تبليغاتX
نشریه الکترونیکی اندیشه سبز
بسم الله الرّحمن الرّحيم «»«»«» به وبلاگ اولين نشريه دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي خوش آمديد «»«»«» اين نشريه از تمامي دانشجويان عزيز دعوت به همكاري مي نمايد «»«»«» انديشه سبز ؛ نشريه اي متفاوت
 
نشریه الکترونیکی اندیشه سبز
 
 
نشریه فرهنگی، سیاسی، دانشجويي و صنفی
 
روي جلد شماره 12شناسه 12 

صاحب امتياز: بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي
 

مدير مسئول: هادي حقيق
زير نظر شوراي سردبيري
 

همكاران اجرايي: علي بي غم- محمد جنگي اقدم-احد رحماني- فهيمه حقيق- مريم مرادعليلو- سميه اكبرزاده


آدرس نشريه:
خوي،بلوار وليعصر(عج) ،خيابان دانشگاه،دانشگاه پيام نورخوي، دفتر بسيج دانشجويي تلفن2334557
Emaile:andishe_sabzekhoy@yahoo.com

طراح گرافيك:   dsnr: hadi_h222@yahoo.com

*************************************************************
**********************************

امام خميني(ره) :
اينجانب
از ملت شريف ايران تقاضا مي كنم كه در امر مهم و حياتي انتخابات رياست جمهوري سستي و بي تفاوتي نشان ندهند. انتظار دارم با شور و شعف به پاي صندوق هاي رأي رفته و دراين امر با جديت و علاقه به اسلام ، شركت كنند، كه خداوند متعال با آنان است و پيروزي نصيب ملّت شريف مسلمان است. هر قدمي كه براي اسلام بر مي داريد پيش خدا محفوظ است.

رهبر معظم انقلاب :
راهبرد
اساسي كه بايد مورد توجه و عمل همه قرار گيرد تلاش براي حضور حداكثري مردم در اين انتخابات است تا به فضل الهي با برگزاري يكي از انتخابات، بار ديگر حماسه اي ملي آفريده شود و دشمن از دست اندازي به ايران اسلامي و ملت سرافراز ايران مأيوس گردد. »مقام معظم رهبري«

*************************************************************
**********************************

يك قطره از دريا

هر كس به چيزي عشق ناروا ورزد، نابينايش مي كند، و قلبش را بيمار كرده، با چشمي بيمار مي نگرد، و با گوشي بيمار مي شنود. خواهش هاي نفس پردة عقلش را دريده، دوستي دنيا دلش را ميرانده است، شيفتة بي اختيار دنيا و بردة آن است و بردة كساني است كه چيزي از دنيا در دست دارند.
دنيا به هر طرف برگردد او نيز مي گردد، و هر چه هشدارش دهند از خدا نمي ترسد.
از هيچ پند دهنده اي شنوايي ندارد، با اين كه گرفتار آمدگان دنيا را مي نگرد كه راه پس و پيش ندارند و در چنگال مرگ اسيرند.
مي بيند كه آن بلاهايي را كه انتظار آن را نداشتند بر سرشان فرود آمد و دنيايي را كه جاويدان مي پنداشتند از آن ها جدا شده و به آن چه در آخرت وعده داده شده خواهند رسيد، و آن چه بر آنان فرود آيد وصف ناشدني است.
قسمتي از خطبه109 نهج البلاغه(خطبه الزهراء)

*************************************************************
**********************************

در پيشگاه تو

الها! در پيشگاه تو ايستاده ام و دست هايم را به سوي تو گشوده ام.
مي دانم كه در بندگي ات اهمال كرده ام و در طاعتت كوتاهي.اگر راه حياء مي پيمودم، بايستي از خواستن و دعا نمودن دست مي كشيدم. اما آنگاه كه شنيدم گناه كاران را به درگاهت فرا خوانده اي و به امتثال ندايت آمدم و به عواطف تو، اي مهربان ترين مهربانان.
الهي! به تو روي مي آورم با توسل به پيامبر (ص) برگزيده ات كه اجابت و شفاعت را به او بخشيدي و بر اهل طاعت، برتريش دادي و به وصي برگزيده اش كه نزد تو تقسيم كننده بهشت و دوزخ است؛ و به فاطمه (س) سيده زنان، و فرزندانش كه پيشوايان و جانشينان او يند و به تمامي فرشتگاني كه به وسيله اينان به تو روي مي آورند و آنان را شفيع خود قرار مي دهند كه اين خاندان خاصان درگاه تواند.
پس برايشان درود فرست و مرا از خاصان و دوستانت قرار ده و از اضطراب ملاقاتت در امان دار.
الهي! تويي تكيه گاه من در سختي ها و اميدم در مشكلات و زاد و توشه ام در همه امور.
پروردگارا! تو دهندة هر نعمتي، صاحب هر حاجت و منتهاي هر اميدي. فراوان ترين سپاس ها براي توست و برترين منت ها از آن تو. به نعمت تو كارهاي نيك كامل مي گردد.
اي كه به كارهاي نيك معروفي و موصوفي! مرا از كارهاي نيكت بهره مند ساز. تا از غير تو بي نياز گردم. به رحمتت اي مهربانترين مهربانان.
صفيحه الرضا(ع) ص42و116

*************************************************************
**********************************

سرمقاله

مطهري،عدالت اجتماعي و انتخابات آينده

ارديبهشت ماه يادآور سالروز شهادت مردي است كه بي ترديد بالاترين سهم را در شكل دادن هويت فرهنگي نسل ما و پي ريزي ساختار نظري انقلاب اسلامي به خود اختصاص داده است.

گذشت اين سال هاي طولاني كه اتفاقا تحولات بنيادين فراواني را نيز در خود جاي داده است، نه تنها از اصالت و كارآمدي انديشه مطهري نكاسته است، كه هر روز، بيش از گذشته آشكار مي شود كه راهي جز بازگشت به نظريه پردازي هاي آن استاد فرزانه وجود ندارد. به عقيده من، اين هم يكي از كرامات و سخنان شگفت و قابل تامل امام راحل است كه آثار او را "بي استثناء" خوب توصيف كرده و فرمودند: "من به دانشجويان و روشنفكران متعهد توصيه مي كنم كه كتاب هاي اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه هاي غيراسلامي فراموش شود." شگفتي اين هشدار در آن است كه در اولين سالگرد شهادت استاد مطهري ابراز مي شد؛ يعني هنگام اوج اقبال عمومي به آ ثار ايشان و زماني كه هيچ كس خود را بي نياز از سيراب شدن از چشمه هاي جوشان معرفت و راهنمايي مطهري نمي ديد. اينكه در آن اوضاع امام عزيز از وجود "دسيسه هاي غيراسلامي" براي فراموش كردن كتاب هاي اين استاد عزيز توسط بعضي از افراد پرده بر مي دارند، بي ترديد برخاسته از هوشمندي و بصيرت منحصربه فرد آن بزرگوار است و صد افسوس كه امروز نشانه هايي از موفقيت اين دسيسه ها ديده مي شود. اين نشانه ها نه فقط در مهجوريت نسبي آثار مطهري در ميان دانشجويان و روشنفكران، كه در انديشه و عمل كساني هم ديده مي شود كه اينك عهده دار برخي مناصب حكومتي هستند. يافتن اين نشانه ها و چاره جويي آنها تكليف مهم مراجع فكري جامعه است كه غفلت از آن زيان هاي جبران ناپذيري بر جاي خواهد گذاشت. اما از ميان همه اين نشانه ها كم رنگ شدن گفتمان عدالت اجتماعي مي تواند براي روزهاي سرنوشت سازي كه اكنون فراروي كشور و مردم ماست، درس آموز و سازنده باشد. جايگاه رفيع عنصر عدالت در منظومه فكري شهيد مطهري خود مي تواند موضوع پژوهشي گسترده باشد كه آثار آن حتي در فتاواي فقهي آن عزيز ديده مي شود. اما در خصوص رابطه عدالت اجتماعي با انقلاب اسلامي نيز نكته اي درخور درنگ و تامل است. از نظر مطهري عدالت اجتماعي، هم علت حدوث و هم علت بقاء انقلاب اسلامي است. او مي گفت: "تاكيد مي كنم اگر انقلاب ما در مسير برقراري عدالت اجتماعي به پيش نرود، مطمئنا به نتيجه نخواهد رسيد و اين خطر هست كه انقلاب ديگري با ماهيت ديگري جاي آن را بگيرد." او اصلي ترين انحراف حكومت در صدر اسلام را فاصله گرفتن از عنصر عدالت مي دانست و براي مثال معتقد بود: "يكي از نقطه ضعف هاي اساسي عثمان قوم و خويش بازي او بود؛ آن هم قوم و خويشي كه در دوره جاهليت با گونه اي از اشرافيت خو گرفته بودند. عثمان اولا نظام به اصطلاح اقطاعي را رايج كرد. يعني قسمت هايي از اموال عمومي را به كساني كه يا از خويشاوندانش بودند و يا از دوستان و طرفدارانش بخشيد. ديگر اينكه از بيت المال بخشش هاي فوق العاده بزرگي انجام داد و به اصطلاح امروز پرداخت هايش برحسب ارقام نجومي بود. به اين ترتيب در عرض ده، دوازده سال ثروتمنداني در جهان اسلام پيدا شدند كه تا آن زمان نظيرشان ديده نشده بود. از نظر سياسي هم باز پست ها و مقامات در ميان همان اقليت تقسيم مي شد و مي چرخيد." اما در نقطه مقابل علي عليه السلام بود: "او حكومت را براي اجراي عدالت مي خواست و همين شدت عدالت خواهي بالاخره منجر به شهادتش شد. دوره خلافت براي علي عليه السلام از تلخ ترين ايام زندگي او به حساب مي آيد، اما از نظر مكتبش او موفق شد بذر عدالت را در جامعه اسلامي بكارد. اگر علي عليه السلام به جاي آن دوره كوتاه، بيست سال خلافت مي كرد درحالي كه اگر نظام زمان عثمان همچنان باقي مي ماند امروز نه اسلام باقي مانده بود، نه علي عليه السلام، نه نهج البلاغه و نه اسمي از عدالت اسلامي، علي هم خليفه اي مي شد در رديف معاويه" ! آنچه استاد شهيد از اين تحليل نتيجه مي گيرد چيست؟ اين است كه: "روش علي عليه السلام به وضوح به ما مي آموزد كه تغيير رژيم سياسي و تغيير و تعويض پست ها و برداشتن افراد ناصالح و گذاشتن افراد صالح به جاي آنها بدون دست زدن به بنيادهاي اجتماع از نظر نظامات اقتصادي و عدالت اجتماعي، فايده اي ندارد و اثربخش نخواهد بود." نمونه عدالت اجتماعي در نظام سياسي همان است كه ايشان مثال زده اند؛ گردش انحصاري قدرت در دست گروهي اندك كه خداي ناكرده با "اشرافيت" هم "خو گرفته" باشند. جامعه ما آن وقت يك جامعه اسلامي خواهد شد كه درد هر فرد تنها درد خودش نباشد، بلكه درد همه مسلمان ها باشد." يكي ديگر از شاخصه هاي تحقق عدالت اجتماعي، تساوي همه افراد در برابر قانون است. رانت خواري قضايي نشانه دورشدن انقلاب ما از اهداف و شعارهاي اوليه است. آن روز كه صاحبان قدرت و اطرافيان آنها در برابر احكام جزايي و حدود الهي حاشيه امن پيدا كنند و با تمسك به بهانه هاي دروغيني چون "مصلحت" ، قانون در پاي "منفعت" افراد و جناح ها قرباني شود، زنگ خطري به صدا درآمده است كه نشنيدن آن نابودي همه چيز را درپي خواهد داشت. آنچه موجب هلاكت ماست اجراي عدالت نيست، فداكردن آن براي "منفعت" خويش، اما به نام "مصلحت" جامعه است. شنيدن اين داستان از زبان شهيد مطهري عبرت آموز است كه "در سال فتح مكه، زني مرتكب جرمي شده بود كه بايد مجازات مي شد. اتفاقاً اين زن كه دزدي كرده بود، وابسته به يكي از خانواده هاي بزرگ و جزو اشراف طراز اول قريش بود. وقتي بنا شد حد درباره اش اجرا شود و دستش را قطع كنند، غريو از خاندان زن برخاست كه: اي واي اين ننگ را چگونه تحمل كنيم. دسته جمعي به سراغ پيامبر رفتند و از او درخواست كردند كه از مجازات زن صرفنظر كند. فرمود: هرگز صرفنظر نمي كنم. هرچه كه واسطه و شفيع تراشيدند پيامبر ترتيب اثر نداد. در عوض مردم را جمع كرد و به آنها گفت: مي دانيد چرا امتهاي گذشته هلاك شدند؟ دليلش اين بود كه در اين گونه مسايل تبعيض روا داشتند. اگر مجرمي كه دستگير شده بود وابسته به يك خانواده بزرگ نبود و شفيع و واسطه نداشت او را زود مجازات مي كردند. ولي اگر مجرم شفيع و واسطه داشت، در مورد او قانون كار نمي كرد. خدا به همين سبب چنين اقوامي را هلاك مي كند. من هرگز حاضر نيستم در حق هيچ كس تبعيضي قائل شوم." مطهري داستان ديگري را هم نقل مي كند، اما نه از پيامبر و علي، بلكه از خليفه دوم:"مشهور است در وقتي كه عمروعاص حاكم مصر بود، روزي پسرش با فرزند يكي از رعايا دعوايش مي شود، در ضمن نزاع پسر عمروعاص سيلي محكمي به گوش بچه رعيت مي زند. رعيت و پسرش براي شكايت پيش عمروعاص مي روند، رعيت مي گويد پسرت به پسر من سيلي زده و طبق قوانين اسلامي ما آمده ايم تا انتقام بگيريم. عمروعاص اعتنائي به حرف او نمي كند و هر دو را از كاخ بيرون مي كند. رعيت غيرتمند و پسرش براي دادخواهي راهي مدينه مي شوند و يكسر به نزد خليفه دوم مي روند. در حضور خليفه رعيت شكايت مي كند كه اين چه عدل اسلامي است كه پسر حاكم، پسر مرا سيلي مي زند و حق دادخواهي را هم از ما مي گيرد. عمر دستور احضار عمروعاص و پسرش را مي دهد، بعد از پسر رعيت مي خواهد كه در حضور او سيلي پسر عمروعاص را تلافي كند. آنگاه رو به عمروعاص مي كند و مي گويد:"متي استعبدتم الناس و قد ولدتهم امهاتهم احراراً از كي تابه حال مردم را برده خودت قرارداده اي و حال آنكه از مادر آزاد زائيده شده اند." نقض عدالت اجتماعي در بخش بهره مندي از منابع مالي كشور كه امروز به رانت خواري اقتصادي نيز مشهور است، از ديگر مفاسد بنياديني است كه به نظر مطهري بدون تغيير آن تلاش هاي انقلاب بي نتيجه خواهد ماند. او باز هم از علي عليه السلام مثالي مي آورد كه در نامه ?? نهج البلاغه مي فرمايد: "آيا از خويشتن به اين خرسند باشم كه مرا امير مؤمنان بنامند، اما در ناگواري هاي مردم هم نفس نباشم؟" . استاد با تحليل اين نامه استنباط مي كند كه: "امام مي گويد: القاب و عناوين چه ارزشي دارد؟ مرد انقلابي اساسا پاي بند القاب و عناوينش نيست. چقدر بايد كوچك بود كه به اين لقب ها دلخوش كرد و در سختي هاي مردم شركت نكرد." البته زهد مالي مسئولان، به تنهايي كافي نيست. آنان يا نبايد عهده دار حكومت علوي شوند يا اينكه علاوه بر خود، مانع بهره مندي هاي نزديكان و فرزندان خود نيز باشند؛ بهره مندي هايي كه به ظاهر مشروع و قانوني است اما دست ديگران از آن كوتاه است و اينان تنها به دليل نسبت و قرابت و رابطه خويش از آن برخوردارند. "درباره علي (ع) نقل مي كنند كه روزي گردنبندي به گردن دخترش ديد، فهميد كه گردنبند مال او نيست، پرسيد اين را از كجا آورده اي؟ جواب داد؛ آنرا از بيت المال" عاريه مضمونه" گرفته ام يعني عاريه كردم و ضمانت دادم كه آنرا پس بدهم. علي فوراً مسئول بيت المال را حاضر كرد و فرمود تو چه حقي داشتي اين را به دختر من بدهي؟ عرض كرد يا اميرالمؤمنين اين را به عنوان عاريه از من گرفته كه برگرداند، فرمود به خدا قسم اگر غير از اين مي بود دست دخترم را مي بريدم. اين حساسيت هايي است كه ائمه و پيشوايان ما _ كه اسلام مجسم و معلمان راستين اسلام اصيل بوده اند _ در زمينه عدالت اجتماعي از خود نشان دادند. انقلاب اسلامي ما نيز اگر مي خواهد با موفقيت به راه خود ادامه دهد، راهي بجز اعمال چنين شيوه ها و بسط روش هاي عدالت جويانه و عدالت خواهانه در پيش ندارد." در اينجا ممكن است اين شبهه مطرح شود كه "اعمال چنين شيوه هايي موجب نارضايتي عمومي و برخلاف مصالح و منافع ملي است! اين همان توجيه غير وجيهي است كه سال ها است شنيده ايم. اين بهانه كه عدالت اجتماعي در گرو توسعه است و توسعه نيز با خود ريخت و پاش هايي دارد كه بايد تحمل كرد! با روح تعاليم اسلام ناسازگار است. علي عليه السلام نيز با همين مصلحت سنجي ها روبه رو بود ولي مي گفت اصولا آمدن من براي ازبين بردن همين بي عدالتي ها است.

از اين رو مي بينيم هنگامي كه انبوه جمعيت براي دعوت از آن حضرت گرد آمدند: علي عليه السلام از قبول خلافت امتناع مي كند براي اينكه به آنها بفهماند مساله فقط رفتن عثمان نيست. خيال نكنند عثمان رفته و كار تمام شده است. به خصوص افرادي كه در زمان عثمان بهره مند شده بودند خيال مي كردند با رفتن عثمان و آمدن علي (ع) بنا نيست در بنياد وضع اجتماعي تغييري حاصل شود، علي (ع) به مردمي كه براي بيعت با او آمده بودند فرمود:" افقها بسيار تيره شده و مه همه جا را فرا گرفته است. درست همانگونه كه در فضاي مه آلود برد ديدها كم مي شود، اكنون نيز كه افق مسايل اجتماعي تيره و تار است، عقل ها نمي توانند عمق مسايل را بيابند. مي گويند علي بيايد، ولي گويي فكر نكرده اند اگر علي بيايد چه بايد بكند و چه خواهد كرد. راه مستقيم ناشناخته مانده و مردم راه اسلام را فراموش كرده اند. از نو مي بايد راه اسلام را به مردم نشان داد. مردم اگر به اين دعوت پاسخ بگويم و خلافت را بپذيرم با شما آنچنان رفتار خواهم كرد كه خود مي دانم... "و بعد حضرت اشاره مي كند به مردمي كه بدون استحقاق پستها را اشغال كرده بودند و بدون استحقاق ثروت ها را جمع آورده بودند، و مي گويد:"تمام ثروت هايي را كه در زمان عثمان از مردم به ناحق گرفته شده است همه را مصادره خواهم كرد. اگرچه با آن ثروت ها زن گرفته باشيد و آنها را مهر زنان خود قرارداده باشيد... " آنگاه حضرت به نكته بسيار عجيبي اشاره مي كند. مي فرمايد: ان في العدل سعه. در عدالت ظرفيت و گنجايشي است كه در چيز ديگري نيست. گويا در آن هنگام عده اي از باب نصيحت به حضرت مي گفتند، اگر شما به اين صورت عمل كنيد، عده اي ناراضي و ناراحت مي شوند. علي در جوابشان اين كلام لطيف را فرمود كه: ان في العدل سعه. اگر ظرفي باشد كه همه گروه ها و همه افراد را در خود بگنجاند و رضايت همه را به دست آورد، آن ظرف عدالت است. اگر كسي با عدالت راضي نشد ظلم او را راضي نمي كند يعني خيال نكنيد كساني كه از عدالت ناراضي مي شوند اگر من عدالت را كنار بگذارم و به جاي آن ظلم را انتخاب كنم، آنها راضي خواهند شد. نه! اگر من بخواهم حرص او را ارضاء كنم او باز هم حريص تر مي شود. مرز، همان عدالت است. اشتباه است كه مرز عدالت را به نفع كسي بشكنم تا او راضي بشود." اينها نمونه اي از درس هاي ماندگار علي عليه السلام از زبان شهيد مطهري براي امروز و هر روز ما مسلمانان است؛ درس هايي كه بايد در هر لحظه، به ويژه لحظه هاي حساس انتخاب، در جان و دل ما زنده باشد. انتخابات آينده رياست جمهوري ازجمله مهم ترين اين مقاطع تاريخي است. شان و جايگاه رييس جمهور در نظام حقوقي و سياسي ما ايجاب مي كند تا در اين انتخاب مهم هوشيارتر از هميشه عمل كنيم. طبق اصل يكصد و سيزدهم قانون اساسي رييس جمهور، پس از رهبري عالي ترين مقام رسمي كشور است و مسئوليت اجراي قانون اساسي و رياست قوه مجريه را جز در اموري كه مستقيما به رهبري مربوط مي شود بر عهده دارد. تعيين وزيران و مديران عالي كشور، مديريت منابع مالي و انساني و نمايندگي كليت نظام و روابط خارجي ازجمله وظايف اوست. اين اختيارات وسيع ميزان تاثيرگذاري عميق بينش و منش رييس جمهور در سرنوشت كشور و انقلاب را آشكار مي سازد و اگر قرار است "عدالت اجتماعي" رمز اصلي بقاي انقلاب باشد، رييس جمهور بايد مظهر گرايش به عدالت و قاطعيت در اجراي آن باشد. رييس جمهور آينده بايد با تمام وجود باور داشته باشد كه حساسيت در اجراي عدالت اجتماعي رمز تداوم و بقاي انقلاب و نظام اسلامي ماست؛ سستي و تساهل در اجراي عدالت است كه مردم را ناراضي مي كند نه صلابت و قاطعيت در رفع فقر و فساد و تبعيض. در اين روزهاي حساس و در آستانه انتخابات سرنوشت ساز آينده تكرار اين هشدار استاد مطهري به جاست تا ما هم يقين كنيم: "انقلاب اسلامي ما نيز اگر مي خواهد با موفقيت به راه خود ادامه دهد، راهي بجز اعمال چنين شيوه ها و بسط روشهاي عدالت جويانه و عدالت خواهانه در پيش ندارد."


* نوشتار حاضر، متن تحريريافته سخنراني در يك جمع دانشگاهي است و مطالب داخل گيومه نيز نقل قول مستقيم از آثار استاد شهيد مرتضي مطهري است كه براي رعايت اختصار از ذكر منابع خودداري شده است.

*************************************************************
**********************************

دولت عدالت

1

كابينه اش آنقدر بزرگ بود كه من و تو هم از اعضاي آن بوديم!
صميمانه و بي غل و غش؛
همه را دعوت كرد و به راستي دعوت كرد.
خودش را نمي ديد و هيچ گاه از خود نگفت؛ از توانايي اش، علم اش استعدادش و ...
فقط در عمل نشان مي داد كه يك خدمتگزار است براي ملت بزرگ ايران اسلامي،
»يك خدمتگزار« نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم؛
بارها مي گفت: كابينه اي كه تشكيل داده، 36 ميليون عضو دارد. تمام مردم عضو كابينة او بودند!
و چه زود گرگان روبه صفت، او را در آتش كينه و نفرت خود سوزاندند. او و يار هميشگي اش را...
و مردم در حيرت و ناباوري پرواز رئيس جمهور و نخست وزيرشان را تا بالاترين نقطة آسمان نظاره گر بودند؛
و از آن پس بود كه رجائي و با هنر اسوةخدمت، محبت، صداقت، و صميميت شدند.
...اكنون دوباره مردان و زنان، پيران و جوانان شهري و روستايي منتظرند، منتظر تا رجاييِ دوم را به عنوان نه » رئيس جمهوري « ، كه؛ » خادم جمهوري « انتخاب نمايند.
و چه زيباست اين انتظار؛
كساني كه خود را در اين عرصه قرار مي دهند بايستي به رجايي اقتدا كنند. كسي كه ميل خدمت دارد بسم الله،
بايستي از مردم باشد، نه برتر از آنان كه ديگر به فكر آنها نخواهد بود.
فرزندي از سرزمين ايران اسلامي،
بايستي پرچم عدالت و پيشرفت را به دست گيرد؛
در قول و عمل خادم مردم باشد و نه رئيس آنها.
...و اين بار كابينه اي تشكيل دهد با 70 ميليون عضو تا همه در آبادي و سربلندي ايران اسلامي سهيم باشند.

*************************************************************
**********************************

شرايط رييس جمهور نهم

2

1. عدالت خواهي
1-1. عدالت همه چيز ماست
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار دانشجويان در ماه مبارك رمضان
»گفتمان عدالت، يك گفتمان اساسي است ، همه چيز ماست.منهاي آن، جمهوري اسلامي هيچ حرفي براي گفتن نخواهد داشت؛ بايد آن را داشته باشيم«.
2-1.شعار ملي
»هر چه مي توانيد، شعار اصلي عدالت و آنچه را مربوط به عدالت است، تقويت و همگاني و در ذهن ها تعميق كنيد و روي پشتوانه و فلسفة فكري آن كار كنيد«.
3-1. پرچم عدالت
»اين گفتمان را بايد همه گير كنيد؛ به گونه اي كه هر جرياني، هر شخصي، هر حزبي و هر جناحي سر كار بيايد، خودش را ناگزير ببيند كه تسليم اين گفتمان شود؛ يعني براي عدالت تلاش كند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگيرد؛ اين را شما بايد نگه داريد و حفظ كنيد؛ اين مهم است«.
4-1.علاج مشكلات
»در اين كشور بايد با فقر و فساد و تبعيض مبارزه شود.علاج مشكلات اين كشور اين است كه به طور جدي اجراي عدالت پيگيري شود؛ تبعيض برداشته شود؛ با فساد و فقر و به طور واقعي مبارزه شود؛ اين كارها، كارهاي قواي سه گانه است ؛اعم از قوة مجريه و قوة مقننه و قوة قضائيه. البته مهمترين بخش در اختيار قوه مجريه است.


2. كارآمدي

1-2.اقتضاي اين دوره

» البته اقتضاي اين دوره از نظام جمهوري اسلامي، اقتضاي كار بيشتر، انقلابي تر، مؤمنانه تر و همة امكانات را بيش از اين به ميدان آوردن است«.

2-2.كار مهمترين انگيزه

» آنچه مردم به آن علاقه دارند و عاشق آن هستند، اين است كه رئيس جمهوري سر كار بيايد كه مهمترين انگيزة او كار براي اين ملت باشد و در زمينه هاي اقتصادي، زير بنايي، فرهنگي ، علمي، اخلاقي، سياست خارجي و ساير زمينه ها كار كند و نشاط و شور و انگيزه داشته باشد؛ اين هم با ايمان امكان پذير است«.

3-2. افزايش كار آمدي نظام

» مردم دنبال كساني هستند كه بتوانند سطح كارآمدي نظام را افزايش بدهند و مشكلات مادي و معنوي مردم را حل كنند؛ اين خواست مردم است«.

4-2. چگونگي افزايش كارآمدي

» بايد به سمت زندگي علوي برويم؛ بايد روح زندگي علوي ـ يعني عدالت، تقوا، پارسايي، پاكدامني، بي پروايي در راه خدا و ميل و شوق به مجاهدتِ در راه خدا ـ را در خودمان زنده كنيم؛ بايد به سمت اينها برويم؛ اين اساس كار ماست. در آن صورت كارآمدي جمهوري اسلامي هم مضاعف خواهد شد«.

5-2. مسير كارآمدي

»آنچه ما مسؤولان احتياج داريم، اين است كه كارآمدي خود و نظام را افزايش دهيم. كارآمدي هم بايد در جهت تحقق خواستها و اهداف اسلامي باشد؛ در جهت پياده شدن و عيني شدن ارزشها در جامعه باشد«.

6-2. گشايش براي مردم

» مردم ايران آزمايش بزرگ انتخابات را هم در پيش دارد. ايران ظرفيت هاي بزرگي دارد؛ بيش ازهفتاد مليون جمعيت، با اين همه امكانات، با اين همه استعداد، با اين همه زمينة كار؛ كه در هر بخشي وقتي يك مدير خوب وجود دارد، انسان مي بيند چقدر كار در آنجا به وجود مي آيد و چه قدر گشايش براي مردم پيدا مي شود. در هر بخشي كه يك مدير دلسوز، كارآمد، مؤمن و انقلابي سر كار است، انسان آثار و بركات آن را مشاهده مي كند«.

7-2. شرايط كارآمدي

» هر كس مي خواهد با اين ملت و براي اين ملت كار كند، بايد داراي شجاعت، قوت قلب و در مقابل دشمنان داراي اعتماد به نفس باشد«.

*************************************************************
**********************************

نگفتن نگيد

2

از دودكش پيام نور دود سياه خارج مي شود!4

3اگر نگاهي به روند مسايل جاري دانشگاه داشته باشيم، آنچه كه بيشتر به چشم مي آيد اين است كه امورات دانشگاه از يك بي نظمي خاصي رنج مي برد ؛ به عنوان مثال از يك سو عدم حضور بعضي از اساتيد در كلاس هاي درس با اين علت كه دانشگاه به ما پول نمي دهد و يا اگر پولي هم مي دهد بسيار كم است ، باعث سردرگمي دانشجويان شده و از سوي ديگروجود كارمندانِ در شرف بازنشستگي مشكلات خاص خود را به وجود آورده است. امّا از اين مسايل مهمتر مشكل قديمي كمبود اعتبار و بودجه اين دانشگاه است. هر چند اين مشكل علت بسياري از ناكارامدي هاست ولي نبايد از آن سپر و مفرّي براي پاسخگويي مسئولين دانشگاه ساخته شود. از اين رو كارويژه برون يافت از اين »بحران« وجود مديريتي كاريزماتيك است كه قبل از هر چيز به احساس مسئوليت خود و مجموعه اش قدرت بخشد تا شايد اين دود سياه به سفيدي بگرايد.

*************************************************************
**********************************

خود را درآيينه ديدن

 امروز افزايش كيفيت آموزش عالي مورد توجه همگان است و از جايگاه بهبود كيفيت آموزش سخن گفته مي شود. همزمان با قرن 21 يا قرن دانايي محور، جامعه دانشگاهي ما براي گسترش فناوري هاي الكترونيكي و دانشهاي آموزشي با چالشهاي جديدي رودرروست. آموزش دانشجومحور، استفاده از فناوري هاي پيشرفته در آموزش و تحقيق ، آموزش از راه دور و ارائه خدمات تخصصي از چالشهايي است كه روبه روي دانشگاه است.
امروزه ، مقوله توسعه كشور را ملازم با توسعه آموزش عالي مي دانند. بايد گفت توسعه مبتني بر آموزش در صورتي محقق خواهد شد كه كيفيت هاي مناسبي را در سطح ملي و بين المللي احراز كنيم و اين موضوع مگر به ارزيابي صحيح و درست محقق نمي شود.
ارزيابي در حقيقت يك فرآيند ارزشيابي گروهي است كه به وسيله اعضاي درون سازماني صورت مي گيرد و قطعا منجر مي شود به گزارشي كه ماحصل آن پرداختن به نواقص و كاستي هاي موجود است.
در واقع ارزيابي كيفيت دانشگاهي مقدمه اي براي رتبه بندي دانشگاهي است. خبر خوب اينجاست كه جامعه دانشگاهي ما به منظور بررسي تمام محصولات و اعضاي دروني نظام آموزش عالي اقدام به ارزيابي دروني كيفيت دانشگاهي كرده است و در زمينه بازنگري دروس 70برنامه درسي را بازنگري كرده و به مرحله پاياني رسانده است.
البته بحث كيفيت دانشگاهي بحثي پيچيده است. كيفيت دانشگاهي از ديدگاه هاي مختلفي همچون ديدگاه مصرف كننده ، هيات علمي ، متخصصان حرفه اي در يك رشته ، كارفرما و بازار كار و نيز كيفيت از ديدگاه معرفت شناختي قابل تعريف است ؛ براي مثال از ديدگاه يك دانشجو كيفيت يك دوره دانشگاهي يعني اين كه استاد به من يك نمره خوبي بدهد و خيلي هم گرفتارم نكند؛ ولي آيا تعريف كيفيت اين است؟
از نظر هيات علمي ، كيفيت اين است كه اگر بالاترين سطح دانش اتفاق بيفتد كيفيت اعمال شده و طبيعتا از ديدگاه كارفرما دانشگاهي كيفيت دارد كه دانش توليد شده در آن به كار و فرآيند بازار كمك كند.
با توجه به توافق صورت گرفته در سطح بين المللي ، كيفيت را مناسب بودن براي هدف معين تعريف مي كنند، اما بايد ديد هدف چيست و دانشگاه و دوره آموزشي به چه منظور تشكيل شده است تا بتوانيم درباره سنجش كيفيت صحبت كنيم.
در دانشگاه ، ما با نظام دانشگاهي روبه رو هستيم كه بايد ديد درون داد آن يعني دانشجو و فرآيند رسيدن به هدف يعني برنامه ريزي درسي و بودجه و غيره چقدر به كار ما مي آيد و برون داد ما چقدر با هدف مطابقت دارد. با كمال تاسف سيستم پذيرش دانشجوي ما براي بسياري از اهداف ما نامناسب است.
اگر برون داد دانشگاه ، يعني دانش آموخته وارد اجتماع شود و بتواند در زمينه اي كه آموزش ديده شاغل شود، در اين زمينه مي توانيم بگوييم كيفيت مناسب بوده است ، ولي اگر برود و در زمينه ديگري كار كند، كيفيت نداريم.
با توجه به تحولات جهاني و الزمات ملي ، ارتقاي كيفيت دانشگاهي موضوعي حياتي است ، يعني همان قدر كه نان شب براي زندگي لازم است ، ارزيابي دروني دانشگاهي هم براي دانشگاه و دانشگاهيان لازم است.
جامعه دانشگاهي ما اگر اين كار را انجام ندهد سر را گرسنه بر بالين دانش مي گذارد و ممكن است كه صبح از خواب بيدار نشود.

منبع: جام جم

*************************************************************
**********************************

جوانان ! مثبت بينديشيد تا استعدادهايتان شكوفا شود

5

 شاد زيستن اين روزها كار راحتي نيست. خنديدن كه زماني راحتترين كار دنيا بود حالا نياز به انگيزه و محرك بيروني دارد. در واقع امروز برخي از جوانان تحت تاثير تربيت و دشواريهاي محيطي نگاه مثبتي به پيرامون خود ندارند و يا آن را نياموخته اند. اما چرا؟
قديمي ها مثال ديگري هم داشتند، آن ها هميشه مي گفتند: " بخند تا دنيا به روت بخنده" ، حرف قشنگي است. حالا اين كه ما چقدر عادت كرده ايم بخنديم و مشكلات بي پايه و اساس زندگي را مسخره كنيم موضوع ديگري است كه بايد قبل از اين كه افسردگي تمام وجودمان را بگيرد به آن توجه كنيم. خنديدن و شاد بودن كار سختي نيست اگر سعي كنيم بيشتر بخنديم و كمتر به مشكلات خود فكر كنيم آن وقت مي توانيم صورت زيباي زندگي را هم ببينم كار سختي نيست فقط سعي كنيم كمي لبخند را چاشني چهره كنيم!

افسردگي ها را جدي بگيريم
پايه و بنيان اساسي نقش جوانان در خانواده شكل مي گيرد در حقيقت فرزندان، سفراي خانواده هستند كه هر كدام دستاوردهاي فكري و فرهنگي كه در خانواده آموخته اند را به جامعه هديه مي كنند اگر نقش و آموزش خانواده ها مثبت باشد بدين ترتيب جوانان شادي و اثرات مثبت آن را براي جامعه به ارمغان مي آورند.

هر چند در اين ميان برخي كارشناسان نيز معتقدند: شادي از طريق ايمان وارد مي شود و اگر جوانان در اقشار مختلف ايمان خود را در زندگي تقويت كنند به طور حتم شاد زيستن را تجربه مي كنند. ضمن اين كه نقش والدين و خانواده نيزدر ايجاد روحيه شاد فرزندان خود مي تواند تا حد بسياري تاثير گذار است .
از طرفي بالا رفتن انتظارات جامعه و نسل جوان از خود ، و تلاش براي دستيابي به اين مطالبات از سوي ديگر منجر به شكاف بين انتظارات و امكانات شده و نارضايتي از عدم تحقق مطالبات بر منفي گرايي دامن زده است.و اين يعني پيدا شدن رد پاي افسردگي!

نتايج به دست آمده از تحقيقات صورت گرفته در دانشگاههاي مختلف به ما هشدار مي دهد كه حدود يك سوم دانشجويان آسيب پذيرند و بايستي اقدامات درماني و عملي مناسب در اين زمينه صورت گيرد زيرا جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعي معتقدند در صورتي كه علائم افسردگي به موقع تشخيص داده و درمان نشود ، ممكن است عواقب بسيار خطرناكي مثل "خودكشي" را به دنبال داشته باشد.

شايد يكي از مباحث جدي و در عين حال ضروري براي طرح و تفسير كه جامعه نسبت به آن بي توجه شده است ، مساله شادي و نشاط معقول افراد جامعه بوده كه مي بايست با آكنده شدن چنين فضايي در سطح جامعه و اجتماع از خود حساسيت نشان داد.

جامعه نيازمند نشاط است
براساس ديدگاههاي بزرگان و علماي دين نيز جامعه نيازمند نشاط و سرور است . آن گونه كه ائمه (ع) نيز با نشاط بودند و احكام دين را با نشاط انجام مي دادند و به افزايش شادماني جامعه تاكيد مي كردند و هيچگاه بيان نشده كه تمام نشاط ها به فساد و گناه مي انجامد، چرا كه دين راه نشاط بدون گناه را به بشر آموخته است و دينداران بايد اين راهها را بيابند و براي افزايش نشاط در جامعه بكوشند.

البته بايد در اين ميان بعضي سوء استفاده هايي كه در زمينه هاي مختلف از مفهوم شادي يا نشاط و رضايت خاطر جامعه و جوانان صورت مي گيرد را نيز فراموش نكرد. نشاط و شادماني در سطح ملي ، اساسا بخشي از ويژگي هاي فرهنگ يك كشور و يك جامعه است كه در كوتاه مدت با اعمال سياست گذاري هاي گوناگون ، تنها تا حدي مي توان در فرهنگ نشاط پذيري ملتها تغييرات مثبت و منفي ايجاد كرد. به عنوان مثال ديده شده است ملتهايي در اوج گرفتاريهاي ناشي از جنگ و بحرانهاي اقتصادي نيز روحيه پرنشاط ملي خود را از كف نداده و فراموش نكرده اند متقابلا چه بسيار ملتها و جوامعي هستند كه حتي با وجود گرايش اقتصادي و رفاه ملي و فقدان هرگونه تهديد جدي نيز ، نشاط و شادماني چنداني از خود بروز نمي دهند.

در هر حال آنچه از پيشينه تاريخي ملت ايران مشهود است ، نشان از اين دارد كه دست كم در چند سده گذشته عوامل ذهني و عيني ايجاد فرهنگ شادي و نشاط چندان در ملت ما فراهم نبوده و احياي روحيه شادابي و نشاط در سطح ملي و به خصوص قشر جوان به صورت نهادينه شده به كار فرهنگي و اقتصادي دراز مدتي نياز دارد.
انديشه جوان بايد شرايط پرورش داشته باشد

يك جامعه شناس در ارتباط با فقر نشاط و مثبت انديشي در ميان نسل جوان مي گويد: جوانان به هيچ عنوان طالب بي بند وباري ، هرج و مرج و فساد نيستند جوان انديشه ترقي و اصلاح و پيشرفت و در نتيجه سرفرازي و سربلندي جامعه اش را در عرصه گيتي خواستار است.

دكتر مهدي مهديزاده در ادامه مي افزايد: وقتي جوان نتواند انديشه و آمال و آرزو خود را به ثمر برساند ، طبعا به باغباني مي ماند كه باغ او خشكيده و ثمره سالها و روزها رنج و اميد او به نيستي و خشكي گراييده است . لذا بايد اين اجازه را داد كه انديشه ها پرورش يافته و جوانان حرف شان را بزنند و در محيط آرام و مساعد پرورش يابند.

وي مي گويد: شرايط و موقعيت هاي قابل پذيرش در جامعه خود را به هيچ وجه نبايد با جوامع بيروني تطبيق كنيم ، چراكه ممكن است معيارهاي مورد نظر در آن جوامع مطلوب جامعه ما نباشد.

قطبي شدن فقر و ثروت دليل عمده افسردگي
يك روانشناس نيز در اين خصوص مي گويد : اشتغال ، مسكن ، اعتياد و فرار مغزها هريك شاخصي است كه جنبه اي از اين بحران را نشان مي دهد و در كنار عوامل اقتصادي و اجتماعي ياد شده ، فقدان شرايط برابر براي شكوفايي استعدادها و توانايي هاي كساني كه خود را مستحق چيزي بيش از آنچه تحقق يافته است مي دانند، از عوامل شاخص در افسردگي جامعه به خصوص جوانان است

سهرابي مي افزايد: برخورد جوانان با زندگي برخوردي فعالتر است ولي لايه هاي سني بالاتر موقعيت تثبيت شده تري دارند كه مربوط به دوره هاي قبلي زندگي آنان است اما جوانان امروز در صدد ايجاد و شكل دادن به زندگي خود هستند از اين رو مشكل مورد بحث در مورد جوانان نمود آشكارتر و شديدتري بر جا مي گذارد.

وي مي گويد : پديده قطبي شدن فقر و ثروت در جامعه يكي ديگر ازعوامل افسردگي جوانان به خصوص براي جوانان با توقعات بالا شده است .

وي تصريح مي كند : در صورتيكه شهروندان در تامين سرنوشت خودشان مشاركت فعال داشته باشند ودر اين مشاركت احساس تاثير گذاري نمايند ، آن جامعه سرزنده ، پويا و شاداب خواهد بود همچنين براي از بين رفتن حس افسردگي و ايجاد اميد به آينده و شاداب زندگي كردن جوانان ، والدين نقش بسزايي مي توانند ايفا كنند.

به هر حال مثبت انديشي يعني نگاه كردن به نيمه پر ليوان زندگي و كساني در عرصه فعاليت ها موفق ترند كه نگاه اميدوارانه تري به پيرامون خود داشته باشند و به خود روحيه بدهند تا انگيزه پيشرفت در آنان پرورش يابد . در غير اين صورت چيزي جز رخوت ، انزوا و افسردگي نصيب آنها نخواهد شد.

*************************************************************
**********************************

استراحت رواني

»استراحت« معرفي حالتي از ارگانيسم است كه همراه با احساس آرامش و راحتي متجلي مي گردد. از نظر روانشناسي كلية رفتارها و كردارهاي ما چيزي جز تظاهرات خارجي، فعاليت هاي رواني، مخصوصا حالات عاطفي نيست.
روشهاي گوناگوني براي شيوة استراحت پيشنهاد شده است كه مهمترين آنها عبارتند از:

1ـ استراحت تدريجي:
در اين روش شخص اگر فكر خود را متمركز كند و تنها متوجه استراحت باشد، به حالت تسكين و استراحت خواهد رسيد.

2ـ استراحت خود به خود:
در اين روش از تلقين كمك گرفته مي شود و آن را به گونه اي جزء به جزء به موقع اجرا مي كنند.

گفتني است در اين روشها كه به منظور دستيابي به استراحت صورت مي گيرد، تمرينهاي مكرربه طوري كه تبديل به عادت شود و ورزشهاي ذهني كه بايد با دراز كشيدن همراه باشد، منجر به از بين بردن تحريكات خارجي و داخلي شده و موجب استراحت كامل مي گردد.

 پيش از اينكه ازجاي خود برخيزيد، در حال استراحت دراز بكشيد و عضلات خود را شل كنيد. در واقع چند دقيقه به حالت بي خبري درآييد.سپس با ده حركت دم و بازدم عميق به شست و شوي ريه و تعويض هواي ذخيره در ريه بپردازيد. بعد از كار معمولي يا روزانه و خستگي ناشي از آن، روي مبل به طور كامل استراحت كنيد و در اين حالت عضلات خويش را شل نمائيد.
حال اين تمرين را به مدت 5 دقيقه ادامه دهيد.

شبها قبل از خواب با خلاء فكري در حالي كه در تمام صفحة ذهنتان چيزي جز آرامش جسم و جان نقش نگرفته باشد، به استراحت كامل بپردازيد.

اين گونه استراحت در جهاز هاضمه و جهاز تنفسي و حتي ديگر اندامهاي بدن نيز اثر مي گذارد و سود بسياري دارد و در پي آن موجبات بروز حالتي كه تعادل روحي و جسمي ثمره آن است، فراهم مي آيد.

*************************************************************
**********************************

فيمينيسم؛ شيطان در قالب حقوق زن

6

فمنيسم براساس نفي ارزشهاي الهي و ناديده گرفتن تفاوتهاي حكيمانه در خلقت زن و مرد با اعتقاد به تساوي مطلق كامل زن و مرد در تمام ابعاد مي كوشد تا زنان مسلمان را به همان منجلابي بكشاند كه بسياري از زنان و خانواده هاي غربي در آن گرفتار آمده و به تباهي معنويت و هويت زنانه خويش معترف و در آرزوي بازيابي كانون پر مهر خانواده اند .
فمنيسم محصول عصر مدرن و تفسير حقوق و موقعيت و وظايف زن بر مبناي مفروضات اومانيستي است در ديدگاه اومانيستي عصر حاضر آدمي با نيازها و خواست و آرمان و تمايلات نفس حيواني و مادي اش به عنوان مبنا و معيار و مدار همه چيز پنداشته مي شود به تعبير فوئر باخ " براي بشر ، خدا همان بشر است " و مارتين هايدگر كه مي نويسد : " دوراني كه ما آنرا مدرن مي خوانيم با اين حقيقت تعريف مي شود كه انسان مركز و ملاك تمامي هستندگان است " اين اصالت دادن به نفس حيواني و مادي انسان به تعبيري كاملاً واضح همان تكبر نسبت به خدا و اين بار اين انسان است كه تكبر مي ورزد و طاعت خدا نمي كند و خود را از تكامل عالي انساني به سوي خداي بي نهايت و قدرت و علم بي نهايت و ولايت بر تمام عالم محدود به ارضاي هر چه بيشتر نفس حيواني اش مي كند و خداي را از جايگاه خدايي خارج مي سازد كه اين انسان نه بنده خدا بلكه دشمن خداست كه به جاي او خداوند خود نفسانيش را مطيع است برهمين اساس در عصر مدرن تعريفي اومانيستي و نفساني و ضد ديني از مقام و مرتبه و حرمت زن مطرح گرديد كه يكسره برخاسته از غايات ماترياليستي و ضد اسلامي تفكر مدرن است . فمنيسم در ابتداي نهضت در بعضي شاخه ها ، خواهان ايجاد شرايط و حقوقي در بعضي موارد شبيه مردان چون مالكيت بر حاصل كار و حق راي بودند كه كاملاً منصفانه و به حق بوده است اما مفروض غلط تئوريك آنها كمان مي كردند " برابري تساوي زن ومرد در تشابه حقوق و تكاليف آنهاست " باعث ناديده گرفتن روحيات و ظرفيتهاي متفاوت جنسي و جسمي و از عواملي كه تاثير عمده أي بر سرعت گرفتن فمنيسم ليبرال داشتند يكي صاحبان كارخانه ها و معادن زغال سنگ ( كه اين دوره اوج رونق گرفتن استفاده از زغال سنگ بود ) بودند كه با اضافه شدن زنان و حتي فرزندان خرد سال به نيروي كار ، باعث كاهش سطح دستمزدها و سود بيشتر براي خودشان مي شد به همين تبليغات گسترده اي دردفاع از فمنيسم داشتند . ديگر آن كه اغلب اشراف و ربا خواران و بانكداران و صاحبان صنايع در اواخر قرن 18 و آغاز قرن 19 ميل زيادي به فسق و فجور در محافل و سالنها و كلوپها داشتند و حضور گسترده زنان تحميق شده توسط اخلاقيات و افكار مدرن به تشفي اميال شهوت مدارانه آنها كمك شاياني كرد توصيفهايي از اين فسق فجور در ميان بورژوآها و اشراف و حتي طبقات فرو دست اجتماعي در اواخر قرن 18 و سراسر قرن 19 در آثار نويسندگان رئاليسني چون " گي دوهوپاسان " و" بالزاك " و " اميل زولا " به تفصيل آمده است . اساس تئوريك فمنيسم بر انكار وجود " طبيعت زنانه " يعني انكار وجود استعدادها و نيازهاي روحي و جسمي متفاوت است و ارائه تعريفي صرفاناسوتي ( دنيايي مآوي ) از زنان ، آن هم گاه در مقابل مردان و در حالتي خصمانه و معاندانه ، موجب انحراف عميق جنبش زنان غربي گرديده كه توازن فطري و سرشتي نظام روابط زن و مرد خانواده را به هم زده است . و خلاصه آنكه با ظهور رنسانس و آغاز دوران مدرن و ظهور عالم و آدمي جديد كه جاي خداوند ، انسان را محور همه ارزشها و بايدها و نبايدها قرار داد . ( اومانيسم ) مكتبها و گرايشهاي جديد فكري و فلسفي يكي پس از ديگري پا به عرصه جوامع نهادند و بشريت را به سوي خويش دعوت كردند . با آشكار شدن ضعف ، تناقض آميزي نا كارآمدي هر مكتب مكتب ديگري پا به عرصه مي نهاد و سرابي پس از سراب ديگر رخ مي نمود اكنون پس از گذشت 5 قرن از آغاز رنسانس و دوران مدرن ، منيت انگاري و نفي همه ارزشهاي مطلق به باور مسلط و مسطير در دنياي مدرن تبديل شده است . و محصول اومانيسم چيزي جز مچاله شدن و تحقير تمام عيار انسان نبوده است .
و عجب از كساني كه نام مسلمان برخود نهاده اند طوق بردگي اومانيسم و مكتبها و باورهاي زاده تفكر اومانيستي ( چون ليبراليسم ، دمكراسي اگزيستانسياليسم ، سكوراليسم ، پروتستانيسم و فمنيسم و …. ) بر گرده نهاده اند و ادعاي اصلاحات اسلامي مي نمايند .

براي مطالعه بيشتر درزمينه مباني فلسفي غرب معاصر و حقوق زن مي توانيد به منابع زير مراجعه كنيد : مباني نظري غرب مدرن ، شهريار زرشناس توسعه و مباني تمدن غرب ، شهيد سيد مرتضي آويني جايگاه اجتماعي زن از منظر اسلام ، مهدي نصيري

*************************************************************
**********************************


واكاوي افول جبهه دوم خرداد

يكي از سنت هاي الهي، سنت اقبال و ادبار است. در آموزه هاي ديني علل و عوامل گوناگون در اقبال و ادبار ملت ها به شخصيت ها، گروه ها و ملت ها مطرح شده است. ايمان و عمل صالح دو عنصر كليدي در آيات الهي در قبال و روي آوردن ملت ها به رهبران و احزاب مطرح شده است. در عرصه تحولات سياسي اجتماعي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز، ملت ايران به دنبال روزنه اي بوده تا به مقاصد خود دست يابند لذا در زماني شخصيت و يا جريان هايي چون جبهه دوم خرداد محبوب آنان مي گردد و در برهه ديگر جبهه اصولگرايان. آن چه در طول اين سالها به عنوان رفتار و موضع سياسي مردم اثبات گرديده اين بود كه مردم عاشق چشم و ابروي اشخاص و گروه ها نبودند بلكه آن ها مطالبات و خواسته هايي دارند كه درصدد تحقق آن ها مي باشند و لذا به دنبال چهره هايي مي باشند كه بتوانند گم شده شان را بيابند و با كسب اعتماد و رضايت آنان، مطالباتشان را عملياتي و اجرايي نمايند. آنچه در دوم خرداد اتفاق افتاد تجميع خواسته ها و انتظارات مردم در حل و فصل مشكلاتي بود كه در»عصر سازندگي« كارگزاران سازندگي به دليل عدم بهره برداري از الگوي بومي و اسلامي برنامه هاي اقتصادي كشور و تأثيرپذيري برنامه هاي اقتصادي از الگوهاي صندوق بين المللي پول و بانك جهاني و عدم اهتمام جدي به عدالت اجتماعي و مانور تجمل و انباشت ثروت آنان، و كمرنگ شدن مسايل فرهنگي و نيز افزايش شكاف هاي طبقاتي و در نتيجه فشار مضاعف بر توده هاي كم درآمد گريبانگيرشان شده بود. متأسفانه عدم عبرت گيري »جبهه اصلاح طلبان« از ادبار ملت به جريان مقابل آنان و نيز عدم پاسخگويي آنان به مطالبات و انتظارات اكثريت جامعه، از عوامل مهم رويگرداني مردم از جبهه دوم خرداد در »عصر اصلاحات« گرديد.

تغييرديدگاه هاي مردم و رويگرداني آن ها از جبهه دوم خرداد را بايد بيش از هر چيز در عملكرد و رفتار رهبران و فعالان سياسي به ويژه بخش افراطي سكولار آن جستجو كرد. نگاهي به فرآيند عملكرد جبهه دوم خرداد در طول هشت سال گذشته، نقش تعيين كننده اي در افول محبوبيت آنان در ميان اقشار گوناگون و اكثريت جامعه داشته است. شمارش معكوس محبوبيت و افول اعتماد آنان از انتخابات دومين دوره انتخابات شوراي اسلامي شهرو روستا در اسفند 81 شروع گرديد و تا انتخابات خانه احزاب در ارديبهشت 82 استمرار يافت و سرانجام در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در اسفند82 تثبيت گرديد. و النهايه اينكه صحنه انتخابات نهم رياست جمهوري در 27خرداد 84 فينال نهايي اصلاح طلبان در مانايي و يا واگذاري قوه مجريه به جريان هاي اصولگرا و يا مستقل خواهد بود.

با بررسي عملكرد جبهه دوم خرداد در ابعاد فرهنگي سياسي، امنيتي و... مي توان مهمترين مؤلفه هاي فروپاشي جبهه دوم خرداد را به صورت ذيل فهرست نمود:
1) تقابل با ارزش هاي ديني و انقلابي
2) تضاد ايدئولوژيك سردمدارا ن اين جبهه
3)اختلافات دروني در عرصه قدرت
4)غفلت از مطالبات حقيقي مردم
5) فقدان استراتژي
6) بحران در راهبرها
7) رفتارهاي اپوزيسيوني
8) رابطه سالاري(قوم تباري)
9) قانون گريزي و قانون شكني
10) رواج روحيه اشرافي گري و كاهش ساده زيستي


با عنايت به موارد فوق الذكر جبهه دوم خرداد با اذعان به واگذاري دو مركز مهم شوراها و مجلس ششم در طي دو انتخابات گذشته، ناچار گرديد به فكر دگرديسي و بازسازي نوين تشكيلاتي تن دهد و لذا با تغيير نام جبهه دوم خرداد به جبهه اصلاحات درصدد است اعتماد از دست رفته را به دست آورد و با توسعه جنبش هاي اجتماعي و تشكيلاتي، طراحي جنگ رواني عليه اصولگرايان و ايجاد فضاي دوقطبي در جامعه از انشقاق و واگرايي دروني جبهه دوم خرداد جلوگيري به عمل آورد و ضمن فرافكني و عدم پاسخگويي به مطالبات مردم و رهبري در سال هاي مسئوليتشان دردو دوره تصدي در قوه مجريه، به انسجام و وحدت دروني به منظور نايل آمدن به مشاركت حداكثري و هدفمند تلاش نمايد. چ

*************************************************************
**********************************

هواپيماي f14

هواپيماهاي اف14 كه در زماني جنگنده اي فوق مدرن به حساب مي آمد به تعداد 80 فروند در سال 1973 به ايران فروخته شدند كه هفتاد و نهمين تامكَت درست پيش از انقلاب به نيروي هوايي ايران تحويل داده شد. اف14 جنگده اي است كه صرفا براي دفاع هوايي استفاده مي شود و با داشتن موشك منحصر به فرد فينيكس(ققنوس) با بردي برابر 200 كيلومتر يكي از كارآماد ترين جنگنده ها در امر دفاع از ناوهاي هواپيما بر، پايگاه هاي هوايي و تاسيسات حساس زميني محسوب مي شود. ايران اولين استفاده كننده اف14در يك جنگ واقعي بود كه در طول جنگ با عراق تعداد 40 فروند هواپيماي عراقي را سرنگون كرد و تنها يك فروند اف14 ايراني در جنگ هوايي سرنگون شد. در طول جنگ، وجود يك اف14 كافي بود كه هواپيما هاي عراقي را مجبور به ترك هرچه سريع تر مخاصمه كند. امروزه ايران تعداد 50 تا 55 جنگنده اف14 را در اختيار دارد كه با بهينه سازي آنها، قادر به حمله به اهداف زميني نيز مي باشند.

1. هواپيماي اف14 جزو سلاح هاي استراتژيك آمريكا محسوب مي شود كه فروش آن به كشور هاي خارجي تنها منوط به اجازه كنگره امريكاست. تنها دليلي كه باعث فروش اين هواپيما به ايران شد همسايگي با اتحاد جماهير شوروي بود كه بطور دائم به حريم هوايي ايران تجاوز مي كرد و هواپيما هاي ايراني توانايي مقابله با سوخو 25 هاي روسي را نداشتند و آمريكا راهي جز فروختن هواپيماي اف 14 به ايران را نداشت.

2. به دليل تحريم نظامي ايران از سوي امريكا و نياز شديد ايران به قطعات يدكي در زمان جنگ تحميلي، ايران مجبور به خريد لوازم در بازارهاي سياه اسلحه بود. دلالان اسلحه نيز با دستبرد به انبارهاي امريكا لوازم مورد نياز را براي ايران تامين مي كردند. اين كار به جايي رسيد كه نيروي دريايي امريكا در سال 1987 ، به دليل كمبود لوازم يدكي كه به ايران فروخته شده بودند، مجبور به زمينگير كردن بيشتر اف14 هاي خود شد.

3. در اواخر جنگ تبليغات زيادي مبني بر عملياتي نبودن اف14 هاي ايران مي شد. در روز 22 بهمن سال 1366پرواز بيش از 25 جنگنده اف14 در آسمان تهران و در مقابل دوربين خبرگزاري هاي جهان خط بطلاني بر تبليغات منفي رژيم بعثي كشيد.

4. از من نشنيده بگيريد ولي ميگ 31 جايگزين اف14 هاي ايراني خواهد شد.

5. پس از جنگ، ايران با مهندسي معكوس موفق به ساخت قطعات و مهمات اف 14 شد كه از همه مهم تر ساخت موشك فينيكس بود كه اكنون در ايران با نام ستار-1 ساخته مي شود.

6. در اوايل انقلاب آمريكا از ترس اينكه مبادا هواپيما هاي ايران به چنگ روسيه بيافتد، در صدد باز پس گيري اف14 ها شد، عده اي هم در ايران به بهانه قرار دادن اينكه ايران كشوري اسلامي است و با ديگران جنگ ندارد و احتياجي به هواپيما هاي مدرن نيست قصد پس دادن اف14 ها را داشتند كه با قطع روابط ايران و امريكا اقدام آن ها عقيم ماند.|

7. بدون شك افتخار نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران جنگنده اف14 مي باشد كه با داشتن موشك هاي فوق دور برد هيچ مشابهي در منطقه ندارند.

8. در عمليات والفجر هشت كه به تصرف بندر فاو در عراق از سوي نيروهاي ايراني انجاميد، اف14 نقشي كليدي داشت. اف14 ها با هدف قرار دادن هواپيما هاي عراقي و دور نگاه داشتن آنها از صحنه نبرد و كنترل بلامنازع آسمان فاو، باعث شدند كه نيروهاي ايراني به سرعت در خاك عراق پيشروي كنند و بندر استراتژيك فاو را به تصرف خود درآورند.

*************************************************************
**********************************

مزيت نيروگاه هسته اي در ايران

در حال حاضر در كشورما سه نوع نيروگاه وجود دارد؛ توربين هاي بادي(منجيل)، نيروگاه هاي حرارتي و نيروگاه هاي آبي.
 اما مزيت نيروگاه هسته اي چيست كه ما سالهاست براي راه اندازي آن تلاش مي كنيم؟
طبق آمار رسمي توسط سازمان انرژي اتمي، اگر ما بتوانيم نيروگاه بوشهر را راه اندازي كنيم، سالانه 190ميليون بشكه نفت خام با ارزش اقتصادي 5ميليارد دلار صرفه جويي خواهيم كرد. همچنين از توليد 157هزار تن دي اكسيد كربن، 115تن ذرات معلق در هوا، 130 تن گوگرد، 50تن اكسيد نيتروژن جلوگيري خواهيم كرد و از همه مهمتر 7000 مگاوات به ظرفيت توليد برق كشوري اضافه خواهدشد. و اگر تجديد ناپذير بودن منابع سوخت فسيلي را نيز به آن اضافه كنيم، همين مزيت بزرگ باعث مي شود تا ما از هم اكنون به فكر بومي كردن اين فن آوري در كشور خود باشيم.

*************************************************************
**********************************

پروژه جهاني شدن

7

جهاني شدن مطلب چندان تازه اي نيست، اما اصطلاح»گلوباليزاسيون«در سالهاي اخير نمود عيني داشته است.عده اي آنرا يك پروژه سياسي واقتصادي ودر راستاي منافع غرب مي دانند و گروه ديگر آنرا پروسه ناميده اند .جهاني شدن به عنوان يك پروژه سياسي طبق سياستهاي آمريكا طراحي شده واين امر تهديدها وآفتهايي رابراي حاكميت و يكپارچگي جهان سوم به وجود آورده است.»جهاني سازي«، امروزه نه تنها عراق را ويران ساخته است بلكه بيم آن مي رود با ادامه اين پروژه ضمن تغيير بافت وساخت اجتماعي -اقتصادي، كل منطقه خاور ميانه را دستخوش نابساماني سازد .ارتش آمريكا تحت لواي مبارزه با استبداد ورژيم ديكتاتورو برقراري دموكراسي به ويراني سرمايه مردم عراق وغارت منابع آ ن مشغول هستند .تجاوز اخير آمريكا به عنوان تحت آموزه هاي جهاني شدن حوزه مداخله واعمال نفوذ از حوزه هاي مختلف سياسي، اقتصادي ، فرهنگي به حوزه جغرافيايي وتهديد حاكميت ملي كشورهاكشانده است. امروزه جهاني شدن بيشتر در شكل مخدوش نمودن اصل حاكميت ملي كشورهاي جهان سوم بروزكرده است. جهاني شدن به حوزه امنيتي دولتها رخنه نموده و محيط امنيت آنها را دچار تحول جدي ساخته است. جهاني شدن در عرصه امنيتي ضمن محدود نمودن حوزه نفوذ دولتها وتحت تاثير قرار دادن واژه وستفالي دولت، ملت، با سياستهاي دولتهاي موجودبه مبارزه جدي برخاسته است.در عصر جهاني شدن، دولتهابويژه جهان سوم نه تنهادر باره نيروهاي نظامي و امنيتي شان نگران هستند ، بلكه در اصل ثبات و پايداري سرزمين خويش نيز احساس ناامني مي كنند. يكي از ابزارهاي مهم جهاني شدن و به تبع آن محدود نمودن حاكميت دولتها دموكراسي است . برخي ها بر اين اعتقاد اند كه اولين نشانه جهاني شدن سرعت بخشيدن به فرايند دمكراتيك سازي دولتهاي جهان سوم مي باشد. به نظر مي رسد شرايط پس از جنگ سرد ، موجي از دموكراسي شدن را به همراه آورد. در بخش اول اين مقاله ضمن تبيين موضوع به تعريفي دقيق از جهاني شدن اشاره شد در بخش پاياني ضمن تمايز ميان جهاني شدن وجهاني سازي آمريكائي به اهداف آمريكااز پروسه جهان سازي اشاره مي شود. در ميان انديشمندان همچون»فوكوياما« پس از جنگ سرد و فرو پاشي اردوگاه شرق كمو نيسم، با واژه سازي هاي جعلي و استفاده از مفاهيمي همچون »پايان تاريخ« بر اين اعتقاد پافشاري مي كنند. از اين پس هر چقدر كشورها به سوي دموكراتيك شدن وليبرال شدن پيش روند گام اساسي را در عرصه پيوستن به جهاني شدن بر داشته اند.
در صورتي كه دموكراسي از مفاهيمي است كه از زمان قديم و در يونان باستان در دو شهر مهم آن يعني »آتن واسپارت« رايج بود و از آن به عنوان حكومت مردم برمردم ياد مي شد و از آنچه در مجامع و محافل غربي از آن به دموكراسي نوين يا آمريكائي ياد مي شد با ريشه يو ناني آن تفاوت هاي اساسي داشته است؛ مفهوم دموكراسي پيچيدگي ها و دشواريهاي خاص خود را دارد و متناسب با شرايط و مقتضيات زمان هر عصر متفاوت بوده است و برخي اصول دمكراسي را در زيرمي توان آورد :

1-آزادي 2- قانون 3- انتخابات آزاد 4- تفكيك قوا 5- مشاركت.

امروزه هر زمان از دموكراسي بويژه با بينش خاص آمريكائي بحث مي كنيم آموزه هاي زيادي خود نمايي مي كنند آموزه هايي از قبيل قدرت محدود و مقيد حاكمان ، مدت دار بودن قدرت مدار ، و قانونمداري وآمال شهروندان.در بعد عملي مي توان دموكراسي نوين آمريكائي را در صحنه داخلي عراق به عيان مشاهده نمود ، نيروهاي اشغالگر آمريكايي تحت لواي دمكراتيك سازي عراق و برقراري قانون ونظم در عراق ، بد ترين فجايع و جنايتها هاي بشري را در زندان ابو غريب مرتكب شده اند ، جالب اين جاست كه آمريكا تحت لواي اهرمهاي نظامي سعي دارد افكار عمومي منطقه را با ايده ها و بنيادهاي فكري غرب همسان وهمگن سازد . پس مي توان گفت امروزه آنچه واقعيت دارد جهاني سازي آمريكائي است، آمريكائي ها از طرق مختلف ودرراستاي به منصه ظهور رساندن اهداف شوم خويش مي خواهند ارزشهاي كليشه اي خويش را به جهان سوم تحميل كنند . پس بايد ميان جهاني شدن به عنوان يك پديده قابل احترام و جهاني كردن تمايز قائل شد . بيشتر پيشرفتهاي بشري خاص مردم غرب نيست بلكه نخبگان جهان سوم نيزدر آن سهيم هستند. جهاني شدن فرآيندي، در دهه گذشته به اوج خود رسيده است و تمام اشكال زندگي بشري را در نورديده است ولي آمريكائي ها با استفاده ازتكنولوژي برتر خويش در صدد رسيدن به منافع دراز مدت خود تحت لواي جهاني سازي هستند.


*************************************************************
**********************************

صفحه يكرنگي

نيلوفر

خدا را از ياد برده ايم
اينجا
دهستان موعود است
نگاه ها اندر نگاه
آشنايي فصل ختام روزهاست
خدا را از ياد برده ايم
شكوه شبنامة درد را
به اندك آبي فروخته ايم
چه آزاد
چه محبوس
خدا را در كوچه رها كرده ايم
دريغ از يك لحظه شرم!
تابوتي از نيلوفر
از خود
به قصد آشيانه ساخته ايم
مرگ
هراس
انتظار
جان مي سپارد
خاطره هايمان
در پس اين پرده هاي نقد
آري
واژة شعرمان
تركيبي
از دود نگاه هاست.

 ابوالفضل احمد زاده

____________________________________
 


هرچه هستي باش

با توام اي لنگر تسكين!
اي تكان‌هاي دل!
اي آرامش ساحل!
با توام
اي نور!
اي منشور!
اي تمام طيف‌هاي آفتابي!
اي كبود ارغواني!
اي بنفش‌آبي!
با توام اي دلشوره شيرين!
با تو ام
اي شادي غمگين!
با تو ام
اي غم!
غم مبهم!
اي نمي‌دانم!
هر چه هستي باش!
اما كاش...
نه، جز اينم آرزويي نيست:
هر چه هستي باش!
اما باش!

قيصر امين پور

____________________________________

اندوه شقايق

وقت آن است به اندوه شقايق نگران تر بشويم
ما كه ميراث زمانيم بيا دريابيم
تا به كي حبس كني خويش به تنهايي خود
دست تقدير شكسته است گرم بال و پرت
بشتاب اي منِ خود
تا بشكني بال و پرش
برسان خويش به آن جا كه نهد ارج به پيدا شدنت دست حضور
او كه رفته است
تو گو بر خود خويش كه كند باور خويش
زندگي چيست؟
فقط خواب بلند كه به بيدار شدن وقتي نيست
شايد هم پيش تر از سر زدن خورشيدت
پنجة مرگ پراند
از سر تو خواب گران
صونا مقدسي ( مديريت بازرگاني)

____________________________________

ردپاي تو

چشم انتظار مانده ام، هر جا غروب ها
خيره به جاده هاي مبهم فردا غروب ها
دل را هواي تو لبريز مي كند
مثل سپيده مي رسي حتي غروب ها
اي كاش ردپاي تو مي ماند دَر بَرم
بر ساحل صداقت دريا غروب ها
مثل همان دخترك بي قرار شعر
بي تاب ديدنم، ديدنِ بابا غروب ها
روزي بيا كه از اين جا سفر كنيم
شب نه، سپيده نه، تنها غروب ها
دل را كه آينة روشن تو بود
با خود ببر، شكسته از اين جا غروب ها
اشك است مي چكد از گونه ام هنوز
از خاطرم عبور كن امّا غروب ها
زينب علي زاده (مديريت دولتي)

 

*************************************************************
**********************************

شستشوي روح

8

حيف است كه انسان ، به خاطر اشتغالات روزمره و گرفتاري هاي درسي و شغلي، از رسيدن به خود غافل شود. اگر خستگي جسمي با تفريحات سالم و استراحت از بين مي رود، خستگي هاي روحي هم در سايه سار نيايش و دعا، به آرامش مي رسد. »آب« تشنگي جسم را مي زدايد و »اشك« تشنگي روح وجان را . نيايش، يكي از ضروري ترين نيازهاي زندگي است. قرآن كريم، بارها تاكيد كرده تا انسان ها در معبد نيايش ، سر بندگي و خضوع بسايند و با تهجد و دعا و ذكر و استغفار، بنده بودن خويش را به ياد آورند.
فرمان هاي »اعبدواالله« كه در قرآن كريم است، براي بيدار ساختن همين فطرت خداجويي است.
انسان تا »بنده« نشود ، »آزاد« نمي شود.
در پيشگاه خداوند، هر كه خاضع تر و بنده تر و خاكي تر باشد، عزيز تر و مقرب تر است.»ان الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته«(1)
آنان كه نزد پروردگار تو هستند ، از پرستش او متكبرانه سر بر نمي تابند . اگر زبان فطرت ما تجلي و ظهور يابد ، همان »عبادت« مي شود. بايد چند بار در روز ، روح را در »چشمة بندگي« شستشو داد و نهال فطرت را آبياري كرد عبادت هم اگر آگاهانه و عارفانه و با بصيرت باشد، غبار رذايل را از چهره جان مي زدايد و حجاب غفلت را اگر بر سراچه دلمان آويخته باشد ، كنار مي زند.
اصلا عبادت، نوعي سپاس به درگاه ولي نعمت ماست . در قرآن ، فرمان به »عبادت« و »شكر« را در آيه اي باهم آورده است : »و اعبدوه و اشكرواله«(2)
اگر دل را از غرور و عجب و خود خواهي و خود بيني پاك كنيم، تبديل به يك »آينه« مي شود و در اين آينه، نور خدا تجلي مي كند.
آلودگي دروني، غبار چهره جان است. آينه غبار گرفته، چهره اي تيره و غير شفاف را نشانمان مي دهد. تا بتواند جلوه گر نور گردد. عبادت، زمينه ساز توبه هم مي شود.
مي توان از »پل توبه« هم عبور كرد و به »وادي رحمت« قدم گذاشت. اين همه »مي توان« و »مي شود«، پيش روي ماست. تحقق آن هم به دست خود ماست. اگر ارزش وجودي خود را بشناسيم، خود را به تباهي نمي كشيم.
1ـ اعراف آية 206
2ـ عنكبوت آية17


*************************************************************
**********************************

 عبادت واقعي
عبادت به زيادي نماز و روزه نيست بلكه انديشيدن در امر پروردگار متعال است.

Imam reza(p.b.u.h)said:

True devotion not only means excessive saying of prayers and keeping fasts. One ought to meditate on the divinity profoundly.

*************************************************************
**********************************

اسراف لحظه ها

9

حديث جواني

خداوند به وجود جوان اهل عبادت مباهات مي كند.  
رسول اكرم(ص)-ميزان الحكمه

قدر و منزلت دو چيز را نمي شناسند مگر كسي آن ها را از دست بدهد، جواني و عافيت.
امام علي(ع)

در قيامت هيچ بنده اي قدم از قدم بر نمي دارد تا به اين پرسش ها پاسخ دهد: اول آن كه عمرش را در چه كاري فاني نموده است. دوم، دوره ي جواني را چگونه و در چه راهي سپركرده است.
رسول اكرم(ص)

اي گروه جوانان، شرف انساني و سجاياي اخلاقي خود را با آموختن ادب و دينتان را با فراگيري دانش محافظت نماييد.
امام علي(ع)

سلامتي، توانمندي، فراغت، جواني و نشاط خودت را فراموش مكن.
 امام كاظم(ع)
شما را سفارش مي كنم كه با جوانان به خوبي و نيكي رفتار كنيد، چرا كه آن ها قلب لطيفتري دارند.
رسول اكرم(ص)

عقل آدمي در بيست و هشت سالگي كامل مي شود.
امام علي(ع)
خداوند متعال به جواني كه ناداني نمي كند، با ديده ي تحسين نظر مي كند.
رسول اكرم(ص)

امتياز آدمي به عقل، و جمالش به مروت و جوانمردي است.
امام علي(ع)
دوست ندارم جواني را از شما مسلمانان ببينم مگر آن كه روز او به يكي از دو حالت آغاز شود؛ يا عالم باشد يا دانشجو.
امام صادق(ع)

هيچ چيز نزد خداوند محبوب تر از جوان توبه كار نيست.
رسول اكرم(ص)



گردآوري: مريم مرادعليلو(علوم تربيتي)

*************************************************************
**********************************

آذربايجان

10

در راه زندگاني

 جواني شمع ره كردم كه جويم زندگاني را
نجستم زندگانـــي را و گم كـردم جواني را
 

كنون با بار پيــري آرزومندم كه برگـردم
به دنبال جوانـــي كـوره راه زندگانــــي را
 

به ياد يار ديرين كاروان گم كـرده راهانـم
كه شب در خــواب بيند همرهان كارواني را
 

بهاري بود و ما را هم شبابي و شكر خوابي
چه غفلت داشتيم اي گل شبيخون جواني را
 

چه بيداري تلخي بود از خواب خوش مستي
كه در كامم به زهر آلود شهد شادمانـــي را
 

سخن با من نمي گوئي الا اي همزبـان دل
خدايــا بــا كـه گويم شكوة بي همزباني را
 

نسيم زلف جانان كو؟ كه چون برگ خزان ديده
به پاي سرو خود دارم هواي جانفشانـــي را
 

به چشم آسمانـي گردشي داري بلاي جان
خدايـــا بر مگردان اين بلاي آسمانـــي را
 

نميري شهريار از شعر شيرين روان گفتـن
كه از آب بقا جوييـــد عمــــر جاودانـي را

استاد شهريار

 

آرامگاه آخوند زين العابدين شيخ نوايي - خوي

در ابتداي محله شهانق و بلوار جديد الاحداث نوائي مقبره و بارگاهي وجود دارد كه مربوط به آخوند ملازين العابدين نوائي(متوفاي 1259ه.ق) چون در حدود هفده تن از علماي مشهور خوي نيز در آنجا به خاك سپرده شده اند و بدين سبب مزار وي مقبرة علماي خوي گرديده است، كه چند سال پيش به اهتمام و توليت مرحوم حاج شيخ جليل هنرور، مقبره و بارگاهي مناسب براي وي احداث گرديده، كه زيارتگاه عموم مردم است.
آخوند ملازين العابدين، از قرية نوائي است.عالمي فقيه، فاضل و متقي بوده، در حياتش مورد احترام قاطبة مردم بوده است و كرامات زيادي از وي مشاهده شده بود و بدين سبب، بعد از فوت، جنازه ايشان را در قبرستان قوچلو دفن نمودند و بارگاهي به آرامگاهش ساختند و زيارتگاه مردم گرديد.

 

ساختمان قديم شهرداري

بين خيابان هاي شريعتي و فرمانداري و در جنب شمالي حياط مسجد سيد الشهدا(ع) حياط بزرگي قرار گرفته است كه در وسط اين محوطة بزرگ ساختمان كهن و زيبايي واقع شده ، كه به ساختمان شهرداري معروف است. و در گذشته مورد استفادة حكمرانان و بزرگان شهر قرار مي گرفت. و آن را ارك يا ساختمان حكومتي مي نامند.
ساختمان در دو طبقة چوب پوش مي باشد و طبقة اول زيرزمين مانند است و در آن سبك معماري سنتي ، حكاكي ،حجاري، سنگ و گچ بريهاي زيبا و متنوع و نقاشي هاي جالب توجه و ستون هاي شكل دا ده شده وجود دارد كه همة اين هنرها، مورد توجه بودن آن را مشخص مي نمايد. در افواه عامه وجود دارد، كه معمار ساختمان شهرداري شخصي به نام »توانا« بود. سبك معماري و روايات مردم، اين بنا و احداث آن را به دورة سلسلة قاجاريه مي رساند و توسط شخصي به نام» لطفعلي خان« در دوران حكومت ناصرالدين شاه ساخته شده است.

*************************************************************
**********************************

علمي وگوناگون

روغن جامد ؛ عامل مؤثر در بروز سكته قلبي

 محققان معتقدند براي كساني كه تلاش مي كنند تا روغن جامد را از رژيم غذايي خود حذف كنند ؛ غذا خوردن در بيرون از منزل و رستوران ها مي تواند دردسرساز باشد. مثلا سيب زميني سرخ كرده و مرغ سوخاري كه بيشترين تقاضا را در ميان غذاهاي آماده دارد ، مملو از چربي هاي ترانس است كه براي سلامتي بدن بسيار مضر هستند. صنعت رستوران داري و fast food هر روز بيش از پيش به استفاده از اين چربي ها و روغنها روي مي آورند زيرا هم ارزان و به صرفه است و هم دسترسي و استفاده از آنها آسان مي باشد ، ضمن اين كه ماندگاري طولاني تري دارند. امروزه جايگزين هاي مناسبي براي روغنهاي جامد و چربي هاي ترانس در دسترس است ، چنانچه رستوران ها از چربي هاي جايگزين استفاده كننده ، سلامتي را براي قلب مشتريان خود به ارمغان خواهند آورد. پژوهشگران و پزشكان هشدارهاي بسياري در مورد استفاده از روغنهاي جامد (هيدروژنه) به اطلاع عموم رسانده اند ، زيرا مطالعات نشان مي داد كه ميان اين چربيها و سكته قلبي ارتباط مستقيمي وجود دارد. ضمن اين كه چربي ترانس موجود در روغن جامد باعث افزايش چربي بد خون (LDL) و كاهش چربي خوب خون مي شود و به عبارت ديگر كلسترول خون را بالا مي برد كه براي قلب بسيار مضر است. در طي عمل هيدروژنه ، چربيهاي گياهي مايع به جامد تبديل مي شوند ، هيدروژنه شدن چربيها باعث بوجود آمدن چربيهاي ترانس مي شود كه بسيار مضر هستند. از ابتداي سال جديد ميلادي تمام كارخانه هاي توليدكننده موادغذايي و محصولات مختلف موظف شدند كه مواد تشكيل دهنده و ميزان انرژي و كالري هر ماده را برروي آن ذكر كنند تا به اين ترتيب افرادي كه از مشكل چربي خون يا بيماري هاي قلبي رنج مي برند ، از موادي كه از روغنهاي هيدروژنه و جامد و چربيهاي ترانس تشكيل شده ، استفاده نكنند. طبق دستور و اطلاعيه پژوهشگران ، امروزه در بسياري از كيكها ، كلوچه ها ، چيپسها و پفكها از چربي ترانس استفاده نمي شود. ضمن اين كه بسياري از رستوران ها موظف هستند چربيهاي گياهي جامد را كلا از فهرست غذايي حذف كنند و غذاها را با استفاده از روغنهاي گياهي مايع و غيرهيدروژنه تهيه نمايند. البته ناگفته نماند كه تغيير برنامه غذايي آشپزخانه رستوران ها و استفاده از روغنهاي گياهي مايع خيلي مقرون به صرفه نيست ، اما پژوهشگران عقيده دارند چنانچه از روغنهاي مايع با كيفيت بالا استفاده شود و در كنار آن بتوان اندكي به مبلغ غذاها افزوده گردد ، خيلي بهتر از آن است كه سلامتي مشتريان به خطر افتد. با اين حال ، عده اي عقيده دارند كه حتي اگر رستوران ها به طور كامل چربيهاي ترانس و هيدروژنه را از برنامه غذايي خود حذف كنند ، هنوز عده كثيري از مردم از اين روغنها براي تهيه غذاهاي خود در منزل استفاده مي كنند ، ضمن آن كه بسياري از شيريني پزي ها هنوز هم در تهيه شيريني ها ، كيكها از روغنهاي جامد استفاده مي كنند كه نشان مي دهد متاسفانه در اين زمينه اطلاع رساني درستي صورت نمي گيرد. به هر حال پزشكان تاكيد دارند كه مصرف غذاهاي سرخ كردني و شيريني جات به ميزان زياد حتي اگر با روغن گياهي مايع تهيه شده باشد ، خيلي براي سلامت انسان مفيد نيست. بنابراين توصيه كرده اند كه در مورد مصرف اين مواد بيشتر فكر كنيد!

بهبود فشار خون با مصرف شكلات

 نتايج يك مطالعه نشان مي دهد شكلات تيره و نه نوع سفيد آن, هم فشار خون و هم حساسيت انسوليني را بهبود مي بخشد. به گزارش سايت هلث اند ايج محققان ايتاليايي دريافته اند كه شكلات تيره واقعا فشار خون را كاهش مي دهد و حساسيت انسوليني را بهبود مي بخشد. شايد علت اين باشد كه اين نوع شكلات حاوي تركيبات آنتي اكسيداني به نام فلاونوئيدهاست.
گروهي از مردان و زنان سالم هر روز به مدت دو هفته 100 گرم شكلات تيره و يا 90 گرم شكلات سفيد خوردند. سپس اين افراد هفت روز فاقد اين رژيم بوده و سپس به مدت 15 روز نوع ديگر را مصرف كردند. پس از مصرف شكلات تيره, فشار خون كاهش يافت و حساسيت انسولين بالا رفت. هيچ تغييري پس از مصرف شكلات سفيد مشاهده نشد, شايد به اين دليل كه محتواي شير آن با جذب فلاونوئيدها تداخل مي كند.
به هر حال شكلات سرشار از چربي و كالري است. يكصد گرم شكلات تيره يا سفيد حاوي 500 كالري انرژي است. اگر مايليد مقداري شكلات به رژيم غذايي تان بيفزاييد, بايد چيز ديگري را از غذايتان حذف كنيد تا از اضافه وزن جلوگيري نماييد.

چه چيزي باعث سر درد هنگام خوردن بستني يا نوشيدني هاي خيلي سرد مي شود؟

وقتي هر خوراكي كه به اندازه كافي سرد باشد به سقف دهان برخورد مي كند مركز عصبي را كه درست در بالاي كام قرار دارد تحريك مي كند.
وظيفه طبيعي اين مركز اين است كه دماي مغز را در حد مناسب نگه دارد و با كم وزياد كردن جريان خون گرم (از طريق انقباض و انبساط رگها )با تغييرات دما مقابله كند ولي تقريبا در 30 درصد مردم اين مركز مي تواند در برابر چنين تحريكي بيش از حد واكنش نشان بدهد وباعث گشادگي شديد رگهاي خوني سر شود اين اتفاق به طور لحظه اي فشار استخوانهاي سر را افزايش مي دهد و30تا 40 ثانيه سردرد شديد مانند ميگرن ايجاد مي كند اين پديده فقط در هواي گرم اتفاق مي افتد وخوردن همان بستني در هواي سرد هيچ سر دردي ايجاد نمي كند!. به هر حال بستني دوستان در زمستان مي توانند بي درد سر (سر درد )بستني بخورند كه معمولا با درد سر فراوان خودِ بستني پيدا مي شود!!

خنديدن يا نخنديدن ، مساله اين است

آيا خنده ، قلب انسان را سالم تر مي كند؟ شايد ايده مسخره اي به نظر بيايد ؛ اما امروزه پزشكان شواهد محكمي دارند كه اين نظريه را اثبات مي كند. يك مطالعه جديد نشان مي دهد شنيدن حتي يك لطيفه خنده دار مي تواند عملكرد عروق را بهبود بخشد. متخصصان علم پزشكي درباره اثرات استرس و فشار عصبي بر سلامت قلب هشدار داده اند و نتايج به دست آمده نگراني آنها را تاييد مي كند. وقتي در يك موقعيت دشوار قرار مي گيريم ، بدن هورمون هايي ترشح مي كند كه فشار خون را بالا مي برند. اين هورمون ها آدرنالين و نورآدرنالين هستند كه با انقباض عروق ، فشار خون را بالا مي برند. اگر فشار خون بالا درمان نشود ، مي تواند باعث بروز سكته يا حمله قلبي شود. پزشكان به اين گونه افراد توصيه مي كند ، در روز زمان بيشتري را به استراحت اختصاص دهند و فعاليت هاي فيزيكي را كه باعث از بين رفتن استرس مي شوند در زندگي خود جا دهند. اطلاعات زيادي درباره رفتارهاي رواني اجتماعي كه مي تواند براي سيستم قلبي عروقي بدن مفيد باشند ، وجود ندارد.

نقش تعليم در طول عمر

 تعليم و آموزش جدا از تاثيرات رواني اجتماعي و اقتصادي عمر انسان را نيز افزايش مي دهد.
ميدل ايست آنلاين نوشت: تحقيقي در دانمارك نشان مي دهد كه تعليم باعث سالم ماندن و عمر طولاني است.
اين تحقيق مي گويد: كساني كه به دنبال آموختن هستند كمتر غمگين مي شوند حال آن كه كساني كه در كودكي ترك تحصيل كرده اند به شدت گرفته و اندوهگين هستند. محققان مركز رسمي تحقيقات و مطالعات دانمارك مي گويند: افراد داراي تحصيلات عالي در سنين بالا نسبت به كساني كه تحصيلات عاليه ندارند بيشتر بيمار مي شوند.
اين تحقيق مي افزايد: تحصيل كرده ها 10 سال بيشتر از باقي مردم عمر مي كنند.

افرا عصباني بخوانند؛!

بوي گل تاثير عجيبي در فرو نشاندن خشم دارد .

پژوهشگران پيشنهاد مي كنند كه فرد عصباني چند قطره روغن گل را بر دستمال بريزد و چند دقيقه بطور عميق ان را ببويد .گلاب وروغن گل وگل خشك سه محصول گل اند كه مصرف پزشكي دارند0
از گلاب براي خوش عطر وبو كردن دستها وصورت وجلوگيري از پوسته شدن پوست بدن استفاده مي شود0روغن گل بسيار معطر و به رنگ زرد روشن است وگاهي اوقات سبز رنگ به نظر مي رسد.از زمانهاي قديم تا كنون از گل خشك شده براي بند آوردن اسهال وجلوگيري از خونريزي ريه ، سرفه و درمان زخمهاي حلق ودهان استفاده مي شود.كارشناسان بر اين باورند كه براي درمان بيماري هاي لثه و دهان مقداري گل خشك شده يا تازه را با كمي آب بجوشانيد وسپس صاف كنيد وپس از مخلوط كردن با كمي عسل آن را مصرف كنيد.

جلوگيري از سپيدي موي سر

 بر اساس نتايج پژوهش هاي جديد سبزي ها ، ميوه ها ، حبوبات ، تخم مرغ ، غذاهاي دريايي وگندم به سبب داشتن فلز روي از سفيد شدن زود هنگام موي سر كودكان ونوجوانان جلوگيري مي كند. مكملهاي غذايي حاوي فلز روي نيز براي درمان جوش غرور جواني مفيد است وكمبود هورمون رشد كودكان را جبران مي كند. ضعف دستگاه دفاعي بدن، اختلال در حس چشايي، خوب نشدن زخمها ، كاهش وزن و كم شدن بينايي از ديگر پيامدهاي كمبود روي در بدن است. با آزمايش ميزان اين فلز در خون مي توان ميزان احتياج بدن به مكملهاي غذايي حاوي اين فلز را دريافت. اكرم ساعد(علوم تربيتي)
 

شيشه اي كه به طور خودكار پاك مي شود

مهندسان دانشگاه »اوهايو« سرگرم بررسي خواص گياه نيلوفر آبي هستند تا بر اساس آن شيشه هايي بسازند كه به طور خودكار پاك مي شود. به گزارش INN ، پژوهشگران معتقدند؛ دست يابي به فن آوري ساخت سطوح بسيار ليز براساس خواص بافت برگ هاي نيلوفر آبي مي تواند به توليد شيشه هاي خودپاك شو و كاهش قابل توجه اصطكاك قطعات متحرك بسيار ريز در دستگاه هاي ميكروسكوپي كمك كند. سطح روغني و برگ هاي نيلوفر آبي به همراه ناهمواري و برجستگي هايي كه در سطح آن وجود دارد باعث مي شود تا آب به آن نچسبد و به صورت قطره قطره از روي آن سرازير شود. محققان دانشگاه»اوهايو« با جمع آوري اطلاعات مربوط به اين خاصيت موفق شده اند با استفاده از كامپيوتر بهترين حالت سطح غير چسبان را براي هر ماده طراحي كنند.
ليلا شفقت(ادبيات)


*************************************************************
**********************************

 

روشهاي صحيح مطالعه

11

نكاتي چند درمورد روشهاي صحيح مطالعه
بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :» ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم «يا »هرچقدرمي خوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم« و يا »10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم«. به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركرد تا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .
شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:
1- زمان مطالعه را كاهش مي دهد.
2- ميزان يادگيري را افزايش مي دهد .
3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.
4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.
براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا ، نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب، دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد . يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.
شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي خلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز
1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است و براي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .
2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .
3- حاشيه نويسي : اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.
4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را مي خوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بر روي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما باز هم بهترين روش براي خواندن نيست .
5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .
6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را مي خوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش مي دهد.شرايط مطالعه»بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه «:
شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :
1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.
2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .
3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .
4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.
5- استفاده صحيح از وقت : بنيامين فرانكلين: ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))
6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .
7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.
8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .
9 - ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است . 10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.
11 -درك مطلب: آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است . چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم ازآن مطلع باشند.
1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.
2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خو ن رساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته مي شود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند. 3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري ننمائيد.



*************************************************************
**********************************

شبيه سازي انسان از ديدگاه شهيد مطهري

يك زن مدير شركت كلونايد در 26 دسامبر سال 2002 اعلام كرد دختري با استفاده از سلول پوست 31 ساله خلق و از طريق سزارين سالم به دنيا آمده است . انتشار تولد اين نوزاد كه ( حوا ) نام گرفت با واكنشهاي ترديد آميز كارشناسان روبرور شده و بسياري از آنان احتمال دستيابي اين شركت را به توانايي خلق انسان شبيه سازي شده اندك دانسته اما خبر تولد دومين و سومين نوزاد شبيه سازي شده را نديده است !
كلو نينك يا باز سازي از نسخه اصلي اقدامهاي مهم در تاريخ علم است بخصوص در اين شيوه كه دانشمندان تلاش مي كنند تا با استفاده از سلولهاي غير جنسي تنها يكي از والدين ، موجودي برابر و شبيه به مادر خود خلق كنند كه اولين نمونه موفق اين اقدام تولد بره أي به نام دالي بود كه در سال 1996 در اسكاتلند با استفاده از انتقال سلول به دنيا آمد و در هفته هاي بعد نيز خبر مرگ آن اعلام شد تكثير غير جنسي در بسياري از گياهان وجود دارد اما اين كه تنها يكي از دو جفت بتوانند موجودي را با تمام صفات ژنتيكي شبيه خود بدنيا بياورند اتفاقي بود كه دالي را ايجاد كرد . واكنش اديان و علملي دين هاي مختلف در برابر شبيه سازي بسيار شديد بود آنان اين اقدام را دخالت در تقدير و تعدي به حوزه الهي دانسته اند فراي تبليغات اخلاقي و قانوني ( كلو نينك ) ديدگاه دانشمندان اسلامي در اين باره قابل توجه است متن زير جواب استاد مطهري است به نگراني هايي درباره منشاء خلقت انسان اين پاسخ بر گرفته از جلسات بحث و انتقاد پيرامون مساله معاد در انجمن اسلامي پزشكان بوده كه تاريخ آن به سال 1350 باز مي گردد يعني 34 سال پيش» شمانگراني تان از اين است كه نكند روزي يك موجود زنده و بالخصوص انسان را بسازند من نمي فهمم اين نگراني چه نگراني است ؟
اگر انسانها انسان را ساختند يا گياه را ساختند آنوقت مگر انسانها گياه را خلق كرده اند ؟ اين عالم قانوني دارد كه از آن تخلف نمي كند ، يعني اگر آن مجموعه شرايط مادي براي پيدايش يك گياه به وجود آيد اگر مجموع شرايط براي اينكه يك كودك متولد شود به وجود آيد ( به هر وسيله به وجود آيد مي خواهد انسان آنرا به وجود بياورد يا عوامل طبيعي ) محال است كه او بوجود نيايد . هر چه در اين جهان پيدا شود ( مي خواست به دست انسان پيدا شود و يا به دست ديگري ) خارج از قانون خلقت نيست مگر الآن انسانها انسان نمي سازند . همين الآن هم انسانها انسان مي سازند الآن هم موت و حيات به دست انسانهاست يعني يك زن وشوهر بخواهند يك بچه به وجود بيايد ، به وجود مي آيد و اگر نخواهند بوجود بيايد بوجود نمي آيد پس بگوئيم اينها در كار خدا دخالت كرده اند ؟ اگر انسانها انساني را بسازند از همان قانون موجود خلقت استفاده مي كنند بنابراين مسئله روح هيچ وقت با اين حرفها باطل نمي شود كه مثلاً اگر روزي بشر قادر شد انسان بسازد و فرض كنيم واقعاً از نطفه هم نسازد سلولي مثل سلول مرد را از ماده ديگري بسازد و در خارج رحم پرورش دهند و يك انسان تمام بسازند ( در اين صورت روح باطل است خير ) به اين مسئله ربطي ندارد اگر روزي هم هزار تا انسان بوجود آيد به مسئله روح هيچ ربطي ندارد.«
گرد آورنده : استاد علي امين خاني

*************************************************************
**********************************

طنز

12

يك ترم در سه قسمت

پرده اول: ترم كه شروع مي شه خيالمون راحته كه كو تا آخر ترم؟ پس شب امتحان را براي چي گذاشتن؟ يه شبه مي خونيم و به ياري تقلب دوستان و لطف استادپاس مي شيم. تازه بعضي ها كه خيلي بلند پروازند خودشونو شاگرد اول تصور مي كنن . قبل از كلاس، سلف ، و بعد از هم متراژ دانشگاه و آمارگيري افراد حاضر در آن. سر كلاس هم خدا مي دونه كجاييم. از پرچونگي و صرف تنقلات گرفته تا كشيدن كاريكاتور استاد و غرق شدن در عالم هپلوت!حواسمون به همه چيز هست غير از حرف هاي استاد!
پرده دوم: خب حالا وسط ترمه و قطر مطالب تدريس شده كتب كم كم نگرانمون مي كنه. ولي اين هم يه نگراني كوتاه مدته چون شاعر گفته»چو فردا بيايد فكر فردا كنيم پس امروز بنشينيم و كمي حال كنيم!«(توصيه مي كنيم دنبال شاعرش نگرديد چون همين يه بيت را گفت و مُرد!)
وسط ترم ديگه كلاسها خسته مون مي كنه، و موضوع داره برامون تكراري ميشه براي همين كم كم كلاسها رو دودره مي كنيم. آخه وقت طلاست. حيفه كه سر اين كلاس و اون كلاس هدر بره! تازه ما نيامديم دانشگاه كه درس بخونيم فقط اومديم اگر اشكالي تو درسها بود برطرفش كنيم!!
خلاصه كم كم به فكر كامل كردن جزوه هامون مي افتيم و از اين و اون وعلي الخصوص بچه مثبت هاي دانشگاه جزوه و كتاب مي گيريم و بعضي ها به اين هوا و جزوه گرفتن از بعضي هاي ديگه با يه تير دو نشون مي زنند!(حالا خودتون بيابيد نشان دوم را!)
پرده سوم: حالا مي رسيم به قسمت تراژدي داستان كه همون دوران خوفناك امتحانه. شب امتحان كه مي شه كتابها رو باز مي كنيم. مثلا شروع مي كنيم به خوندن ولي هر چي بيشتر مي خونيم كمتر مي فهميم و متعجب از اينكه استاد كي اين همه مطلب ثقيل رو درس داده كه ما نفهميديم!!
شب امتحان رو با اشك و آه و مويه و نوشتن تقلب با مدرن ترين انواع آن(از قبيل نوشتن روي تمامي اعضاي بدن و كف كفش و دستمال كاغذي و....) سپري مي كنيم. وصبح با روحيه اي كاملا آماده البته براي افتادن! به رينگ خونين قدم مي گذاريم و آنجا مجروحان نسبتا زيادي كه از نظر حال و روز مثل خودمون هستند رو مي بينيم. البته در اين بين تعداد انگشت شماري بچه مثبت با روحيه بشاش و نيش هاي باز تا بناگوش به چشم مي خورند. وقتي برگه امتحاني رو ورانداز مي كنيم مي بينيم هيچ كدام از تقلب هايي كه نوشتيم كارساز نيست و با كلي به زحمت انداختن چند عدد از سلول هاي خاكستري مغزمون يه چيزهايي براي خالي نبودن عريضه مي نويسيم. و بعد تازه به فكر ياري گرفتن از دوستان شفيق مي افتيم. اما هيچ كس متوجه نگاه هاي ملتمسانه و كنجكاوانه ما نمي شود جز مراقب جلسه! كه اون هم متقابلا با يك نگاه چپ چپ به ما هشدار مي دهدكه...! و ما هم چشم خودمون را جمع و جور مي كنيم و سعي مي كنيم فقط به ورقه خودمون نگاه كنيم(البته اگر بشه و ما رو نندازه. واي كه ما چقدر قانع و كم رو هستيم!) البته بايد در حين نوشتن يادمون باشه كه مثل رنجنامه قبلي در نياد و مطالب جديدي براي استاد داشته باشه!!!

همه با هم برابرند امّا؛ بعضي ها برابرترند!

دو برادر يكي در دانشگاه سراسري كسب علم بكردي و تاج سر بودي! و رجال، سر از پا نشناخته، آب و غذا بر وي دادي و تخت ايشان را به موقع گستراندي تا ايشان آسوده و بي خيال از هرچيزي سر بر بالش نهاده و خسبيدندي. آن ديگري به دنبال دانش، در دانشگاه پيام نور وِل معطّل بودي چونان مفلسي در بيابان، كه البته رجالي هم نبودي تا دايه اش بشدي و حمايتش بكردي.
بخت برگشته اي كه به زور بازو، محقرترين كارها را به جان خريدي تا شايد پول ترم را جور كردي و با تعظيم و تكريم، تقديم صاحبان و نگاهبانان دانش در قلعه علوم، بدادي تا شايد اهل فضل و كرم، بالاخص اوستادان، رحمي به دلشان اوفتاده و كليد علم را به وي دادندي، كه صد حيف و صد عجب اين فضل نيز بعد از گذشت ترماني چند، ميسر نگشتي و دانشي بدست نياوردندي و هاج و واج در اين عرصه بماندي، تا اينكه يا در خدمت آش و آش خوري بودي و يا اگر قبلاً آن را تجربه بكردي، به خيل بيكاران و بي عاران بپيوستندي، تا تعادل در جامعه برقرار بگشتي! و اگر از جماعت نسوان بودي دنبال آشپزي و خبازي برفتي و چشم به در ماندندي! كه به علت جامع بودن بحث توصيفان بر اين مقال نگنجيدندي!
از شيخي سبب را پرسيدم، فرمود: هان! اي پسر، مطلب چونان آفتاب، روشن باشد و آن اين است كه: اوّلي(دانشجوي دولتي) اهل فضل بودي و كاكُل زري! و حال اين كه دومي(دانشجوي پيام نور) سرراهي بودي و فاقد كاكل! فلذا در پس اولي بيش از يك وجب روغن بودي و در پس دومي يك عالم دردسر و گرفتاري، پس در هر دانشجوي دولتي ناني و بر روي آن كنجدي و در دانشجوي پيام نور ناني(البته سوخته) و بر روي آن سنگهاي ريز و درشتي كه چسبيده به آن در اندرون تنور بودي و اين، سر ماجرا باشد.
از سخنان شيخ طاقت نياوردي و بر شيخ معترض بگشتم كه چرا جنين بودي؟ زر و سيم را دانشجوي پيام نور بدادندي آن وقت رفاه و آسايش را دانشجوي سراسري بچشيدندي؟! اين ديگرچه صيغه اي باشد؟مگر همه با هم برابر نبودندي؟ شيخ نگاه غضب آلودي بر من انداختي و بپرسيد، نكند تو خود دانشجوي پيام نور ببودي كه اين گونه معترضي؟ سكوت اختيار بكردمي و جواب ندادمي. چون شيخ مرا به عالم مكاشفه بردي ديگر تمام مجهولات برايم معلوم بگرديدندي و اين شد كه به حرف شيخ صحّه گذارده و به راه اوفتادمي. در حال تفكر بودمي كه فرق سرم به تير برقي بخورد و ندايي برآمد كه تأمل چرا بكني؟ مگر شك داري؟! تا خواستم جوابش بدهم، ديدم والده مكرمه است كه از خواب بيدارم مي كند. از جاي برخاسته و خداي را شكر كردم كه آن چه گذشت رويايي بيش نبوده است. و صد البته پرواضح بباشد كه امكان نداشتي در عالم واقعيت اين اتفاق ها بيافتندي و اين گونه تبعيض هاي وحشتناك روي بدادندي. چرا كه همه با هم برابرند؛ امّا بعضي ها برابرترند!...

جواني با كلاسم

برفتم خواستگاري بار اول
براي دختري خوب و مجلل
 

بگفتم از جمال و از كمالم
بگفتم من جواني پر خيالم
 

و شغلم كارمندي در اداره
حقوقم مي شود پول اجاره
 

وگفتم من جواني باكلاسم
صداقت را به خوبي مي شناسم
 

پس از اين گفته ها كردند شورا
جوابيدند اين فرموده با ما
 

بباشد مهريه يك خانه، پاترول
هزار تا سكه و صد شاخه ي گل
 

سه كيلو نقره و يك من طلا با
دويست تا فرش زيبا و فريبا
 

تو گويي تار شد چشمان بنده
به يكباره زدم من زير خنده
 

بگفتم من جواني آس و پاسم
ندارم يك قران، پرتِ حواسم
 

بباشم من خل و هم طاس و هم پوچ
كه از عقل فراوان كرده ام كوچ
 

دو كفشم را به پا كردم و با ناز
فراريدم از آن جمع پر از آز
 

به خود گفتم كه با اوضاع جاري
نخواهم رفت ديگر خواستگاري
 

در اين احوال فكري زد به من نيش
كه بايد يافت فردي در خور خويش
 

سعادت مي شود سهم تو يكسر
اگر يابي همي شايسته همسر
 

از آن مي كنم هر دم تعقل
نشايد ره سپردن بي تأمل

اهل دانشگاهم

 اهل دانشگاهم
روزگارم بد نيست
مانده ام من چه كنم
نمره هايي اندك
خورده عقلي و سر سوزن علمي
دوستاني بهتر از درس و كتاب
دوستاني كه همه يكرنگند
همه با هم مانده واحد داريم
يا همه مشروطيم

اهل دانشگاهم روزگارم
خوش نيست
بچه ها همه جا پخش و پلا
بوي مشروطي ها همه جا مي آيد
همه مي گريند و بسي جالب بود كه كسي مي خنديد
پاس يك واحد درس
و بقيه؟
همه را افتادم
ترم بعدي شايد دو سه واحد پاس كنم

اهل دانشگاهم
شايد هم نيستم دانشجو
روزگارم خوش نيست
باز هم اين ترم،من به مشروط شدن نزديكم
من نديدم هرگز نمره20
من بيچاره فقط،به يك نمره نا قابل10خشنودم
بد نگوييد به استاد اگر درس نگفت
و نپرسيد هرگز كه چرا اينهمه از ما شهريه مي گيرند
كار ما نيست ويرايش اين مشكل ها
كار ما شايد اينست كه در حسرت يك نمره20
گاهگاهي از ته دل آه كشيم

اهل دانشگاهم
من نمي دانم كه چرا مي گويند
درس را بايد خواند
شهريه بايد داد
پاس كرد اين همه واحد درس
ودر آخر هيچ
آخرش پيدا نيست

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
مانده ام من چه كنم؟

چهل سال بعد در پيام نور خوي چه مي گذرد؟!

* در پي نصب موفق آميز دكل مخابرات در حدود چهل سال پيش در دانشگاه پيام نور خوي، با توافقات حاصله قرار براين شد، تصفيه خانه آب و فاضلاب، كارخانه توليد كمپوست از زباله هاي شهري وكارخانه آسفالت نيز در محل اين دانشگاه احداث شود.

* آقاي وليزاده در مورد ارايه خدمات رفاهي به دانشجويان اعلام كرد: در اقدامي بي سابقه در تاريخ دانشگاه، از ترم آينده همراه با غذا، نان نيز به سهميه غذايي دانشجويان اضافه خواهد شد. اين اقدام در جهت اِحقاق حقوق حَقّة و پايمال شدة دانشجويان محق، درچهل پنجاه سالِ گذشته، صورت گرفته و ارزش ديگري ندارد!

* در پي حملة چند سگ ولگرد به دانشجويان، كه بعد از گذشت چهل سال هنوز صحت و سقم آن به اثبات نرسيده است، گزارش ها حاكي از مشاهدة چند قلاده ببر ، پلنگ، زرافه و... مي باشد. منابع رسمي اين خبر را تاييد نكرده اند.

* دو هزار و نود و چهارمين جلسة شوراي فرهنگي دانشگاه تشكيل يافت. به گفتة زرگران (دبير اجلاس)، در اين جلسه تصميم بر اين شد كه از اين پس به جاي جلو و عقب كشيدن ساعت در اوايل بهار و پاييز، تقويم را يك يا چند روز عقب خواهند كشيد تا بلكه از اين طريق، كارهاي پيام نور سر و سامان پيدا بكند! شايان ذكر است چهل سال گذشته نيز جاي جمعه و شنبه به صورت آزمايشي عوض شده بود. كه در نوع خود بي نظير بود(يادش به خير).

* با پيگيري هاي چند طومارنويس! طرح »از هندوانه تا صرفه جويي در وقت« در دانشگاه به اجرا در خواهد آمد. بر اساس اين طرح هندوانه هايي در زمين كشاورزي دانشگاه اختراع خواهد شد كه مثل خربزه و طالبي تخمه هاي آن در وسط ميوه باشد تا اين همه وقت مردم به هدر نرود!



*************************************************************
**********************************

 

چرا پازل هاي زندگي از هم پاشيده است؟

 يادش به خير يك زماني آنقدرپايه هاي زندگي محكم بود و پيمان زنا شويي مقدس كه اولين نصيحت هر پدر ومادري به دخترش هنگام پوشيدن لباس عروس اين بود كه"با لباس سفيد به خانه بخت مي روي و با كفن سفيد هم بيرون مي آيي" اما حالا از اين خبر ها نيست كسي ديگر به اين حرف ها كاري ندارد حالا آدمها كم طاقت شده اند، نمي توانند شرايط سخت زندگي را تحمل كنند زنها از حق و حقوق خود اگاهند و مردها عرصه جولانشان را تنگ مي بينند. حالا ديگر رسم ورسومات فرق كرده دختر وپسر ها خودشان انتخاب مي كنند وخودشان هم مي گويند "غلط كرديم ،اشتباه كرديم حالا قرار نيست كه تا اخر عمر چوب اشتباهمان را بخوريم " بعد هم خيلي با كلاس به دادگاه مي روند و توافقي از هم جدا مي شوند ! حالا ديگر حرف يك عمر تحمّل نيست .زندگي مشترك مثل يك پازل به هم ريخته است كمي حوصله مي خواهد تا قطعات اين پازل درست در كنار هم چيده شوند .آن وقت مي تواني با لذت به تابلويي كه حاصل زحمات و حوصله ات است ، نگاه كني .مي دانم از ديدنش به هيجان مي آيي نگو كه توان چيدن و درست كردن اين پازل را نداري تو اين كار را در كودكي ات بارها انجام داده اي وحالا با يك پازل واقعي روبه رو شده اي پازلي كه هم قطعاتش ريزتر است وهم بيشتر. چيدنش تحمل مي خواهد و حوصله، همين در صد زيادي از مشكلات زوجيني كه تصميم به طلاق مي گيرند حرف نزدن آن ها با يكديگر است .متاسفانه در شرايط كنوني ازدواجها بدون در نظر گرفتن مسايل مهم زندگي و اغلب به صورت رويايي وعاشقانه صورت مي گيرد دختر وپسر در دانشگاه ،محل كار ، كوچه و خيابان يكديگر را مي بينند، دل مي بازند و بعد هم با هزار آمال و آرزو ازدواج مي كنند .اما زندگي ديگر رويا نيست. واقعيتي است كه بايد آن را پذيرفت ولي خيلي از زوجهاي جوان به اين موضوع واقف نيستند. يكي از نكات مهمي كه در ازدواج بايد به آن توجه كرد همتراز بودن زوجين است تفاوت سطح فرهنگي وطبقاتي از عوامل مشكل زا در زندگي است .دونفر با تفاوت فرهنگي مختلف به راحتي نمي توانند با هم همراه شوند. زمان زيادي لازم است تا اين دو نفر بتوانند نقاط ضعف وقوت يكديگر را شناسايي كرده و راه مشترك زندگي خود را پيدا كنند همسطح بودن زوجين نكته مهمي است كه هنگام انتخاب بايد مورد توجه قرار گيرد خانواده ها بايد با هم هماهنگي داشته باشند . وقتي دختر و پسري با هم ازدواج مي كنند ،اگر از نظر خانوادگي تفاوت فاحشي با هم داشته باشند ، نمي توانند رابطه خوبي با خانواده يكديگر برقرار كنند واين سرآغاز تنش هاي خانوادگي است. ازدواج پيماني است كه فقط بين دو نفر بسته نمي شود ، اين پيمان بين دو خانواده ودو طايفه بسته مي شود پس آن ها بايد همديگر را بپذيرند ،در غير اين صورت نطفة يك زندگي ناهمگون از همان لحظه اول بسته مي شود .اين نطفه ثمره خوبي نخواهد داشت .اصولا مهمترين مشكل زن وشوهرهاي ايراني اين است كه هيچ وقت با يكديگر به بحث وگفتگو نمي نشينند واگر هم اين اتفاق بيفتد به گونه اي است كه باعث مي شود كاربه مشاجره لفظي بكشد .آن ها شروع به صحبت مي كنند اما اين در حالي است كه هيچ يك از طرفين به صحبت طرف مقابل خود با دقت گوش نمي دهند با شنيدن اولين كلمه به دنبال جواب مي گردند . اين بي توجهي باعث مي شود خيلي از حرفها با سوءتعبير همراه شود و نتيجه اين گونه بحث كردن ها كاملا مشخص است .آموزش يكي از عوامل مهم جلوگيري از مشاجرات زناشويي است. دختر و پسر جواني كه با يكديگر عقد ازدواج مي بندند، بدون آگاهي داشتن از چگونگي نحوه رفتار با يكديگر زندگي مشترك را آغاز ميكنند ،زندگي اي كه پر است از سوءتفاهمات پيش آمده و پيش نيامده .آنها هيچ شناختي از روحيات يكديگر ندارند. درواقع اكنون بيشتر زمان نامزدي به روابط عاطفي مي گذرد. در اين دوران هر دو طرف سعي مي كنند هر طوري كه شده دل همديگر را به دست آورند در حالي كه هيچ كدام به شناخت درست ودقيق از يكديگر فكر نمي كنند. چرا كه براي اين كار هيچ آموزشي نديده اند. بافت اكثر خانواده ها سنّتي است و مادر چون خودش با همين بي اطلاعي ها ازدواج كرده، چيز جديدي براي باز گويي به دخترش ندارد معمولا نصيحت ها يي كه به دختر دم بخت مي شود عبارت است از اين كه با شوهرت مدارا كن ، به حرفش گوش بده...


با اين اوصاف بايد سعي كنيم وقتي دو خانواده مي خواهند با يكديگر پيوند ازدواج برقرار كنند همديگر رابيشتر بشناسند واز وضع همديگر آگاهي بيشتري داشته باشند ودختر وپسر ازنظرطبقاتي واجتماعي ،فرهنگي وتحصيلاتي و...باهمديگر تفاهم داشته باشند.


معصومه هاشمي نژاد (روانشناسي)

*************************************************************
**********************************



حرف آخر

زمزمه سوز دل منتظران منتظَر

مي آيي و ابرهاي متراكم تاريك را مي زدايي و چشمهايي كه حسرت زيارت آفتاب دارند ، به نوازش نور و مهرباني مي خواني . مي آيي زمين متبرك مي شود . مردابها از سكون مي گريزند و به جستجوي دريا ، دشت در دشت پرسه مي زنند و شكفتن و رستن را به خستگي خاك مي بخشند . مي آيي ، همه درياچه هاي خشكيده ، قربانيان آزمندي خاك ، پذيرايي مرغان سپيد بالي مي شوند كه از هجرتي تلخ باز مي گردند و پيشه هاي پژمرده دور ، ميزبان رميده ترين آهوان و مامن مطمئن سوگوارترين پرندگان خواهد شد . مي آيي آسمان ورق مي خورد تا زيباترين شعر آفرينش برآبي ترين سمت آن نوشته شود . مي آيي ، خوابها در شط ستارگان شته مي شود و مسافران كهكشان ، در جاده سپيد شيري به ناكجايي بي مرز خواهند كوچيد . مي آيي به انسان لبخند مي آموزي و با قلمي از صميميت روي قلبها مي نويسي : هر كس مهرباني نمي داند از ما نيست ! مي آيي كتاب گسسته عشق را شيرازه مي بندي ! دفتر زندگي را از سر خط مي نويسي . قلمها را در سبزترين مركبها به شوق آفرين شورانگيزترين و بارورترين نوشته ها مي نشاني و سطر سطر حيات را با خجسته ترين واژه ها آذين مي بندي . مي آيي و همه راهاي گمشده و گمشدگان در راه را با اشارات نوراني به (( راه )) مي خواني و پاهاي خسته را تواني تازه مي بخشي و شريانها را در حضور خوني تازه به پوياترين و خوش آهنگترين (( رفتني )) و ره سپردن دعوت مي كني . خوب مي دانم آن روز كه تو بيايي ، همه شاخه هاي شكسته مرهم خواهند يافت و همه درختان شرمنده عريان سبز خواهند ايستاد و تمام لاله ها ، سرخ سرخ ، پيش قدمت خواهند شكفت و گمنام ترين گلها در همه جا منتشر خواهند شد . خوب مي دانم ، قرنها افسردگي ، هزارهاي انجماد ، سال هاي يخ سنگيني در هرم نفسهايت خواهند گداخت و چشمه چشمه ، رود رود ، دريا دريا ، غلغله و شور و شتاب در گوش دره ها و دشتها خواهند ريخت . خوب مي دانم تو منتظر تر از ما بي شكيباتر از هر روز ، موعود سبزي را منتظري كه بهارانه برخيزي و برهمه پائيزها خط بكشي و طومار همه زمستانهاي تاريخ را در هم پيچي و در گوش همه زمينها زمزمه كني كه ، هنگامه رفتن است فصل شكفتن است برخيزيد و آنگاه خاك ترك بردارد و باغ در باغ ، شكوفه زار در شكوفه زار ، اين برهوت خاموش و غمرنگ را همرنگ بهشت روشن سازد . أي بي تاب بزرگ ! أي روح انتظار ! تو مي آيي همه گسستگيها ، پيوسته مي شوند . همه ناباوريها ، به عميق ترين باور مي رسند ، همه تزلزل ها به آرامش و استواري مي پيوندند و همه اضطرابها ، تشريقها و دلهره ها ، شكسته مي شوند . تو مي آيي و انسان پايان شب را جشن مي گيرد . آذرخش خشمت ، خرمن خرمن ، سياهي را شعله ور خواهند كرد و باران حضورت ، رسوبهاي متعفن و گندابهاي زمين را خواهد شست . تو مي آيي و به يمن صدايي كه در آسمان مي پيچد ، نعره توپها و بمبها در حنجره مي خشكد و همه (( ماه )) واره ها در (( آفتاب )) آمدنت گم مي شوند و در جزر و مد ذوالفقارت همه غرورها پر مي ريزد و همه سرهاي سركش پيشاني بر خاك خواهند نهاد . تو مي آيي و صداي منتشرت همه حقيقت هاي مسخ شده را باز خواهند نمود و كدورت تحريف هارا خواهند زدود و ايمان و عشق : فراگيرترين و آشناترين صداي زندگيها خواهند شد . أي خوب ! أي امين آسمان ! بيا تا زمين ، اين همه با آسمان بيگانه نماند . أي باغبان مزرعه انسان بيا تا باغ اين همه آفت نبيند و شته ها و اساس ها ، ساقه هاي ترد را در قساوت دندانهايشان نجوند . بيا تا دست محبتي بر سر كودك انديشه مان بكشي و ناگهان در پناه دستهايت قامت افرازد و بالندگي را تجربه كند . أي روح بي تاب ما ، بتاب ! أي مسافر غربت و غيبت دير پا بازآ. ، همه جاده ها در بهتي غريب تو را مي خواهند . تو را مي خواهند . تو را مي خواهند و نام تو زمزمه همه كاروانهايي است كه هراس فردا ، دلهره او نگراني شبيخون حراميان دارند . بيش از اين بي شكيبي چشمهاي منتظران و نفسگيرترين لحظه ها را استمرار مپسند .

15

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 8:12  توسط شوراي نويسندگان  | 
  بالا  

Copyright©2006- This Site Designed By Hadi.h