهي افزون تر ساخت. ظهور متفكران ديني همچون شهيد مطهري، شهيد مفتح، مقام معظم رهبري و … 1214214 در جوامع دانشگاهي و برقراري پلهاي ارتباط ميان حوزه و دانشگاه در ا ين برهه برپر باري اين گرايش افزود. در اين ميان نقش كساني چون مرحوم شريعتي بسيار تامل برانگيز است. تفكرات مرحوم شريعتي را بي شك مي توان يكي از موثرترين عوامل در سوق دادن جوامع دانشگاهي به سوي تفكر ديني دانست. هر چند طرح مسايلي چون اسلام ايدئولوژيك و مطرح ساختن چهره هايي چون علي(ع)، حسين(ع) ، فاطمه(س)، زينب(س)، ابوذر غفاري و … به عنوان مظاهر مبارزه و … همه و همه حاكي از روح دينداري آن مرحوم دارد اما برداشتهاي خاص آن مرحوم در اسلام و ايدئولوژي اسلامي با توجه به شرايط مبارزه گرايي حاكم بر آن زمان و همچنين عدم آشنايي دقيق وي با متون ديني و خلط برخي از آموزه هاي ديني با مباني مكاتب شرقي و غربي، تفكرات آن مرحوم را تنها براي آن مقطع مبارزه كارا ساخته بود. علي رغم طرح اسلام ايدئولوژيك از سوي مرحوم شريعتي، فقر آموزه هاي وي براي دوران حاكميت انديشه ديني، شاگردان و پيروان او را كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در مسند فعاليتهاي اجتماعي و سياسي قرار گرفته بودند، با چالشي جدي مواجه ساخت، بطوريكه برخي از آنان را از همراهي با نظام و حاكميت ديني بازداشت و بستر لازم را براي سوق دادن به دروازه انديشه هاي غربي و غير ديني فراهم نمود.

در يك جمع بندي كلي جنبش دانشجويي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي جداي از خواستگاههاي فكري آن حول اصول آرماني مبارزه با استبداد ، استعمار و استكبار و تلاش براي برقراري نظام عدالت اجتماعي در حركت بود. ظهور روزهاي درخشاني چون 16 آذر و 13 آبان در كارنامه جنبش دانشجويي در اين مقطع تاريخي مديون اين آرمانگرايي نسل جوان دانشجو بوده است، هر چند كه عدم بهره گيري اين قشر از معرفت و بينش دقيق نسبت به فرهنگ خودي آنان را در بسياري از مواقع با ناكامي هايي مواجه ساخته است.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي :

جنبش دانشجويي پس از انقلاب اسلامي را بايد در چند مقطع زماني مورد بررسي قرار داد:

1ـ از پيروزي انقلاب اسلامي تا آغاز جنگ تحميلي :
پيروزي انقلاب اسلامي روحي جديد در كالبد جريانهاي مخالف با رژيم شاهنشاهي دميد و حتي بسياري از جريانهاي فكري و سياسي را كه در دهه هاي 40و 50 توسط رژيم سركوب شده بودند به صحنه منازعات سياسي كشانيد و بديهي بود كه بسياري از اين جريانها به علت تضاد ريشه اي نظام و حاكميت ديني با مباني فكري آنها به مخالفت و مواجهه با اين نظام روي آورند. تدوين قانون اساسي برخاسته از متون ديني و گنجاندن اصولي همچون « ولايت فقيه » در آن همچون جرقه اي اين مخزن باروت را به آتش كشيد و عرصه منازعات فكري را به عرصه مبارزات سياسي و مسلحانه با نظام اسلامي مبدل نمود. در اين ميان دانشگاه نيز متاثر از فضاي سياسي كشور و نيز با توجه به سوابق جريانهاي پرورده در خود از آتش اين خرمن در امان نماند. رويارويي فيزيكي، ايجاد درگيريهاي مسلحانه در دانشگاهها و تبديل دانشگاه به تريبون و پايگاه سياسي احزاب و گروهها حاصل اين تاثير بود. هر چند انقلاب فرهنگي و وقوع جنگ تحميلي دامنه اين منازعات را به طور مقطعي برچيد اما در خشكاندن ريشه هاي اين جريانات و بازيچه قرار گرفتن دانشجويان چندان موفق نبود. يكي از مهمترين حوادث در اين مقطع از تاريخ انقلاب اسلامي و جنبش دانشجويي ، تسخير لانه جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام (ره) ، به عنوان نقطه عطفي در تاريخ انقلاب بود. هر چند كه به اعتراف كارگردانان اين ماجرا، اين واقعه تحت تاثير آموزه هاي انقلابي مرحوم شريعتي صورت پذيرفت و نيز ردپاي دنباله هاي يك جريان بين المللي خاص كه با رويكرد دموكرات ماب حاكم بر سفارت آمريكا و نوع اثر آن بر روند تحولات ايران احساس تضاد منافع مي كرد ، در اين حركت به چشم مي خورد، اما در پرتو هدايت و جهت دهي رهبري وقت انقلاب نتيجه آن در تقويت خط كلي انقلاب اسلامي، همچون مبارزه با استكبار جهاني و تلاش براي نجات مستضعفين و استقرار نظام عدالت اسلامي در جهان، بسيار موثر بود، به گونه اي كه امام امت (ره) آن را « انقلاب دوم » و حتي مهمتر از انقلاب اول برشمردند.

2- مقطع جنگ تحميلي ، ركود يا اوج جنبش دانشجويي :
آغاز جنگ تحميلي همراه با آموزه هاي دل انگيز ايثار، جهاد و شهادت بيش از هر قشر ديگري نسل جوان دانشجو را به ميدان آورد. هر چند در اين دوران تحت تاثير جنگ و نيز به علت ركود منازعات سياسي حركتهاي دانشجويي در عرصه سياسي نمود چنداني نداشت، اما حضور جوانان در ميادين جنگ نقش تعيين كننده اي را ايفا كرد. به بيان ديگر در اين مقطع بيشترين جلوه جنبش دانشجويي در عرصه هاي دفاع از انقلاب اسلامي تجلي يافته بود كه بهترين تبلور بيداري دانشجويي بود.

3- پس از جنگ تحميلي تا خرداد 76 :
پس از پايان جنگ تحميلي و به ويژه با آغاز دهه 70، نظام اسلامي در معرض پاسخگويي به مطالبات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي جامعه قرار گرفت و به تبع آن دانشگاه نيز به عنوان يكي از بازوهاي سازندگي از اين مطالبات بي نصيب نماند. عدم همخواني نظام آموزشي حاكم بر دانشگاهها با فرهنگ خودي و به تبع آن عدم آشنايي عميق دانشگاه با روح و تفكر ديني، فقر فكري دانشگاهيان را در لحاظ نمودن مباني تفكر ديني در عرصه برنامه ريزي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آشكار نمود و از همه مهمتر بدليل عدم وجود تجربه تشكيل حكومت ديني در تاريخ ايران، دانشگاه از ارائه پاسخي متناسب با فرهنگ بومي و ايدئولوژي حاكم در نظام ديني، بازماند. ظهور تفكرات تكنوكرات در عرصه سازندگي بيش از هر چيز حاصل اين فقر فكري بود. در اين ميان گفتمان ليبرال دموكراسي غربي كه با روح نظام آموزشي دانشگاههاي ايران سنخيتي بسيار داشت، به عنوان عنصر پاسخگو به نيازهاي جامعه پا به عرصه دانشگاه نهاد. در عرصه هاي سياسي و اجتماعي نيز اين مكتب كه با زوال بلوك شرق در جهان حياتي دو چندان يافته بود، با ايجاد جريانهايي در سوق دادن مطالبات دانشجويي به سوي خواسته هاي متناسب با روح اين تفكر، يعني استقرار دمكراسي به شيوه غربي، نفي سلطه تفكر ديني و … بسيار تاثير گذار بود، مضاف بر آن جو حاكم بر دوران سازندگي و عدم توجه كافي به مسايل سياسي و فرهنگي نيز بستر مناسبي براي رشد اين جريانها را فراهم نمود.

4- پس از دوم خرداد 76 :
دوم خرداد 76 فصل نويني از تاريخ انقلاب اسلامي ايران را رقم زد. در پيدايش دوم خرداد صرف نظر از چگونگي ريشه هاي آن نمي توان نقش موثر جنبش دانشجويي را منكر شد. دوم خرداد بستر مناسبي را جهت عرض اندام جريانهاي مختلف فكري و ظهور احزاب و گروههاي سياسي فراهم كرد و انتظار آن بود كه اين تضارب آراء زمينه را براي يافتن راهكارهاي متناسب با فرهنگ خودي در مسير رفع معضلات جامعه بگشايد. اما مع الاسف برخي تماميت خواهي ها و انحصار گرايي ها در كنار سوء تدبير ها اين فرصت مناسب را به ميدان منازعات سياسي و تسويه حسابهاي گروهي مبدل ساخت و باز همچون گذشته دانشگاه را از اين تحفه « جامعه مدني » نوين، بي بهره ننهاد. سالهاي 76 تا 79 را مي توان دوران اوج فعاليتهاي دانشجويي پس از جنگ دانست. پروژه «پياده نظام سازي» از دانشجويان براي احزاب مختلف سياسي و به تشنج كشيدن دانشگاهها از پي هر غوغاي سياسي از برنامه هاي اصلي اين ساليان بود و متاسفانه جنبش دانشجويي نيز با فراموشي تجربه هاي تلخ گذشته به اين پروسه مهر تاييد نهاد. فاجعه كوي دانشگاه تهران در سال 78 و حوادث جاري پس از آن معلول نگاهي اينچنين به دانشگاه و دانشجو بوده است. ركود حاكم بر فعاليتهاي دانشجويي پس از سالهاي 78 و 79 هر چند بيانگر سرخوردگي دانشجويان از فعاليتهاي سياسي و احزاب و گروههاي مختلف بود اما به نظر مي رسد كه ريشه هاي اصلي حوادث گذشته همچنان در دانشگاهها باقي مانده است. حوادث اخير دانشگاهها به ويژه پس از صدور راي هاشم آغاجري از سوي دادگاه بدوي و وقوع اغتشاشات و نا آرامي هاي خرداد و تير 82 را مي توان نشانه هاي نمود مجدد اين ريشه ها دانست. تلاش براي به تعطيلي كشاندن دانشگاهها، ايجاد درگيريهاي تصنعي يا واقعي توسط هر گرايش سياسي، بر هم زدن جو دانشگاهها و … همگي حكايت از جرياني پنهان دارد كه مي كوشد بار ديگر براي قدرت نمايي در معادلات سياسي ، جنبش دانشجويي را در لواي دو قطبي نمودن هاي كاذب ، هزينه اهداف و منافع خود كند. آنچه بر جنبش دانشجويي ايران گذشته و آنچه فراروي اوست اين حقيقت را به خوبي نشان مي دهد كه تا زماني كه « جنبش دانشجويي » به « بيداري دانشجويي » بدل نگردد علي رغم قدرت تاثير گذاري آن بر تحولات در هر زمان، امكان انحراف و بازيچه قرار گرفتن آن وجود دارد، چرا كه لفظ «جنبش» در بردارنده مفهوم تحرك توام با انتقاد و اعتراض هميشگي است كه در زمانهاي مختلف بنا به افت و خيز آن، زمينه سوءاستفاده گروهها را هم فراهم مي كند، در حالي كه واژه « بيداري » مخالفت و يا موافقت متناسب با هر زمان و توام با آگاهي را با خود به همراه دارد. عدم درك معناي واقعي دانشگاه اسلامي و سياسي شدن دانشگاهها، عدم آشنايي دانشگاهيان با فرهنگ خودي و معضلات واقعي جامعه و در يك كلمه عدم همراهي شور و شعور در فعاليتهاي سياسي را مي توان به عنوان اصلي ترين ريشه هاي انحراف در مقاطع مختلف حيات جنبش دانشجويي ايران دانست. دور شدن از آرمانها و تكيه ناخودآگاه بر تامين منافع احزاب و گروهها به جاي كشف حقايق از ديگر آفات جنبش دانشجويي ايران بوده است. امروز يكي از مهمترين مسايل كه بايد درصدر مطالبات جنبش دانشجويي بيدار قرار گيرد استقرار عدالت اجتماعي و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض در جامعه است. علي الخصوص، كه با ورود قشر متوسط و پايين جامعه به دانشگاه در دهه70، مشابه دهه هاي 40 و 50 ، اميد به تحقق اين مهم دو چندان مي گردد. « دانشجوي جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاي مستضعف جامعه نباشد به عدالت اجتماعي و پر كردن شكاف طبقاتي به چشم يك آرزوي بزرگ و بي بديل مي نگرد. بايد هر پديده ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سوال قرار گيرد مسابقه رفاه ميان مسئولان ، بي اعتقادي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامه ريزان، ثروتهاي سر برآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند و… و خلاصه پديده بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت در دست كساني كه آمادگي دارند آن را هزينه114 كسب قدرت سياسي كنند …» (1) . هنگامي كه بهره وري نسل دانشجو از شور و نشاط جواني و بالاخره آرمان خواهي و حق جويي، با شعوري اين چنين همراه گردد، به جرات مي توان گفت كه « دشمن از شور و شعور جوانان ما ضربه اساسي خواهد خورد « (2)

 

*************************************************************
**********************************

 

صفحه يكرنگي(شعر دانشجويي)

همدلي

چه خوش باشد به هم عاشق بمانيم
كلام عشق را لايق بمانيم

چه خوش باشد ز غم بيگانه گرديم
به شمع خوشدلي پروانه گرديم

كه ما همزاد نور و آفتابيم
شب تاريك دل را ماهتابيم

چه خوش باشد به گمراهي نيافتيم
به دور از مهرباني ها نيافتيم

دلي كز مهرباني دور باشد
به رنگ سنگ خار و مور باشد

چنين دلبستگي او را نشايد
كه كهنه پينه بر ديبا نسازد

چرا اينگونه از هم دور بمانيم
به راهي چاه و ما چون كور بمانيم

»بيا تا قدر يكديگر بدانيم
كه تا ناگه ز يكديگر نمانيم«

بيا با يكدلي انديشه سازيم
بناي همدلي را ريشه سازيم

من وتو پيروان يك كتابيم
به قصد جان يكديگر نتازيم

بيا همراه هم پيمان ببنديم
كه ما پيمانه ي جانان پسنديم

نه هجران وفراق وشور ومستي
نه اين پيغام وصل و مي پرستي

نه دنبال وفاي بي وفايان
نه بردنبال آبي در بيابان

كه چون اندر بيابان آب اگر بود
در آن از شادي وسبزي اثر بود

دلي كز عشق دارايي ندارد
به گاه هجر كارايي ندارد

عنانش دست هر ناكس سپارد
ويا شايد به شيدايي گمارد

ولي روزي به خاري دل بدوزد
كه ذره ذره جانش را بسوزد

چرا اين گونه از هم دور مانيم
به راهي چاه وما چون كور مانيم

بيا همراه هم غمها بكاهيم
براي عشق يك معنا بسازيم

بگو معناي عشق غير از همين است؟
زبعدش بي گمان غم در كمين است

بسي شبها كه من فرياد كردم
زدست غم سخن بر باد كردم

كه اي شبگرد شبهاي غم افزا
تو همراه غم من بر كش آوا

زبان عشق اينك سوت وكور است
كه در دنيا كمي كمبود نور است

ولي معناي عشق هم روشنايي است
براي درد بي درمان دوايي است
براي درد من خود يك دوايي است


»علي بي غم«

____________________________________

اگر به خاطر فردا زندگي مي كني

اگر به خاطر فردا زندگي مي كني فردايي كه رويايي بيش نيست ، تنها چيزي كه مي تواني داشته باشي رويايي است كه واقعيت نيافته ، گذشته هم ديگر واقعي نيست ارزش گذشته در اين است كه توي كنوني را ساخته ، اين تنها بهايي است كه دارد بنابراين به جاي زندگي در گذشته ها يا سير در روياها در (اكنون ) زندگي كن

انتظارطلوع خسته ام از غروب پائيزي كاش مثل بهار برگردي
سوي دشت شقايق بي تاب كاش اي تك سوار برگردي

ديشب از غصه يك گل نرگس مثل ابر بهار مي گرييد
كاش تنها براي قلب او از همين لاله زار برگردي

چهر از قلب غريب و عاشق هست روزي از انتظار خواهد مُرد
هر چه از قلب تنگ خود گفتم عطر گلهاي نرگست را داشت

خاطر غنچه هاي نشكفته مي شود اي بهار برگردي

( زينب عليزاده ـ مديريت دولتي)

 

____________________________________

قانون عِشق

مدتي گشتيم در كانون عشق
خون دل من خوردم و دل خون عشق

قاف را جُستَم و شينش را وعَين
عاقبت خورديم ما هم نون عشق

دل نديدم چون دل خود بي شكيب
از سراپاي دلش مديون عشق

من به تركيب قديم اشك و درد
مي كنم تحليل چند و چون عشق

فرصتي مجنون اگر آرد به دست
خواهد از ليلاي خود معجون عشق؟!

بي وفايي ها بي دليها، بي دليل
عاشقان كردند وشد قانونِ عشق

گفتم از گرديدنِ ناكام دوست دست
غيري رفته در گردون عشق

(صونا مقدسي ـ مديريت)

 

____________________________________

پياله دل

نگاهم به دوردست هاست
به آن نقطه پر از آواز
كه در جزر ومدآن
دور از عالم نياز
دلتنگي ام را
احساسم را
به دست باد پاييزي مي سپارم
تامگر از پياله دلم
سخني به آسمان پر از راز
با سوز وگداز
برده باشد.

ه.ح (مديريت)

 

____________________________________

بازي عمر

زندگي چون خواب شيرين، مثل طوفان مي رود
 تا بجنبي قصه پايان بس گريزان مي رود

كودكي بودم به بازي غرق شادي هاوشوق
 ناگهان ديدم كه پايم لرزلرزان مي رود

بر خودم باليدم از نيروي دوران شباب
 غافل از جانم كه سوي درد و نقصان مي رود

زندگاني را بديدم بس درازا بس طويل
 خنده ام گيرد كنون بينم كه پايان مي رود

تيز بودم همچو شاهين، تند وبي پروا چو ببر
 بين كه شاهين كند همچون لاك پشتان مي رود

كوه گر بودي ز بن مي كندمش با تير و پتك
 بين سرم لرزان وپايم لنگ لنگان مي رود

حال خندي بر كمانم با غروراز روي سخر
 خنده بي حاصل مكن سروت به آن سان مي رود

گو كه خوابي بود وپايان شد به صبحي خواب خوش
 حيف وحسرت بر دلم هر حال وهرآن مي رود

كاش دل را مي سپردم هيچ دم غافل مباد
 چون جواني مثل سارق تيز و پنهان مي رود

تا گشودم چشم ديدم، زود رفت از دست من
گر كه جنبيدي گرفتي ورنه آسان مي رود

»مسعود آقازاده-مديريت بازرگاني83«

____________________________________

((عقيق صبر به زير زبان تشنه نَهَمْ))

رهبر معظم انقلاب در بيان شيفتگي ولايت حضرت ولي عصر (عج) و دلتنگي زيارت جمال آن نور الهي ، قطعه شعري سروده اند كه تقديم مي شود:

دلم قرار نمي گيرد از فغان،بي تو
سپند و ارزكف عنان دادهام ،بي تو

زتلخكامي دوران دلم نشد فارغ
زجام عيش لبي تر نكرد جان ، بي تو

چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلي
پر است سينه ام از انده گران ،بي تو

نسيم صبح نمي آورد ترانه شوق
سر بهار ندارد بلبلان،بي تو

لب از حكايت شب هاي تار مي بندم
اگر امان دهد چشم خون فشان ، بي تو

چو شمع كشته ندارم شراره اي به زبان
نمي زند سخنم آتشي به جان ، بي تو

ز بيدلي و خموشي چو نقش تصويرم
نمي گشايدم از بي خودي زبان، بي تو

از آن زمان كه فروزان شدم زپرتو عشق
چو ذره ام به تكاپوي جاودان ، بي تو

عقيق صبر به زير زبان تشنه نَهَم
چو يادَم آيد از آن شكر ين دهان ،بي تو

گزاره غم دل را مگر كنم چوامين
جدا زخلق به محراب جمكران ،بي تو

 

*************************************************************
**********************************

از دانشجويان جديدالورود چه خبر؟؟؟؟؟

خبري هم بشنويد از وروديهاي جديد دانشگاه . عده اي از دانشجويان ورودي جديدي از برگزاي نمايشگاه كلاسهاي رفع اشكال و نبود جا و صندلي براي حضور در كلاس دروس پيش دانشگاهي گلايه داشتند كه اين مشكلات باعث سرخوردگي برخي از آنان در ابتداي ورود به دانشگاه شده است. برخي نيز عطاي درس و استاد را به لقايش بخشيده اند . در جواب بايد گفت كه عزيزان اينجا دانشگاه پيام نور است هم دير يا زود دارد و هم سوخت و ساز!‌

 

*************************************************************
**********************************

حرف آخر

 نسيم وصال

حتما تا بحال براي شما نيز پيش آمده است كه براي آمدن يكي از عزيزانتان منتظر باشيد و سخت براي ديدنش لحظه شماري كنيد . در اين زمان چه حالي به شما دست مي دهد؟ بي قراري ، بي صبري و بي تابي سعي مي كنيد تا به نحوي خودتان را آماده پذيرايي هر چه بهتر و شايسته تر از او كنيد و از تمامي امكانات و موجوديشان براي پذيرايي هر چه شايان تر استفاده نمائيد. حال اگر اين ميهمان شما يكي از عزيزترين و بهترين بستگان شما باشد ، چه مي كنيد. عزيزي كه سالهاست او را نديده ايد و از او بي خبريد. مطمئنا لحظه رسيدن و وصال او به شما بهترين لحظه شما خواهد بود. و يا حتما پيش آمده كه شما در شهر و كاشانه خود باشيد،ولي لحظاتي باشد كه با وجود حضور همه باز احساس غربت و تنهايي و بي ياوري كنيد واحساس كنيد. گمشده اي داريد كه با وجود او مي توانيد بر همه غم و غصه ها فائق آييد. و اين احساس در روزها لحظه هاي خاصي بيشتر انسان را آزار مي دهد. ما مسلمانان و بويژه شيعيان وقتي كه غروب فرا مي رسد و يا وقتي كه روزهاي جمعه مي شود ، احساس مي كنيم كه انگار كه دلتنگ كسي هستيم و انگار منتظريم ،انگار درشهرو خانه خودمان غريبيم و بايد كسي بيايد و ما را از اين انتظار برهاند . آري ما انتظار شيرين آمدن عزيزي را مي كشيم كه به اعتقاد همه ما روزي خواهد آمد و به آلام همه ما رسيدگي خواهد كرد.خواهد كرد.ما دلتنگ نازنيني هستم كه عزيز تر از او كسي براي ما نيست .و روزهاي جمعه را به انتظارفرج او اشكهاي پنهان دلمان را بر گونه ها يمان سر ازير كرده وبراي ظهور هر چه زودتر او دعا ي فرج مي خوانيم . مي گويند او نيز ناظر همه اين اعمال است و روز هاي دوشنبه و پنجشنبه هر هفته را به حال شيعيان و منتظران خود مي گريد. به حال آنهايي كه هر ازچند گاهي از ياد او غافل شده وبيراهه مي روند .در حديثي از اين يوسف كنعان دلها آمده كه:»من هميشه و همه جا به ياد پيروانم هستم .«
آري او همه را مي بيند، همه كساني را كه ادعاي انتظار فرج او و دميده شدن نسيم عدالت را در كالبد خشك و بي روح اين دنياي خشكيده مي كنند .همه آنهايي كه ماسك زيبايي انساني را به صورت كشيده اند ولي در پشت آن نقاب زيبا باطني درنده خو و وحشي صفتانه را دارند و باز به فكر فريب همگان هستند .او خود ناظر همه ما ست .ناظر بر اعمال هر كسي كه فقط وفقط ادعاي انتظار را مي كنند ودر عمل جز ادعا هيچ ندارند و در حقيقت اين غايب هميشه حاضر به حال همان كسان مي گريد و افسوس مي خورد كه در آن لحظه زيباي فرج ،كه نسيم وصال در سراسرگيتي خواهد پيچيد همان افراد در نزد او رو سياه و شرمنده خواهند شد . پس چه زيباست كه خود را آماده ديدار يار كنيم . همانگونه كه بايد باشيم خود را آماده كنيم . خود را در ميان كوه پوشالين انديشه هاي باطلمان پنهان نكنيم تا با خيالي راحت در انتظار آمدن او باشيم.


«اللهُمَ عَجِل لِوَليك الفَرَجْ»

( مهدي حاجي زاده)
 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 8:15  توسط شوراي نويسندگان  | 
روي جلد شماره 12شناسه 12 

صاحب امتياز: بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي
 

مدير مسئول: هادي حقيق
زير نظر شوراي سردبيري
 

همكاران اجرايي: علي بي غم- محمد جنگي اقدم-احد رحماني- فهيمه حقيق- مريم مرادعليلو- سميه اكبرزاده


آدرس نشريه:
خوي،بلوار وليعصر(عج) ،خيابان دانشگاه،دانشگاه پيام نورخوي، دفتر بسيج دانشجويي تلفن2334557
Emaile:andishe_sabzekhoy@yahoo.com

طراح گرافيك:   dsnr: hadi_h222@yahoo.com

*************************************************************
**********************************

امام خميني(ره) :
اينجانب
از ملت شريف ايران تقاضا مي كنم كه در امر مهم و حياتي انتخابات رياست جمهوري سستي و بي تفاوتي نشان ندهند. انتظار دارم با شور و شعف به پاي صندوق هاي رأي رفته و دراين امر با جديت و علاقه به اسلام ، شركت كنند، كه خداوند متعال با آنان است و پيروزي نصيب ملّت شريف مسلمان است. هر قدمي كه براي اسلام بر مي داريد پيش خدا محفوظ است.

رهبر معظم انقلاب :
راهبرد
اساسي كه بايد مورد توجه و عمل همه قرار گيرد تلاش براي حضور حداكثري مردم در اين انتخابات است تا به فضل الهي با برگزاري يكي از انتخابات، بار ديگر حماسه اي ملي آفريده شود و دشمن از دست اندازي به ايران اسلامي و ملت سرافراز ايران مأيوس گردد. »مقام معظم رهبري«

*************************************************************
**********************************

يك قطره از دريا

هر كس به چيزي عشق ناروا ورزد، نابينايش مي كند، و قلبش را بيمار كرده، با چشمي بيمار مي نگرد، و با گوشي بيمار مي شنود. خواهش هاي نفس پردة عقلش را دريده، دوستي دنيا دلش را ميرانده است، شيفتة بي اختيار دنيا و بردة آن است و بردة كساني است كه چيزي از دنيا در دست دارند.
دنيا به هر طرف برگردد او نيز مي گردد، و هر چه هشدارش دهند از خدا نمي ترسد.
از هيچ پند دهنده اي شنوايي ندارد، با اين كه گرفتار آمدگان دنيا را مي نگرد كه راه پس و پيش ندارند و در چنگال مرگ اسيرند.
مي بيند كه آن بلاهايي را كه انتظار آن را نداشتند بر سرشان فرود آمد و دنيايي را كه جاويدان مي پنداشتند از آن ها جدا شده و به آن چه در آخرت وعده داده شده خواهند رسيد، و آن چه بر آنان فرود آيد وصف ناشدني است.
قسمتي از خطبه109 نهج البلاغه(خطبه الزهراء)

*************************************************************
**********************************

در پيشگاه تو

الها! در پيشگاه تو ايستاده ام و دست هايم را به سوي تو گشوده ام.
مي دانم كه در بندگي ات اهمال كرده ام و در طاعتت كوتاهي.اگر راه حياء مي پيمودم، بايستي از خواستن و دعا نمودن دست مي كشيدم. اما آنگاه كه شنيدم گناه كاران را به درگاهت فرا خوانده اي و به امتثال ندايت آمدم و به عواطف تو، اي مهربان ترين مهربانان.
الهي! به تو روي مي آورم با توسل به پيامبر (ص) برگزيده ات كه اجابت و شفاعت را به او بخشيدي و بر اهل طاعت، برتريش دادي و به وصي برگزيده اش كه نزد تو تقسيم كننده بهشت و دوزخ است؛ و به فاطمه (س) سيده زنان، و فرزندانش كه پيشوايان و جانشينان او يند و به تمامي فرشتگاني كه به وسيله اينان به تو روي مي آورند و آنان را شفيع خود قرار مي دهند كه اين خاندان خاصان درگاه تواند.
پس برايشان درود فرست و مرا از خاصان و دوستانت قرار ده و از اضطراب ملاقاتت در امان دار.
الهي! تويي تكيه گاه من در سختي ها و اميدم در مشكلات و زاد و توشه ام در همه امور.
پروردگارا! تو دهندة هر نعمتي، صاحب هر حاجت و منتهاي هر اميدي. فراوان ترين سپاس ها براي توست و برترين منت ها از آن تو. به نعمت تو كارهاي نيك كامل مي گردد.
اي كه به كارهاي نيك معروفي و موصوفي! مرا از كارهاي نيكت بهره مند ساز. تا از غير تو بي نياز گردم. به رحمتت اي مهربانترين مهربانان.
صفيحه الرضا(ع) ص42و116

*************************************************************
**********************************

سرمقاله

مطهري،عدالت اجتماعي و انتخابات آينده

ارديبهشت ماه يادآور سالروز شهادت مردي است كه بي ترديد بالاترين سهم را در شكل دادن هويت فرهنگي نسل ما و پي ريزي ساختار نظري انقلاب اسلامي به خود اختصاص داده است.

گذشت اين سال هاي طولاني كه اتفاقا تحولات بنيادين فراواني را نيز در خود جاي داده است، نه تنها از اصالت و كارآمدي انديشه مطهري نكاسته است، كه هر روز، بيش از گذشته آشكار مي شود كه راهي جز بازگشت به نظريه پردازي هاي آن استاد فرزانه وجود ندارد. به عقيده من، اين هم يكي از كرامات و سخنان شگفت و قابل تامل امام راحل است كه آثار او را "بي استثناء" خوب توصيف كرده و فرمودند: "من به دانشجويان و روشنفكران متعهد توصيه مي كنم كه كتاب هاي اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه هاي غيراسلامي فراموش شود." شگفتي اين هشدار در آن است كه در اولين سالگرد شهادت استاد مطهري ابراز مي شد؛ يعني هنگام اوج اقبال عمومي به آ ثار ايشان و زماني كه هيچ كس خود را بي نياز از سيراب شدن از چشمه هاي جوشان معرفت و راهنمايي مطهري نمي ديد. اينكه در آن اوضاع امام عزيز از وجود "دسيسه هاي غيراسلامي" براي فراموش كردن كتاب هاي اين استاد عزيز توسط بعضي از افراد پرده بر مي دارند، بي ترديد برخاسته از هوشمندي و بصيرت منحصربه فرد آن بزرگوار است و صد افسوس كه امروز نشانه هايي از موفقيت اين دسيسه ها ديده مي شود. اين نشانه ها نه فقط در مهجوريت نسبي آثار مطهري در ميان دانشجويان و روشنفكران، كه در انديشه و عمل كساني هم ديده مي شود كه اينك عهده دار برخي مناصب حكومتي هستند. يافتن اين نشانه ها و چاره جويي آنها تكليف مهم مراجع فكري جامعه است كه غفلت از آن زيان هاي جبران ناپذيري بر جاي خواهد گذاشت. اما از ميان همه اين نشانه ها كم رنگ شدن گفتمان عدالت اجتماعي مي تواند براي روزهاي سرنوشت سازي كه اكنون فراروي كشور و مردم ماست، درس آموز و سازنده باشد. جايگاه رفيع عنصر عدالت در منظومه فكري شهيد مطهري خود مي تواند موضوع پژوهشي گسترده باشد كه آثار آن حتي در فتاواي فقهي آن عزيز ديده مي شود. اما در خصوص رابطه عدالت اجتماعي با انقلاب اسلامي نيز نكته اي درخور درنگ و تامل است. از نظر مطهري عدالت اجتماعي، هم علت حدوث و هم علت بقاء انقلاب اسلامي است. او مي گفت: "تاكيد مي كنم اگر انقلاب ما در مسير برقراري عدالت اجتماعي به پيش نرود، مطمئنا به نتيجه نخواهد رسيد و اين خطر هست كه انقلاب ديگري با ماهيت ديگري جاي آن را بگيرد." او اصلي ترين انحراف حكومت در صدر اسلام را فاصله گرفتن از عنصر عدالت مي دانست و براي مثال معتقد بود: "يكي از نقطه ضعف هاي اساسي عثمان قوم و خويش بازي او بود؛ آن هم قوم و خويشي كه در دوره جاهليت با گونه اي از اشرافيت خو گرفته بودند. عثمان اولا نظام به اصطلاح اقطاعي را رايج كرد. يعني قسمت هايي از اموال عمومي را به كساني كه يا از خويشاوندانش بودند و يا از دوستان و طرفدارانش بخشيد. ديگر اينكه از بيت المال بخشش هاي فوق العاده بزرگي انجام داد و به اصطلاح امروز پرداخت هايش برحسب ارقام نجومي بود. به اين ترتيب در عرض ده، دوازده سال ثروتمنداني در جهان اسلام پيدا شدند كه تا آن زمان نظيرشان ديده نشده بود. از نظر سياسي هم باز پست ها و مقامات در ميان همان اقليت تقسيم مي شد و مي چرخيد." اما در نقطه مقابل علي عليه السلام بود: "او حكومت را براي اجراي عدالت مي خواست و همين شدت عدالت خواهي بالاخره منجر به شهادتش شد. دوره خلافت براي علي عليه السلام از تلخ ترين ايام زندگي او به حساب مي آيد، اما از نظر مكتبش او موفق شد بذر عدالت را در جامعه اسلامي بكارد. اگر علي عليه السلام به جاي آن دوره كوتاه، بيست سال خلافت مي كرد درحالي كه اگر نظام زمان عثمان همچنان باقي مي ماند امروز نه اسلام باقي مانده بود، نه علي عليه السلام، نه نهج البلاغه و نه اسمي از عدالت اسلامي، علي هم خليفه اي مي شد در رديف معاويه" ! آنچه استاد شهيد از اين تحليل نتيجه مي گيرد چيست؟ اين است كه: "روش علي عليه السلام به وضوح به ما مي آموزد كه تغيير رژيم سياسي و تغيير و تعويض پست ها و برداشتن افراد ناصالح و گذاشتن افراد صالح به جاي آنها بدون دست زدن به بنيادهاي اجتماع از نظر نظامات اقتصادي و عدالت اجتماعي، فايده اي ندارد و اثربخش نخواهد بود." نمونه عدالت اجتماعي در نظام سياسي همان است كه ايشان مثال زده اند؛ گردش انحصاري قدرت در دست گروهي اندك كه خداي ناكرده با "اشرافيت" هم "خو گرفته" باشند. جامعه ما آن وقت يك جامعه اسلامي خواهد شد كه درد هر فرد تنها درد خودش نباشد، بلكه درد همه مسلمان ها باشد." يكي ديگر از شاخصه هاي تحقق عدالت اجتماعي، تساوي همه افراد در برابر قانون است. رانت خواري قضايي نشانه دورشدن انقلاب ما از اهداف و شعارهاي اوليه است. آن روز كه صاحبان قدرت و اطرافيان آنها در برابر احكام جزايي و حدود الهي حاشيه امن پيدا كنند و با تمسك به بهانه هاي دروغيني چون "مصلحت" ، قانون در پاي "منفعت" افراد و جناح ها قرباني شود، زنگ خطري به صدا درآمده است كه نشنيدن آن نابودي همه چيز را درپي خواهد داشت. آنچه موجب هلاكت ماست اجراي عدالت نيست، فداكردن آن براي "منفعت" خويش، اما به نام "مصلحت" جامعه است. شنيدن اين داستان از زبان شهيد مطهري عبرت آموز است كه "در سال فتح مكه، زني مرتكب جرمي شده بود كه بايد مجازات مي شد. اتفاقاً اين زن كه دزدي كرده بود، وابسته به يكي از خانواده هاي بزرگ و جزو اشراف طراز اول قريش بود. وقتي بنا شد حد درباره اش اجرا شود و دستش را قطع كنند، غريو از خاندان زن برخاست كه: اي واي اين ننگ را چگونه تحمل كنيم. دسته جمعي به سراغ پيامبر رفتند و از او درخواست كردند كه از مجازات زن صرفنظر كند. فرمود: هرگز صرفنظر نمي كنم. هرچه كه واسطه و شفيع تراشيدند پيامبر ترتيب اثر نداد. در عوض مردم را جمع كرد و به آنها گفت: مي دانيد چرا امتهاي گذشته هلاك شدند؟ دليلش اين بود كه در اين گونه مسايل تبعيض روا داشتند. اگر مجرمي كه دستگير شده بود وابسته به يك خانواده بزرگ نبود و شفيع و واسطه نداشت او را زود مجازات مي كردند. ولي اگر مجرم شفيع و واسطه داشت، در مورد او قانون كار نمي كرد. خدا به همين سبب چنين اقوامي را هلاك مي كند. من هرگز حاضر نيستم در حق هيچ كس تبعيضي قائل شوم." مطهري داستان ديگري را هم نقل مي كند، اما نه از پيامبر و علي، بلكه از خليفه دوم:"مشهور است در وقتي كه عمروعاص حاكم مصر بود، روزي پسرش با فرزند يكي از رعايا دعوايش مي شود، در ضمن نزاع پسر عمروعاص سيلي محكمي به گوش بچه رعيت مي زند. رعيت و پسرش براي شكايت پيش عمروعاص مي روند، رعيت مي گويد پسرت به پسر من سيلي زده و طبق قوانين اسلامي ما آمده ايم تا انتقام بگيريم. عمروعاص اعتنائي به حرف او نمي كند و هر دو را از كاخ بيرون مي كند. رعيت غيرتمند و پسرش براي دادخواهي راهي مدينه مي شوند و يكسر به نزد خليفه دوم مي روند. در حضور خليفه رعيت شكايت مي كند كه اين چه عدل اسلامي است كه پسر حاكم، پسر مرا سيلي مي زند و حق دادخواهي را هم از ما مي گيرد. عمر دستور احضار عمروعاص و پسرش را مي دهد، بعد از پسر رعيت مي خواهد كه در حضور او سيلي پسر عمروعاص را تلافي كند. آنگاه رو به عمروعاص مي كند و مي گويد:"متي استعبدتم الناس و قد ولدتهم امهاتهم احراراً از كي تابه حال مردم را برده خودت قرارداده اي و حال آنكه از مادر آزاد زائيده شده اند." نقض عدالت اجتماعي در بخش بهره مندي از منابع مالي كشور كه امروز به رانت خواري اقتصادي نيز مشهور است، از ديگر مفاسد بنياديني است كه به نظر مطهري بدون تغيير آن تلاش هاي انقلاب بي نتيجه خواهد ماند. او باز هم از علي عليه السلام مثالي مي آورد كه در نامه ?? نهج البلاغه مي فرمايد: "آيا از خويشتن به اين خرسند باشم كه مرا امير مؤمنان بنامند، اما در ناگواري هاي مردم هم نفس نباشم؟" . استاد با تحليل اين نامه استنباط مي كند كه: "امام مي گويد: القاب و عناوين چه ارزشي دارد؟ مرد انقلابي اساسا پاي بند القاب و عناوينش نيست. چقدر بايد كوچك بود كه به اين لقب ها دلخوش كرد و در سختي هاي مردم شركت نكرد." البته زهد مالي مسئولان، به تنهايي كافي نيست. آنان يا نبايد عهده دار حكومت علوي شوند يا اينكه علاوه بر خود، مانع بهره مندي هاي نزديكان و فرزندان خود نيز باشند؛ بهره مندي هايي كه به ظاهر مشروع و قانوني است اما دست ديگران از آن كوتاه است و اينان تنها به دليل نسبت و قرابت و رابطه خويش از آن برخوردارند. "درباره علي (ع) نقل مي كنند كه روزي گردنبندي به گردن دخترش ديد، فهميد كه گردنبند مال او نيست، پرسيد اين را از كجا آورده اي؟ جواب داد؛ آنرا از بيت المال" عاريه مضمونه" گرفته ام يعني عاريه كردم و ضمانت دادم كه آنرا پس بدهم. علي فوراً مسئول بيت المال را حاضر كرد و فرمود تو چه حقي داشتي اين را به دختر من بدهي؟ عرض كرد يا اميرالمؤمنين اين را به عنوان عاريه از من گرفته كه برگرداند، فرمود به خدا قسم اگر غير از اين مي بود دست دخترم را مي بريدم. اين حساسيت هايي است كه ائمه و پيشوايان ما _ كه اسلام مجسم و معلمان راستين اسلام اصيل بوده اند _ در زمينه عدالت اجتماعي از خود نشان دادند. انقلاب اسلامي ما نيز اگر مي خواهد با موفقيت به راه خود ادامه دهد، راهي بجز اعمال چنين شيوه ها و بسط روش هاي عدالت جويانه و عدالت خواهانه در پيش ندارد." در اينجا ممكن است اين شبهه مطرح شود كه "اعمال چنين شيوه هايي موجب نارضايتي عمومي و برخلاف مصالح و منافع ملي است! اين همان توجيه غير وجيهي است كه سال ها است شنيده ايم. اين بهانه كه عدالت اجتماعي در گرو توسعه است و توسعه نيز با خود ريخت و پاش هايي دارد كه بايد تحمل كرد! با روح تعاليم اسلام ناسازگار است. علي عليه السلام نيز با همين مصلحت سنجي ها روبه رو بود ولي مي گفت اصولا آمدن من براي ازبين بردن همين بي عدالتي ها است.

از اين رو مي بينيم هنگامي كه انبوه جمعيت براي دعوت از آن حضرت گرد آمدند: علي عليه السلام از قبول خلافت امتناع مي كند براي اينكه به آنها بفهماند مساله فقط رفتن عثمان نيست. خيال نكنند عثمان رفته و كار تمام شده است. به خصوص افرادي كه در زمان عثمان بهره مند شده بودند خيال مي كردند با رفتن عثمان و آمدن علي (ع) بنا نيست در بنياد وضع اجتماعي تغييري حاصل شود، علي (ع) به مردمي كه براي بيعت با او آمده بودند فرمود:" افقها بسيار تيره شده و مه همه جا را فرا گرفته است. درست همانگونه كه در فضاي مه آلود برد ديدها كم مي شود، اكنون نيز كه افق مسايل اجتماعي تيره و تار است، عقل ها نمي توانند عمق مسايل را بيابند. مي گويند علي بيايد، ولي گويي فكر نكرده اند اگر علي بيايد چه بايد بكند و چه خواهد كرد. راه مستقيم ناشناخته مانده و مردم راه اسلام را فراموش كرده اند. از نو مي بايد راه اسلام را به مردم نشان داد. مردم اگر به اين دعوت پاسخ بگويم و خلافت را بپذيرم با شما آنچنان رفتار خواهم كرد كه خود مي دانم... "و بعد حضرت اشاره مي كند به مردمي كه بدون استحقاق پستها را اشغال كرده بودند و بدون استحقاق ثروت ها را جمع آورده بودند، و مي گويد:"تمام ثروت هايي را كه در زمان عثمان از مردم به ناحق گرفته شده است همه را مصادره خواهم كرد. اگرچه با آن ثروت ها زن گرفته باشيد و آنها را مهر زنان خود قرارداده باشيد... " آنگاه حضرت به نكته بسيار عجيبي اشاره مي كند. مي فرمايد: ان في العدل سعه. در عدالت ظرفيت و گنجايشي است كه در چيز ديگري نيست. گويا در آن هنگام عده اي از باب نصيحت به حضرت مي گفتند، اگر شما به اين صورت عمل كنيد، عده اي ناراضي و ناراحت مي شوند. علي در جوابشان اين كلام لطيف را فرمود كه: ان في العدل سعه. اگر ظرفي باشد كه همه گروه ها و همه افراد را در خود بگنجاند و رضايت همه را به دست آورد، آن ظرف عدالت است. اگر كسي با عدالت راضي نشد ظلم او را راضي نمي كند يعني خيال نكنيد كساني كه از عدالت ناراضي مي شوند اگر من عدالت را كنار بگذارم و به جاي آن ظلم را انتخاب كنم، آنها راضي خواهند شد. نه! اگر من بخواهم حرص او را ارضاء كنم او باز هم حريص تر مي شود. مرز، همان عدالت است. اشتباه است كه مرز عدالت را به نفع كسي بشكنم تا او راضي بشود." اينها نمونه اي از درس هاي ماندگار علي عليه السلام از زبان شهيد مطهري براي امروز و هر روز ما مسلمانان است؛ درس هايي كه بايد در هر لحظه، به ويژه لحظه هاي حساس انتخاب، در جان و دل ما زنده باشد. انتخابات آينده رياست جمهوري ازجمله مهم ترين اين مقاطع تاريخي است. شان و جايگاه رييس جمهور در نظام حقوقي و سياسي ما ايجاب مي كند تا در اين انتخاب مهم هوشيارتر از هميشه عمل كنيم. طبق اصل يكصد و سيزدهم قانون اساسي رييس جمهور، پس از رهبري عالي ترين مقام رسمي كشور است و مسئوليت اجراي قانون اساسي و رياست قوه مجريه را جز در اموري كه مستقيما به رهبري مربوط مي شود بر عهده دارد. تعيين وزيران و مديران عالي كشور، مديريت منابع مالي و انساني و نمايندگي كليت نظام و روابط خارجي ازجمله وظايف اوست. اين اختيارات وسيع ميزان تاثيرگذاري عميق بينش و منش رييس جمهور در سرنوشت كشور و انقلاب را آشكار مي سازد و اگر قرار است "عدالت اجتماعي" رمز اصلي بقاي انقلاب باشد، رييس جمهور بايد مظهر گرايش به عدالت و قاطعيت در اجراي آن باشد. رييس جمهور آينده بايد با تمام وجود باور داشته باشد كه حساسيت در اجراي عدالت اجتماعي رمز تداوم و بقاي انقلاب و نظام اسلامي ماست؛ سستي و تساهل در اجراي عدالت است كه مردم را ناراضي مي كند نه صلابت و قاطعيت در رفع فقر و فساد و تبعيض. در اين روزهاي حساس و در آستانه انتخابات سرنوشت ساز آينده تكرار اين هشدار استاد مطهري به جاست تا ما هم يقين كنيم: "انقلاب اسلامي ما نيز اگر مي خواهد با موفقيت به راه خود ادامه دهد، راهي بجز اعمال چنين شيوه ها و بسط روشهاي عدالت جويانه و عدالت خواهانه در پيش ندارد."


* نوشتار حاضر، متن تحريريافته سخنراني در يك جمع دانشگاهي است و مطالب داخل گيومه نيز نقل قول مستقيم از آثار استاد شهيد مرتضي مطهري است كه براي رعايت اختصار از ذكر منابع خودداري شده است.

*************************************************************
**********************************

دولت عدالت

1

كابينه اش آنقدر بزرگ بود كه من و تو هم از اعضاي آن بوديم!
صميمانه و بي غل و غش؛
همه را دعوت كرد و به راستي دعوت كرد.
خودش را نمي ديد و هيچ گاه از خود نگفت؛ از توانايي اش، علم اش استعدادش و ...
فقط در عمل نشان مي داد كه يك خدمتگزار است براي ملت بزرگ ايران اسلامي،
»يك خدمتگزار« نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم؛
بارها مي گفت: كابينه اي كه تشكيل داده، 36 ميليون عضو دارد. تمام مردم عضو كابينة او بودند!
و چه زود گرگان روبه صفت، او را در آتش كينه و نفرت خود سوزاندند. او و يار هميشگي اش را...
و مردم در حيرت و ناباوري پرواز رئيس جمهور و نخست وزيرشان را تا بالاترين نقطة آسمان نظاره گر بودند؛
و از آن پس بود كه رجائي و با هنر اسوةخدمت، محبت، صداقت، و صميميت شدند.
...اكنون دوباره مردان و زنان، پيران و جوانان شهري و روستايي منتظرند، منتظر تا رجاييِ دوم را به عنوان نه » رئيس جمهوري « ، كه؛ » خادم جمهوري « انتخاب نمايند.
و چه زيباست اين انتظار؛
كساني كه خود را در اين عرصه قرار مي دهند بايستي به رجايي اقتدا كنند. كسي كه ميل خدمت دارد بسم الله،
بايستي از مردم باشد، نه برتر از آنان كه ديگر به فكر آنها نخواهد بود.
فرزندي از سرزمين ايران اسلامي،
بايستي پرچم عدالت و پيشرفت را به دست گيرد؛
در قول و عمل خادم مردم باشد و نه رئيس آنها.
...و اين بار كابينه اي تشكيل دهد با 70 ميليون عضو تا همه در آبادي و سربلندي ايران اسلامي سهيم باشند.

*************************************************************
**********************************

شرايط رييس جمهور نهم

2

1. عدالت خواهي
1-1. عدالت همه چيز ماست
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار دانشجويان در ماه مبارك رمضان
»گفتمان عدالت، يك گفتمان اساسي است ، همه چيز ماست.منهاي آن، جمهوري اسلامي هيچ حرفي براي گفتن نخواهد داشت؛ بايد آن را داشته باشيم«.
2-1.شعار ملي
»هر چه مي توانيد، شعار اصلي عدالت و آنچه را مربوط به عدالت است، تقويت و همگاني و در ذهن ها تعميق كنيد و روي پشتوانه و فلسفة فكري آن كار كنيد«.
3-1. پرچم عدالت
»اين گفتمان را بايد همه گير كنيد؛ به گونه اي كه هر جرياني، هر شخصي، هر حزبي و هر جناحي سر كار بيايد، خودش را ناگزير ببيند كه تسليم اين گفتمان شود؛ يعني براي عدالت تلاش كند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگيرد؛ اين را شما بايد نگه داريد و حفظ كنيد؛ اين مهم است«.
4-1.علاج مشكلات
»در اين كشور بايد با فقر و فساد و تبعيض مبارزه شود.علاج مشكلات اين كشور اين است كه به طور جدي اجراي عدالت پيگيري شود؛ تبعيض برداشته شود؛ با فساد و فقر و به طور واقعي مبارزه شود؛ اين كارها، كارهاي قواي سه گانه است ؛اعم از قوة مجريه و قوة مقننه و قوة قضائيه. البته مهمترين بخش در اختيار قوه مجريه است.


2. كارآمدي

1-2.اقتضاي اين دوره

» البته اقتضاي اين دوره از نظام جمهوري اسلامي، اقتضاي كار بيشتر، انقلابي تر، مؤمنانه تر و همة امكانات را بيش از اين به ميدان آوردن است«.

2-2.كار مهمترين انگيزه

» آنچه مردم به آن علاقه دارند و عاشق آن هستند، اين است كه رئيس جمهوري سر كار بيايد كه مهمترين انگيزة او كار براي اين ملت باشد و در زمينه هاي اقتصادي، زير بنايي، فرهنگي ، علمي، اخلاقي، سياست خارجي و ساير زمينه ها كار كند و نشاط و شور و انگيزه داشته باشد؛ اين هم با ايمان امكان پذير است«.

3-2. افزايش كار آمدي نظام

» مردم دنبال كساني هستند كه بتوانند سطح كارآمدي نظام را افزايش بدهند و مشكلات مادي و معنوي مردم را حل كنند؛ اين خواست مردم است«.

4-2. چگونگي افزايش كارآمدي

» بايد به سمت زندگي علوي برويم؛ بايد روح زندگي علوي ـ يعني عدالت، تقوا، پارسايي، پاكدامني، بي پروايي در راه خدا و ميل و شوق به مجاهدتِ در راه خدا ـ را در خودمان زنده كنيم؛ بايد به سمت اينها برويم؛ اين اساس كار ماست. در آن صورت كارآمدي جمهوري اسلامي هم مضاعف خواهد شد«.

5-2. مسير كارآمدي

»آنچه ما مسؤولان احتياج داريم، اين است كه كارآمدي خود و نظام را افزايش دهيم. كارآمدي هم بايد در جهت تحقق خواستها و اهداف اسلامي باشد؛ در جهت پياده شدن و عيني شدن ارزشها در جامعه باشد«.

6-2. گشايش براي مردم

» مردم ايران آزمايش بزرگ انتخابات را هم در پيش دارد. ايران ظرفيت هاي بزرگي دارد؛ بيش ازهفتاد مليون جمعيت، با اين همه امكانات، با اين همه استعداد، با اين همه زمينة كار؛ كه در هر بخشي وقتي يك مدير خوب وجود دارد، انسان مي بيند چقدر كار در آنجا به وجود مي آيد و چه قدر گشايش براي مردم پيدا مي شود. در هر بخشي كه يك مدير دلسوز، كارآمد، مؤمن و انقلابي سر كار است، انسان آثار و بركات آن را مشاهده مي كند«.

7-2. شرايط كارآمدي

» هر كس مي خواهد با اين ملت و براي اين ملت كار كند، بايد داراي شجاعت، قوت قلب و در مقابل دشمنان داراي اعتماد به نفس باشد«.

*************************************************************
**********************************

نگفتن نگيد

2

از دودكش پيام نور دود سياه خارج مي شود!4

3اگر نگاهي به روند مسايل جاري دانشگاه داشته باشيم، آنچه كه بيشتر به چشم مي آيد اين است كه امورات دانشگاه از يك بي نظمي خاصي رنج مي برد ؛ به عنوان مثال از يك سو عدم حضور بعضي از اساتيد در كلاس هاي درس با اين علت كه دانشگاه به ما پول نمي دهد و يا اگر پولي هم مي دهد بسيار كم است ، باعث سردرگمي دانشجويان شده و از سوي ديگروجود كارمندانِ در شرف بازنشستگي مشكلات خاص خود را به وجود آورده است. امّا از اين مسايل مهمتر مشكل قديمي كمبود اعتبار و بودجه اين دانشگاه است. هر چند اين مشكل علت بسياري از ناكارامدي هاست ولي نبايد از آن سپر و مفرّي براي پاسخگويي مسئولين دانشگاه ساخته شود. از اين رو كارويژه برون يافت از اين »بحران« وجود مديريتي كاريزماتيك است كه قبل از هر چيز به احساس مسئوليت خود و مجموعه اش قدرت بخشد تا شايد اين دود سياه به سفيدي بگرايد.

*************************************************************
**********************************

خود را درآيينه ديدن

 امروز افزايش كيفيت آموزش عالي مورد توجه همگان است و از جايگاه بهبود كيفيت آموزش سخن گفته مي شود. همزمان با قرن 21 يا قرن دانايي محور، جامعه دانشگاهي ما براي گسترش فناوري هاي الكترونيكي و دانشهاي آموزشي با چالشهاي جديدي رودرروست. آموزش دانشجومحور، استفاده از فناوري هاي پيشرفته در آموزش و تحقيق ، آموزش از راه دور و ارائه خدمات تخصصي از چالشهايي است كه روبه روي دانشگاه است.
امروزه ، مقوله توسعه كشور را ملازم با توسعه آموزش عالي مي دانند. بايد گفت توسعه مبتني بر آموزش در صورتي محقق خواهد شد كه كيفيت هاي مناسبي را در سطح ملي و بين المللي احراز كنيم و اين موضوع مگر به ارزيابي صحيح و درست محقق نمي شود.
ارزيابي در حقيقت يك فرآيند ارزشيابي گروهي است كه به وسيله اعضاي درون سازماني صورت مي گيرد و قطعا منجر مي شود به گزارشي كه ماحصل آن پرداختن به نواقص و كاستي هاي موجود است.
در واقع ارزيابي كيفيت دانشگاهي مقدمه اي براي رتبه بندي دانشگاهي است. خبر خوب اينجاست كه جامعه دانشگاهي ما به منظور بررسي تمام محصولات و اعضاي دروني نظام آموزش عالي اقدام به ارزيابي دروني كيفيت دانشگاهي كرده است و در زمينه بازنگري دروس 70برنامه درسي را بازنگري كرده و به مرحله پاياني رسانده است.
البته بحث كيفيت دانشگاهي بحثي پيچيده است. كيفيت دانشگاهي از ديدگاه هاي مختلفي همچون ديدگاه مصرف كننده ، هيات علمي ، متخصصان حرفه اي در يك رشته ، كارفرما و بازار كار و نيز كيفيت از ديدگاه معرفت شناختي قابل تعريف است ؛ براي مثال از ديدگاه يك دانشجو كيفيت يك دوره دانشگاهي يعني اين كه استاد به من يك نمره خوبي بدهد و خيلي هم گرفتارم نكند؛ ولي آيا تعريف كيفيت اين است؟
از نظر هيات علمي ، كيفيت اين است كه اگر بالاترين سطح دانش اتفاق بيفتد كيفيت اعمال شده و طبيعتا از ديدگاه كارفرما دانشگاهي كيفيت دارد كه دانش توليد شده در آن به كار و فرآيند بازار كمك كند.
با توجه به توافق صورت گرفته در سطح بين المللي ، كيفيت را مناسب بودن براي هدف معين تعريف مي كنند، اما بايد ديد هدف چيست و دانشگاه و دوره آموزشي به چه منظور تشكيل شده است تا بتوانيم درباره سنجش كيفيت صحبت كنيم.
در دانشگاه ، ما با نظام دانشگاهي روبه رو هستيم كه بايد ديد درون داد آن يعني دانشجو و فرآيند رسيدن به هدف يعني برنامه ريزي درسي و بودجه و غيره چقدر به كار ما مي آيد و برون داد ما چقدر با هدف مطابقت دارد. با كمال تاسف سيستم پذيرش دانشجوي ما براي بسياري از اهداف ما نامناسب است.
اگر برون داد دانشگاه ، يعني دانش آموخته وارد اجتماع شود و بتواند در زمينه اي كه آموزش ديده شاغل شود، در اين زمينه مي توانيم بگوييم كيفيت مناسب بوده است ، ولي اگر برود و در زمينه ديگري كار كند، كيفيت نداريم.
با توجه به تحولات جهاني و الزمات ملي ، ارتقاي كيفيت دانشگاهي موضوعي حياتي است ، يعني همان قدر كه نان شب براي زندگي لازم است ، ارزيابي دروني دانشگاهي هم براي دانشگاه و دانشگاهيان لازم است.
جامعه دانشگاهي ما اگر اين كار را انجام ندهد سر را گرسنه بر بالين دانش مي گذارد و ممكن است كه صبح از خواب بيدار نشود.

منبع: جام جم

*************************************************************
**********************************

جوانان ! مثبت بينديشيد تا استعدادهايتان شكوفا شود

5

 شاد زيستن اين روزها كار راحتي نيست. خنديدن كه زماني راحتترين كار دنيا بود حالا نياز به انگيزه و محرك بيروني دارد. در واقع امروز برخي از جوانان تحت تاثير تربيت و دشواريهاي محيطي نگاه مثبتي به پيرامون خود ندارند و يا آن را نياموخته اند. اما چرا؟
قديمي ها مثال ديگري هم داشتند، آن ها هميشه مي گفتند: " بخند تا دنيا به روت بخنده" ، حرف قشنگي است. حالا اين كه ما چقدر عادت كرده ايم بخنديم و مشكلات بي پايه و اساس زندگي را مسخره كنيم موضوع ديگري است كه بايد قبل از اين كه افسردگي تمام وجودمان را بگيرد به آن توجه كنيم. خنديدن و شاد بودن كار سختي نيست اگر سعي كنيم بيشتر بخنديم و كمتر به مشكلات خود فكر كنيم آن وقت مي توانيم صورت زيباي زندگي را هم ببينم كار سختي نيست فقط سعي كنيم كمي لبخند را چاشني چهره كنيم!

افسردگي ها را جدي بگيريم
پايه و بنيان اساسي نقش جوانان در خانواده شكل مي گيرد در حقيقت فرزندان، سفراي خانواده هستند كه هر كدام دستاوردهاي فكري و فرهنگي كه در خانواده آموخته اند را به جامعه هديه مي كنند اگر نقش و آموزش خانواده ها مثبت باشد بدين ترتيب جوانان شادي و اثرات مثبت آن را براي جامعه به ارمغان مي آورند.

هر چند در اين ميان برخي كارشناسان نيز معتقدند: شادي از طريق ايمان وارد مي شود و اگر جوانان در اقشار مختلف ايمان خود را در زندگي تقويت كنند به طور حتم شاد زيستن را تجربه مي كنند. ضمن اين كه نقش والدين و خانواده نيزدر ايجاد روحيه شاد فرزندان خود مي تواند تا حد بسياري تاثير گذار است .
از طرفي بالا رفتن انتظارات جامعه و نسل جوان از خود ، و تلاش براي دستيابي به اين مطالبات از سوي ديگر منجر به شكاف بين انتظارات و امكانات شده و نارضايتي از عدم تحقق مطالبات بر منفي گرايي دامن زده است.و اين يعني پيدا شدن رد پاي افسردگي!

نتايج به دست آمده از تحقيقات صورت گرفته در دانشگاههاي مختلف به ما هشدار مي دهد كه حدود يك سوم دانشجويان آسيب پذيرند و بايستي اقدامات درماني و عملي مناسب در اين زمينه صورت گيرد زيرا جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعي معتقدند در صورتي كه علائم افسردگي به موقع تشخيص داده و درمان نشود ، ممكن است عواقب بسيار خطرناكي مثل "خودكشي" را به دنبال داشته باشد.

شايد يكي از مباحث جدي و در عين حال ضروري براي طرح و تفسير كه جامعه نسبت به آن بي توجه شده است ، مساله شادي و نشاط معقول افراد جامعه بوده كه مي بايست با آكنده شدن چنين فضايي در سطح جامعه و اجتماع از خود حساسيت نشان داد.

جامعه نيازمند نشاط است
براساس ديدگاههاي بزرگان و علماي دين نيز جامعه نيازمند نشاط و سرور است . آن گونه كه ائمه (ع) نيز با نشاط بودند و احكام دين را با نشاط انجام مي دادند و به افزايش شادماني جامعه تاكيد مي كردند و هيچگاه بيان نشده كه تمام نشاط ها به فساد و گناه مي انجامد، چرا كه دين راه نشاط بدون گناه را به بشر آموخته است و دينداران بايد اين راهها را بيابند و براي افزايش نشاط در جامعه بكوشند.

البته بايد در اين ميان بعضي سوء استفاده هايي كه در زمينه هاي مختلف از مفهوم شادي يا نشاط و رضايت خاطر جامعه و جوانان صورت مي گيرد را نيز فراموش نكرد. نشاط و شادماني در سطح ملي ، اساسا بخشي از ويژگي هاي فرهنگ يك كشور و يك جامعه است كه در كوتاه مدت با اعمال سياست گذاري هاي گوناگون ، تنها تا حدي مي توان در فرهنگ نشاط پذيري ملتها تغييرات مثبت و منفي ايجاد كرد. به عنوان مثال ديده شده است ملتهايي در اوج گرفتاريهاي ناشي از جنگ و بحرانهاي اقتصادي نيز روحيه پرنشاط ملي خود را از كف نداده و فراموش نكرده اند متقابلا چه بسيار ملتها و جوامعي هستند كه حتي با وجود گرايش اقتصادي و رفاه ملي و فقدان هرگونه تهديد جدي نيز ، نشاط و شادماني چنداني از خود بروز نمي دهند.

در هر حال آنچه از پيشينه تاريخي ملت ايران مشهود است ، نشان از اين دارد كه دست كم در چند سده گذشته عوامل ذهني و عيني ايجاد فرهنگ شادي و نشاط چندان در ملت ما فراهم نبوده و احياي روحيه شادابي و نشاط در سطح ملي و به خصوص قشر جوان به صورت نهادينه شده به كار فرهنگي و اقتصادي دراز مدتي نياز دارد.
انديشه جوان بايد شرايط پرورش داشته باشد

يك جامعه شناس در ارتباط با فقر نشاط و مثبت انديشي در ميان نسل جوان مي گويد: جوانان به هيچ عنوان طالب بي بند وباري ، هرج و مرج و فساد نيستند جوان انديشه ترقي و اصلاح و پيشرفت و در نتيجه سرفرازي و سربلندي جامعه اش را در عرصه گيتي خواستار است.

دكتر مهدي مهديزاده در ادامه مي افزايد: وقتي جوان نتواند انديشه و آمال و آرزو خود را به ثمر برساند ، طبعا به باغباني مي ماند كه باغ او خشكيده و ثمره سالها و روزها رنج و اميد او به نيستي و خشكي گراييده است . لذا بايد اين اجازه را داد كه انديشه ها پرورش يافته و جوانان حرف شان را بزنند و در محيط آرام و مساعد پرورش يابند.

وي مي گويد: شرايط و موقعيت هاي قابل پذيرش در جامعه خود را به هيچ وجه نبايد با جوامع بيروني تطبيق كنيم ، چراكه ممكن است معيارهاي مورد نظر در آن جوامع مطلوب جامعه ما نباشد.

قطبي شدن فقر و ثروت دليل عمده افسردگي
يك روانشناس نيز در اين خصوص مي گويد : اشتغال ، مسكن ، اعتياد و فرار مغزها هريك شاخصي است كه جنبه اي از اين بحران را نشان مي دهد و در كنار عوامل اقتصادي و اجتماعي ياد شده ، فقدان شرايط برابر براي شكوفايي استعدادها و توانايي هاي كساني كه خود را مستحق چيزي بيش از آنچه تحقق يافته است مي دانند، از عوامل شاخص در افسردگي جامعه به خصوص جوانان است

سهرابي مي افزايد: برخورد جوانان با زندگي برخوردي فعالتر است ولي لايه هاي سني بالاتر موقعيت تثبيت شده تري دارند كه مربوط به دوره هاي قبلي زندگي آنان است اما جوانان امروز در صدد ايجاد و شكل دادن به زندگي خود هستند از اين رو مشكل مورد بحث در مورد جوانان نمود آشكارتر و شديدتري بر جا مي گذارد.

وي مي گويد : پديده قطبي شدن فقر و ثروت در جامعه يكي ديگر ازعوامل افسردگي جوانان به خصوص براي جوانان با توقعات بالا شده است .

وي تصريح مي كند : در صورتيكه شهروندان در تامين سرنوشت خودشان مشاركت فعال داشته باشند ودر اين مشاركت احساس تاثير گذاري نمايند ، آن جامعه سرزنده ، پويا و شاداب خواهد بود همچنين براي از بين رفتن حس افسردگي و ايجاد اميد به آينده و شاداب زندگي كردن جوانان ، والدين نقش بسزايي مي توانند ايفا كنند.

به هر حال مثبت انديشي يعني نگاه كردن به نيمه پر ليوان زندگي و كساني در عرصه فعاليت ها موفق ترند كه نگاه اميدوارانه تري به پيرامون خود داشته باشند و به خود روحيه بدهند تا انگيزه پيشرفت در آنان پرورش يابد . در غير اين صورت چيزي جز رخوت ، انزوا و افسردگي نصيب آنها نخواهد شد.

*************************************************************
**********************************

استراحت رواني

»استراحت« معرفي حالتي از ارگانيسم است كه همراه با احساس آرامش و راحتي متجلي مي گردد. از نظر روانشناسي كلية رفتارها و كردارهاي ما چيزي جز تظاهرات خارجي، فعاليت هاي رواني، مخصوصا حالات عاطفي نيست.
روشهاي گوناگوني براي شيوة استراحت پيشنهاد شده است كه مهمترين آنها عبارتند از:

1ـ استراحت تدريجي:
در اين روش شخص اگر فكر خود را متمركز كند و تنها متوجه استراحت باشد، به حالت تسكين و استراحت خواهد رسيد.

2ـ استراحت خود به خود:
در اين روش از تلقين كمك گرفته مي شود و آن را به گونه اي جزء به جزء به موقع اجرا مي كنند.

گفتني است در اين روشها كه به منظور دستيابي به استراحت صورت مي گيرد، تمرينهاي مكرربه طوري كه تبديل به عادت شود و ورزشهاي ذهني كه بايد با دراز كشيدن همراه باشد، منجر به از بين بردن تحريكات خارجي و داخلي شده و موجب استراحت كامل مي گردد.

 پيش از اينكه ازجاي خود برخيزيد، در حال استراحت دراز بكشيد و عضلات خود را شل كنيد. در واقع چند دقيقه به حالت بي خبري درآييد.سپس با ده حركت دم و بازدم عميق به شست و شوي ريه و تعويض هواي ذخيره در ريه بپردازيد. بعد از كار معمولي يا روزانه و خستگي ناشي از آن، روي مبل به طور كامل استراحت كنيد و در اين حالت عضلات خويش را شل نمائيد.
حال اين تمرين را به مدت 5 دقيقه ادامه دهيد.

شبها قبل از خواب با خلاء فكري در حالي كه در تمام صفحة ذهنتان چيزي جز آرامش جسم و جان نقش نگرفته باشد، به استراحت كامل بپردازيد.

اين گونه استراحت در جهاز هاضمه و جهاز تنفسي و حتي ديگر اندامهاي بدن نيز اثر مي گذارد و سود بسياري دارد و در پي آن موجبات بروز حالتي كه تعادل روحي و جسمي ثمره آن است، فراهم مي آيد.

*************************************************************
**********************************

فيمينيسم؛ شيطان در قالب حقوق زن

6

فمنيسم براساس نفي ارزشهاي الهي و ناديده گرفتن تفاوتهاي حكيمانه در خلقت زن و مرد با اعتقاد به تساوي مطلق كامل زن و مرد در تمام ابعاد مي كوشد تا زنان مسلمان را به همان منجلابي بكشاند كه بسياري از زنان و خانواده هاي غربي در آن گرفتار آمده و به تباهي معنويت و هويت زنانه خويش معترف و در آرزوي بازيابي كانون پر مهر خانواده اند .
فمنيسم محصول عصر مدرن و تفسير حقوق و موقعيت و وظايف زن بر مبناي مفروضات اومانيستي است در ديدگاه اومانيستي عصر حاضر آدمي با نيازها و خواست و آرمان و تمايلات نفس حيواني و مادي اش به عنوان مبنا و معيار و مدار همه چيز پنداشته مي شود به تعبير فوئر باخ " براي بشر ، خدا همان بشر است " و مارتين هايدگر كه مي نويسد : " دوراني كه ما آنرا مدرن مي خوانيم با اين حقيقت تعريف مي شود كه انسان مركز و ملاك تمامي هستندگان است " اين اصالت دادن به نفس حيواني و مادي انسان به تعبيري كاملاً واضح همان تكبر نسبت به خدا و اين بار اين انسان است كه تكبر مي ورزد و طاعت خدا نمي كند و خود را از تكامل عالي انساني به سوي خداي بي نهايت و قدرت و علم بي نهايت و ولايت بر تمام عالم محدود به ارضاي هر چه بيشتر نفس حيواني اش مي كند و خداي را از جايگاه خدايي خارج مي سازد كه اين انسان نه بنده خدا بلكه دشمن خداست كه به جاي او خداوند خود نفسانيش را مطيع است برهمين اساس در عصر مدرن تعريفي اومانيستي و نفساني و ضد ديني از مقام و مرتبه و حرمت زن مطرح گرديد كه يكسره برخاسته از غايات ماترياليستي و ضد اسلامي تفكر مدرن است . فمنيسم در ابتداي نهضت در بعضي شاخه ها ، خواهان ايجاد شرايط و حقوقي در بعضي موارد شبيه مردان چون مالكيت بر حاصل كار و حق راي بودند كه كاملاً منصفانه و به حق بوده است اما مفروض غلط تئوريك آنها كمان مي كردند " برابري تساوي زن ومرد در تشابه حقوق و تكاليف آنهاست " باعث ناديده گرفتن روحيات و ظرفيتهاي متفاوت جنسي و جسمي و از عواملي كه تاثير عمده أي بر سرعت گرفتن فمنيسم ليبرال داشتند يكي صاحبان كارخانه ها و معادن زغال سنگ ( كه اين دوره اوج رونق گرفتن استفاده از زغال سنگ بود ) بودند كه با اضافه شدن زنان و حتي فرزندان خرد سال به نيروي كار ، باعث كاهش سطح دستمزدها و سود بيشتر براي خودشان مي شد به همين تبليغات گسترده اي دردفاع از فمنيسم داشتند . ديگر آن كه اغلب اشراف و ربا خواران و بانكداران و صاحبان صنايع در اواخر قرن 18 و آغاز قرن 19 ميل زيادي به فسق و فجور در محافل و سالنها و كلوپها داشتند و حضور گسترده زنان تحميق شده توسط اخلاقيات و افكار مدرن به تشفي اميال شهوت مدارانه آنها كمك شاياني كرد توصيفهايي از اين فسق فجور در ميان بورژوآها و اشراف و حتي طبقات فرو دست اجتماعي در اواخر قرن 18 و سراسر قرن 19 در آثار نويسندگان رئاليسني چون " گي دوهوپاسان " و" بالزاك " و " اميل زولا " به تفصيل آمده است . اساس تئوريك فمنيسم بر انكار وجود " طبيعت زنانه " يعني انكار وجود استعدادها و نيازهاي روحي و جسمي متفاوت است و ارائه تعريفي صرفاناسوتي ( دنيايي مآوي ) از زنان ، آن هم گاه در مقابل مردان و در حالتي خصمانه و معاندانه ، موجب انحراف عميق جنبش زنان غربي گرديده كه توازن فطري و سرشتي نظام روابط زن و مرد خانواده را به هم زده است . و خلاصه آنكه با ظهور رنسانس و آغاز دوران مدرن و ظهور عالم و آدمي جديد كه جاي خداوند ، انسان را محور همه ارزشها و بايدها و نبايدها قرار داد . ( اومانيسم ) مكتبها و گرايشهاي جديد فكري و فلسفي يكي پس از ديگري پا به عرصه جوامع نهادند و بشريت را به سوي خويش دعوت كردند . با آشكار شدن ضعف ، تناقض آميزي نا كارآمدي هر مكتب مكتب ديگري پا به عرصه مي نهاد و سرابي پس از سراب ديگر رخ مي نمود اكنون پس از گذشت 5 قرن از آغاز رنسانس و دوران مدرن ، منيت انگاري و نفي همه ارزشهاي مطلق به باور مسلط و مسطير در دنياي مدرن تبديل شده است . و محصول اومانيسم چيزي جز مچاله شدن و تحقير تمام عيار انسان نبوده است .
و عجب از كساني كه نام مسلمان برخود نهاده اند طوق بردگي اومانيسم و مكتبها و باورهاي زاده تفكر اومانيستي ( چون ليبراليسم ، دمكراسي اگزيستانسياليسم ، سكوراليسم ، پروتستانيسم و فمنيسم و …. ) بر گرده نهاده اند و ادعاي اصلاحات اسلامي مي نمايند .

براي مطالعه بيشتر درزمينه مباني فلسفي غرب معاصر و حقوق زن مي توانيد به منابع زير مراجعه كنيد : مباني نظري غرب مدرن ، شهريار زرشناس توسعه و مباني تمدن غرب ، شهيد سيد مرتضي آويني جايگاه اجتماعي زن از منظر اسلام ، مهدي نصيري

*************************************************************
**********************************


واكاوي افول جبهه دوم خرداد

يكي از سنت هاي الهي، سنت اقبال و ادبار است. در آموزه هاي ديني علل و عوامل گوناگون در اقبال و ادبار ملت ها به شخصيت ها، گروه ها و ملت ها مطرح شده است. ايمان و عمل صالح دو عنصر كليدي در آيات الهي در قبال و روي آوردن ملت ها به رهبران و احزاب مطرح شده است. در عرصه تحولات سياسي اجتماعي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز، ملت ايران به دنبال روزنه اي بوده تا به مقاصد خود دست يابند لذا در زماني شخصيت و يا جريان هايي چون جبهه دوم خرداد محبوب آنان مي گردد و در برهه ديگر جبهه اصولگرايان. آن چه در طول اين سالها به عنوان رفتار و موضع سياسي مردم اثبات گرديده اين بود كه مردم عاشق چشم و ابروي اشخاص و گروه ها نبودند بلكه آن ها مطالبات و خواسته هايي دارند كه درصدد تحقق آن ها مي باشند و لذا به دنبال چهره هايي مي باشند كه بتوانند گم شده شان را بيابند و با كسب اعتماد و رضايت آنان، مطالباتشان را عملياتي و اجرايي نمايند. آنچه در دوم خرداد اتفاق افتاد تجميع خواسته ها و انتظارات مردم در حل و فصل مشكلاتي بود كه در»عصر سازندگي« كارگزاران سازندگي به دليل عدم بهره برداري از الگوي بومي و اسلامي برنامه هاي اقتصادي كشور و تأثيرپذيري برنامه هاي اقتصادي از الگوهاي صندوق بين المللي پول و بانك جهاني و عدم اهتمام جدي به عدالت اجتماعي و مانور تجمل و انباشت ثروت آنان، و كمرنگ شدن مسايل فرهنگي و نيز افزايش شكاف هاي طبقاتي و در نتيجه فشار مضاعف بر توده هاي كم درآمد گريبانگيرشان شده بود. متأسفانه عدم عبرت گيري »جبهه اصلاح طلبان« از ادبار ملت به جريان مقابل آنان و نيز عدم پاسخگويي آنان به مطالبات و انتظارات اكثريت جامعه، از عوامل مهم رويگرداني مردم از جبهه دوم خرداد در »عصر اصلاحات« گرديد.

تغييرديدگاه هاي مردم و رويگرداني آن ها از جبهه دوم خرداد را بايد بيش از هر چيز در عملكرد و رفتار رهبران و فعالان سياسي به ويژه بخش افراطي سكولار آن جستجو كرد. نگاهي به فرآيند عملكرد جبهه دوم خرداد در طول هشت سال گذشته، نقش تعيين كننده اي در افول محبوبيت آنان در ميان اقشار گوناگون و اكثريت جامعه داشته است. شمارش معكوس محبوبيت و افول اعتماد آنان از انتخابات دومين دوره انتخابات شوراي اسلامي شهرو روستا در اسفند 81 شروع گرديد و تا انتخابات خانه احزاب در ارديبهشت 82 استمرار يافت و سرانجام در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در اسفند82 تثبيت گرديد. و النهايه اينكه صحنه انتخابات نهم رياست جمهوري در 27خرداد 84 فينال نهايي اصلاح طلبان در مانايي و يا واگذاري قوه مجريه به جريان هاي اصولگرا و يا مستقل خواهد بود.

با بررسي عملكرد جبهه دوم خرداد در ابعاد فرهنگي سياسي، امنيتي و... مي توان مهمترين مؤلفه هاي فروپاشي جبهه دوم خرداد را به صورت ذيل فهرست نمود:
1) تقابل با ارزش هاي ديني و انقلابي
2) تضاد ايدئولوژيك سردمدارا ن اين جبهه
3)اختلافات دروني در عرصه قدرت
4)غفلت از مطالبات حقيقي مردم
5) فقدان استراتژي
6) بحران در راهبرها
7) رفتارهاي اپوزيسيوني
8) رابطه سالاري(قوم تباري)
9) قانون گريزي و قانون شكني
10) رواج روحيه اشرافي گري و كاهش ساده زيستي


با عنايت به موارد فوق الذكر جبهه دوم خرداد با اذعان به واگذاري دو مركز مهم شوراها و مجلس ششم در طي دو انتخابات گذشته، ناچار گرديد به فكر دگرديسي و بازسازي نوين تشكيلاتي تن دهد و لذا با تغيير نام جبهه دوم خرداد به جبهه اصلاحات درصدد است اعتماد از دست رفته را به دست آورد و با توسعه جنبش هاي اجتماعي و تشكيلاتي، طراحي جنگ رواني عليه اصولگرايان و ايجاد فضاي دوقطبي در جامعه از انشقاق و واگرايي دروني جبهه دوم خرداد جلوگيري به عمل آورد و ضمن فرافكني و عدم پاسخگويي به مطالبات مردم و رهبري در سال هاي مسئوليتشان دردو دوره تصدي در قوه مجريه، به انسجام و وحدت دروني به منظور نايل آمدن به مشاركت حداكثري و هدفمند تلاش نمايد. چ

*************************************************************
**********************************

هواپيماي f14

هواپيماهاي اف14 كه در زماني جنگنده اي فوق مدرن به حساب مي آمد به تعداد 80 فروند در سال 1973 به ايران فروخته شدند كه هفتاد و نهمين تامكَت درست پيش از انقلاب به نيروي هوايي ايران تحويل داده شد. اف14 جنگده اي است كه صرفا براي دفاع هوايي استفاده مي شود و با داشتن موشك منحصر به فرد فينيكس(ققنوس) با بردي برابر 200 كيلومتر يكي از كارآماد ترين جنگنده ها در امر دفاع از ناوهاي هواپيما بر، پايگاه هاي هوايي و تاسيسات حساس زميني محسوب مي شود. ايران اولين استفاده كننده اف14در يك جنگ واقعي بود كه در طول جنگ با عراق تعداد 40 فروند هواپيماي عراقي را سرنگون كرد و تنها يك فروند اف14 ايراني در جنگ هوايي سرنگون شد. در طول جنگ، وجود يك اف14 كافي بود كه هواپيما هاي عراقي را مجبور به ترك هرچه سريع تر مخاصمه كند. امروزه ايران تعداد 50 تا 55 جنگنده اف14 را در اختيار دارد كه با بهينه سازي آنها، قادر به حمله به اهداف زميني نيز مي باشند.

1. هواپيماي اف14 جزو سلاح هاي استراتژيك آمريكا محسوب مي شود كه فروش آن به كشور هاي خارجي تنها منوط به اجازه كنگره امريكاست. تنها دليلي كه باعث فروش اين هواپيما به ايران شد همسايگي با اتحاد جماهير شوروي بود كه بطور دائم به حريم هوايي ايران تجاوز مي كرد و هواپيما هاي ايراني توانايي مقابله با سوخو 25 هاي روسي را نداشتند و آمريكا راهي جز فروختن هواپيماي اف 14 به ايران را نداشت.

2. به دليل تحريم نظامي ايران از سوي امريكا و نياز شديد ايران به قطعات يدكي در زمان جنگ تحميلي، ايران مجبور به خريد لوازم در بازارهاي سياه اسلحه بود. دلالان اسلحه نيز با دستبرد به انبارهاي امريكا لوازم مورد نياز را براي ايران تامين مي كردند. اين كار به جايي رسيد كه نيروي دريايي امريكا در سال 1987 ، به دليل كمبود لوازم يدكي كه به ايران فروخته شده بودند، مجبور به زمينگير كردن بيشتر اف14 هاي خود شد.

3. در اواخر جنگ تبليغات زيادي مبني بر عملياتي نبودن اف14 هاي ايران مي شد. در روز 22 بهمن سال 1366پرواز بيش از 25 جنگنده اف14 در آسمان تهران و در مقابل دوربين خبرگزاري هاي جهان خط بطلاني بر تبليغات منفي رژيم بعثي كشيد.

4. از من نشنيده بگيريد ولي ميگ 31 جايگزين اف14 هاي ايراني خواهد شد.

5. پس از جنگ، ايران با مهندسي معكوس موفق به ساخت قطعات و مهمات اف 14 شد كه از همه مهم تر ساخت موشك فينيكس بود كه اكنون در ايران با نام ستار-1 ساخته مي شود.

6. در اوايل انقلاب آمريكا از ترس اينكه مبادا هواپيما هاي ايران به چنگ روسيه بيافتد، در صدد باز پس گيري اف14 ها شد، عده اي هم در ايران به بهانه قرار دادن اينكه ايران كشوري اسلامي است و با ديگران جنگ ندارد و احتياجي به هواپيما هاي مدرن نيست قصد پس دادن اف14 ها را داشتند كه با قطع روابط ايران و امريكا اقدام آن ها عقيم ماند.|

7. بدون شك افتخار نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران جنگنده اف14 مي باشد كه با داشتن موشك هاي فوق دور برد هيچ مشابهي در منطقه ندارند.

8. در عمليات والفجر هشت كه به تصرف بندر فاو در عراق از سوي نيروهاي ايراني انجاميد، اف14 نقشي كليدي داشت. اف14 ها با هدف قرار دادن هواپيما هاي عراقي و دور نگاه داشتن آنها از صحنه نبرد و كنترل بلامنازع آسمان فاو، باعث شدند كه نيروهاي ايراني به سرعت در خاك عراق پيشروي كنند و بندر استراتژيك فاو را به تصرف خود درآورند.

*************************************************************
**********************************

مزيت نيروگاه هسته اي در ايران

در حال حاضر در كشورما سه نوع نيروگاه وجود دارد؛ توربين هاي بادي(منجيل)، نيروگاه هاي حرارتي و نيروگاه هاي آبي.
 اما مزيت نيروگاه هسته اي چيست كه ما سالهاست براي راه اندازي آن تلاش مي كنيم؟
طبق آمار رسمي توسط سازمان انرژي اتمي، اگر ما بتوانيم نيروگاه بوشهر را راه اندازي كنيم، سالانه 190ميليون بشكه نفت خام با ارزش اقتصادي 5ميليارد دلار صرفه جويي خواهيم كرد. همچنين از توليد 157هزار تن دي اكسيد كربن، 115تن ذرات معلق در هوا، 130 تن گوگرد، 50تن اكسيد نيتروژن جلوگيري خواهيم كرد و از همه مهمتر 7000 مگاوات به ظرفيت توليد برق كشوري اضافه خواهدشد. و اگر تجديد ناپذير بودن منابع سوخت فسيلي را نيز به آن اضافه كنيم، همين مزيت بزرگ باعث مي شود تا ما از هم اكنون به فكر بومي كردن اين فن آوري در كشور خود باشيم.

*************************************************************
**********************************

پروژه جهاني شدن

7

جهاني شدن مطلب چندان تازه اي نيست، اما اصطلاح»گلوباليزاسيون«در سالهاي اخير نمود عيني داشته است.عده اي آنرا يك پروژه سياسي واقتصادي ودر راستاي منافع غرب مي دانند و گروه ديگر آنرا پروسه ناميده اند .جهاني شدن به عنوان يك پروژه سياسي طبق سياستهاي آمريكا طراحي شده واين امر تهديدها وآفتهايي رابراي حاكميت و يكپارچگي جهان سوم به وجود آورده است.»جهاني سازي«، امروزه نه تنها عراق را ويران ساخته است بلكه بيم آن مي رود با ادامه اين پروژه ضمن تغيير بافت وساخت اجتماعي -اقتصادي، كل منطقه خاور ميانه را دستخوش نابساماني سازد .ارتش آمريكا تحت لواي مبارزه با استبداد ورژيم ديكتاتورو برقراري دموكراسي به ويراني سرمايه مردم عراق وغارت منابع آ ن مشغول هستند .تجاوز اخير آمريكا به عنوان تحت آموزه هاي جهاني شدن حوزه مداخله واعمال نفوذ از حوزه هاي مختلف سياسي، اقتصادي ، فرهنگي به حوزه جغرافيايي وتهديد حاكميت ملي كشورهاكشانده است. امروزه جهاني شدن بيشتر در شكل مخدوش نمودن اصل حاكميت ملي كشورهاي جهان سوم بروزكرده است. جهاني شدن به حوزه امنيتي دولتها رخنه نموده و محيط امنيت آنها را دچار تحول جدي ساخته است. جهاني شدن در عرصه امنيتي ضمن محدود نمودن حوزه نفوذ دولتها وتحت تاثير قرار دادن واژه وستفالي دولت، ملت، با سياستهاي دولتهاي موجودبه مبارزه جدي برخاسته است.در عصر جهاني شدن، دولتهابويژه جهان سوم نه تنهادر باره نيروهاي نظامي و امنيتي شان نگران هستند ، بلكه در اصل ثبات و پايداري سرزمين خويش نيز احساس ناامني مي كنند. يكي از ابزارهاي مهم جهاني شدن و به تبع آن محدود نمودن حاكميت دولتها دموكراسي است . برخي ها بر اين اعتقاد اند كه اولين نشانه جهاني شدن سرعت بخشيدن به فرايند دمكراتيك سازي دولتهاي جهان سوم مي باشد. به نظر مي رسد شرايط پس از جنگ سرد ، موجي از دموكراسي شدن را به همراه آورد. در بخش اول اين مقاله ضمن تبيين موضوع به تعريفي دقيق از جهاني شدن اشاره شد در بخش پاياني ضمن تمايز ميان جهاني شدن وجهاني سازي آمريكائي به اهداف آمريكااز پروسه جهان سازي اشاره مي شود. در ميان انديشمندان همچون»فوكوياما« پس از جنگ سرد و فرو پاشي اردوگاه شرق كمو نيسم، با واژه سازي هاي جعلي و استفاده از مفاهيمي همچون »پايان تاريخ« بر اين اعتقاد پافشاري مي كنند. از اين پس هر چقدر كشورها به سوي دموكراتيك شدن وليبرال شدن پيش روند گام اساسي را در عرصه پيوستن به جهاني شدن بر داشته اند.
در صورتي كه دموكراسي از مفاهيمي است كه از زمان قديم و در يونان باستان در دو شهر مهم آن يعني »آتن واسپارت« رايج بود و از آن به عنوان حكومت مردم برمردم ياد مي شد و از آنچه در مجامع و محافل غربي از آن به دموكراسي نوين يا آمريكائي ياد مي شد با ريشه يو ناني آن تفاوت هاي اساسي داشته است؛ مفهوم دموكراسي پيچيدگي ها و دشواريهاي خاص خود را دارد و متناسب با شرايط و مقتضيات زمان هر عصر متفاوت بوده است و برخي اصول دمكراسي را در زيرمي توان آورد :

1-آزادي 2- قانون 3- انتخابات آزاد 4- تفكيك قوا 5- مشاركت.

امروزه هر زمان از دموكراسي بويژه با بينش خاص آمريكائي بحث مي كنيم آموزه هاي زيادي خود نمايي مي كنند آموزه هايي از قبيل قدرت محدود و مقيد حاكمان ، مدت دار بودن قدرت مدار ، و قانونمداري وآمال شهروندان.در بعد عملي مي توان دموكراسي نوين آمريكائي را در صحنه داخلي عراق به عيان مشاهده نمود ، نيروهاي اشغالگر آمريكايي تحت لواي دمكراتيك سازي عراق و برقراري قانون ونظم در عراق ، بد ترين فجايع و جنايتها هاي بشري را در زندان ابو غريب مرتكب شده اند ، جالب اين جاست كه آمريكا تحت لواي اهرمهاي نظامي سعي دارد افكار عمومي منطقه را با ايده ها و بنيادهاي فكري غرب همسان وهمگن سازد . پس مي توان گفت امروزه آنچه واقعيت دارد جهاني سازي آمريكائي است، آمريكائي ها از طرق مختلف ودرراستاي به منصه ظهور رساندن اهداف شوم خويش مي خواهند ارزشهاي كليشه اي خويش را به جهان سوم تحميل كنند . پس بايد ميان جهاني شدن به عنوان يك پديده قابل احترام و جهاني كردن تمايز قائل شد . بيشتر پيشرفتهاي بشري خاص مردم غرب نيست بلكه نخبگان جهان سوم نيزدر آن سهيم هستند. جهاني شدن فرآيندي، در دهه گذشته به اوج خود رسيده است و تمام اشكال زندگي بشري را در نورديده است ولي آمريكائي ها با استفاده ازتكنولوژي برتر خويش در صدد رسيدن به منافع دراز مدت خود تحت لواي جهاني سازي هستند.


*************************************************************
**********************************

صفحه يكرنگي

نيلوفر

خدا را از ياد برده ايم
اينجا
دهستان موعود است
نگاه ها اندر نگاه
آشنايي فصل ختام روزهاست
خدا را از ياد برده ايم
شكوه شبنامة درد را
به اندك آبي فروخته ايم
چه آزاد
چه محبوس
خدا را در كوچه رها كرده ايم
دريغ از يك لحظه شرم!
تابوتي از نيلوفر
از خود
به قصد آشيانه ساخته ايم
مرگ
هراس
انتظار
جان مي سپارد
خاطره هايمان
در پس اين پرده هاي نقد
آري
واژة شعرمان
تركيبي
از دود نگاه هاست.

 ابوالفضل احمد زاده

____________________________________
 


هرچه هستي باش

با توام اي لنگر تسكين!
اي تكان‌هاي دل!
اي آرامش ساحل!
با توام
اي نور!
اي منشور!
اي تمام طيف‌هاي آفتابي!
اي كبود ارغواني!
اي بنفش‌آبي!
با توام اي دلشوره شيرين!
با تو ام
اي شادي غمگين!
با تو ام
اي غم!
غم مبهم!
اي نمي‌دانم!
هر چه هستي باش!
اما كاش...
نه، جز اينم آرزويي نيست:
هر چه هستي باش!
اما باش!

قيصر امين پور

____________________________________

اندوه شقايق

وقت آن است به اندوه شقايق نگران تر بشويم
ما كه ميراث زمانيم بيا دريابيم
تا به كي حبس كني خويش به تنهايي خود
دست تقدير شكسته است گرم بال و پرت
بشتاب اي منِ خود
تا بشكني بال و پرش
برسان خويش به آن جا كه نهد ارج به پيدا شدنت دست حضور
او كه رفته است
تو گو بر خود خويش كه كند باور خويش
زندگي چيست؟
فقط خواب بلند كه به بيدار شدن وقتي نيست
شايد هم پيش تر از سر زدن خورشيدت
پنجة مرگ پراند
از سر تو خواب گران
صونا مقدسي ( مديريت بازرگاني)

____________________________________

ردپاي تو

چشم انتظار مانده ام، هر جا غروب ها
خيره به جاده هاي مبهم فردا غروب ها
دل را هواي تو لبريز مي كند
مثل سپيده مي رسي حتي غروب ها
اي كاش ردپاي تو مي ماند دَر بَرم
بر ساحل صداقت دريا غروب ها
مثل همان دخترك بي قرار شعر
بي تاب ديدنم، ديدنِ بابا غروب ها
روزي بيا كه از اين جا سفر كنيم
شب نه، سپيده نه، تنها غروب ها
دل را كه آينة روشن تو بود
با خود ببر، شكسته از اين جا غروب ها
اشك است مي چكد از گونه ام هنوز
از خاطرم عبور كن امّا غروب ها
زينب علي زاده (مديريت دولتي)

 

*************************************************************
**********************************

شستشوي روح

8

حيف است كه انسان ، به خاطر اشتغالات روزمره و گرفتاري هاي درسي و شغلي، از رسيدن به خود غافل شود. اگر خستگي جسمي با تفريحات سالم و استراحت از بين مي رود، خستگي هاي روحي هم در سايه سار نيايش و دعا، به آرامش مي رسد. »آب« تشنگي جسم را مي زدايد و »اشك« تشنگي روح وجان را . نيايش، يكي از ضروري ترين نيازهاي زندگي است. قرآن كريم، بارها تاكيد كرده تا انسان ها در معبد نيايش ، سر بندگي و خضوع بسايند و با تهجد و دعا و ذكر و استغفار، بنده بودن خويش را به ياد آورند.
فرمان هاي »اعبدواالله« كه در قرآن كريم است، براي بيدار ساختن همين فطرت خداجويي است.
انسان تا »بنده« نشود ، »آزاد« نمي شود.
در پيشگاه خداوند، هر كه خاضع تر و بنده تر و خاكي تر باشد، عزيز تر و مقرب تر است.»ان الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته«(1)
آنان كه نزد پروردگار تو هستند ، از پرستش او متكبرانه سر بر نمي تابند . اگر زبان فطرت ما تجلي و ظهور يابد ، همان »عبادت« مي شود. بايد چند بار در روز ، روح را در »چشمة بندگي« شستشو داد و نهال فطرت را آبياري كرد عبادت هم اگر آگاهانه و عارفانه و با بصيرت باشد، غبار رذايل را از چهره جان مي زدايد و حجاب غفلت را اگر بر سراچه دلمان آويخته باشد ، كنار مي زند.
اصلا عبادت، نوعي سپاس به درگاه ولي نعمت ماست . در قرآن ، فرمان به »عبادت« و »شكر« را در آيه اي باهم آورده است : »و اعبدوه و اشكرواله«(2)
اگر دل را از غرور و عجب و خود خواهي و خود بيني پاك كنيم، تبديل به يك »آينه« مي شود و در اين آينه، نور خدا تجلي مي كند.
آلودگي دروني، غبار چهره جان است. آينه غبار گرفته، چهره اي تيره و غير شفاف را نشانمان مي دهد. تا بتواند جلوه گر نور گردد. عبادت، زمينه ساز توبه هم مي شود.
مي توان از »پل توبه« هم عبور كرد و به »وادي رحمت« قدم گذاشت. اين همه »مي توان« و »مي شود«، پيش روي ماست. تحقق آن هم به دست خود ماست. اگر ارزش وجودي خود را بشناسيم، خود را به تباهي نمي كشيم.
1ـ اعراف آية 206
2ـ عنكبوت آية17


*************************************************************
**********************************

 عبادت واقعي
عبادت به زيادي نماز و روزه نيست بلكه انديشيدن در امر پروردگار متعال است.

Imam reza(p.b.u.h)said:

True devotion not only means excessive saying of prayers and keeping fasts. One ought to meditate on the divinity profoundly.

*************************************************************
**********************************

اسراف لحظه ها

9

حديث جواني

خداوند به وجود جوان اهل عبادت مباهات مي كند.  
رسول اكرم(ص)-ميزان الحكمه

قدر و منزلت دو چيز را نمي شناسند مگر كسي آن ها را از دست بدهد، جواني و عافيت.
امام علي(ع)

در قيامت هيچ بنده اي قدم از قدم بر نمي دارد تا به اين پرسش ها پاسخ دهد: اول آن كه عمرش را در چه كاري فاني نموده است. دوم، دوره ي جواني را چگونه و در چه راهي سپركرده است.
رسول اكرم(ص)

اي گروه جوانان، شرف انساني و سجاياي اخلاقي خود را با آموختن ادب و دينتان را با فراگيري دانش محافظت نماييد.
امام علي(ع)

سلامتي، توانمندي، فراغت، جواني و نشاط خودت را فراموش مكن.
 امام كاظم(ع)
شما را سفارش مي كنم كه با جوانان به خوبي و نيكي رفتار كنيد، چرا كه آن ها قلب لطيفتري دارند.
رسول اكرم(ص)

عقل آدمي در بيست و هشت سالگي كامل مي شود.
امام علي(ع)
خداوند متعال به جواني كه ناداني نمي كند، با ديده ي تحسين نظر مي كند.
رسول اكرم(ص)

امتياز آدمي به عقل، و جمالش به مروت و جوانمردي است.
امام علي(ع)
دوست ندارم جواني را از شما مسلمانان ببينم مگر آن كه روز او به يكي از دو حالت آغاز شود؛ يا عالم باشد يا دانشجو.
امام صادق(ع)

هيچ چيز نزد خداوند محبوب تر از جوان توبه كار نيست.
رسول اكرم(ص)



گردآوري: مريم مرادعليلو(علوم تربيتي)

*************************************************************
**********************************

آذربايجان

10

در راه زندگاني

 جواني شمع ره كردم كه جويم زندگاني را
نجستم زندگانـــي را و گم كـردم جواني را
 

كنون با بار پيــري آرزومندم كه برگـردم
به دنبال جوانـــي كـوره راه زندگانــــي را
 

به ياد يار ديرين كاروان گم كـرده راهانـم
كه شب در خــواب بيند همرهان كارواني را
 

بهاري بود و ما را هم شبابي و شكر خوابي
چه غفلت داشتيم اي گل شبيخون جواني را
 

چه بيداري تلخي بود از خواب خوش مستي
كه در كامم به زهر آلود شهد شادمانـــي را
 

سخن با من نمي گوئي الا اي همزبـان دل
خدايــا بــا كـه گويم شكوة بي همزباني را
 

نسيم زلف جانان كو؟ كه چون برگ خزان ديده
به پاي سرو خود دارم هواي جانفشانـــي را
 

به چشم آسمانـي گردشي داري بلاي جان
خدايـــا بر مگردان اين بلاي آسمانـــي را
 

نميري شهريار از شعر شيرين روان گفتـن
كه از آب بقا جوييـــد عمــــر جاودانـي را

استاد شهريار

 

آرامگاه آخوند زين العابدين شيخ نوايي - خوي

در ابتداي محله شهانق و بلوار جديد الاحداث نوائي مقبره و بارگاهي وجود دارد كه مربوط به آخوند ملازين العابدين نوائي(متوفاي 1259ه.ق) چون در حدود هفده تن از علماي مشهور خوي نيز در آنجا به خاك سپرده شده اند و بدين سبب مزار وي مقبرة علماي خوي گرديده است، كه چند سال پيش به اهتمام و توليت مرحوم حاج شيخ جليل هنرور، مقبره و بارگاهي مناسب براي وي احداث گرديده، كه زيارتگاه عموم مردم است.
آخوند ملازين العابدين، از قرية نوائي است.عالمي فقيه، فاضل و متقي بوده، در حياتش مورد احترام قاطبة مردم بوده است و كرامات زيادي از وي مشاهده شده بود و بدين سبب، بعد از فوت، جنازه ايشان را در قبرستان قوچلو دفن نمودند و بارگاهي به آرامگاهش ساختند و زيارتگاه مردم گرديد.

 

ساختمان قديم شهرداري

بين خيابان هاي شريعتي و فرمانداري و در جنب شمالي حياط مسجد سيد الشهدا(ع) حياط بزرگي قرار گرفته است كه در وسط اين محوطة بزرگ ساختمان كهن و زيبايي واقع شده ، كه به ساختمان شهرداري معروف است. و در گذشته مورد استفادة حكمرانان و بزرگان شهر قرار مي گرفت. و آن را ارك يا ساختمان حكومتي مي نامند.
ساختمان در دو طبقة چوب پوش مي باشد و طبقة اول زيرزمين مانند است و در آن سبك معماري سنتي ، حكاكي ،حجاري، سنگ و گچ بريهاي زيبا و متنوع و نقاشي هاي جالب توجه و ستون هاي شكل دا ده شده وجود دارد كه همة اين هنرها، مورد توجه بودن آن را مشخص مي نمايد. در افواه عامه وجود دارد، كه معمار ساختمان شهرداري شخصي به نام »توانا« بود. سبك معماري و روايات مردم، اين بنا و احداث آن را به دورة سلسلة قاجاريه مي رساند و توسط شخصي به نام» لطفعلي خان« در دوران حكومت ناصرالدين شاه ساخته شده است.

*************************************************************
**********************************

علمي وگوناگون

روغن جامد ؛ عامل مؤثر در بروز سكته قلبي

 محققان معتقدند براي كساني كه تلاش مي كنند تا روغن جامد را از رژيم غذايي خود حذف كنند ؛ غذا خوردن در بيرون از منزل و رستوران ها مي تواند دردسرساز باشد. مثلا سيب زميني سرخ كرده و مرغ سوخاري كه بيشترين تقاضا را در ميان غذاهاي آماده دارد ، مملو از چربي هاي ترانس است كه براي سلامتي بدن بسيار مضر هستند. صنعت رستوران داري و fast food هر روز بيش از پيش به استفاده از اين چربي ها و روغنها روي مي آورند زيرا هم ارزان و به صرفه است و هم دسترسي و استفاده از آنها آسان مي باشد ، ضمن اين كه ماندگاري طولاني تري دارند. امروزه جايگزين هاي مناسبي براي روغنهاي جامد و چربي هاي ترانس در دسترس است ، چنانچه رستوران ها از چربي هاي جايگزين استفاده كننده ، سلامتي را براي قلب مشتريان خود به ارمغان خواهند آورد. پژوهشگران و پزشكان هشدارهاي بسياري در مورد استفاده از روغنهاي جامد (هيدروژنه) به اطلاع عموم رسانده اند ، زيرا مطالعات نشان مي داد كه ميان اين چربيها و سكته قلبي ارتباط مستقيمي وجود دارد. ضمن اين كه چربي ترانس موجود در روغن جامد باعث افزايش چربي بد خون (LDL) و كاهش چربي خوب خون مي شود و به عبارت ديگر كلسترول خون را بالا مي برد كه براي قلب بسيار مضر است. در طي عمل هيدروژنه ، چربيهاي گياهي مايع به جامد تبديل مي شوند ، هيدروژنه شدن چربيها باعث بوجود آمدن چربيهاي ترانس مي شود كه بسيار مضر هستند. از ابتداي سال جديد ميلادي تمام كارخانه هاي توليدكننده موادغذايي و محصولات مختلف موظف شدند كه مواد تشكيل دهنده و ميزان انرژي و كالري هر ماده را برروي آن ذكر كنند تا به اين ترتيب افرادي كه از مشكل چربي خون يا بيماري هاي قلبي رنج مي برند ، از موادي كه از روغنهاي هيدروژنه و جامد و چربيهاي ترانس تشكيل شده ، استفاده نكنند. طبق دستور و اطلاعيه پژوهشگران ، امروزه در بسياري از كيكها ، كلوچه ها ، چيپسها و پفكها از چربي ترانس استفاده نمي شود. ضمن اين كه بسياري از رستوران ها موظف هستند چربيهاي گياهي جامد را كلا از فهرست غذايي حذف كنند و غذاها را با استفاده از روغنهاي گياهي مايع و غيرهيدروژنه تهيه نمايند. البته ناگفته نماند كه تغيير برنامه غذايي آشپزخانه رستوران ها و استفاده از روغنهاي گياهي مايع خيلي مقرون به صرفه نيست ، اما پژوهشگران عقيده دارند چنانچه از روغنهاي مايع با كيفيت بالا استفاده شود و در كنار آن بتوان اندكي به مبلغ غذاها افزوده گردد ، خيلي بهتر از آن است كه سلامتي مشتريان به خطر افتد. با اين حال ، عده اي عقيده دارند كه حتي اگر رستوران ها به طور كامل چربيهاي ترانس و هيدروژنه را از برنامه غذايي خود حذف كنند ، هنوز عده كثيري از مردم از اين روغنها براي تهيه غذاهاي خود در منزل استفاده مي كنند ، ضمن آن كه بسياري از شيريني پزي ها هنوز هم در تهيه شيريني ها ، كيكها از روغنهاي جامد استفاده مي كنند كه نشان مي دهد متاسفانه در اين زمينه اطلاع رساني درستي صورت نمي گيرد. به هر حال پزشكان تاكيد دارند كه مصرف غذاهاي سرخ كردني و شيريني جات به ميزان زياد حتي اگر با روغن گياهي مايع تهيه شده باشد ، خيلي براي سلامت انسان مفيد نيست. بنابراين توصيه كرده اند كه در مورد مصرف اين مواد بيشتر فكر كنيد!

بهبود فشار خون با مصرف شكلات

 نتايج يك مطالعه نشان مي دهد شكلات تيره و نه نوع سفيد آن, هم فشار خون و هم حساسيت انسوليني را بهبود مي بخشد. به گزارش سايت هلث اند ايج محققان ايتاليايي دريافته اند كه شكلات تيره واقعا فشار خون را كاهش مي دهد و حساسيت انسوليني را بهبود مي بخشد. شايد علت اين باشد كه اين نوع شكلات حاوي تركيبات آنتي اكسيداني به نام فلاونوئيدهاست.
گروهي از مردان و زنان سالم هر روز به مدت دو هفته 100 گرم شكلات تيره و يا 90 گرم شكلات سفيد خوردند. سپس اين افراد هفت روز فاقد اين رژيم بوده و سپس به مدت 15 روز نوع ديگر را مصرف كردند. پس از مصرف شكلات تيره, فشار خون كاهش يافت و حساسيت انسولين بالا رفت. هيچ تغييري پس از مصرف شكلات سفيد مشاهده نشد, شايد به اين دليل كه محتواي شير آن با جذب فلاونوئيدها تداخل مي كند.
به هر حال شكلات سرشار از چربي و كالري است. يكصد گرم شكلات تيره يا سفيد حاوي 500 كالري انرژي است. اگر مايليد مقداري شكلات به رژيم غذايي تان بيفزاييد, بايد چيز ديگري را از غذايتان حذف كنيد تا از اضافه وزن جلوگيري نماييد.

چه چيزي باعث سر درد هنگام خوردن بستني يا نوشيدني هاي خيلي سرد مي شود؟

وقتي هر خوراكي كه به اندازه كافي سرد باشد به سقف دهان برخورد مي كند مركز عصبي را كه درست در بالاي كام قرار دارد تحريك مي كند.
وظيفه طبيعي اين مركز اين است كه دماي مغز را در حد مناسب نگه دارد و با كم وزياد كردن جريان خون گرم (از طريق انقباض و انبساط رگها )با تغييرات دما مقابله كند ولي تقريبا در 30 درصد مردم اين مركز مي تواند در برابر چنين تحريكي بيش از حد واكنش نشان بدهد وباعث گشادگي شديد رگهاي خوني سر شود اين اتفاق به طور لحظه اي فشار استخوانهاي سر را افزايش مي دهد و30تا 40 ثانيه سردرد شديد مانند ميگرن ايجاد مي كند اين پديده فقط در هواي گرم اتفاق مي افتد وخوردن همان بستني در هواي سرد هيچ سر دردي ايجاد نمي كند!. به هر حال بستني دوستان در زمستان مي توانند بي درد سر (سر درد )بستني بخورند كه معمولا با درد سر فراوان خودِ بستني پيدا مي شود!!

خنديدن يا نخنديدن ، مساله اين است

آيا خنده ، قلب انسان را سالم تر مي كند؟ شايد ايده مسخره اي به نظر بيايد ؛ اما امروزه پزشكان شواهد محكمي دارند كه اين نظريه را اثبات مي كند. يك مطالعه جديد نشان مي دهد شنيدن حتي يك لطيفه خنده دار مي تواند عملكرد عروق را بهبود بخشد. متخصصان علم پزشكي درباره اثرات استرس و فشار عصبي بر سلامت قلب هشدار داده اند و نتايج به دست آمده نگراني آنها را تاييد مي كند. وقتي در يك موقعيت دشوار قرار مي گيريم ، بدن هورمون هايي ترشح مي كند كه فشار خون را بالا مي برند. اين هورمون ها آدرنالين و نورآدرنالين هستند كه با انقباض عروق ، فشار خون را بالا مي برند. اگر فشار خون بالا درمان نشود ، مي تواند باعث بروز سكته يا حمله قلبي شود. پزشكان به اين گونه افراد توصيه مي كند ، در روز زمان بيشتري را به استراحت اختصاص دهند و فعاليت هاي فيزيكي را كه باعث از بين رفتن استرس مي شوند در زندگي خود جا دهند. اطلاعات زيادي درباره رفتارهاي رواني اجتماعي كه مي تواند براي سيستم قلبي عروقي بدن مفيد باشند ، وجود ندارد.

نقش تعليم در طول عمر

 تعليم و آموزش جدا از تاثيرات رواني اجتماعي و اقتصادي عمر انسان را نيز افزايش مي دهد.
ميدل ايست آنلاين نوشت: تحقيقي در دانمارك نشان مي دهد كه تعليم باعث سالم ماندن و عمر طولاني است.
اين تحقيق مي گويد: كساني كه به دنبال آموختن هستند كمتر غمگين مي شوند حال آن كه كساني كه در كودكي ترك تحصيل كرده اند به شدت گرفته و اندوهگين هستند. محققان مركز رسمي تحقيقات و مطالعات دانمارك مي گويند: افراد داراي تحصيلات عالي در سنين بالا نسبت به كساني كه تحصيلات عاليه ندارند بيشتر بيمار مي شوند.
اين تحقيق مي افزايد: تحصيل كرده ها 10 سال بيشتر از باقي مردم عمر مي كنند.

افرا عصباني بخوانند؛!

بوي گل تاثير عجيبي در فرو نشاندن خشم دارد .

پژوهشگران پيشنهاد مي كنند كه فرد عصباني چند قطره روغن گل را بر دستمال بريزد و چند دقيقه بطور عميق ان را ببويد .گلاب وروغن گل وگل خشك سه محصول گل اند كه مصرف پزشكي دارند0
از گلاب براي خوش عطر وبو كردن دستها وصورت وجلوگيري از پوسته شدن پوست بدن استفاده مي شود0روغن گل بسيار معطر و به رنگ زرد روشن است وگاهي اوقات سبز رنگ به نظر مي رسد.از زمانهاي قديم تا كنون از گل خشك شده براي بند آوردن اسهال وجلوگيري از خونريزي ريه ، سرفه و درمان زخمهاي حلق ودهان استفاده مي شود.كارشناسان بر اين باورند كه براي درمان بيماري هاي لثه و دهان مقداري گل خشك شده يا تازه را با كمي آب بجوشانيد وسپس صاف كنيد وپس از مخلوط كردن با كمي عسل آن را مصرف كنيد.

جلوگيري از سپيدي موي سر

 بر اساس نتايج پژوهش هاي جديد سبزي ها ، ميوه ها ، حبوبات ، تخم مرغ ، غذاهاي دريايي وگندم به سبب داشتن فلز روي از سفيد شدن زود هنگام موي سر كودكان ونوجوانان جلوگيري مي كند. مكملهاي غذايي حاوي فلز روي نيز براي درمان جوش غرور جواني مفيد است وكمبود هورمون رشد كودكان را جبران مي كند. ضعف دستگاه دفاعي بدن، اختلال در حس چشايي، خوب نشدن زخمها ، كاهش وزن و كم شدن بينايي از ديگر پيامدهاي كمبود روي در بدن است. با آزمايش ميزان اين فلز در خون مي توان ميزان احتياج بدن به مكملهاي غذايي حاوي اين فلز را دريافت. اكرم ساعد(علوم تربيتي)
 

شيشه اي كه به طور خودكار پاك مي شود

مهندسان دانشگاه »اوهايو« سرگرم بررسي خواص گياه نيلوفر آبي هستند تا بر اساس آن شيشه هايي بسازند كه به طور خودكار پاك مي شود. به گزارش INN ، پژوهشگران معتقدند؛ دست يابي به فن آوري ساخت سطوح بسيار ليز براساس خواص بافت برگ هاي نيلوفر آبي مي تواند به توليد شيشه هاي خودپاك شو و كاهش قابل توجه اصطكاك قطعات متحرك بسيار ريز در دستگاه هاي ميكروسكوپي كمك كند. سطح روغني و برگ هاي نيلوفر آبي به همراه ناهمواري و برجستگي هايي كه در سطح آن وجود دارد باعث مي شود تا آب به آن نچسبد و به صورت قطره قطره از روي آن سرازير شود. محققان دانشگاه»اوهايو« با جمع آوري اطلاعات مربوط به اين خاصيت موفق شده اند با استفاده از كامپيوتر بهترين حالت سطح غير چسبان را براي هر ماده طراحي كنند.
ليلا شفقت(ادبيات)


*************************************************************
**********************************

 

روشهاي صحيح مطالعه

11

نكاتي چند درمورد روشهاي صحيح مطالعه
بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :» ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم «يا »هرچقدرمي خوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم« و يا »10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم«. به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركرد تا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .
شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:
1- زمان مطالعه را كاهش مي دهد.
2- ميزان يادگيري را افزايش مي دهد .
3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.
4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.
براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا ، نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب، دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد . يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.
شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي خلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز
1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است و براي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .
2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .
3- حاشيه نويسي : اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.
4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را مي خوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بر روي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما باز هم بهترين روش براي خواندن نيست .
5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .
6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را مي خوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش مي دهد.شرايط مطالعه»بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه «:
شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :
1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.
2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .
3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .
4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.
5- استفاده صحيح از وقت : بنيامين فرانكلين: ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))
6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .
7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.
8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .
9 - ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است . 10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.
11 -درك مطلب: آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است . چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم ازآن مطلع باشند.
1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.
2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خو ن رساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته مي شود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند. 3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري ننمائيد.



*************************************************************
**********************************

شبيه سازي انسان از ديدگاه شهيد مطهري

يك زن مدير شركت كلونايد در 26 دسامبر سال 2002 اعلام كرد دختري با استفاده از سلول پوست 31 ساله خلق و از طريق سزارين سالم به دنيا آمده است . انتشار تولد اين نوزاد كه ( حوا ) نام گرفت با واكنشهاي ترديد آميز كارشناسان روبرور شده و بسياري از آنان احتمال دستيابي اين شركت را به توانايي خلق انسان شبيه سازي شده اندك دانسته اما خبر تولد دومين و سومين نوزاد شبيه سازي شده را نديده است !
كلو نينك يا باز سازي از نسخه اصلي اقدامهاي مهم در تاريخ علم است بخصوص در اين شيوه كه دانشمندان تلاش مي كنند تا با استفاده از سلولهاي غير جنسي تنها يكي از والدين ، موجودي برابر و شبيه به مادر خود خلق كنند كه اولين نمونه موفق اين اقدام تولد بره أي به نام دالي بود كه در سال 1996 در اسكاتلند با استفاده از انتقال سلول به دنيا آمد و در هفته هاي بعد نيز خبر مرگ آن اعلام شد تكثير غير جنسي در بسياري از گياهان وجود دارد اما اين كه تنها يكي از دو جفت بتوانند موجودي را با تمام صفات ژنتيكي شبيه خود بدنيا بياورند اتفاقي بود كه دالي را ايجاد كرد . واكنش اديان و علملي دين هاي مختلف در برابر شبيه سازي بسيار شديد بود آنان اين اقدام را دخالت در تقدير و تعدي به حوزه الهي دانسته اند فراي تبليغات اخلاقي و قانوني ( كلو نينك ) ديدگاه دانشمندان اسلامي در اين باره قابل توجه است متن زير جواب استاد مطهري است به نگراني هايي درباره منشاء خلقت انسان اين پاسخ بر گرفته از جلسات بحث و انتقاد پيرامون مساله معاد در انجمن اسلامي پزشكان بوده كه تاريخ آن به سال 1350 باز مي گردد يعني 34 سال پيش» شمانگراني تان از اين است كه نكند روزي يك موجود زنده و بالخصوص انسان را بسازند من نمي فهمم اين نگراني چه نگراني است ؟
اگر انسانها انسان را ساختند يا گياه را ساختند آنوقت مگر انسانها گياه را خلق كرده اند ؟ اين عالم قانوني دارد كه از آن تخلف نمي كند ، يعني اگر آن مجموعه شرايط مادي براي پيدايش يك گياه به وجود آيد اگر مجموع شرايط براي اينكه يك كودك متولد شود به وجود آيد ( به هر وسيله به وجود آيد مي خواهد انسان آنرا به وجود بياورد يا عوامل طبيعي ) محال است كه او بوجود نيايد . هر چه در اين جهان پيدا شود ( مي خواست به دست انسان پيدا شود و يا به دست ديگري ) خارج از قانون خلقت نيست مگر الآن انسانها انسان نمي سازند . همين الآن هم انسانها انسان مي سازند الآن هم موت و حيات به دست انسانهاست يعني يك زن وشوهر بخواهند يك بچه به وجود بيايد ، به وجود مي آيد و اگر نخواهند بوجود بيايد بوجود نمي آيد پس بگوئيم اينها در كار خدا دخالت كرده اند ؟ اگر انسانها انساني را بسازند از همان قانون موجود خلقت استفاده مي كنند بنابراين مسئله روح هيچ وقت با اين حرفها باطل نمي شود كه مثلاً اگر روزي بشر قا