تبليغاتX
نشریه الکترونیکی اندیشه سبز
بسم الله الرّحمن الرّحيم «»«»«» به وبلاگ اولين نشريه دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي خوش آمديد «»«»«» اين نشريه از تمامي دانشجويان عزيز دعوت به همكاري مي نمايد «»«»«» انديشه سبز ؛ نشريه اي متفاوت
 
نشریه الکترونیکی اندیشه سبز
 
 
نشریه فرهنگی، سیاسی، دانشجويي و صنفی
 

انديشه سبز شماره 13

لوگو

صاحب امتياز: بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور خوي

مدير مسئول: علي بي غم
زیر نظر شورای سردبیری

تايپ كامپيوتري: امير ابراهيم پور، احد رحماني،حجت پيربوداقي، حميده خوشبختلو
طراح روي جلد و پشت جلد: هادي حقيق

همكاران اين شماره : فهیمه حقیق، نگار بزاز زاده، مریم مرادعلیلو، الهام حسين لو، مينا اصغري، سريه تنها، معصومه كريمي، آسيه بختياري، مريم اصغر زاده
با تشكراز همكاري آقايان برزگر و سليم زاده

آدرس نشريه:
خوي،بلوار وليعصر(عج) ،خيابان دانشگاه،دانشگاه پيام نورخوي، دفتر بسيج دانشجويي- تلفن2334557

*************************************************************
**********************************

امام خميني(ره) :
بايد هشيار و بيدار و مراقب باشيد كه سياست بازان پيوسته به غرب وشرق با وسوسه هاي شيطاني شما را به سوي اين چپاولگران بين المللي نكشند وبا اراده مصمم و فعاليت وپشتكار خود به رفع وابستگي ها قيام كنيد.

(صحيفه امام-ج21-ص417)

*************************************************************
**********************************

سرمقاله:

همبستگي ملي و مشاركت عمومي ، اصلي نجاتبخش

پس ازگذشت 27سال از پيروزي انقلاب وبا وجود تحمل فشارها وسختيها ي گوناگون كه هركدام براي براندازي حكومت مقتدري كافي بود ،شكرخدا كه امروزه جمهوري اسلامي ايران دراوج اقتدار وبا شتاب مسير طولاني توسعه راطي مي كند، بطوري كه دشمنان ازاينهمه توسعه وحشت زده شده وبه لرزش افتاده اند وهرروز دنبال بهانه اي جديد مي گردند تاكشورمان را درمعرض تحريمهاي خود قراردهند. آنها مي دانند كه اگركشورمان درمهار انرژي هسته اي بيش ازاين پيشرفت كند، ديگركوچكترين نيازي به ساير كشورها وهمچنين به فروش ذخيره عظيم نفتي خود نخواهد داشت و اينگونه است كه اروپا وآمريكا به فكرافتاده اند تاملت وكشورمان راهميشه محتاج نفت نگه دارند ولي زهي خيال باطل ! چراكه موفقيتها وكاميابي ها باشتاب به سوي ما حركت مي كنند.
موفقيت دانشمندان جوان كشورمان در دستيابي به فناوري هسته اي وچرخه سوخت آن، تسلط بردانش تكثير وانجماد سلولهاي بنيادين جنين انساني ، خودكفايي درتوليد گندم ، پيشرفتهاي صنايع دفاعي ونظامي و...،تنها بخشي ازطوماربلند كارآمدي حكومت ديني است كه دشمنان كينه توز نيز ناگزير به اعتراف آن شده اند.
اما درآن سو ودرجبهه استكبار، برخلاف سالهاي آغازين جنگ ، امروزه دچارشكافهاي عميقي هستند كه تلاشهاي مذبوحانه رهبران نظام سلطه براي كتمان آن ، راه به جايي نبرده است. زمين گير شدن ارتش آمريكا وانگليس در باتلاق عراق وافغانستان وظهور قدرتهاي جديد منطقه اي ، فرار خفت بار اسرائيل ازنوار غزه و... گواه روشني بر استيصال اردوگاه شيطان بزرگ است چراكه ‌ «انَّ الباطلَ كانَ زَهوقاً».
رهبران استبداد واستكبار همه تلاش خود راكرده اند كه اتحاد ويكپارچگي ايران وايراني را ازهم بپاشند ، چراكه خوب مي دانند تمام موفقيتهاي ما بخاطر همبستگي ويكپارچگي ماست وبراي اينكه هيچگاه دربرابر دشمنان سرخم نكنيم بايد كه هميشه وتا ابد اين اتحاد راحفظ نماييم . ضرورت تداوم همبستگي ملي ومشاركت عمومي وپرهيز از هرگونه اقدام تفرقه انگيز درشرايط كنوني كشور وباشروع كار دولت جديد ، موضوعي است كه هرفرد عاقل غيرتمند ديني وسياسي به اثرات مثبت آن واقف است، اين نكته قابل تأمل مي باشد كه چرا رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيه ا... العظمي خامنه اي ، همبستگي ملي ومشاركت عمومي را شعار پيام خود درآغاز اين سال قرارداده است ؟ اگرما اين اصل حياتبخش رارعايت كنيم اثرات مثبتي راخواهيم ديد كه چند نمونه از آن به شرح ذيل است:
1- عمل به آن موجب تقويت وحدت ، اجماع اجتماعي وخلاء آن سبب تنش وچالش درمناسبات و اركان نظام اسلامي مي شود.
2- تأثير خود را درسه حيطه ملي ، بين المللي ومنطقه اي ، درعرصه هاي سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي واجتماعي نمايان خواهد كرد.
3- موجب اتخاذ تصميمات بهينه و صحيح وكاربردي درامر استراتژي ها، تاكتيك ها، سياستهاي راهبردي، بسيج سرمايه هاي انساني ومالي شده ودر رسانه هاي گروهي ونهادهاي مدني وتشكل هاي غيردولتي نيز مؤثر مي باشد.
4- موجب قطع طمع بيگانگان ، بيمه شدن انقلاب ازآسيبها ، مقتدر شدن تحركات ديپلماسي خارجي ، بويژه مذاكرات انرژي هسته اي مي گردد.
5- مستحكم شدن پايه هاي مشروعيت ومقبوليت نظام ازنظر جمهوريت واسلامي بودن ازآثار آن مي باشد.
6- عزت، غيرت، نشاط ملي، خلاقيت، شكوفايي استعدادهاي ملي ازبركات همبستگي ملت ايران بوده ونقش ممتاز خود را درنهادهاي تصميم گيري واجرايي دولت ايران درعرصه هاي بين المللي ومنطقه اي نشان خواهد داد.
به اميد آن روز كه همه ما چه ملت وچه دولت ودست اندركاران حكومت اين شعار نجاتبخش را بيش از پيش رعايت ودرنتيجه با اقتدار واستحكام مضاعف در برابر زورگويي ها وقدرت طلبي هاي اجانب بايستيم.

بقلم : مدير مسئول
E-mail: shimi_1357@yahoo.com

*************************************************************
**********************************

نگفتن نگيد.

شنيده ايم كه كاركنان ومسئولين جديد بعضي از پستهاي دانشگاه تلاش فراواني كردند تا بتوانند كارها وامورات عقب مانده از قبل را به نحو نسبتا مطلوبي انجام وبه نتيجه برسانند كه از جمله مي توان به حل مشكل دانشجوياني كه در سالهاي گذشته تغيير رشته داده بودند و متاسفانه پرونده آنان به مراجع ذيصلاح ارسال نشده بود اشاره كرد. شنيده ايم كه آقاي سليم زاده نيز فرموده اند كه با وجود ازدياد امورات وكارها، به كمك اساتيد ، 80 درصد اين امورات رو به راه شده اند و 20 درصد بقيه نيز به كمك كارمندان وبه مديريت رياست محترم دانشگاه در آينده نزديك رو به راه خواهد شد. در اينجا لازم است كه از تلاشهاي رياست جديد دانشگاه وآموزش تشكر وقدرداني به عمل بياوريم، كه مصرانه در پي حل مشكلات دانشجويان بوده و هستند .

*************************************************************
**********************************

معرفي دانشجويان ممتاز سال تحصيلي گذشته

در پايان هر ترم تحصيلي ، دانشجويان ممتاز هر رشته نيز با توجه به معدل درسي آنها مشخص مي شوند وما نيز براي عرض تبريك به ايشان، ممتازين سال تحصيلي گذشته را به ترتيب زير اعلام مي نماييم.
رشته زمين شناسي كاربردي: منيژه باقر زاده وصديقه كريم نژاد
رشته زمين شناسي محض: حوريه جعفر پور وعلي منافي كندلجي
رشته كتابداري: ساحله حسن زاده بهستاني ، سكينه حسنلو و عصمت محمدزاده
رشته زيست شناسي: ليلا ارتانلو
رشته آمار: علي محمدلو و رؤيا مقدم ديزج هريك
رشته مديريت دولتي: شهين كاظمي و سهيلا رحماني
رشته رياضي: وجيهه صياداني و اسرافيل رشدي ديزجيكان
رشته شيمي: سحر شگفتي

دانشجوياني از دانشگاه ما كه در آزمون كارشناسي ارشد 84-85 قبول شده اند.

رشته مديريت: فاطمه حاجي عليرضالو(دانشگاه آزاد قزوين) ، سميه حميدي مغانجوق (آزادقزوين )، محمد شريفي( آزاد خوراسگان اصفهان)، مرضيه آخوندي گوراند، ميرزا علي صبوري نيا، مرتضي عباس زاده و محمد نوروزي

رشته شيمي:راضيه اسدي(پيام نور تبريز)، محمد حسن زاده محله(الكتروشيمي خواجه نصيرالدين طوسي تهران) نسرين شادجو(شيمي آلي خواجه نصير الدين طوسي تهران)، بلال خليل زاده(شيمي فيزيك اراك)، بهزاد قرباني مهر(اروميه)، رباب هاشم زاده(پيام نور تبريز)، سحر كنگري(آزاد) و فاطمه قدكچي(آزاد)، ستار محمودي اصل، سيما رضالو، عاليه غمخواري، راحله بدلي

رشته علوم تربيتي: سهراب خيري دارابي (آزاد قزوين) و معصومه اليا
رشته روانشناسي: سجاد بشر پور
رشته رياضي: توحيد يوسف زاده مقدم (آزادقائم شهر)، فرقان خاكزاد(علوم تحقيقات تهران- آزاد)، سعيد خضرلو(علوم تحقيقات تهران- آزاد)، يوسف پركار بلخكانلو، اسرافيل رشدي ديزجيكان، ليلا شريف زادگان، ليلا مقدم ديزج هريك

رشته زمين شناسي: شاديه شعبان(تبريز)
رشته زبان وادبيات فارسي: ليلا واحدي (آزادخوي) و كاظم قاسمي


از طرف نشريه انديشه سبز براي اين دانشجويان آرزوي موفقيت مي كنيم.

*************************************************************
**********************************

 

يادداشت فصل

فرار تل آوبو از بحران هويت
غرب و صهيونيست ها به اظهارات احمدى نژاد واكنش نشان دادند

احمدي نژاد

اظهارات رييس جمهور ايران در همايش "جهان بدون صهيونيسم " واكنش رژيم صهيونيستى و غرب را برانگيخت؛ واكنشى كه همزمانى آن با روز جهانى قدس انعكاس تلاش تل آويو و غرب براى فرار از بحران هويتى است كه سال هاست گريبانگير رژيم صهيونيستى شده است.
تلاش صهيونيست ها
مگر مى شود بر سر سرزمين فلسطين معامله كرد؟ هر كس با اين رژيم سازش كند، در واقع سند تسليم و شكست امت اسلام را امضا كرده است. همانطور كه امام(ره) فرموده اند، اسراييل بايد از صحنه روزگار محو شود. اين اظهارات دكتر محمود احمدى نژاد درهمايش جهان بدون صهيونيسم، موج هدايت شده اى از واكنش ها واظهار نظرهاى مقامات رسمى امريكا، اروپا و حتى دبير كل سازمان ملل متحد را در پى داشت. رييس جمهور كشورمان باتاكيد بر مواضع قاطع و شفاف امام خمينى(ره) در مورد رژيم اشغالگر قدس، معتقد است كه موج بيدارى شكل گرفته در دنياى اسلام به زودى ننگ وجود رژيم صهيونيستى را، از دامن دنياى اسلام، پاك خواهد كرد و هشدار مى دهد، بايد مراقب باشيم، چرا كه بيش از 50 سال است كه سران استكبار به كشورهاى مسلمان فشار وارد مى كنند تا براى اين رژيم رسميت ايجاد كنند تا اين سنگر تثبيت شده و سراغ گام هاى بعدى بروند. وزير امور خارجه كشورمان نيز در مراسم ضيافت افطارى سفيران كشورهاى اسلامى در تهران، خاطر نشان كرد: از نظر جمهورى اسلامى ايران، رژيم غاصب صهيونيستى، رژيمى مشروع و متعادل در مناسبات بين المللى نيست. زير سوال رفتن هويت و اصل وجود رژيم صهيونيستى در اظهارات رييس جمهور ايران كه توسط وزير امور خارجه و دفاتر نمايندگى ايران در كشورهاى غربى مورد تاكيد قرار گرفت، در كنار به رسميت شناخته نشدن اين رژيم توسط تعداد قابل توجهى از كشورهاى جهان، آنها را با بحران هويت جدى روبه رو كرد. از اين رو لابى هاى صهيونيستى، تمام ابزارهاى رسانه اى وتبليغاتى خود را به كار گرفته اند تا با هجمه روانى عليه جمهورى اسلامى ايران ومخالفت با اظهارات اخير رييس جمهور نگاه جهانى را از هويت زير سوال رفته شان به سوى ديگرى متوجه كنند. راديو رژيم صهيونيستى گزارش داد: اسراييل تقاضاى رسمى خود را براى اخراج ايران از سازمان ملل متحد توسط نماينده خود، به شوراى امنيت سازمان ملل ارايه كرده است. به گزارش خبرگزارى فرانسه، دان گيلرمن، نماينده رژيم صهيونيستى در سازمان ملل ضمن طرح اين درخواست، اظهار داشته است هيچ كشور عضوى كه خواهان خشونت، مرگ و نابودى باشد، مستحق در اختيار داشتن كرسى اين سازمان متمدن نيست. اين واكنش پس از آن صورت گرفت كه دفتر آريل شارون در بيانيه اى در واكنش به اظهارات دكتر احمدى نژاد اعلام كرده بود: كشورى كه خواستار نابودى كشورى ديگر شود، نمى تواند عضوى از سازمان ملل باشد. اين ادعاى شارون درحالى است كه خود اسراييل به علت به رسميت شناخته نشدن از سوى بسيارى از كشورهاى جهان، با بحران هويت در سازمان ملل روبه روست. در عين حال، بى بى سى گزارش داد كه مقامات رژيم صهيونيستى در نظر دارند در واكنش به سخنان رييس جمهور ايران، از شوراى امنيت درخواست كنند تا نشست فوق العاده برگزار كند. كوفى عنان، دبير كل سازمان ملل متحد كه سابقه اظهار نظر و پس گرفتن نظرات خود تحت تاثير فشار لابى هاى صهيونيستى را دارد، از اظهارات دكتر احمدى نژاد ابراز نگرانى كرده و افزود: اسراييل عضو قديمى سازمان ملل، با همان حقوق و وظايفى است كه هر عضوى دارد. اما در اين بين، سخنگوى وزارت امور خارجه امريكا در اظهاراتى قابل توجه، از موضع رژيم صهيونيستى مبنى بر اخراج ايران حمايت نكرد. به گزارش خبرگزارى شين هوا، شون مك كورمك، سخنگوى وزارت امور خارجه امريكا، در نشست مطبوعاتى خود گفت: ايران، يكى از اعضاى سازمان ملل متحد است و ما معتقديم كه بايد ايران را تشويق كنيم تا به عنوان يكى از اعضاى سازمان ملل متحد، رفتار كردن مسووليت پذير را آغاز كند. وزارت امور خارجه روسيه، اظهارات اخير رييس جمهور ايران عليه اسراييل را به پرونده هسته اى ايران مرتبط كرده و اينگونه اظهارات را سبب افزايش احتمال ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت سازمان ملل دانست. به گزارش اينترفاكس، وزارت امور خارجه روسيه، با انتشار بيانيه اى اعلام كرد: ايران بايد خطرات سخنان تبليغاتى و شيوه هاى برخورد، با توجه به وضعيت خاورميانه را درك كند. ما اميدواريم كه تهران خطرات شيوه هاى برخورد را درك كند و مصلحت گرايى و پيش بينى هاى سياسى را در پيش گيرد. دعوت وزارت امور خارجه روسيه به مصلحت انديشى در حمايت از ملت مظلوم فلسطين، كه جزو سياست هاى اصلى نظام جمهورى اسلامى ايران محسوب مى شود، با اظهارات وزير امور خارجه روسيه، رنگ ديگرى به خود گرفت. به گزارش خبرگزارى نووستى، سرگئى لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، با غير قابل پذيرش دانستن اظهارات رييس جمهور ايران، در سخنان تهديد آميزى اظهار داشت: از گفتن اين مساله نمى توانم بگذرم، كسانى كه دنبال ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت هستند، اكنون بحث ديگرى را براى اين اقدام در اختيار دارند. به نظر مى رسد در شرايط اخير كه احتمال ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت سازمان ملل متحد وجود دارد و روسيه و چين، مى توانند معادلات بين المللى را به نفع ايران تغيير دهند، روسيه از هر فرصتى استفاده خواهد كرد تا نهايت بهره را از فشارهاى موجود عليه ايران ببرد. غافل از اينكه حمايت تلويحى روسيه از رژيم صهيونيستى به هيچ وجه نمى تواند به تغيير موضع ايران در قبال ملت مظلوم فلسطين بينجامد.

ع - رحمتي

*************************************************************
**********************************
 

علمي و گوناگون

علمي

بخوريد وخسته نشويد:
همه افراد گاهي احساس خستگي مي كنند و بعضي هر روز با آن درگيرند با شروع خستگي حتي آفتابي ترين خلق و خوها هم ابري مي شوند. خستگي از نوع روحي يا جسمي است. در بسياري موارد يك پديده طبيعي محسوب مي گردد كه طي آن فعاليت بدن در انتهاي روز كند شد و آماده خواب مي شود يا بدن عضلاتي كه احتمالا در اثر يك جراحت ، بيش از حد كار كرده اند را حفاظت مي كند. اما بسياري اوقات خستگي به صورت يك نيروي منفي در زندگي عمل مي كند ، به طوري كه در بهترين حالت نوعي ناراحتي و در بدترين شرايط كاملا ناتوان كننده است. خوشبختانه عليرغم عدم آگاهي كافي از آنچه پشت واژه خستگي پنهان است با تغيير برخي رژيم هاي غذايي مي توان از درگير شدن با اين احساس جلوگيري كرد.


زياد آب بنوشيد: دهيدراسيون يكي از عوامل رايج ايجاد خستگي است. از دست دادن آب ، حجم خون را كاهش داده جريان خون به اندام هاي بدن را تقليل مي دهد و اين امر موجب كند شدن عملكرد مغز مي شود و شما با آن كنار مي آييد بنابراين منتظر نمانيد تا تشنه شويد ، روزانه حدود 8 ليوان آب بنوشيد.


صبحانه بخوريد: مغز يك اندام گرسنه است ، به طوري كه تا 30 درصد كالري روزانه را استفاده مي كند. يك صبحانه خوب براي پر كردن ذخيره انرژي لازم است در حالي كه طي ساعات اوليه روز بهنگام صبح رخوت و بي حالي را از بدن دور مي نمايد.
خوردن صبحانه مخصوصا براي كودكان كه متابوليسم بيشتر و طبيعتا ذخاير انرژي كمتري دارند حائز اهميت است.حتما كربوهيدرات ها را در صبحانه بگنجانيد. تركيبي از پروتئين و كربوهيدرات ها را در غذاي خود بگنجانيد:به منظور جلوگيري از احساس سستي در ساعات بعدازظهر كربوهيدرات و پروتئين را با هم بهنگام ناهار صرف كنيد.
پروتئين حاوي اسيد آمينه تريتوفان است كه گيرنده سروتونين مي باشد و اين ماده نوروترنس ميتوري است كه آرامش ايجاد مي كند و در مقابله با خستگي روحي موثر است.كربوهيدرات ها نيز مصرف تريتوفان مغز را افزايش مي دهند. همچنين غذاهاي غني از پروتئين حاوي تيروزين هستند كه گيرنده نوروترنس ميتورهاي دوپامين و نوراپي نفرين است و اينها موجب بهبود آگاهي ، هشياري و توجه و انگيزش مي شوند.


از نوشيدني هاي حاوي كافئين استفاده كنيد: اين نوشيدني ها يكي از بهترين راههاي مقابله با خستگي هستند. كافئين نه تنها باعث مي شود احساس كنيد انرژي بيشتري به دست آورده ايد بلكه باعث افزايش هشياري ، زمان واكنش و توانايي فكر كردن دقيق تر به مدت سه ساعت مي شود.


كالري كافي دريافت كنيد اما بيش از حد غذا نخوريد: گرچه پرخوري خود يك مشكل جدي است و مي تواند باعث ايجاد خستگي شود ، اگر شخص فعالي هستيد يا رژيم غذايي سختي داريد ، ممكن است در طول روز كالري كافي دريافت نكنيد. نياز هر كس متفاوت است. مراقب باشيد نسبت به جنس ، تيپ بدني و سطح فعاليت تان كالري كافي دريافت كنيد. به خصوص ورزشكاران بايد مطمئن شوند كه به اندازه كافي پروتئين مصرف كنند اما دقت داشته باشيد همه كالري مورد نيازتان را در يك يا دو وعده دريافت نكنيد بلكه طي روز 5 يا 6 وعده غذاي كم داشته باشيد. براي كمك به هضم معده پر خون را به شكم كشانده و از مغز دور مي كند لذا احساس بي توجهي و كاهش هشياري را بجاي مي گذارد.
غذاهاي كمتر در وعده هاي بيشتر به ثبات سطح انسولين هم كمك مي كند و از نوسان انرژي و تغييرات خلقي مربوط به نوسانات انسولين جلوگيري مي نمايد.


غذاهاي غني از آهن مصرف كنيد: آهن به حمل اكسيژن توسط خون به اندام هاي بدن كمك مي كند. عدم بهره مندي از آهن كافي باعث مي شود مغز عملكرد مناسبي نداشته باشد و در نتيجه سبب كاهش هوش و احساس خستگي مي شود. مردان معمولا با كاهش آهن مواجه نيستند اما در زنان كاهش اين عنصر امري طبيعي است. در صورتي كه مطمئن هستيد آهن كافي دريافت نمي كنيد با غذاهايي مانند گوشت قرمز ، جگر ، اسفناج و زردآلو اين كمبود را جبران كنيد.

*************************************************************
**********************************

چند آمار جالب:

نگاه


 ـ66 درصد از كارت هاي دعوت عروسي در جهان توسط خود عروس ودامادها براي مهمان ها فرستاده مي شود و كمتر كسي پيدا مي شود كه پست را براي اين كار ترجيح دهد.
ـ70درصد تهيدستان جهان را زنان تشكيل مي دهند.
ـ80درصد افرادي كه قصد كم كردن وزن خود را دارند، حداقل هفته اي سه بار ورزش مي كنند.
ـ96 درصد شمع هايي كه در مغازه ها وجود دارد، توسط خانم ها خريداري مي شود.
ـ در حدود 25 درصد از تمام انرزي مصرف شده در ايالات متحده آمريكا از گاز طبيعي است.
ـ آمارها نشان مي دهد كه بيشتر تصادفات رانندگي به خصوص در كشورهاي غربي در بين ساعات 3-6 بعد از ظهر اتفاق مي افتد.
ـ هر خانم شاغل به طور متوسط هر روز صبح بيشتر از 55 دقيقه از وقتش را صرف حاضر شدن براي رفتن به سر كار مي كند.
ـ سالانه ميزان آشغالي كه داخل اقيانوس هاي جهان ريخته مي شود، سه برابر وزن ماهي هايي است كه از اين اقيانوس ها صيد مي شود.
ـ بزرگترين نقشه جهان در بلژيك است كه سطح آن به يك هكتار مي رسد
ـ بزرگترين گورستان جهان پر لاشز پاريس است كه دويست سال قبل به وجود آمده است صادق هدايت نويسنده ايراني نيز در اين گورستان مدفون است
ـ طولاني ترين دوره بيهوشي در تاريخ پزشكي به دختر 7 ساله اي امريكايي به نام الن اسپوريتو نسبت داده شده است كه وي پس از عمل آپانديس در سال 1320 به حالت اغماء افتاد و تا پانزده سال به هوش نيامد
ـ در همه جاي دنيا مگس وجود دارد بجز دو قطب شمال و جنوب
ـ تنها حيواني كه نمي تواند شناكند شتر است
ـ برابر مردمي كه دارند روي زمين زندگي مي كنند به زير خاك مدفون است
ـ اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم 97 كيلومتر مي شود.

*************************************************************
**********************************

 

طرحي براي فردا

قدرت براي خدمت واجراي عدالت

استاد رحيم پور

شايد كمتر واژه‏اي را بتوان يافت كه كاربردي جهاني و فراتر از مرزهاي مشخص داشته باشد. عدالت يكي از آن واژه‏هاي نادر و جهاني شده‏اي است كه جهان را درنورديده و نقاب مرزها را بر چهره خود دريده و چنگ اعتراض بر تارهاي محدوديت افكنده و تمام قرون و اعصار زمانه را معطل خود ساخته است. از همين رو است كه مي‏بينيم تمامي انقلاب‏ها اگر نه صرفا براي عدالت و عدالت‏خواهي، حداقل به بهانه عدالت فلسفه وجودي خود را تبيين و تفسير كرده‏اند. حديث گفتمان‏هاي عدالت‏طلبانه هم خارج از اين مدار نيست. اما آيا سرداران، نجبا، كارگزاران، اقويا، ضعفا، فرادستان، فرودستان، نخبگان و توده‏ها همه به يك مفهوم عدالت را طلبيده‏اند؟ كدام عدالت؟ عدالت در خدمت دولت، قدرت، ثروت يا عدالتي كه در خدمت اين جناح و آن جناح؟ عدالتي كه با حيات عدالت‏خواه مي‏زيد و با ممات او مي‏ميرد؟ عدالتي كه برابري را مي‏جويد يا عدالتي كه آزادي را فرياد مي‏كند و يا عدالتي كه در ناكجاآباد جغرافياي زمين يكجانبه‏گرايي و فزون‏خواهي را توجيه مي‏كند؟ به هر حال عدالت را همه خواسته‏اند. ايرانيان يك قرن پيش از شر استبداد به تأسيس عدالتخانه پناه بردند، چند قرن پيش از ميلاد هم افلاطون عدالت را امّ‏الفضائل دانست. و پيش از همه كلام وحي نظام هستي را بر محور عدالت و توازن تفسير كرد و علوم اسلامي در شقوق خود از اين واژه و مفهوم متأثر شدند و عدالت در فقه، كلام، سياست و فلسفه علمي و اجتماعي راه يافت و عدل و عدالت به تكويني و تشريعي و اخلاقي و اجتماعي منقسم شد. نهضت‏هاي فكري و علمي هم در برابر نابرابري‏هاي اقتصادي و اجتماعي عدالت را چاره يافتند. دو دهه پيش نيز معمار انقلاب اسلامي آرمان عدالت‏طلبانه را مطرح كرد و مردم چشم اميد بر تحقق آن دوختند و اكنون كه سال‏ها از آن فريادهاي عدالت‏خواهانه كه از جماران به گوش جهان مي‏رسيد، مي‏گذرد، دغدغه عدالت، آزمون دشواري را فراروي كارگزاران نظام نهاده تا كارآمدي خود را در آيينه عدالت بنگرند. نگاه‏هايي كه در ميان جمع دانشجويي و در آستانه ليالي قدر و شهادتِ صداي عدالت انساني فرصت بازتاب از همان كانون عدالت‏طلبي ـ جماران ـ يافت بر آن بود تا ميزاني از التزام نسل و نظام به عدالت را تحليل كند. و عدالت نه صرفا واژه، كه چه حقيقت تأمل‏برانگيزي است! حضرت امام خميني(ره) تز جديدي از اجراي عدالت را در برابر سرمايه داران و قدرتمندان ارائه داد و آن اينكه قدرت آري، ثروت آري، اما قدرت و ثروت براي خدمت! امام در اقتصاد اولويت را به طبقه محروم، يعني فراموش شدگان تاريخ مي‏داد و مكررا حكومتي‏ها را از خيانت به مردم و خدا پرهيز مي‏داد، زيرا فساد مالي يك ويروس هوشمندي است كه هدفش را ميان مسئولين انتخاب مي‏كند؛ يعني سراغ هر كس نمي‏رود و مي‏داند كه زمينه در چه كساني آماده شده است. امام در اخلاق به شدت با رياكاري، مقدس‏مآبي، زهدفروشي و در عين حال غربزدگي، فسق و فجور مخالف بود. ايشان با ترويج اخلاق سرمايه داري به نام ترويج اخلاق آزادي مخالفت مي‏كرد. در حوزه سياست داخلي با قشري‏گري و استبداد و نيز روشنفكري‏هاي التقاطي و دموكراسي به شدت مخالف بود. امام تئوري ولايت فقيه را در برابر استبداد و دموكراسي غربي مطرح كرد؛ يعني هم استبداد و هم دموكراسي غربي را به گورستان فرستاد و نظريه جديدي در فلسفه سياسي دنيا مطرح كرد كه بايد بيشتر در انديشه‏هاي ايشان تدبر كرد تا مسئله شفاف شود. امام به تكثر در ميان انقلابيون و تعصب و غيرت در برابر جبهه مخالفين انقلاب معتقد بود و با هيچ كس عقد اخوت دائمي نبست و براساس عقايد، نه بر اساس منافع حركت مي‏كرد. در حوزه سياست خارجي برخلاف نظر برخي كه معتقد بودند، سخنان امام تنش‏زا است، هرگز چنين نبود. امام در صحبت‏هاي خود هرگز به ترور، بمب‏گذاري و لشكركشي و... تشويق نمي‏كرد. امام به دنبال صدور انقلاب و ارزش‏هاي اسلامي و تشكيل اتحاد جماهير اسلامي در جهان بود. امام به دنبال نابودي اسرائيل و گسترش روح شهادت، و نه تنش و خشونت، بود و كساني را كه با استعمار اهل معامله بودند، طرد مي‏كرد. امام تز قدرت براي قدرت يا قدرت براي ثروت، يعني دو تز ليبراليسم و توتاليتاريسم را رد كرد و گفت قدرت آري. ثروت آري، اما قدرت و ثروت براي خدمت و اجراي عدالت كه هدف واقعي است. اين تز سوم توانست با هر دو تز شرق و غرب مقابله كند. امام مي‏فرموند: اگر مراقبت نكنيد بدترين دشمنان خودتان، خودتان هستيد. علي‏رقم همه اولتيماتوم‏ها حكم سلمان رشدي را تاييد كرد و بر آن مصمّم بود. امام اختلاف نظر در داخل حكومت را تا اندازه‏اي كه موجب تضعيف انقلاب و مردم نشود، تحمل مي‏كرد و در خط قرمزها كه مصالح نظام به خطر مي‏افتاد، حتي با نزديك‏ترين افرادش سازش و مدارا نمي‏كرد.

نويسنده : حسن رحيم پور ازغدي

*************************************************************
**********************************
 

حكومت از ديدگاه امام علي(ع)

امام علي

يادم مي آيد در ايام شبهاي قدر و در جلسه أي به همين مناسبت از زبان فردي شنيدم كه » كار بزرگ امام علي ( ع ) تشخيص اولويت ها بود «. شايد من در آن زمان به اندازه كافي مفهوم اين جمله را درك نكردم اما اين جمله را در گوشه اي از دفترم يادداشت كردم و هر روز بيشتر از گذشته عمق اين جمله و حقانيت آن را درك كردم . اگر نگاهي چند گذرا به به نهج البلاغه و سخنان امام بيندازيم خواهيم ديد كه اين تشخيص اولويت ها در تمام حركات افكار امام جاري است من در اول اين مقاله سعي مي كنم در حد فهم خود اين تشخيصها را در زمينه حكومت بيان كنم و در ادامه به بحث اصلي يعني حكومت و حكومت داري بپردازم .
تشخيص اولويت در زمينه حكومت را مي توان به دو قسمت قبل از خلافت و بعد از خلافت امام تقسيم كرد . در قبل از خلافت امام با اينكه خود ازهر كسي بيشتر استحقاق حكومت را داشت ( و خود اين موضوع را عنوان مي كرد ) اما بدليل اينكه به اسلام ضربه نخورد سكوت را پيشه مي كند : "همانا مي دانيد كه سزاوارتر از ديگران به خلافت من هستم . سوگند به خدا به آنچه انجام داده ايد گردن مي نهم تا اوضاع مسلمين روبراه باشد و از هم نپاشد و جز من به ديگري ستم نشود و پاداش اين گذشت و سكوت و فضيلت را از خدا انتظار دارم و از آن همه زر و زيوري كه به دنبال آن حركت مي كنيد پرهيز مي كنم " اين اولويت امام قبل از خلافت . قبل از هر چيز توضيح بدهم اينكه سكوت امام به اين معني نيست كه ايشان كلاً از كارهاي مردم كناره گرفتند بلكه به اين معني است كه ايشان سخني از حكومت خود بيان نمي كردند و در مسائلي تشخيص مي دادند نقش مشاور را در جهت حل مشكل مسلمين ايفا كنند چرا كه امام در سخني مي فرمايند : اگر مرا رها كنيد چون يكي از شما هستم كه شايد...و مطيع تر از شما نسبت به رئيس حكومت باشم در حاليكه من ... و مشاورتان هستم بهتر است كه امير و رهبر شما كردم . اما بعد از حكومت هم امام اولويت ها يي داشتند كه بيشتر آنها در جهت رفاه مسلمانان است امام در جايي و در جواب طرفداران حكميت مي فرمايند : » تا مومنان در سايه حكومت ، زندگي كنند بوسيله حكومت بيت المال جمع آوري ميگردد جاده ها امن و امان و حق ضعيفان از نيرومندان گرفته شود . نيكو كاران در رفاه و بدكاران در امان باشند . «اما درباره خود حكومت شايد بهترين تعريفي كه بتوان آورد اين باشد كه : امام حكومت را نه براي رياست بلكه براي آن مي خواست كه بتواند كاري را در جهت اصلاح جامعه و همچنين عملي در جهت بهتر شدن زندگي مسلمانان انجام دهد . امام در حكومت روش خاصي را ارائه كردند كه گوشه اي از آن را در نامه اي كه به مالك اشتر مينويسد به او گوشزد مي كنند : » در مشكلات از خدا ياري جوي ، و درشت خويي را با اندكي نرمي بياميز . در آنجا كه مدارا كردن بهتر است مدارا كن ، و در جايي كه با درشتي كار انجام گيرد درشتي كن ، پرو بالت را برابر رعيت بگستران ، با مردم گشاده روي و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم ، در سلام كردن و اشاره كردن با همگان يكسان باش تا زورمندان در ستم توطمع نكند و ناتوانان از عدالت تو مايوس نگردند.«
اگر به اهداف و اولويت ها و روشهاي حكومت امام كه به آنها هم در طول خلافت خود رسيد توجه كنيد خواهيد ديد كه بنظر مسائل ساده اي هستند اما حتي امروزه نيز حكومت هايي كه داعيه حكومت صالح و مردم پسند را دارند شايد فقط بتوانند از اين مسائل صحبت كنند ولي توان اجراي آنها را ندارند و در اينجاست كه كار بزرگ امام مشخص مي شود . نكته جالب ديگر اينكه درباره حكومت امام حقوقي است كه امام براي حاكم و رعيت تعيين كرده اند : » اي مردم مرا بر شما و شما را بر من حقي واجب شده است . حق شما بر من ، آنكه از خير خواهي شما دريغ نكنم و بيت المال را عادلانه بين شما تقسيم كنم و شما را آموزش دهم تا بيسواد و نادان نباشيد و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگي بدانيد و اما حق من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان برايم خير خواهي كنيد .« توجه مي كنيد كه امام با اينكه از اشتباه مبري است باز هم از مردم مي خواهد كه او را راهنمايي كنند و با اينكه بهترين روش حكومت را مي داند ولي باز هم از مشورت با ديگران ابايي ندارد» هنوز چيزي پيش نيامده كه حكم آن را ندانم ، و نياز به مشورت شما و ديگر برادران مسلمان داشته باشم ، اگر چنين بود از شما و ديگران روي گردان نبودم « اينها گوشه ي كوچكي از عظمت شخصيت امام و اعتبار حكومت اوست بلكه ما هم با بهره گيري از او راه حق را پيش گيريم و در پايان اندرزي از امام خطاب به حاكمان و روسا :
» بردباري و تحمل سختي ها ، ابزار رياست است«

حجت پير بوداقي
زيست شناسي - 83

*************************************************************
**********************************
 

تشكيك در مباني ولايت ومهدويت

مهدي

موضوع خاتميت ومهدويت از مهمترين مباني كلامي تشيع است پيامبران نيزبه اين دوامر بشارت داده اند يعني اينكه حضرت محمد (ص) واپسين پيامبران به گونه اي كه قرآن مي فرمايد: »هماناازاين فرستاده خداكه درس نخوانده وخدا نام اورانزدخود،تورات وانجيل نوشته مي يابند پيروي مي كنند «.
وديگراينكه دراخر الزمان سرنوشتي نيك براي بشربه دست يكي از فرزندان همين پيامبررقم خورده است همان كسي كه مسيح نيزدرفرودخوداز آسمان به او اقتدا مي كندكه قرآن مي فرمايد: » اهل كتاب كسي نيست مگر انكه پيش از مرگ خودحتمابه اوايمان مي آورد «عبدالكريم سروش طي سخناني درپاريس به تجربه جمهوري اسلامي درتاسيس يك دولت شيعي برپايه فقه شيعه و باور به جانشيني مرجع تقليدبراي امام معصوم(ع) پرداخته وبااشاره به دوعقيده مهم شيعه ولايت ومهدويت اين دوباور را مانع نگاه عملگرا وسكولار به دولت ودومانع مهم در راه تحقيق دموكراسي در جامعه ايران دانسته است سروش كه اكنون با انديشه هاي پلوراسيستي فرد عشق مي بازد پس ازيك دوره انفعال وروي گرداني عمومي حتي عقب گرد طيف دانشگاهي از ديدگاههاي وي قصد به چالش كشاندن مجدد بنيان هاي شيعي را دارد وي باذكر اين ادعا كه ديدگاه شيعه باخاتميت پيامبراكرم(ص) تعارضي اشكار دارد مدعي شد نخستين ويژگي ولايت است ، آن ويژگي كه درپيامبر بود ادامه پيدا مي كند وبا مرگ پيامبر اكرم خاتمه نمي پذيرد. آن هم درافرادي معين نه همه افراد در ميان شيعيان ، اين اولياي الهي همانها كه امام شيعه ناميده مي شوند ونيز شخصيتي كه به اين افراد داده شده تقريبا برابر با شخصيت پيامبر است كه مي توانيم بگوييم مفهوم خاتميت پيامبر را دچار تزلزل كرده است ، از اين رو اين نكته بسيار مهم است كه ما چه شيعه باشيم يا نباشيم بايد تكليفمان رابا آن مشخص كنيم ، زيرا در مذهب شيعه براي امامان حق تشريع قائلند در حالي كه اين حق وسيره پيامبر اكرم(ص) است، سروش پس از پيامبر اكرم(ص) سخن هيچ كس را در رتبه سخن ايشان وداراي حجت گفتار ايشان نمي داند غافل از انكه شيعه امامان راشارح كلام رسول خدا (ص) ومفسر وحي مي دانند سروش در ادامه گفت ويژگي دوم شيعيان باور به مهدويت است، به باور شيعه مهدويت ادامه ولايت و امامت است .شيعيان باور دارند يكي از امامانشان همچنان زنده است و به نحوي در كارها حضور دارد به ادعاي سروش،اين نگاه شيعه مبني بر باور داشت مهدويت،همه چيز را به آينده حوالت مي دهد و از پرداختن به مصالح عامه در شرايط كنوني فاصله مي گيرد اين ادعاي سروش در حالي مطرح مي شودكه به باور شيعه پويايي،تحرك و زمينه سازي حكومت جهاني حضرت مهدي چيزي جز پرداختن به مصالح عامه نيست و حتي تاسيس جمهوري اسلامي در راستاي همين مصالح و مقدمه اي براي ظهور حضرت حجت(عج) ميباشد و اگر حوالت به آينده بود شيعيان نمي بايد حكومت تشكيل مي دادند و بر ارزشهاي پويايي آن تاكيد مي ورزيدند. وي مهدويت را يك باور سياسي ميداند تا اعتقادي، به عبارتي ايفاي نقش اين باور را در سياست بيشتر از ديگر مساحت هاي زندگي شيعيان مي داند.

ليلا شفقت

*************************************************************
**********************************
 


اقتصاد ودانش هسته اي

هسته اي

  مساله هسته اي ايران به مانند بسياري ديگر از مسائل اخير نظام بين المللي، ماهيتي چند بعدي سياسي، امنيتي و اقتصادي به خود گرفته است. جداي از ابعاد سياسي و امنيتي، بعد اقتصادي قضيه اشكال و صورتهاي مختلفي را به خود گرفته است به گونه اي كه مي توان رد اين متغير را در مراحل مختلف ديد و از زواياي مختلف به بررسي و تحليل آن پرداخت. در نگاه اول، اين گونه مي توان برداشت كرد كه مساله هسته اي ايران به مانند بسياري از كشورها با هدف و نيت اقتصادي آغاز شده و در حال پي گيري است. به هر حال، امروزه تكنولوژي هسته اي در حوزه هاي مختلف اقتصادي نظير انرژي، كشاورزي، داروسازي و بخش هاي ديگر صنعتي در حال استفاده و توسعه است و قواعد و مقررات بين المللي نظير NPT استفاده و توسعه اين تكنولوژي را در بخش هاي مذكور كه زير مجموعه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي است، حق همه كشورها دانسته و حتي گسترش آن را تشويق كرده است. به اين ترتيب، بهره برداري از تكنولوژي هسته اي امروزه به روندي عادي در بين كشورهاي دنيا تبديل شده است به گونه اي كه بر اساس آخرين آمار ارائه شده در سال ،2005 در حدود 447 نيروگاه هسته اي با 383758 مگاوات در حال بهره برداري است. همچنين 28 نيروگاه جديد با 25087 مگاوات در حال ساخت است كه بايد به اين ميزان 38 نيروگاه جديد با 35382 مگاوات برق كه ساخت آنها قطعي شده را اضافه كرد. 26 نيروگاه نيز در مرحله مطالعه است. اين ميزان نيروگاه با توليد 16 درصد نيروي الكتريسيته جهان بيانگر اهميت و ارزش اقتصادي انرژي هسته اي در توليد انرژي جهاني است كه از مزيت هاي اقتصادي و زيست محيطي بالايي نيز برخوردار است. هر چند بخش قابل توجهي از انرژي هسته اي توليدي در جهان از آن كشورهاي صنعتي است ، با اين حال برخي كشورهاي در حال توسعه نيز در اين مسير فعال شده اند. ايران نيز به مانند بسياري از كشورها، توسعه تكنولوژي هسته اي را با هدف كسب انرژي هسته اي و ديگر بهره برداري هاي اقتصادي مورد توجه قرار داده است اما از جمله ايراداتي كه به ايران براي توسعه اين تكنولوژي گرفته مي شود، عدم وجود توجيه منطقي و اقتصادي با داشتن منابع قابل توجه نفت و گاز است. اما نگاهي واقع بينانه به مساله، توسعه تكنولوژي صلح آميز هسته اي با اهداف علمي و اقتصادي را براي كشورهايي همچون ايران توجيه پذير مي سازد. منابع نفت و گاز به عنوان منابع فناپذير نمي توانند دورنماي مطمئن انرژي ترسيم شوند. علاوه بر اين رشد مصرف داخلي نفت و تلاش در جهت كاهش آن از طريق فعال ساختن حاملهاي غيرفسيلي انرژي و بهره برداري از منابع فسيلي در جهت توليد مشتقات گوناگون و از همه مهمتر حفظ و تقويت ذخاير نفتي، الزامي است كه دولت را به ايجاد و توسعه نيروگاههاي هسته اي وادار مي سازد. بنابراين با در نظر داشتن دورنماي توسعه اقتصادي كشور و لزوم توجه به حفظ احياي منابع تجديدناپذير انرژي، توسعه انرژي هسته اي نه در مورد ايران بلكه براي هر كشوري توجيه پذير است. اما صورت ديگر درگير شدن متغير اقتصادي در مساله هسته اي ايران، قرار گرفتن آن در نقش ابزار چانه زني بود كه به طور جدي با آغاز مذاكرات هسته اي از سوي طرف اروپايي پي گيري شد. حمايت از آغاز مذاكرات ايران با سازمان تجارت جهاني تجارت و تقويت مذاكرات اتحاديه اروپا با ايران در قالب توافق نامه تجارت و همكاري در مقابل تعليق كليه فعاليتهاي هسته اي براساس موافقتنامه پاريس نمادهاي اوليه ورود متغيرهاي اقتصادي به بازي بود. بر اين اساس، در كنار دو كميته سياسي _ امنيتي و هسته اي كميته اقتصادي نيز با هدف پيشبرد مذاكرات اقتصادي تشكيل شد.اين مذاكرات كه به كندي و متأثر از مذاكرات هسته اي و سياسي پيش مي رفت، نتايج قابل توجه و مشخصي به همراه نداشت. تنها اثر تعهدات اقتصادي اروپا در پذيرش درخواست آغاز مذاكرات ايران با سازمان تجارت جهاني در سومين بار طرح (از زمان آغاز مذاكرات ايران و اروپا) در شوراي عمومي اين سازمان تجلي پيدا كرد. اين حادثه هر چند ماهيت سياسي داشت اما بازخورد اقتصادي براي ايران به همراه خواهد داشت. اما مرحله دوم برجسته شدن متغير اقتصادي در مساله هسته اي، تعهدات اروپا در طرح پيشنهادي آنها به ايران در آستانه آغاز به كار مجدد كارخانه ucf اصفهان بود كه از سوي ايران رد شد. تعهدات اقتصادي اروپا در اين طرح در بند 4 و در قالب همكاري هاي اقتصادي و تكنولوژيك نمودار شده است. براين اساس اروپا در مقابل تعليق كامل و دائمي فعاليت هاي هسته اي ايران، بر توسعه بلندمدت روابط اقتصادي با ايران تاكيد مي كند. اين روابط در شكل به رسميت شناختن همكاري بلندمدت در بخش انرژي با ايران، توسعه همكاري هاي علمي، تكنولوژيك و مديريت انرژي با ايران، ارتقاي تجارت، سرمايه گذاري و انتقال تكنولوژي به ايران، به نتيجه رساندن مذاكرات بر سر توافق همكاري و تجارت با ايران، حمايت سياسي اروپا از پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني و كمك فني به ايران براي اجراي اصلاحات عضويت، ايجاد يك كارگاه شركت كنترل صادرات، تعهد براي توسعه همكاري دوجانبه فني و علمي با ايران و تقويت همكاري در حوزه هايي چون حمل و نقل هوايي، ايستگاه هاي راه آهن، حمل و نقل دريايي، زلزله شناسي، كشاورزي، تغذيه و توريسم،ماهيت عملي به خود مي گرفت. باتوجه به پيش شرط اعلام شده اروپا كه معناي چون بازگشت به نقطه صفر، نبود، طرح مذبور از سوي ايران رد شد و در اولين گام ايران فعاليت كارخانه UCF اصفهان را آغاز كرد. تامل در تعهدات اقتصادي اروپا به ايران به ويژه در طرح پيشنهادي اخير دربردارنده چند نكته است: 1 _ اين تعهدات تكراري، نامشخص و بدون ضمانت اجرايي لازم بود. 2 _ با فرض پذيرش اين طرح از سوي ايران، امتيازات اقتصادي نمي توانست برگ برنده ايران باشد زيرا اولا: - همكاري هاي اقتصادي و تجاري با توجه به فضاي سياسي حاكم بر آن و اينكه اين همكاري ها در فرايند عادي طي شده، نمي توانست زمينه ساز همكاري ها نهادينه شده و موثر در روابط طرفين باشد. - اروپا در مراحل مختلف با هدف تحت فشار قراردادن ايران در زمينه هسته اي، همواره ايران را در حوزه اقتصادي و تجاري تشنه و ارضاء نشده قرار مي داد. - ايران اگر بروي اين همكاري ها كه نتيجه يك فرايند طبيعي و عادي نبود، حساب باز مي كرد، به نوعي امنيت اقتصادي خود را در مخاطره قرار مي داد و به اين ترتيب حصار امنيتي آن كاهش مي يافت. 3 _ به هرحال به نظر مي رسد گره زدن مسايل هسته اي بر ملاحظات اقتصادي چندان به صلاح نبوده است. در اين جهت هرچند اروپا حاضر به اعطاي امتيازات اقتصادي بي سابقه اي شده است، با لحن وجود نمي توان نسبت به تحقق آنها اميدوار بود. به هرحال شناخت و تحليل تنش و جايگاه متغيرهاي اقتصادي در قضيه هسته اي ايران، پيچيده و سخت به نظر مي رسد. شايد يكي از عوامل اين مهم، ماهيت سياسي و امنيتي صرف مساله است كه مسايل ديگر به ويژه متغير اقتصادي را در حاشيه قرارداده و مانع از ايفاي نقش واقعي و تاثيرگذار آن در فرايند قضيه شده است.


*********************************************
منابع : 1-همشهري ديپلماتيك - شماره 69(مقاله دكتر عليرضا سلطاني)
2- شبكه خبر دانشجو

تهيه وگرد آوري: ح - آرمان

*************************************************************
**********************************

جنبش دانشجويي در انقلاب اسلامي

اشاره: با تأسيس دانشگاه تهران، نخستين فرياد اعتراض ها در حوزه دانشجويي برخاست. شايد اين از ويژگي هاي ذاتي علم باشد كه پرسشگري و اعتراض را در دامان خود مي پروراند. آنان را از تقليد كوركورانه مي رهاند و استبداد و استعمار را به چالش مي طلبد. مقاله حاضر كه توسط يكي از كاربران براي ما ارسال شده است روايتي است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجويي با هم مي خوانيم:
تاريخ مبارزات دانشجويان از زمان تأسيس اولين دانشگاه يعني دانشگاه تهران در سال 1313 آغاز شد. به دنبال تأسيس دانشگاه به جريان اصلي در روند حركتهاي دانشجويي در دانشگاه به تدريج بوجود آمد كه عبارتند از: 1- جريان ماركسيستي 2- جريان ملي 3- حركت اسلامي. جنبش دانشجويي با اين سه جريان، حضور فعال و آگاه خود را در صحنه تحولات سياسي كشور نشان داد. توجه به حركت ها و اعتراض هاي دانشجويان از همان آغاز تا پيروزي انقلاب اسلامي از عمق آگاهي سياسي آنان حكايت دارد. دانشجويان در فاصله سالهاي 32-1320 واكنشهاي مختلفي نسبت به رويدادهاي كشور نشان دادند از جمله: زماني كه دكتر مصدق مجلس چهاردهم را در اعتراض به سهيلي نخست وزير وقت و تدين وزير كشور به جرم دخالت در انتخابات ترك كرد، "دانشجويان به منزل وي رفته و او را با احترام به مجلس آوردند. اين اقدام از سوي حكومت خوشايند نبود، به همين دليل بر روي دانشجويان آتش گشوده شد و در اين واقعه رضا خواجه نوري شهيد شد." در جريان ملي شدن صنعت نفت ايران دانشجويان به بسيج معلمان، دانش آموزان و كارگران پرداختند. بعد از كودتاي 28 مرداد، در 16 آذر سال 1332، دانشجويان در اعتراض به سفر نيكسون معاون رئيس جمهور وقت آمريكا دست به تظاهرات زدند ومردم را به مقاومت فراخواندند و در اين اثنا پليس در صحن دانشگاه به روي دانشجويان آتش گشود و سه دانشجو به نام هاي شريعت رضوي، مصطفي بزرگ نيا و احمد قندچي به شهادت رسيدند. اين امر موجب بروز واكنش مردم شد كه اين روز را به نام روز دانشجو نامگذاري كردند. با مسلط شدن حكومت نظامي بعد از كودتاي 28 مرداد توسط فرمانداري نظامي تهران دانشجويان دست به مبارزه نيمه مخفي زدند. در سال 1336 به هنگام حمله اسرائيل به كانال سوئز دانشجويان مخالفت خود را با سياستهاي تهاجمي آمريكا و دولتهاي حامي اسرائيل در صحنه مسائل سياسي بين المللي با اعتصاب و تظاهرات نشان دادند. با تأسيس ساواك در روزهاي پاياني سال 1335 كنترل دانشجويان زيرنظر اين سازمان با شدت بيشتري صورت گرفت. ولي با وجود كنترل شديد دستگاه امنيتي، دانشجويان در مسائل مختلف سياسي به صورتهاي گوناگون مخالفت خود را نشان مي دادند. ضرورت اصلاح و دگرگوني امري نبود كه با فشار مأموران ساواك حذف شود، بلكه شكل خود را تغيير داد و تا سال 1357 به سه طريق به شرح زير ظاهر شد: الف - در قالب اعتراضهاي صنفي كه گاه منجر به اعتصاب و تظاهرات مي شد. ب- تكاپوي متناسب با تحولات سياسي ج- مبارزه مسلحانه.
الف) اعتراضهاي صنفي: اعتراضهاي صنفي دانشجويان كه گاهي نيز به خشونت كشيده مي شدند عبارتند از: اعتراض به تدريس چند نفر از اساتيد، عدم ارائه برخي از دروس، كيفيت غذا، جمع آوري بعضي كتابها، دستگيري و اخراج بعضي اساتيد و دانشجويان، واگذار نكردن خوابگاه در ترم تابستاني و لغو بعضي شهريه ها... كه ضمن اعتصاب با راهپيمايي، شكستن شيشه ها، نوشتن شعارهايي بر روي ديوار دستشويي، تجمع در محوطه دانشگاه، عدم حضور سر كلاس و خودداري از امتحان نارضايتي خود را نشان مي دادند.
ب) تكاپوي متناسب با تحولات سياسي: با وجود كنترل و خفقان پليس امنيتي در دانشگاهها، نيروهاي فعال دانشجويي در مسائل سياسي جامعه حضور داشتند و به مناسبتهاي مختلف سياسي حضور فعال خود را به نمايش مي گذاشتند، به عنوان نمونه با نخست وزيري شريف امامي در شهريور 1339 دانشجويان دانشگاه تهران، سازمان دانشجويان را تشكيل دادند. اولين كنگره انجمنهاي اسلامي در شهريور 1340 با شركت 12 انجمن افتتاح شد و مبارزات داخلي در اثر ارتباط با حلقه مبارزان خارج از كشور استوارتر شده و تكيه گاهي مطمئن براي ملت مبارز ايران شد.
دانشگاه و قيام 15 خرداد در وقايع 15 خرداد 1342 يكي از گروههاي فعال و مهم در مبارزه، اقدام دانشجويان بود. دانشجويان دانشگاه تهران به سرعت نسبت به دستگير امام خميني (ره) واكنش نشان دادند. بعضي از دانشجويان با سخنراني و تشويق ساير دانشجويان اقدام به راهپيمايي و تظاهرات در محوطه دانشگاه كردند و ضمن حمل تراكت بزرگي كه خبر از دستگيري آيت الله خميني مي داد با دادن شعارهاي ضد حكومتي در صدد راهپيمايي به طرف بازار تهران و حمايت از بازاريان در مبارزه عليه حكومت شدند. بسياري از دانشجويان در خيابانهاي اطراف دانشگاه اجتماع كردند كه تعداد زيادي از آنها توسط پليس دستگير شدند. در ادامه تظاهرات، دانشجويان با قطع سيم هاي تلفن دانشگاه و با سر دادن شعارهايي پلاكاردهايي از پارچه تهيه و بر سر در دانشگاه نصب كردند. دانشجويان با تكثير و توزيع نوار سخنراني روز عاشوراي امام فعاليت خود را در كوي دانشگاه گسترش دادند كه منجر به دستگيري و زنداني شدن گروهي از دانشجويان شد و آنان با تجمع خود دانشكده هاي مختلف را به تعطيلي كشاندند به طوري كه پليس به سختي توانست تظاهرات را سركوب كند. دانشجويان دانشسراي عالي تهران و دانشگاه پلي تكنيك نيز ضمن تجمع و دادن شعارهايي عليه شاه مردم را به شركت در تظاهرات ترغيب كردند. پانزده خرداد موضوعي بود كه دانشجويان در سالهاي بعد به مناسبت بزرگداشت اين روز به تظاهرات، تجمعات، اعتصاب و ... اقدام مي كردند. آنان در سال 1346 به هنگام مرگ مشكوك غلامرضا تختي، در سال 1348، در مخالفت به افزايش قيمت بليت اتوبوس حضور خود را در صحنه به نمايش گذاشتند. از اواخر دهه 1340 فعاليت دانشجويان بيشتر سياسي بود و فعاليتهاي صنفي نيز رنگ سياسي به خود گرفت. درخواست هاي دانشجويان از امكانات آموزشي و رفاهي به مسائل سياسي تغيير كرد و شعارهاي ساده جاي خود را به شعارهاي آزادي زندانيان سياسي، مرگ بر شاه، اتحاد، مبارزه ..." بر روي ديوار دانشكده هاي ادبيات حقوق... داد.
ج) مبارزه مسلحانه با رشد كمي و كيفي مبارزات دانشجويي : از اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه با دو حركت همسو مواجه هستيم: "حركت اول جنبش مسلحانه كه از سال 50 علني شد و در معرض قضاوت افكار قرار گرفت. دانشگاهها محل جذب نيرو براي جنبشهاي مسلحانه بودند و يك تحول بسيار عميق كيفي در حركتهاي دانشجويي بوجود آمد. حركت دوم مربوط به انقلاب فرهنگي بود كه بسياري از انديشمندان اسلامي با تكيه بر امكانات بالقوه دانشجويي راهي نو پيش روي جوانان گشودند. از جمله دكتر شريعتي، آيت الله مطهري، آيت الله طالقاني و ... با تأسيس كانونهاي فكري مانند حسينيه ارشاد تلاشهاي گسترده اي را جهت پي ريزي بيداري اسلامي آغاز كردند. در مقابل حكومت نيز دست به اقداماتي نظير: ايجاد سرگرمي، تفريح، ترتيب دادن كلوپهاي رقص و موسيقي و ... زد. يكي از وقايع مهمي كه در تاريخ مبارزات دانشجويي تأثير بسزايي گذاشت واقعه 5 و 6 اسفند 1351 دانشگاه تبريز بود كه در خواست صنفي دانشجويان با دخالت پليس تبديل به اعتصاب شد و بسياري از دانشجويان زخمي شدند و دهها تن روانه زندان شدند. مهمترين عامل اين حركت مخالفت با رياست دانشكده فني قيد شده است.
گسترش فضاي باز سياسي و حركتهاي دانشجويي با تغيير سياستهاي محمدرضا شاه بعد از به روي كار آمدن كارتر از حزب دموكرات آمريكا، شدت سانسور كاهش يافت و در زندانها به روي هيأتهاي بين المللي گشوده و سركوب محدودتر شد. به دنبال اين تحولات به عمر 12 ساله دولت هويدا خاتمه داده و يك تكنوكرات تحصيلكرده آمريكا (جمشيد آموزگار) مأمور تشكيل كابينه شد. در چنين فضايي فعاليت دانشجويان نيز شكل تازه اي به خود گرفت و دانشجويان در مبارزه با هدف سرنگوني حكومت علاوه بر شعارنويسي، تجمع، اعتراض ، اعتصاب و حمله به مأموران گارد... تظاهرات را به خيابانهاي اطراف دانشگاه كشانده و شكل تازه اي به روند مبارزه دادند. سال تحصيلي 57-56 براي دانشجويان با بحث در مورد مرگ دكتر شريعتي آغاز شد و به همين دليل دانشگاهها محل برگزاري حادترين افشاگريها از طريق برپايي نمايشگاهها، سخنراني ها، كنفرانس ها و آموزشهاي سياسي بود. دانشجويان ضمن برگزاري مراسم شعرخواني، سخنراني توسط كانون نويسندگان ايران همسو با رخدادهاي سياسي روز به مبارزه خود ادامه دادند. مانند صدور بيانيه و تحصن به مناسبت سالگرد وقايع مختلف، گسترش مجالس يادبود، ختم براي درگذشت نابهنگام دكتر شريعتي، حاج آقا مصطفي خميني، عكس العمل به انتشار مقاله توهين آميز نسبت به امام(ره) در روزنامه اطلاعات به امضاي رشيدي مطلق، قيام 19 دي قم و 29 بهمن تبريز. در بين دانشگاههاي ايران، دانشگاه تبريز و جنبش دانشجويي آن از اهميت خاصي برخوردار است. نقش دانشگاه تبريز جداي از نقش تبريز و آذربايجان در تاريخ معاصر ايران نيست. دانشجويان مذهبي دانشگاه تبريز پيش از ساير دانشگاهها موفق شدند هويت اسلامي خود را منسجم كنند و مبارزات سياسي خود را از دانشجويان چپي جدا كنند. اين دانشجويان در سال 1356 و 1357 در دو حركت مهم حضور يافتند: ابتدا در قيام تاريخي 29 بهمن مردم تبريز كه در اعتراض به سركوب خونين مردم قم در 19 دي 1356 صورت گرفت و ديگر واقعه 18 ارديبهشت دانشگاه تبريز كه به لحاظ اهميت از واقعه 16 آذر سال 1332 مهم تر است. پس از اين واقعه دانشگاه تبريز تا پيروزي انقلاب فعاليت آموزشي نداشت. اهميت ديگر جنبش دانشجويي تبريز در كادرسازي نيروهايي است كه مديريت مسائل بعد از انقلاب را بر عهده گرفتند بويژه دفاع مقدس.

هادي حقيق- رشته مديريت
E-mail: hadi_h222@yahoo.com

**************************************************************
**********************************

آذربايجان:

22

معرفي مشاهير آذربايجان.

افضل الدين خاقاني شرواني‌(1199-‌1266م)از شاعران بزرگ معاصر با نظامي‌گنجوي بود سياحتنامهء منظوم وي به نام تحفه‌العراقين و»ديوان‌«وي از آثار بزرگ تاريخ ادبيات شرق به شمار مي‌آيد كه زينت دهنده كتابخانه‌هاو‌موزه هاي بزرگ دنيا مي‌باشد.ديوان وي شامل قصايد فلسفي و مدحيه و فخريه و تركيب‌بند، ترجيع‌بند، غزل قطعه و رباعي بوده و در نوع خود بي‌نظير مي‌باشد در بين نوشتهاي اين شاعر گرانقدر رباعي‌هايش جايگاه‌ بخصوصي دارند رباعي نويسي بيش از هزار سال سابقه دارد واز قرن90 ميلادي شروع شده وتا به امروز ادامه دارد ومي توان گفت كه تمامي شعراي شرق در اين زمينه قلم خودرا به عرصه امتحان كشيده‌اند و پايه‌گزار اين نوع شعر در زبان تركي مهسَتي گنجوي(قرن 11و12م) مي‌باشد.درست است كه خاقاني شرواني درقصيده نويسي استاد عصر خويش بود در ادبيات هميشه قصايد وي مطرح بوده و رباعي هاي وي در درجه دوم قرار داشته ولي رباعي‌هاي اين شاعر به علت بعضي خصوصيت‌هاي خاص از آثار شعراي ديگر جدا مي نمايد.لازم به ذكر مي باشد كه خاقاني بسياري از رباعي‌هاي خود را در اثر مشاهده مسايل واقعي زندگي نوشته ، شكايت‌هاي وي از انسان‌هاي زمان و حوادث و اشخاص معين و بد‌بيني اطرافيان و بي عدالتي حكومت وخيانت‌كاري دوستان و ظلم حاكم بر جامعه و جنايتهاي كه در جامعه اتفاق مي افتد ودل نبستن به ماديات كه در رباعيهاي وي مطرح شده بيانگر اين مساله مي باشد وشاعر مسكن دردهاي خود را اخلاص اطرافيان وعشق پاك ومحبت ميداند كه دراين رباعي كاملا بيان مي كند.
عشقدير كؤنولدن هر دردي سيلن
عشقدير دنيادا هر دردي بيلن
عشقديرايله ين وارليقي يوخلوق
غمدن قورتاراسان آنجاق عشقيلن


وي همچنين درآثارش به عصري كه درآن زندگي مي كرد ومناظرطبيعي وطن خود نگاهي فلسفي داشته وبه زندگي آزاد ومستقل تاكيد مي كند :
خاقاني خوشلوقلا حيات سور مدام
غم يمه دنيادان آلمادين سا كام
غملي اولاندا خوش اول هميشه


وحس ميهن پرستي شاعردراين رباعي كاملا به چشم مي خورد
اولسام دا عزيزيم لايقلي بنده ن
سوسم ده بو گوزل شهرينيزي من
شيرواني ئوزومه كعبه سانيرام
كافرم دوندرسم ئوز، بو كعبه دن


همچنين شاعر در رباعي هاي خود به مستقل بودن ورزق حلال وبدون منّت وزندگي پاك وگسترش عدالت و راستي وصداقت تاكيد ميكند وازحسادت ودشمني وريا وحرص وطمع وحيله وغيبت وحرام وتكبر وكينه دوري گزيدن راسفارش ميكند .وبا نصايحي از قبيل :
» "ئوزونه زيان دگسه ده خالقا فايدالي اول«"
"»تكبر ولوغليقلا هيچ كس مرادا چاتماز" "سوز وئردين عمل ايت« "
"» طمعكار اولوب نفسه اويما"«
" »پاخيل ، نامرد ونانجيب آداملاردان اوزاق اول"«
"»انسان دنيايه ياخشيليق اتمق اوچون گلميشدير"«

به جلب اعتماد وكسب اعتبار درميان خلق وتلاش درزمينه هاي علمي وصنعتي وصرفه جويي وقناعت سفارش مي كند .خاقاني دررباعيهاي با مضمون وپرمفهوم خود، لقب» سوز خاقاني «(منبع سخن ) را به خود داده است كه نشان دهنده قدرت عجيب شاعر در رباعي مي باشد .درپايان چند رباعي از اين شاعر بزرگ تقديم خواننده هاي محترم مي نمائيم :

خاقاني اولموشدور سوزون خاقاني
دولودور لعليله سوزونون جاني
سوزه بوگون ايله رونق ويردي كي
فتح ايتدي اونونلا بوتون دنياني

خاقاني همت له ياشاسان اگر
اولمازسان منصبه قيزيلا نوكر
يولو اگري گيدن وزيردن باشدير
يولونو دوز گئدن مرد پياده لر

قارشيمدا هميشه بير بولهب وار
هر مثبت ايشه بير منفي طلب وار
آغ گوندوز اؤنونده وارقا راگيجه
هر قدم باشيتدا بيربي ادب وار

جانيم غم يوكونو چگدي نيچه ايل
ئوز گويه باخماق دامنه خوش دگيل
آو چوم بلكه مني سوينديره جاق
قفس ده ساخلايير بئله متصل

جوانليق گيجه مين صباحينا باخ
ياريسي قاب قارا‏، ياريسي دوم آغ
چكديگيم بو سويوق نفس دييه سن
آخردا باشيما قارا ياغديراجاق

به كوشش: توحيد جعفرزاده

*************************************************************
**********************************

كاروانسراهاي معروف خوي


از آن جايي كه شهر خوي جزو قديمي ترين شهرهاي آذربايجان مي باشد به طوريكه بر طبق روابات مختلف و مستند چندين ابنيه تاريخي و كهن اين شهر به سالهاي خيلي دور برمي گردد به نحوي كه ابن حوقل در سال 346 هـ . ق از حصار آجري خوي نام مي برد به اين ترتيب كاروانسراهاي خوي نيز داراي شناسنامه اي كهن مي باشند و ما سعي خواهيم كرد تا شمه اي از تاريخ كاروانسراهاي شهرمان را جهت آگاهي بيشتر دوستان به رشته تحرير در آوريم . مع الوصف در اين شماره به مشروح تاريخي چندكاروانسرا مي پردازيم:


1-كاروانسراي خان:

از بناهاي كهن شهرستان خوي ،كه در درون شهر و در مجموعه بازار قديمي خوي قرار دارد، كاروانسراي خان است ، كه هم اكنون حجره هاي آن مورد استفاده بازاريان مي باشد.

بازار خوي
مشهور است كه بعد از اينكه به دستور احمد خان دنبلي بازار گسترده خوي به طرح بازار وكيل شيراز ساخته شد كاروانسراي بزرگي ، پيوسته به آن بنا گرديد كه محل استقرار مسافران باشد و امروز به نام وي،كاروانسراي خان ناميده مي شود و اين سراي زيبا و وسيع ،مخصوص بازرگانان بود كاروانسراي خان در ضلع غربي بازار قديمي و مشرف بر خيابان طالقاني است، در يكي از درهاي ورودي كه به سوي بازار باز مي شود از سنگ هاي بكار رفته در دروازه سنگي استفاده شده است ،اين كاروانسرا به فرم چهار ايواني ساخته شده بود كه فقط دو ايوان آن در شمال و شرق باقي مانده است كه داراي آجرهاي مشبك و بسيار زيبائي از آجر قرمز رنگ و در داخل طاق ها، تزئينات آجر كاري به شكل ستاره ديده مي شود.
حوضي نسبتا" بزرگ از سنگ در وسط كاروانسرا وجود دارد.

كاروانسراي خان
نام كاروانسراي خان ، در اسناد دولتي ، به نام سراي خان ذكر شده است و قسمتي از اين اثر بي نظير تاريخي در خيابان كشي سال هاي 1312 و 1313 ش تخريب شده است. دو درب بسيار زيبا كه از سنگ هاي سياه و كرمي رنگ ساخته شده، يكي به سوي بازار باز مي شود و در طرفين اين درها سنگ بري هاي زيبائي وجود دارد . ولي با كمال تاسف در تعميرات مغازه هاي جانبي قسمتي از ستوده هاي آن ها زير آجر و گچ مانده است .


2- كاروانسراي ميرزا هاشم:

در مجموعه بازار قديمي خوي و به فاصله اندكي از كاروانسراي خان، كاروانسراي ميرزاهاشم قرار دارد، درب ورودي آن از بازار بوده و درب ديگري از تيمچه ميرزاهاشم و سومين درب نيز مشرف به پاركينگ اختصاصي است ،كه در سمت غربي ورودي واقع شده است.
اين كاروانسرا منسوب است به ميرهاشم پدر بزرگ آيت الله هاشمي خويي صاحب ترجمه نهج البلاغه . ميرهاشم از بازرگانان معتبر و معمر خوي بود ، حياط كاروانسرا تقريبا" هشت ضلعي و داراي چهار ايوان بوده كه هم اكنون سه ايوان آن باقي مانده و داراي آجرچيني بسيار زيبا مي باشد.
اين كاروانسرا احتمالا" توسط ميرهاشم ( ميرزا هاشم) در اوايل سلطنت قاجار ساخته شده بود و هم اكنون به نمام كاروانسراي شجاعي نيز معروف شده است.


3- كاروانسراي چيت ساز:

عباس ميرزا نايب السلطنه، در اجراي برنامه هاي اصلاحي خود، يك كارگاه ماهوت بافي نيز در خوي ايجاد كرده و بعداز بستن پيمان گلستان، دستگاه هايي را براي اين كار از روسيه خريداري و به خوي آورد . محل كارگاه در جايي بود كه بعدها به كاروانسراي چيت ساز معروف گرديد.
اين كاروانسرا در 14 ربيع الاول 1336 هـ . ق مورد حمله بلشريك هاي روسيه گرديد كه همراه با بازار به آتش كشيده شد. آلات و ابزار كارخانه مزبور تا چند سال پيش در كاروانسراي چيت ساز موجود بود. كاروانسراهاي متعدد ديگري نيز در خوي وجود داشت كه هنوز هم آثار بعضي مانده است.
از جمله : حاجي سياح از كاروانسرايي به نام كاروانسراي سيدمحمد نام مي برد.
در دروازه محله ( ميدان بسيج) نيز كاروانسرايي به نام كاروانسراي حيدرخان اميرتومان وجود داشت و قوشا كاروانسراها كه در بازار و كاروانسرايي در مقابل حمام ايل ( ائل حامامي ) و قپان قرار گرفته بودند كه بعضي كاروانسراها در توسعه و گسترش شهر كاملا" از بين رفته و فقط نامي از آنها ميان عامه مانده است و جاي آنها پاساژهاي متعدد ساخته اند مانند: فخري ، ضيائي و... …

شبنم اصلان آبادي

*************************************************************
**********************************

شجاعت وشناخت

"امانوئل كانت" فيلسوف شهير و تأثيرگذار آلماني در مقاله اي كوتاه اما بس مهم با عنوان "روشنگري چيست؟" مهمترين پرسش روشنگري را "جرأت دانستن داشته باش" معرفي مي كند. به معناي ديگر، نزد كانت با وقوع و شيوع روشنگري، شاهد ترويج و بسط نوع بديعي از شناخت هستيم كه با جسارت و جرأت آدمي، نسبت نزديكي برقرار مي كند. علاوه بر اين در تاريخ انديشه بشري آن كه نامش بيش از بقيه با جسارت و شجاعت عجين شده، سقراط است. او كه خود را موجودي مي دانست كه خداوندگار، وي را براي بيداري و آگاهي يونانيان و آتنيان فرستاده است با اين عنوان شناخته مي شود: "سقراط؛ مردي كه جرأت پرسيدن داشت."
اين دو نكته مي توانند باب ورود ما به بحث مهم "شجاعت در شناخت" باشند. به نظر مي رسد براي باز كردن بيشتر بحث، در چندين رويه و جنبه بايد به بحث پرداخت:

1-شجاعت در نقد

اصل و اساس ساحت "شناخت" نقد و پرسشگري است. پرسشگري، پارسايي ذهن و انديشه است و از اين رو مي توانيم سقراط وار بر اين رأي باشيم كه مهمترين نماد جسارت فكري، در پرسشگريهاي ناب و نيكوست. انسان چيزي جز قضاوتها، جهان بيني ها، عقايد و تصاويري كه از خود و جهان دارد، نيست و اينها با هم و در يك منظومه، هويت آدمي را شكل مي دهند. نقادي و پرسشگري راستين از اين مؤلفه ها، حمله بردن بر خود و شالوده شكني، فعاليتهاي شگرفي هستند و چه كاري از اين نقدهاي اصيل و بنيادين، گستاخانه تر و جسورانه تر است؟ تاريخ انديشه پر است از كشمكشهاي فراوان و جدي كه انديشه ورزان، با حوزه سركش و پر هياهوي شناخت و نقد داشته اند. "تئودورف" بر اين نكته پافشاري مي كند كه براي شناخت بايد از خود مايه گذاشت و انيشتين دشوارترين كار انساني را انديشيدن مي داند كه معمولاً اكثريت از آن گريزانند. اينها البته شواهدي هستند كه شجاعت فراوان نقادان و انديشه ورزان را نشان مي دهند.


2-شجاعت در شناخت

ما همه در ساحت امكانها قرار داريم. با اين همه، ناگزير از اخذ تصميم هستيم و از آنجا كه از ماهيت فرايند تصميم گيري شده و نتايج آن اطلاع كافي نداريم، گزينش هايمان مقطعي و نامتقن هستند. در اين ميان، گزينش انديشه و مقيد بودن به سير و سلوكهاي طاقت فرساي آن، شايد بيش از هر امر ديگري ممكن بودن گزينش هايمان را نشان دهد. در ساحت انديشه، ادعاها كوچك و راه رسيدن به آنها طولاني است. علاوه بر اين، انديشه هيچ پيش شرطي نگذاشته كه حتماً جواب و مقصدي فراروي سالك انديشه موجود است. گزينش انديشه به معناي گزينش آزادانه محال است و جسارت و شجاعت بسياري لازم است تا آدمي پاي در وادي بس مشروط و نامتعين آن بگذارد. شايد سالك راه انديشه اين گزاره را هميشه پيش چشم خود دارد كه: "هر سهل و آساني قابل شك و ترديد فراوان است" و بدين گونه سير و سلوك بزرگ و پر دردسر خود را آغاز مي كند. بر اين نظريم كه در جهاني زيست مي كنيم كه سير و سلوك آن منحصر به عرفان و وادي هاي رازآلود وجود آدمي نيست. هنر و دين و انديشه همه گستره هايي هستند كه به جستارها و سلوك هاي هيجان انگيز دامن مي زنند. در ساحت انديشه اما پيام سير و سلوكهاي انديشه ورزان را در اين ابيات ملاي روم هويدا مي بينيم كه:
گرچه عاجز آمد اين عقل از بيان عاجزانه كوششي بايد در آن
رو بجو يار خدايي را تو زود گر چنان كردي خدا يار تو بود
يار خوشتر دارد اين آشفتگي كوشش بيهوده به از خفتگي
باري، در گزينشهاي مشروط و نامتقن زندگي، انديشه در صدر قرار دارد و در آن آشفتگيها و سرگشتگي هايي ژرف وجود دارند و همين شجاعت و جسارت انديشه ورزي را نشان مي دهد.


3-شجاعت در بيان شناخته ها

اگر انديشه ورزي به شجاعت نياز دارد، ابراز نتايج انديشه ورزي به ديگران شجاعت مضاعفي را داراست و پرسشهايي چون: چه مي توانم بدانم؟ چه مي توانم انجام دهم؟ چگونه شناخت مشروط و نامتعين قابل انتقال به ديگران است؟ و تبعات ناخواسته اين ارتباط چيستند؟ بجد مطرح مي شوند. واضح است كه اين پرسشها ضرورتاً به انزواي انديشه ورز نمي انجامند، چرا كه عمل اجتماعي وي همين ابراز نظرهايي است كه بسي از انديشه ورزان بدان تعلق خاطر دارند. حركت لرزان در مسيري بس صعب و خطرناك كه متفكر براي ابراز نظرهاي خود انجام مي دهد، البته به شجاعت و جسارت نيازمند است و به شجاعت نقد و شجاعت انتخاب مسير انديشه، وزنه فربه تري عطا مي كند.


4-شجاعت در "نمي دانم گويي"

گفتيم كه انديشه، ساحت ادعاهاي كوچك و كوششهاي فراوان براي ارايه دلايلي براي آن ادعاهاست. گستره انديشه فضاي تأملات بزرگ و تبعات ريز است و در آن بيش از جواب با سؤال و بيش از قطعيت با ابهام روبروييم. در ساحت انديشه، حس جهل بر حس علم مقدم است و اينها همه نقش "نمي دانم گوييها" را پر جلوه مي كنند. به قول انديشمندي "ما در حوزه انديشه هيچ چيز نمي دانيم و تنها نكات ريزي خوانده و شنيده ايم" و سالك انديشه به كم كردن بخش كوچكي از حجم بي منتهاي جهل خود بسي قانع و خشنود است. ما يكي از مظاهر شجاعت در "نمي دانم گويي" را در اين جمله بي تكلف و بي تعارف آلبرت انيشتين جستجو مي كنيم كه مي گويد: "نمي دانم كه در چشم خالق جهان چگونه ام. در چشم خودم اما كودكي را مي مانم كه در كنار دريا مشغول صدف بازي است."

*************************************************************
**********************************

تاثير دين در نوع نگاه ما به جنبش نرم افزاري وتوليد علم

اگر ما طرحي و ايده اي داشته باشيم كه با واقع هماهنگ نباشد اين طرح وايده ناموفق خواهد بود ما به لحاظ جهان بيني خداوند را مبدع و خلاق مي دانيم واين جهان ابداع اوست فعل ابداعي خداوند است و در كار خداوند تقليد نيست انسان هم كامل ترين مظهر خدا وند است و حظ وبهره اي از اين خلاقيت الهي در وجود او قرار دارد انسان فكور است . مختار است ،آزاد است ، چون جهان چنين است ، حاصل يك خلاقيت است وانسان موجودي است كه امكانات و توانايي براي خلاقيت و نوآوري در هر عرصه اي دارد و اين ها آن زير ساخت هاي فكري هستند كه به ما اجازه مي دهند اين كار را عملي كنيم اگر با اين كه فكر داريم ،اختيار داريم ،آزاد هستيم ، تكليف داريم، ولي از فكر و آزادي و اختيار و تكليفمان استفاده نكنيم و اين ها را راكد و ثابت بگذاريم، صرف داشتن قوه فكر و اختيار و تكليف ، الزام نمي كند كه اين ها عملي شوند ،مهم اين است كه اين امكانات و توانايي هايي را كه به ما داده شده به فعليت در آوريم و اين پتانسيل ها را محقق كنيم ،يعني طرح توليد علم طرحي است مطابق با ساختار عالم ومطابق با قابليت هاي انسان بنابراين انتظار بجايي است اگر ما براي بهتر شدنمان از اين امكانات الهي استفاده كنيم . شايد به يك تعبير بتوان گفت كه خود دين نوعي نگاه به عالم و آدم است و وقتي ما به عنوان يك انسان معتقد وملتزم به دين وارد قلمرو نظريه پردازي مي شويم بنابراين جهان بيني تا ثيري قطعي در زمينه نظريه پردازي دارد نگا ه و نوع تفسيري كه دين از عالم و روابط بين موجودات اين جهان به ما مي دهد تاثير تعيين كننده اي در نوع نظريه پردازي ديني دارد . وهمين است كه نظريه پردازي مبتني بر دين را از نظريه پردازي يك انسان غير متدين متمايز مي كند
گستره جنبش نرم افرازي: درباره جنبش نرم افزاري اولين پرسشي كه مطرح مي شود و در تعريف آن اثر مي گذارد اين است كه اين مقوله يا اين محور مربوطه به چه ساحتي است ساحت هاي علوم يا فرهنگ؟خوب است بدانيم كه آيا جنبش نرم افزاري به يكي ازشاخه هاي علوم ارتباط دارد يا يكي از مقولات عا م فرهنگي است؟ ديگر اين كه آيا خاستگاه طرح اين بحث يك خاستگاه ملي و درون كشوري است يا يك خاستگاه برون مرزي دارد؟ مثلا ،در غرب مطرح شده بعد به كشور ما كشيده يا نه يك مقوله اي است كه در كشور ما پيد ا شده است ؟ جنبش نرم افزاري مي تواند به ساحت هاي مختلفي وابسته باشد، مي تو اند تحليل جا معه شناختي يا مردم شناختي يا روان شناختي اجتماعي داشته باشد و مي تواند مربوطه به علوم ارتباطات باشد. چيزي كه امروز زير عنوان communication يا communications مطرح است.
در علوم ارتباطات هم جنبش نرم افزاري به قلمرو فناوري اطلاعات مربوطه است چون ارتباطات هم جنبه سخت افزاري دارد هم جنبه نرم افزاري ودر يك نگاه عام تري هم مي تواند يكي از مقوله هاي عا م فرهنگ باشد . زيرا بعضي از جامعه شناسان و مردم شناسان بحث مي كنند كه اصلا »فرهنگ « يعني چه و با »تمدن «چه فرقي دارد؟ آيا اين ها مترادف هستند يا رابطه عام و خاص دارند ؟ارتباطشان چگونه و در چيست ؟
زندگي در تفكيك فرهنگ و تمدن: چالش و درگيري شديدي بين نظريه پردازان جامعه شناسي و مردم شناسي وجود دارد ولي شايد با قدري تماسح بتوانيم بگوييم كه فرهنگ جنبه نرم افزاري زندگي بشر است و تمدن جنبه
سخت افزاري زندگي انسان است . خوب ، وقتي تمدن جنبه سخت افزاري باشد بيشتر به تكنولوژي ،صنعت و موارد عيني ، كه دستاورد تجربه ، دانش و توانش بشر است اشاره دارد اما فرهنگ به همه اين دستا ورد ها از جنبه نرم افزاري اطلاق مي شود . با اين نگاه، بحث جنبش نرم افزاري يا به هيچ يك از شاخه هاي علوم ارتباط ندارد يا همه را زير پوشش مي گيرد چون مقوله اي از مقوله هاي فرهنگ است . چرا كه خود فرهنگ بعد نرم افزاري زندگي بشر است كه دستاورد علم و تجرْبه و توانايي در ساحت هاي گوناگون است، پس با اين د و نگاه مي توان آن را وابسته به يك شاخه علمي خاص دانست و يا يك بحث فرهنگي فراگير تلقي كرد درپاسخ به اين سوال كه تعريف وتلقي ما از جنبش نرم افزاري چيست؟ خوب است بدانيم كه خاستگاه و بستر اصلي اين بحث كجا بوده است؟ آنچه ما اسمش را ‌‌» جنبش نرم افزاري « گذاشته ايم مقوله اي است كه در داخل كشور ما مطرح شده است ، شما چيزي به اين شكل در مغرب زمين نمي بينيد كه اسمش را جنبش نرم افزاري بگذارند آنچه امروزه در مغرب زمين مطرح است، اين است كه مي گو يند : كليت زندگي بشر را بر اساس يك قرداد و يك اعتبار وملاحظه خاص مي توان با برهه ها و نام هاي خاصي كه دارد تقسيم كرد :مثلا بگوييم، عصر فضا ، عصر اتم ، عصر هواپيما ،عصر نيروي بخار ، عصر الكتر يسته، عصرسنگ، عصر پارينه سنگي عصر...، اين تقسيم بندي ها اعتباري است و البته يك چيز واقعي نيست . بر اساس قرار داد و تعيين يك سلسله شاخص ها ، بر بر هه ي از زمان زندگي بشر اسم خاصي مي گذارند. مثلا مي گويند :آن وقت كه بشر دغدغه اصلي اش اين است كه چه طور مي شود از لاك زمين بيرون آمد ؟ عصرفضا ست .وقتي كه دنبال افزايش توانايي هاي خود بوده ،عصرالكتريسته است . زماني كه مي خواست از ابزار هاي طبيعي به ابزار هاي مصنوعي روي بياورد از سنگ به مفرغ يا قلع وارد شد تا اين كه به عصر كنوني رسيد. شايد يك اشتراك عمومي بين صاحب نظران و كساني كه در حوزه فرهنگ و انديشه قلم مي زنند وجود داشته باشد كه اين دوره را » عصرجامعه اطلا عات« گفته اند . البته اين قراردادي و اعتباري است و خا ستگا ه واقعي دارد. اصلي ترين دغد غه و دلهره بشر- هر چه با شد – خاستگاه واقعي آن عصر مي شود. چون چيزي كه دغدغه بشر كنوني را تشكيل مي د هد و چيزي كه بيش ترين سرمايه ها را به خود جذ ب مي كند و بيش ترين د گر گوني ها را در زندگي بشر ايجاد مي كند . » اطلا عات «و داد وستدآن است .»اطلا عات« به اين معناي عام و گسترده هم شامل علوم مي شود هم شامل فر هنگ . وقتي ما مي گوييم اطلاعات ، فقط به علوم ، فلسفه و يا جنبه هاي اكا د ميك تجربه هاي شناختي بشر توجه نداريم . منظورر مان از اطلا عات هر چيزي است كه بر زندگي بشر به عنوان رفتارهاي آگا هانه اثر دارد. بنا براين فرهنگ ، عرف، آداب و رسوم ، موسيقي ، تئاتر ، سينما ، فيلم ها، نوار ها ، د يسكت ها، لوح هاي فشرده ،لوح هاي سنگي و باستاني، اسناد و مدارك تاريخي ،كتاب ها و دانشنامه هاي رسمي، همه در دامنه وسيع اطلاعات قرار مي گيرند .

دين ودانشجو


پس آنچه امروز »جنبش نرم افزاري « ناميده مي شود . به اصلاح خاص . اصطلا حي است كه به د نبال بعضي از فرمايش هاي مقام معظم رهبري بيش تر بر جسته شده و منظور ازآن »سهيم بودن در اين جنبش وتلاش براي فعالانه و مسئولانه برخود كردن باآن است «.جنبش نرم افزاري اشاره به يك حركت فراگير ونافذ اطلا عاتي دارد كه گوشه گوشه زندگي ما را پوشش مي دهد و ما بايد به هوش باشيم كه نظا م ارزشي و مولفه هاي فرهنگ ديني خودمان را در اين تلا طم اطلا عاتي محافظت و پشتيباني كنيم . جالب است بدانيم كه وقتي واژه هاي انقلا ب نرم افزاري ونهضت نرم افزاري را در اينترنت
جست وجو كنيد.متوجه مي شويد كه دو ميليون و ششصد و پنجاه هزار سايت كه به گونه اي با اين واژه ها در ارتباط است ظاهر مي شود . اين آمار نشان مي دهد كه در فرهنگ غرب هم ،جنبش نرم افزاري با انگيزه هاي ديگر مطرح است . در همين راستا برخي از كارشنا سا ن فناوري اطلا عات بر اين باورند كه از اواخر دهه 1990ميلادي جهان شاهد يك انقلاب بزرگ و جهاني اطلا عات بوده است ولي در يك نگا ه گستر ده تر ، اين مسئله در مغرب زمين هم مطرح بوده كه عنوان كل قرن را به خود اختصاص داده است. اين هم به اين دليل است كه افراد بشر هر اندازه هم توسعه نيا فته يا در جوامع ابتدايي ساكن باشند، . ابزار هاي ريزش اطلاعات چنان فراگير وگسترده شده اند كه كسي نمي تواند
خود را از زير پوشش وبارش اطلاعات دور بدارد و هيچ كس نمي تواند ادعا كند حتي در ابتدايي ترين و دور افتا ده ترين جوامع،جلوه هايي از ريزش و تبا د ل اطلاعات مطرح نبوده است .يكي از دلايل مهم آن است كه مرزهاي جغرافيايي در هم نورديده شده است. يعني اكنون ديگر براي بشريت مرز مطرح نيست و جالب آن كه بر چيده شدن مرزها هم بيش تر به دليل جنبه اثر گذار فرهنگ است . امروزه كه بحث» فرهنگ جهاني« يا » جهاني سازي فرهنگ« مطرح شده به آن دليل است كه پس از برهه اي كه درآن اند يشه »تكثر گرايي« مطرح بوده و اهل اند يشه مي گفتند: اين برهه، هنگا مه تكثر فرهنگ ها است . خاطر نشان كردند كه تكثر فرهنگ ها قدمي بود ه براي فاصله گيري از آن برهه اي كه درآن روابط top(از بالا به پايين) بين انسان ها بر قرار بوده است. زماني مي گفتند : كره زمين به دو قسمت تقسيم مي شود كه ما مي گوييم : توسعه يافته و توسعه نيافته . از لحاظ فرهنگي هم مي گفتند : اين ها شهروند هاي فرهنگ برين و آن دسته شهروندان فرهنگ پايين هستند . بعد گفتند : اين ارتبا طا ت وامد ا ر طبقه بندي هاي دوران استعماراست وقتي بشر بخواهد به بلوغ فكري وفرهنگي برسد بايد به جا ي تقسيم فرهنگ به فراتر و فروتر . بحث فراواني فرهنگ هاي هم افق رامطرح كند. فرهنگ فراتر وفروتر از دستاورد هاي پست مدرنيست ها (فرانو گرا) بود كه به رغم خوبي هايي كه نو گرايي (مدرنيسم ) براي بشريت داشت ،آنچه معيار والگوي توسعه است ، سفيد پوست ها ي بالاي طبقه متوسط هستند كه شكل دهنده دانش و فرهنگ . توسعه ، تكنولوژي و همه چيز بوده اند . اين تقسيم بندي ابتكار فرانوگراهاست . بعد گفتند : چه كنيم كه از اين برهه بگذريم ؟ گفتند : به جاي فرهنگ فراتر و فروتر، از تكثر گرايي فرهنگي بحث كنيم : بگوييم : فرهنگ ها هر كدام در جايگاه خود شان باشند. ولي در تعامل وداد وستد قرار بگيرند . تكثر گرايي فرهنگي يكي از اولين دغدغه هاي اصلي فرانوگرا ها بوده است . وقتي اين ها كثرت گرايي فرهنگي را مطرح كردند، با چا لش جديدي مواجه شد ند، فرهنگ هايي كه مي خواهند با يكد يگر به صورت موزائيك (وهم افق ) هم زيستي داشته باشند – همان طور كه در يك موزائيك اجزاي تشكيل دهنده، سنگ ها ورنگ هاي مختلف هستند ، يك تركيب مختلفي است كه هر جزئي با قرارگرفتن در كنارجزء ديگر يك تركيب سوم را به وجود آورده است. اين جا گفتند : كثرت گرايي فرهنگي دو چهره مي تواند داشته باشد – اين بحث را بيشتر مردم شناس ها مطرح كرد ند .– گفتند : وقتي چند تا فرهنگ مي خواهند همزيستي داشته باشند . يا بايد بروند در يك ظرف سالاد قرار بگيرند يا بايد بروند در كوزه ذوب . كدام يك از اين ها را بر مي گزينيد؟ اين ها دو جور مي توانند همزيستي داشته باشند . اين دو اصطلاح را از عرف گرفته اند و خوب هم مي رساند كه چه طور دو جور همزيستي مي توانند داشته باشد . اين ها مي گويند : فرهنگ ها مي توانند مثل اجزاي مختلف يك سالاد كنار هم باشند كه هر چيزي خود ش باشد . ولي با تركيبش يك چيز خوش رنگ و خوش مزه درست مي شود به نام سالاد . خوب اين جا مي گويند :» كثرت گرايي فرهنگي مثل تركيب اجزا در يك ظرف سالاد است«. تكثر گرايي در يك ظرف سالاد به اين گونه است كه در آن گوجه،خيار ، هويج، قارچ، فلفل، سبزي و ديگر چيز ها هستند : هر يك از اين ها در كنار ديگري براي خود ش چيزي درست كرده اند به نام » سالاد«. اما ممكن است اين همزيستي به صورت» كثرت گرايي دريك كوزه ذوب الياژ ها« باشد_ ـ (پات) يعني كوزه يا پاتيل ـ مي گويند در » ميلتين پات« همه عناصر با يكد يگر ممزوج مي شوند . در نهايت، دستاورد ش مي شود آلياژ . در اين حالت، عناصر ذوب شونده هويت خود را از دست مي دهند . وقتي هويتشا ن را ا ز دست داد ند، آن سنتز چيز جد يدي است . مي گويند: اين در هر دو شكلش بي خود است . چون وقتي هيچ فرهنگي غا لب نبا شد، همه هويت ها از بين رفته است . پس اين چه فا يد ه اي دارد ؟ به هر حا ل زماني فراواني و تنوع فرهنگ ها مطرح است كه هر فرهنگي داد و ستد داشته با شد . وقتي مي خواهد چيزي بدهد بايد خود ش با شد تا هويت اصلي اش با قي بما ند و شاخص ها يي كه دارد باقي باشد . در عين حا ل تاثرداد وستدي هم دارد .بعد گفتند: همزيستي فرهنگي به صورت /»كوره ذوب « نمي شود . بايد به صورت»كاسه سالاد« باشد . »كاسه سالاد « اين روز ها در بحث جهاني سازي و دهكد ه جها ني مطرح است كه آ ن دهكد ه ،كد خدا دارد يا بي كد خدا است ؟ ظاهرا فرمايش مقام معظم رهبري در مسا له جنبش نرم افزاري به اين گسترد گي كه شامل داد و ستد فرهنگ ها باشد، نيست . علت طرح اين بحث اين است كه اولين تلقي و تداعي در ذ هن شنوند ه پس از شنيد ن واژه »نرم افزاري « فرهنگ است . فرهنگ جنبه نرم افزاري بشر در زند گي ، در كنا ر تمدن است . نرم افزاري كه منظور ايشان است ، احتمالا » فرهنگ « است با يك پسوندو آن بحث فرهنگ سازي است. » جنبش نرم افزاري« يعني آنچه مي تواند بعد نرم افزاري و يا فرهنگي و يا جهت دادن شنا ختي در جامعه ايجاد كند . يك بخشي از اين جنبش رايانه است و چيز هايي كه در قا لب نرم افزا رهاي رايا نه اي تو ليد مي شود . ما در اين زمينه خيلي كار هاي زمين مانده داريم . مناطق فراغ ما كم نيست و افسوس كه اين كاستي ها مورد توجه ما نيست. ما تمام تلاش هايي كه در حوزه – دست كم – كرده ايم اين بوده كه توانسته ايم سخت افزار ها يا منابع اوليه و دست اول ديني مان را نرم افزار كنيم و روي لوح هاي فشرده بيا وريم . ولي اين نرم افزارها همچنان به عنوان منابع خام دست اول مطر حند . ما با منابع كار بردي كه وارد بازار شوند و سطح عمومي جامعه را پوشش دهند . با آن جنبشي كه در مغرب زمين اتفاق افتاده كيلو متر ها فاصله داريم ،چون شاخص اصلي آن ها ، عصر اطلا عا ت است وتلاش مي كنند اطلاعا ت توليد شد ه خود شان را به هر قيمتي بفروشند . بنا برا ين در بازار مصرف گرايي يا در نظريه » مصرف گرايي « بر خلاف آنچه قبلا فقط در زمينه كالا هاي صنعتي و تكنولوژي مطرح بود، امروز بيشترين دغدغه ها بر كالا هاي فرهنگي و نرم افزاري هستند . امروزه از اقتصاد دانش و فروش دانش و فناوري در شكل نرم افزاري آن صحبت مي شود .

به كوشش : مريم مراد عليلو

*************************************************************
**********************************

گزارش دانشجويي

دغدغه هاي دانشجويي

دغدغه

 بدون شك دغدغه ، همزاد انسان است و هيچ فردي را در هيچ مقطعي از زندگي نمي توان يافت كه بدون دغدغه باشد . از كودكي گرفته تاهنگام كهنسالي، ولي دوره اي كه ما مي خواهيم به آن بپردازيم دوران دانشجويي است ، دوراني كه از نظر سني بهترين ايام زندگاني انسان در آن دوران طي مي شود . در ادامه از زبان تعدادي از دانشجويان ، دغدغه هاي آنان را ذكر مي كنيم اميدواريم كه شما نيز قلم به دست گرفته و براي درج در همين صفحه در شماره هاي آينده براي ما ارسال فرمائيد .

رمضاني __ـ مهيري(مديريت بازرگاني)
ترس ازبيكاري براي اكثر دانشجويان وجود دارد. چون يك مسأله عمومي است . من بدون آرامش خاطر ازآينده اي نه چندان معلوم به سرمي برم، شايد بيشترين دليل اين نگراني براي بيكارماندنمان، بي اعتباربودن دانشگاه پيام نورباشد، چون فارغ التحصيلان دانشگاههاي دولتي ـ علي رغم اينكه ازنظرعلمي دانشجويان دانشگاههاي پيام نور ازسطح سواد بالاتري نسبت به ساير دانشگاهها برخوردارندـ صدرنشين اند. درمورد ازدواج هم بايد بگوييم بدون داشتن آينده شغلي مناسب يك معزل است'". البته دوران خدمت سربازي هم فراموش نشود كه بدون داشتن كارت پايان خدمت هويت مان مشخص نيست، پس ازدواج فعلاً تا حداقل 30 سالگي منتفي است!


خانم الف.ب(آمار)

ترس ازبيكاري تاحدودي وجود دارد، شايد علتش تعداد زياد فارغ التحصيلان باشد درحاليكه ظرفيت گوياي چيز ديگري است. درمورد ازدواج نيز مزاحمتي نمي بينم چون شايد فقط تا كارشناسي ارشد ادامه دادم ولي درمورد آينده رشته ام وكارآيي اش اطلاع خاصي ندارم واطلاع دهي ازطرف دانشگاه هم صفر است.

صمد قرباني(مديريت بازرگاني)

در رشته ما بيكارماندن براي خانم ها كمتر است ، چون بنابه گفته اساتيد، بازار كار حتي براي منشي گري هم خانم ها راخيلي بهتر جذب مي كند. بنابراين به تحصيل فعلاً تاليسانس فكر مي كنم ، چون براي آينده ام رشته مديريت صنعتي را درنظر دارم كه به بيشتر به درد آقايان مي خورد. وضمناً به نظرمن تنها خدمت سربازي مشكلي در راه ازدواج است وازدواج ربطي به بيكاري ندارد(مسلماً خانمها همه شاغل خواهند بود وخرج زندگي بر دوش خانم ها خواهد بود!!!!).


خانم ز.د (زمين شناسي)

دغدغه ما آينده شغلي ماست ، چون چندان به چشم نديده ايم كه رشته هاي زمين شناسي دربازار كارچگونه اند، بلكه تنها برخوردمان با اساتيد خودمان است. علاوه برآن فكر مي كنم دراين رشته براي خانمها محدوديت بيشتري وجود داشته باشد. ازشاخه ها وگرايشات رشته مان هم بدليل اطلاع دهي ناقص ، نا آگاهيم . درمورد امكانات هم كمبود رابه شدت احساس مي كنيم. مسأله ديگر ازدواج است كه به شرط هم رشته بودن همسر شايد بتوان پيشرفت كرد ولي به هرحال براي ما محدوديتهاي زيادي وجود دارد.


خانمها »الف.الف«و»س.ح«(شيمي)

فعلاً به ادامه تحصيل تامقطع دكترا مي انديشيم وباديدن هم رشته هاي شاغلمان درخارج ازمحيط دانشگاه ، كمي ازنگراني مان رفع شده است. مسأله مهم اين است كه هيچ كس حتي خودما براي ايجاد گروههاي پژوهشي اقدامي نمي كنيم. ويك مسأله ديگر به محيط دانشگاه ما وبرخورد كاركنان آن با دانشجويان است كه دربسياري ازموارد درشأن دانشجو برخورد نمي كنند كه دراين مورد خاص اكثر دانشجويان اتفاق نظر دارند. چرابايد دردانشگاه افرادي مشغول به كارشوند كه سطح علمي شان حتي زير ديپلم است و بااين وجود داراي مسئوليتي هم هستند و راه ورسم و آداب معاشرت صحيح رااصلاً نمي دانند درحالي كه بسياري ازفارغ التحصيلان بيكار مانده اند؟؟؟


خانم »س.ف« (روانشناسي)

مشكل من اينست كه نمي دانم باخانواده ام بمانم ياازدواج كنم كه ريشه آن به خيلي چيزها برمي گردد ولي دوستم مي تواند اين دوراكنارهم ببيند. درضمن به علت كتابهاي پرحجم پيام نور دانشجو وقتي براي ايجاد گروههاي پژوهشي ندارد و تنها خيال است كه سطح علمي ماها بيشتر است چون تنها كتابهايمان تمام وقتمان را مي گيرند وماحافظان خوبي هستيم واطلاعاتمان درحد كتاب است نه درحد تجربه وپژوهش وفقط به درد موقع امتحان مي خورد وجالب است كه بگويم بازار كار رشته ما داغتر است، به دليل وجود مهد كودكها!!!!

تهيه:
 معصومه خان محمدي
ليلا طالبي

*************************************************************
**********************************
 

آفتاب كاغذي

اصول برنامه ريزي مديريتي رؤيايي از آب تا سراب

همانطور كه خوانندگان محترم نشريه انديشه سبز مستحضرند چندي است كه بخشي با عنوان آفتاب كاغذي در اين نشريه ايجاد شده كه با ديدي تيز بين در هر شماره يكي از معضلات اجتماعي و درد آور جامعه را مورد هدف قرار مي دهد و ظاهرا توانسته با اين رويكرد در بين خوانندگان خود جايي براي خود ايجاد نمايد. در اين شماره نيز سعي شده تا يكي از قديميترين و در عين حال حساسترين معظلات جامعه با عنوان اصول برنامه ريزي دقيق و مديريتي مورد كنكاش قرار گيرد و در فرصتي هر چند اندك و چند سطري اين مساله ريشه دار مورد بررسي قرار گيرد
همانگونه كه همه ميدانيم تا امروز و در طول 27 سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي شاهد اجراي سه طرح پنج ساله توسعه و عمراني در كشور بوده ايم و از آغاز امسال نيز اجراي چهارمين طرح از اين سري طرحها آغاز شده كه به گفته مسئولين امر اين طرحها داراي جامعيت خاصي در مورد امر توسعه و عمران كشور عزيزمان مي باشد و براي تنظيم و تدوين آنها ساعتها كار كارشناسي انجام شده و از نظرات و ديدگاههاي صاحبنظران مختلف در امور صنعتي و اقتصادي استفاده شده و با برنامه ريزي دقيق تمام جوانب عقب ماندگي و نيازمنديهاي ايران مورد توجه قرار گرفته و در هر پنج سال از اجراي اين طرحها كشور بسوي هدفي مشخص حركت مي كند . اما متاسفانه پس از شروع و اجراي هر يك از اين برنامه ها وقتي كه گزارش سازمان مديريت و برنامه ريزي در مورد درصد موفقيت و تحقق اهداف برنامه منتشر ميشود،اين گزارش حاكي از عدم موفقيت وزارتخانه هاي ذيربط و مسئولين اجراي طرحهادر رسيدن به هدفهاي تعيين شده مي باشد و اين نوع دلسردي و ياس و نااميدي در مردم از بابت وعده هاي داده شده و برنامه هاي محقق نشده ايجاد ميكند و اين در حالي است كه باز بنا به گفته همين آقايان و مجرييان طرحهاي ما داراي تمام امكانات و منابع لازم جهت پيشرفت و توسعه هستيم. وقتي ما در عصري زندگي ميكنيم كه به نوعي عصر رقابت و عصر استفاده بهينه از داشته ها جهت جهش سريع اقتصادي است چرا ما نبايد جايگاه خود را در اين دنياي پر تلاطم و پر جنب وجوش ندانيم و با خوش خيالي و خيره سريهاي بي مورد خودمان را در بين افكار باطل و تنگ نظريهاي برخي از مسئولين گم كنيم و حاصل آن نيز قرار گرفتن در ناكجا آبادي باشد كه داراي هيچ اصولي از توسعه انساني و اقتصادي نباشد.وقتي كه تقريباً يكسال قبل،رئيس جمهور وقت در سخنراني خودشان حرف از آمادگي ايران اسلامي جهت نوعي جهش و يا خيزش اقتصادي به ميان آوردند يك لحظه به فكر فرو رفتم و با خود گفتم كه طبق نظريه لوستو، توسعه اقتصادي داراي چند مرحله است كه جهش اقتصادي در مرحله سوم اين نظريه قرار دارد و اين مرحله بعد از مراحل جامعه سنتي و مرحله ما قبل خيزش مي باشد كه متاسفانه ما هنوز در مراحل اوليه آن قرار گرفته ايم و آمادگي لازم را جهت اين جهش نداريم. درست است كه در طي اين سالها كارهاي بزرگ و مهمي انجام شده و قدمهاي بلندي جهت ساختن زيربناهاي اساسي براي ساختن ايران نوين برداشته شده و نبايد منكر آنها شد،ولي بايستي دانست كه در زمره كشورهاي در حال توسعه،كشوري مانند چين نيز با آن همه توسعه و پيشرفت قرار دارد كه اكنون در عرصه توليدات صنعتي جايي را در دنيا براي خود باز كرده و ما نيز كه از نظر برنامه ريزي و زمان بندي اجراي طرحهاي توسعه اي دچار نوعي بي ساماني و سر در گمي هستيم در زمره اين كشورها قرار گرفته ايم و در اين مقايسه بايد گفت كه فرق جهش ما با چيني ها به مانند جهش يك شناگر از روي سكوي پرتاب شنا با جهش يك دونده ماهر در مسابقات قهرماني جهان هست كه ما مانند شناگر وقتي از روي سكو بالا مي پريم و ادعاي جهش مي كنيم پس از مدتي بالا رفتن با كله رو به پايين مي آييم و آنوقت بر خلاف شناگري كه درون آب مي افتد ما بر روي زمين سنگلاخي مي افتيم كه عاقبت آن بر همگان روشن است و چيني ها وقتي مانند دونده قبراق شروع به جهش مي كند با سرعت هرچه تمام تر به سوي هدف خود حركت مي كنند البته نبايد با اين تمثيل و مقايسه دچار نا اميدي شد و دست از پا درازتر از پيمودن راه بازماند .ما واقعاًمسير خوبي را اغاز كرده ايم و بايد با اميدواري به افق ايران 1400 كه افقي روشن است نگريست ولي بايد تكليفمان را خودمان روشن كنيم و نيز بايد اين نكته را هم باور داشت كه از چشم بادامي هاي چيني ،ژاپني وكره اي هيچ چيز كم نداريم و يا از پسران مو طلايي اروپايي نه تنها چيزي كم نداريم بلكه از نظر فكر انديشه و اراده از آنها هوشيارتر وبرتر هستيم كه موفقيتهاي كسب شده توسط فرزندان اين مرزوبوم در رقابتهاي علمي جهاني نظير المپيادهاي علمي فيزيك و شيمي و زيست شناسي و نيز مسابقات روباتهاي فوتباليست ويا مسابقات بتون و همچنين موفقيتهاي چشمگير علمي در عرصه نانو تكنولوژي و نيز علوم هسته اي خود بيانگر اين ادعا و نشانگر استعدادهاي فراوان اين جوانان غيور و برومندو آمادگي آنها جهت شركت در جهاد عظيم علمي براي بهتر ساختن ايران مي باشد ولي مهمترين عامل بازدارنده اين جوانان در عرصه هاي مختلف كه علي رغم داشتن اين همه نيروي مستعد، باز كار ما لنگ مي زند ،نداشتن برنامه ريزي مشخص و كارشناسانه و نيز نداشتن مديراني كار آمد و مجرب جهت هدايت اين امكانات بسوي افق روشن توسعه و پيشرفت كشور مي باشد كه اگر به اين عامل،عامل سرمايه هاي مادي و ذخاير عظيم زير زميني را هم اضافه كنيم بايد واقعاً به حال خودمان افسوس بخوريم. واقعاً اشاره اين نكته ضروري است كه برنامه ريزي موتور محركه نظم بخشيدن به نيروها و امكانات در جهت توسعه متعادل و موزون با آهنگي خوشايند است.كه متاسفانه عدم دقت و توجه به اين امرويا شايد نوعي كج انديشي اين توسعه متعادل را به توسعه اي ناموزون ويا حتي گاهي عقب ماندگي تبديل مي كند كه اموال وسرمايه هاي ملي بيهوده به هدر مي رود.در برنامه ريزي بايستي با تدبر،گذشته را ديد،مدبرانه حال را پيمودوآگاهانه به آينده نگريست وبايستي دانست كه تدبر حاصل انديشه است،انديشه اي ناب ،برگرفته از اصول اسلامي،چراكه مملكت ما يك مملكت اسلامي است كه اين دين نيز دين انديشه و تفكر است و در اثنا انديشه ناب ميسر و محقق نخواهد شد مگر اينكه درست و واقع بينانه ببينيم! ببينيم آنچه را كه داشته ايم، داريم وخواهيم داشت.ما بايد بدانيم كه در گذشته نفت را داشته ايم ولي امكانات استخراج آن را نداشته ايم،حالا امكانات و نفت را با هم يكجا داريم و در آينده حتما اين نفت را نخواهيم داشت وبايد چاره اي براي آن بيانديشيم.بايد بدانيم كه امكانات منطقه آذربايجان با خوزستان يكي نيست و نيز امكانات خراسان با مركز كشور يكي نيست.بايستي با برنامه ريزي صحيح و اصولي و بهره گيري كار آمد و منطقي از داشته هاي هر منطقه از كشور امكان اين توسعه موزون را در سراسر كشور يكجا و هماهنگ فراهم نماييم وطوري نباشد كه در دل دشت وسيع آذربايجان(به طور مثال همين خوي خودمان)سراغ چاه نفت رفته در حالي كه اين منطقه سرمايه گذاري در امر كشاورزي و صنايع تبديلي را مي طلبد و در خوزستان از كنار چاههاي نفت آن بسادگي گذشت و بي هدف دنبال امر ديگري بود و البته نبايد اين فكر به ذهن خواننده محترم خطور كند كه نويسنده اين متن از حاصلخيزي خاك خوزستان بيخبر است ،بلكه بايد اين امر را قبول كرد كه از ميان ارجح و ارجحتر بايد ارجحتر را انتخاب كرد .باذكر چند مورد مشخص از نداشتن برنامه ريزي دقيق توليدي و صادراتي در كشوري كه ساليانه باعث تحميل چندين ميليون دلار ضرر ارزي به بخشهاي مختلف ميشود مطلب را ادامه مي دهيم: 1. ايران از دير باز هم از نظر طرح ورنگ وهم از نظر كيفيت جايگاه جهاني را درامر توليدوعرضه فرش داشته كه با بي توجهي مسئولين درعرض چند سال كشور هاي مانند چين ،هندوتركيه با استفاده از ضعف ايران وبا تقلب ازطرحهاي ايراني فرشهايي با كيفيت پايين تر و با قيمت ارزانتر توليد و عرضه كرده اند كه به موقعيت جهاني ايران لطمه زيادي زده اند. 2 . در مورد توليد وعرضه زعفران باز ايران جايگاه اول جهاني را داشته كه رنگ و طعم اين محصول گران قيمت ايراني گوياي اين امر است ولي بدليل نداشتن بسته بندي زيبا ودلنشين اين فرصت از ما گرفته شده و كشوري مثل اسپانيا با استفاده از اين فرصت با خريد و بسته بندي اين محصول بازارهاي جهاني را بنام خود در دست گرفته است. 3 .موارد ديگري همچون عسل عالي سبلان و خوي و نيز محصولات كشاورزي با كيفيت عالي كه ميتوانند منبع درآمد خوبي براي كشور باشند . به دليل نداشتن برنامه مشخص صادراتي بدون كمترين بهره اي در دست توليدكنندگان آنان مي مانند. به هر حال بايستي مطلب را جايي خلاصه كرد چون تمام مطلب در اين مقال نمي گنجد ولي جاي اين اميدواري است كه با تغيير دولت و استقرار دولت جديد (آقاي احمدي نژاد)كه شعار اصلي خود را عدالت و توجه فرا گير به تمام مناطق كشور قرار داده است . فرصت سوزيهاي گذشته جاي خود را به فرصت سازي بدهند و به جاي شعارهاي خوشرنگ و فريبنده با ديدي باز عمل گرايي را اصل قراردهد.بايد دانست كه با تلفيق نيروي جواني با امكانات ناب داخلي و بومي ميتوان مسير توسعه را با سرعت پيمود و آنگاه انتظار جهش اقتصادي را داشت و البته باز هم بايد گفت كه نبايد كار دولتهاي قبلي را ناديده گرفت بلكه در جوي همراه باتفاهم و همكاري ملي گامهاي بلند توسعه را در بستر امن برداشت و با استفاده بهينه از امكانات تمام مناطق كشور كمبودهاي گذشته را جبران نمود. مثلاًدر مورد شهر خوي مي توان با تسريع در ساخت سد آغ چاي،احداث جاده خوي-وان، احداث كارخانجات تبديل دانه هاي روغني، ايجاد مسير راه آهن خوي،و يا احداث كارخانه ذوب آهن با استفاده از معادن غني اين شهر نوعي اميد به آينده را در دلهاي افسرده اين مردم رنج كشيده ايجاد كرد و نا اميدي هاي مردم اين خطه از كشور را برطرف كرد.

مهدي حاجي زاده

*************************************************************
**********************************
 

طنز:

چند خبر كوتاه از پيام نور برره:
شير فرهاد كوله بار عشقش را به دانشگاه آورده بيد تا با ليلون در دانشگاه عشق در وَكنند (اَ...) ولي... داستان عشقولانه اين دوعاشق ترمز بريده ازچشم حراست دانشگاه (اي كه گفتي يعني چه؟) دورنمانده بيده وهردو به كميته انظباطي دعوت وَشدن تا وفهمن كه دانشگاه جاي عشق در وكردن نبيده...

جان نثارهم جزء دانشجويان پيام نور برره بيده كه طبق معمول پاچه‌خواري اساتيد را وَكرده تا نمره اي از آنها وَگيره، ولي اساتيد ما خام اين پاچه خواري ها نَوَشن و وَگوين اعتراض وَده تا شايد روزي سبز وَشه...

جان نثار



عده اي دانشجويان كه همگي جزء نوابغ برره بيدن در كلاسهاي رفع اشكال! شركت نَوَكنن و ويگولنزج: وخواهيم آخر ترم همه را حفظ وكنيم ونمره قبولي از خودمان دروكنيم وعده اي ديگر ويگولنزج: محيط سالن هاو حياط دانشگاه بهتر بيده!! هواي آزاد باعث فعاليت سلول هاي ما وشه...

اونوقتا كه رئيس دانشگاه مشخص نبيده، سالارخان وسردارجون ورئيس پيام نور فسا ازخودشان مذاكره در وكردن تا تصميم وگيرن كدامشان اين مسئوليت خطير را برعهده وگيره...

كولي برره با آوردن اجناس فرنگي جوانان برره را تشويق به خريدن لباسهاي فرنگي وكرده كه دانسته ويا نودانسته لباسهايي كه همشان آب رفته بيدن را وپوشن وبه دانشگاه ويان. خاك وچوك اگه وبيني چه شكلي وشدن...

بوفه روزهاي پيام نور هم با چايي نخود والبته به جاي خولنجون ونوچوفسكو با غذاهاي اشرافي ازجمله خمير برنج و خورشت شن وماسه، با آب نخود اضافه به دانشجويان سرويس در وكنه...

البته بايد وگوييم كه ديروز هم در بوفه، مجلس نخودچي خورون وبلاگ نويساي پيام نور برره برگزار وشد.

سانلي

افاضات بيست و چهار عيار
در سنه 1410 هجري قمري مردمي ادب دوست، مدرسه اي بنا نهادندي وزين! آنان مغزهاي فراري اطراف و اكناف ايالات و ولايات را جمع كردندي و آنها را به تحصيل علوم گماشتندي و شهريه بگرفتندي!

اگر شهريه را دادي كه دادي
و الا همچو پشمك پيشِ بادي


از كرامات آن مردم علم دوست آن بودندي كه هر سال محصلين بيشتري جمع كردندي و شهريه بيشتري بگرفتندي. تا بدانجا كه ديگر جا براي راه رفتن نيز نبودندي!

الا اي قشر دانشجو بدانيد

اگر مات است با عينك بخوانيد
به سالن ها ترافيك است سنگين

درنگي، دنده سنگين تر برانيد

ولي آن مدرسه ي فضل پرور فعالتر از آن بودندي كه در مقابل سيل مشتاقان كم بياورد! آنچنانچه:

به وقت صبح تا واق واق كنِ سگ
 بجوشد علم چون خونابه از رگ


اوضاع به همين منوال بود تا اينكه يكي از همين زير پا ماندگان عرصه ترافيك مدرسه مختلط، جان به لب شده و افاضاتي اينچنين بر زبان راند، باشد كه رستگار شود!

قسم بر مكتب زرد و قشنگت
ژتون هاي غذاي هفت رنگت
قسم بر نرخ آن شهريه ثابت
كه برده آبرو از اسم ثـــابت
به پارك پر درخت و پر نمايه
به نيمكت هاي گرم زير سايه
قسم بر آن چمن هاي چو سبزي
 تمام رنگ و بوي قورمه سبزي
قسم بر فارغان از امر تحصيل
عديده مردم در رفته زين خيل
قسم بر اين ورودي هاي تــــازه
شماري مليوني، بي حد و بازه
قسم بر نون و مـاست و آب و ديزي
شنو اكنون كلامي زير مـيزي
عزيزان كــــرم خــاكي پا ندارد
به جان عمه اينجا جا نـدارد!

هادي حقيق

*************************************************************
**********************************
 

من يه همزبون مي خوام يكي از جنس خودم

يادم مي آد يه روزي توي روزنامه خوندم كه"اميد بين نسل سومي ها زياد شده". حتي توي تلويزيون هم شنيدم كه گفت:"اميد به زندگي درميان ايراني ها، 10سال افزايش پيداكرده است." من مي خواهم بگويم : بله، اميد به زندگي زياد شده، اما نه براي من وامثال من.بلكه براي بي غم ها. براي به قول ياروگفتني، اونايكه پولشون ازپارو بالا مي ره، براي اوناييكه به قول خودشون به زندگي لبخند زده اند تا زندگي هم به روي آنها بخندد.نه براي من كه هرچي بخوام به زندگي لبخند بزنم زندگي غمناك تر وبي محبت تر مي شود. نه براي من كه هرچي مي كوشم تا غم رابه زندگي راه ندهم ، اندوه ازروزنه اي كوچك وارد مي شود، مني كه هرچه بخوام به زندگي لبخند بزنم ، افسردگي بيشتر مي شود وشبيه هيولايي مي شود كه دندانهاي سياه وزشت بدتركيبش رانشانم مي دهد.مني كه هرچه بخوام به زندگي كردن علاقه نشان دهم ، مرگ مانند پارچه اي رنگارنگ، مرا به سوي خودش مي كشاند ودست آخر هم درخود فرو مي برد. زندگي اميدوارانه براي كي؟ براي چي؟ به چه اميدي؟ شايد تنها به اين اميد كه روزي خدا دست مراهم بگيرد وبه من هم كمكي بكند.
انگارخداهم بامن قهر كرده ، فراموشم كرده، به خداماهم آدميم، دل داريم، شعور داريم، احتياج به محبت داريم . خدايا لااقل تو اين محبتت را ازمن وامثال من دريغ نكن.
روانشناسها مي گويند:بهترين كساني كه مي توانند به درد دل آدم گوش كنند، پدرومادرها هستند.حتماً باآنها مشورت كنيد تا موفق شويد.آخر مشورت باكي؟ بامادري كه 35 سال باتو اختلاف نظر دارد يا با پدري كه نظرات وافكارش مربوط به 40 سال پيش است. مشورت باكدامشان؟ درست است، بايد ازتجربه هايشان استفاده كنيم ولي باور كنيد بعضي وقتها دربعضي مسايل آنقدر ماقبل تاريخ حرف مي زنند كه آدم ديوانه مي شود. من هم مجبورم تمام غصه هايم را بريزم توي دلم . دلي كه چند وقت ديگر براثر غصه ها منفجر مي شود، به نظر شما تاكي مي توانم جلوي اين انفجار رابگيرم؟ بابا! من يه همزبون مي خوام ، يكي ازنسل خودم ، يكي كه حرف همديگر رابفهميم. باهم همدرد باشيم. يكي ازجنس خودم. آخر چرانبايد توي اين محيط بزرگ به اسم دانشگاه جايي نباشد كه درد دل مارولااقل گوش كنند؟
مي گويند گريه التيام بخش است. آدم راسبك مي كند وآن دل پر ازغصه وغم راخالي مي كند. باور مي كنيد آخرين باري كه گريه كردم يادم نمي آد ؟ تا مي خوام گريه كنم يادم مي آد كه "مگرمرد گريه مي كند؟" آخر كدام مرد؟ مردي كه ذره اي به اواعتنا نمي شود ؟ مردي كه ازمرد بودن فقط اسم آن رايدك مي كشد؟ مي خواهم ازشما بپرسم : مگرمردها حق ندارند گريه كنند؟ شكايت كنند؟ از زندگي گله كنند؟ از اين همه بي حرمتي ناله كنند؟ ازاين همه تحقير، فرياد بكشند وازاين همه بي اعتمادي....؟ واقعاً حالم ازاين دنيا به هم مي خورد. دنياي زور، تزوير، دروغ، ريا، مكروحيله وتهمت. واقعاً براي ملتي كه اين همه از آزادي مي گويند متأسفم. ملتي كه هنوز مفهوم آزادي رانفهميده اند، هنوز نمي دانند اگر واقعاً آنطور كه مي خواهند آزاد باشند تا كي كارهاي دلخواهشان را خواهند كرد.
حالا بااين حرفها شما فكر مي كنيد من چه طور آدمي هستم؟ يك راه حلي به من نشان بدهيد كه ازاين همه افسردگي ، پرخاشگري وعصبانيت خلاصي يابم، شما رابه خدا كمكم كنيد.


ع - مهيار

*************************************************************
**********************************
 

جايگاه عدالت


سه چيز است كه همه مردمان به آن نياز دارند: امنيت، "عدالت" و فراوانى.امام صادق(ع)
عدالت جايگاه رفيعى در دايره آراء و عقايد مومنانه و اصلاح جامعه دارد به طورى كه امام على(ع) مى فرمايد:" جامعه را چيزى جز اجراى "عدالت" اصلاح نمى كند. اهميت عدالت به حدى است كه خداوند حكيم مى فرمايد: "ما پيامبران را با دليل هاى روشن فرستاديم و به آنان كتاب و ميزان داديم تا مردمان بر اساس عدالت زندگى كنند" و تاكيد مى كند:" اعدلوا هو اقرب للتقوى"؛، براى رسيدن به تقوا نزديك ترين راه اجراى عدالت است.
رسول گرامى اسلام يك ساعت اجراى عدالت را بهتر از هفتاد سال عبادت دانسته اند؛ "عدل ساعة خير من عبادة سبعين سنة". پس عدالت جايگاه رفيع و شايسته اى دارد و بدون اجراى عدالت، جامعه در مسير شايسته قرار نمى گيرد و انسان نيز به مرزهاى بلوغ فكرى و شخصيتى نزديك نمى گردد. ما بسيار شنيده ايم كه در وصف عدالت گفته و نوشته اند اما دايره اجراى عدالت در مفاهيم و كلام محبوس مانده و هرگز به مرحله فعليت و ميدان تجربه و آزمايش وارد نشده است. چه بسا اراده هاى محكمى نيز براى اجراى عدالت وجود داشته باشد اما در عمل ما نتوانيم از ثمره هاى حكومت عدل بهره مند گرديم، چرا؟ چون كه طبق روايت منقول از امام صادق(ع) مردمان به سه عامل امنيت، عدالت و فراوانى احتياج دارند و آنها در كنار هم هستند و نمى توان به صورت تك محورى بر اجراى هر كدام از آنها تاكيد كرد.
بنابراين اگر اجراى عدالت در جامعه اى كم رونق است حتما بايد به دو عامل ديگر نيز توجه داشت و دانست كه با وجود امنيت و فراوانى و بهره مندى مردم، اجراى عدالت پررونق مى گردد. در اينجا روى سخن نگارنده با انديشمندان و صاحبان قلم كه در خصوص عدالت به ايراد خطابه، سخن و نگارش مى پردازند مى باشد و ضرورت دارد توجه نمايند كه عدالت به تنهايى نمى تواند نياز آدميان را برطرف كند، بلكه حتما بايد در خصوص امنيت و فراوانى و تمتع مردمان نيز طرح ها و برنامه هاى قابل اجرا داشت.
وقتى در جامعه امنيت و احساس امنيت كم سو باشد و انواع و اقسام امنيت روانى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى در معرض مخاطره باشد، چراغ عدالت به تنهايى نمى تواند براى تن خستگان رنجور از آلام بى عدالتى آسايشى و فراغتى فراهم نمايد. وقتى كه هنوز رانت هاى سياسى و اقتصادى كه حاصل چندين سال مديريت تكنوكرات ها و مدعيان اصلاح طلبى است، امنيت سياسى و اقتصادى كانون هاى اقتصادهاى خرد و معيشتى را به خطر انداخته و سياست در خدمت اقتصاد و اقتصاد در خدمت سياست قرار گرفته است، خيلى نمى توان اميدوار بود كه بتوان بدون فراهم نمودن بسترهاى امنيت، عدالت را اجرايى كرد.
بنابراين، اين روايت از امام صادق(ع) را كه امنيت، عدالت و فراوانى را در كنار هم مى داند، نبايد از خاطر برد و ضرورت دارد در آينده هرگاه خواستيم از عدالت بگوييم از دو اصل ضرورى فوق نيز غافل نشويم ، اجرايى شدن عدالت را در افق گسترده ترى كه برآورده شدن نياز آدميان است ببينيم و آن امنيت، عدالت و فراوانى است. شايد يكى از امتيازات مكتب ما نسبت به ديگر مكاتبى كه شعار عدالت مى دهند در اين است كه عدالت را از نوع كيفى مى داند نه كمّى و عدالت را در كنار امنيت و فراوانى تعريف مى نمايد.
 

*************************************************************
**********************************

شعر دانشجويي

يامهدي

ماه بدريم آشكار اول ، گؤزلريم گريان اولوب
حسرت وصليندن اي گول، خانه لر ويران اولوب

بوغم هجراني چكماخ بيزلره ممكن دگول
گَل كي دونيا گوْزلريمده، گوشة زندان اولوب

وصف حسنون شعره گلمور، ناتوانم، نيليوم؟
جمله مافيها سنون توصيفيوه حيران اولوب

ميوة باغ نبي سن ، رمز اسرار علي
هجرتيندن اودلانوب مهدي، اوركلر قان اولوب

تئز يته اي كاش او گونكي، قصد ديدار ايتموسن
پس گؤره رسن مقدمينده ، جانيميز قربان اولوب

اي سعادت معدني ئوزدن حجابين تئز گوتور
امّتين ظلمتده دور، چوخداندي گول پنهان اولوب

بيت الاقصاني چكوب زنجيره بير ننگ اولدوزي
بارالها قوم موسي گورنه بي وجدان اولوب

چوخ مسلمانلار يِيوب سيلي اجانبدن بوگون
چوخلار ئوز كاشانه سيندن، ايندي سرگردان اولوب

پردة غيبتدن اي مهدي جمالون ظاهر ائت
گَل كي بولبوللرده گولسوز بي سروسامان اولوب

گَل قوتار بوخلقي ظلمتدن عزيز مصطفي
ظلم الينده امّت جدون بوگون نالان اولوب

بيزده يعقوبوخ ولي بيزلرده يوخدور كوينگين
مه جمالون گوزلريمده ، يوسف كنعان اولوب

عزتي يازميش تمناي ظهوريندن بوشعر
قائم آل محمد ، مادر ديوان اولوب

مصطفي عزتي - ورودي81

____________________________________

معماي سادگي

باز امشب سوز سردي درگرفت
جان مجنونم غمي ديگر گرفت

آه سردي بروجودم بارشد
ناله ازاين سينه ام بسيارشد

بي مروتها شبي جا مي زدند
روز ديگر حربه برما مي زدند

 دوستي ها را زباني كرده اند
دشمني رامهرباني كرده اند

عشق را ازخود تمنا مي كنند
سادگي را يك معما مي كنند

غرق عالمهاي متروك شبند
غافل از سرماي عالم در تبند

قلب عاشق را به پيكان مي زنند
روي منبر دم زانسان مي زنند

خود پرستي را مرامي كرده اند
مرد عاشق راحرامي كرده اند

توحيد جعفر زاده

____________________________________

تراژدي پوسيدن

طراوت شكسته شعر هايم
بمان

اينجا زمان بدون تو
شعور عاطفي واژه هايم را مي درد
وسايه هاي شوم عنكبوتيان بي رحم
بر روي شانه هاي سايه ام
عجيب سنگيني مي كند
بمان

لابه لاي هفته هايي كه خط زده ام
به خاطر شقايقي كه تنها
بدون تو
در دست هاي عرق كردة يك چوپان
تراژدي پوسيدن را
جاودانه مي نوازد
زينب ميرزا محمودي-علوم تربيتي

____________________________________

اشتياق

 فرشته ها دل من رابه آسمان ببريد
مرا به ديدن آن يار مهربان ببرييد

به شوره زاردلم يك جوانه روييده است
به زير بارش باران بي امان ببريد

شب است وثانيه ها ازسكوت لبريزند
هميشه باز بياييد وهر زمان ببريد

دلم بهانه گرفته است وروي رفتن نيست
مرا نه عارف سالك كه ميهمان ببريد

دراشتياق پريدن شبي كه خواهم مرد
دو بال خسته بگيريدو نيمه جان ببريد

دلم قرار نمي گيرد اين قفس تنگ است
مرا زشهر غريبم به آشيان ببريد

زينب عليزاده

____________________________________

غم تو

دوباره ابروان توكمان سينه مي شود
تمام عاشقي تو دوباره كينه مي شود

ازآن شرار چشم تو درون دست هاي من
تمام ردّ دست تو دوباره پينه مي شود

چه شد بگو عزيز دل كه سهم من دوباره از
تمام خنده هاي تو، غمي غمينه مي شود

دوباره اين حكايت هميشگي كه عاقبت
به پشت خنده هاي من غمت زمينه مي شود

همين كه پيش پاي تو به خاك بوسه مي زنم
وجود استخوان تو دوباره چينه مي شود

مسعود آقازاده

____________________________________

سن سيز

سن سيز قالان گئجه نين نه اؤلدوزي نه آيي
نه حياتين دادي وار نه گونلريمين سايي

سن سيز عومورگونلريم ورق ورق داغيليب
نه يازيندان ياز قاليب نه ده ياييندان يايي

سينمده كي نفس لر دوْيوْن اؤلور بوْغازدا
 آغلاييب بوْشالماقدان يوخ گوزلريمين پايي

بو ليل لي سو كي مني آپاريب بوغاجاقدي
قوي جوشقون اولسون سويي، قوي درين اولسون چايي

بيستون داغي اولوب بايقوشلارين يوواسي
گلمير داها فرهادين نه هارايي نه هايي

بير بويله سوز ايچينده بير سوزواردي كي گولوم
سن سن گئجه لريمين هم اولدوزي هم آيي

سن منيم هرنه گيم سن ،وارليغيم ،اؤمودومسان
اولا بيلمز گوزه ليم هئچ كيمسه سنين تايي

نِي ني ييرم دونياني سن سيز، كي سن سيزمنه
بيردي ايكي دونيانين شيرين ليگي نن زايي

بو فيكريله ياتيرام كي گله سن يوخوما
چيخادمارام ياديمدان سن سويله گن لاي لايي

مرتضي باقري - شيمي

____________________________________

تمام مي شود
به يك
محال است
ببخشيد
وتو هر روز در خيال من
از نو زاده مي شوي
مثل شيشه هاي بغض كرده .

ومن با انگشتانم
طرح قلبي به رويت مي كشم
بي آنكه بدانم خواهي باريد
سولماز حسن زاده - شيمي

*************************************************************
**********************************
 

زندگينامه محمد علي بهمني

بهمني

محمدعلي بهمني متولدسال1323 استان هرمزگان شهرستان بندرعباس مي باشد.وي ازقديمي ها وكهنه كاران غزل وترانه است وسروده هايش غالباًبه گونه اي است كه ازجانب اقشارمختلف مردم مورد استقبال قرار مي گيرد. اولين شعرسروده شده توسط بهمني»فتح طلسم ها« نام داردكه اين شعررا براي فرزندش سظي او به ادبيات انقلاب ، مرثيه به ياد ماندني اش درسوگ امام(ره)است كه درهمان ايام رحلت در كيهان فرهنگي سابق به چاب رسيد.
...ماكه باشيم كه درسوگ شما گريه كنيم...
ازديگركتابهاي او مي توان به: »درفصل عطسه هاي پياپي،فصلي ديگر،گاهي دلم براي خودم تنگ مي شودو شاعر شنيدني است« اشاره كرد .
براي ت%8ي او به ادبيات انقلاب ، مرثيه به ياد ماندني اش درسوگ امام(ره)است كه درهمان ايام رحلت در كيهان فرهنگي سابق به چاب رسيد.
...ماكه باشيم كه درسوگ شما گريه كنيم...
ازديگركتابهاي او مي توان به: »درفصل عطسه هاي پياپي،فصلي ديگر،گاهي دلم براي خودم تنگ مي شودو شاعر شنيدني است« اشاره كرد .
براي تجليل ازاين شاعر نامي در زمستان 1382 مراسم بزرگداشتي درزادگاه او بندر عباس برگزار شد. با آرزوي سلامتي براي اين شاعر ارجمند يكي ازآخرين سروده هاي وي را باهم زمزمه مي كنيم.

دريا شده است خواهرومن هم برادرش
 شاعر تراز هميشه نشستم برابرش

خواهرسلام! با غزلي نيمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نيم ديگرش

مي خواهم اعتراف كنم هرغزل كه ما...
باهم سروده ايم جهان كرده ازبرش

خواهر،زمان،زمانِ برادر كشي است
باز شايد به گوشها نرسد بيت آخرش

با خودمرا ببركه نپوسد دراين سكون
شعري كه دوست داشتي ازخودرهاترش

دريا سكوت كرده ومن حرف مي زنم
حس مي كنم كه راه نبردم به باورش

دريا! منم همو كه به تعداد مو جهات
با هر غروب خورده بر اين صخره هاسرش

هم اوكه دلزده است به اعماق و،كوسه ها
خون مي خورنداز رگ درخون شناورش

خواهر، برادر تو كم از ماهيان كه نيست
خرچنگها مخواه بريسند پيكرش

دريا سكوت كرده ومن بغض كرده ام
بغض برادرانه اي از قهر خواهرش

*************************************************************
**********************************
 


حرف آخر

بر ساحل انتظار

در دنياي بي كسي كه هر ظلمي بر چهره دردمندان خنجر مي زند، دل بي كسان تنها تورا صدا مي زند. درآه تاريك شقاوت ، اسيران سرگشته، شيداي تو هستند. در بزم خموش شب،آوارگان بي نشان اميد به كرامت تو دارند.در درياي پر تلاطم زندگي، سر نشينان قايق سعادت رو به سوي تو دارند. در روز جزا كه هركه از كرده خود گريزان است، من دست به دامن تو خواهم بود. آري تو، اي تكسوار لحظه ها ،اي درمان دل دردمندان و اي منجي بشريت از گرداب هلاكت . اي غائب از نظر ، چه زماني ديده ها را شيداي خود خواهي كرد وظلم را از پس پرده هاي تاريكي نابود خواهي كرد؟ بيا كه چشم براهت نشسته ايم. بيا تا خاك قدم هايت راسرمه چشمانمان كنيم و چشمان كم سويمان را با نور آسمانيت جلا دهيم. اي فرزند عدالت بيا وآيه » والعاقبه للمتقين« را تحقق بخش. روزها از پس يكديگر مي گذرند وداغ نيامدنت آنچنان گدازي به سينه افكنده كه هيچ آبي جز وصال تو آن را خاموش نمي كند. سينه هايمان چنان مالامال از زخمهاي عميق وكهنه است كه ديگر توان لبه هاي تيز طعنه هاي دشمنان تو را ندارند . به اميد روزي كه نقاب از چهره بي عدالتيها بر داري ودستان عدالت را سايبان گيتي كني ،با دستان نيازمند رو به درگاه خداوندگار آورده وجهت فرج هر چه زودتر تو دعا مي كنيم :
اللهم عجل لوليك الفرج

مريم قنبرلو

*************************************************************
**********************************

پشت جلد

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 8:17  توسط شوراي نويسندگان  | 
  بالا  

Copyright©2006- This Site Designed By Hadi.h